سلام

یه سوال دارم در مورد ازدواج سنتی. اینکه در متد سنتی میزان صمیمیت دختر پسر در چه حد باید باشه. وقتی اعتقاداتتون میگه با نامحرم صمیمی نشو و خشک و رسمی باش پس چطور میخوای طرف رو بشناسی ؟

اگه بعد عقد طرف دید همسرش ابراز احساسات بلد نیست و یا خیلی چیزایی که قبل عقد نمیشه فهمید رو بفهمه باید چیکار کنه ؟ مثلا دو تا نامحرم که نمیتونن بهم محبت کنن . پس چطوری باید بفهمن ؟ هیچ کس که نمیاد ادعا کنه من فلان مشکل رو دارم همه میان میگن من خیلی خوبم .


پاسخ :

سلام

معمولا در هر انتخابی دو عامل احساسات و عقلانیت نقش پر رنگی دارند . امتیاز بزرگ ازدواج سنتی اینه که احساسات در اون نقش کم رنگی داره ، وقتی در انتخاب یک گزینه ، بستن یه قرارداد ، موقعی که می خوایم تصمیمات بزرگ بگیریم و ... هر چه که نقش احساسات کم رنگ تر باشه ، طبیعتا نقش عقل پر رنگ تر خواهد بود و هر چه که نقش عقل پر رنگ تر باشه ، اون انتخاب درست تره .

ازدواج شاید بزرگترین انتخاب هر شخص باشه ، بزرگترین انتخاب ها و تصمیمات هر چه عقلانی تر باشن ، احتمال اشتباه کردن در اون ها کمتره .

خیلی از ازدواج هایی که به شکست منتهی میشه به علت اینه که قبل از ازدواج یا معایب طرف مقابل در نظر انتخاب کننده کم رنگ بوده ، یا اصلا دیده نشده ! چرا دیده نشده ؟ چون اون زمان عاشق بوده ، عشق هم که انسان رو کور و کر میکنه ! بعد از ازدواج های احساسی ، همون معایبی که قبل از ازدواج مهم نبودند یه دفعه مهم میشن ، طرف یادش می افته که نماز نخوندن طرف مقابل یه عیب بزرگه ، شل حجاب بودن خانم مرد رو اذیت می کنه ، سیگاری بودن شوهر مایه عذاب میشه و ... .
جوابی ندارن وقتی که بهشون میگن مگه قبل از ازدواج تو نمی دونستی که همسرت این ویژگی رو داره ؟ مگه اون رو همین طوری که هست قبول نکردی ؟ پس چرا الان دبه می کنی ؟!

در ازدواج سنتی یه علاقه ی اولیه شکل میگیره ، بعدش دو طرف با احساسی کم رنگ ، ویژگی های طرف مقابل رو بررسی می کنن . به درستی خطوط قرمز زندگی شون رو مد نظر قرار میدن ، چون احساسات کم رنگه ، به مشورت هایی که از طرف خانواده دریافت می کنن توجه دارن ، در حالی که وقتی احساسات پر رنگ باشه ، مشورت ها رو دخالت می دونن ، روی انتخاب شون لجبازی می کنن ، میگن هر طور شده همین ، اگه نشد تا آخر عمرم ازدواج نمی کنم ! در مواردی حادتر حرمت پدر و مادر به خاطر دختر/پسری که تازه به زندگیش اضافه شده شکسته میشه ، اشک مادر رو در میاره تا به خواسته ش برسه . بعد که احساساتش فروکش کرد پشیمون میشه ، اون می مونه و حرمت های شکسته و اشک های مادری که ریخته شده .
گفتید :
" وقتی اعتقاداتتون میگه با نامحرم صمیمی نشو و خشک و رسمی باش پس چطور میخایی طرف رو بشناسی؟ "

برای شناخت بهتر صمیمیت مثل یه سم می مونه ، صمیمیت مانع از شناخت درسته ، چون وقتی شما با کسی صمیمی میشید ، احساسات سوار بر عقل میشه ، در نتیجه تصمیمات عقلانی نخواهد بود ! وقتی شما بخواید با شخصی که باهاش صمیمی هستید یه قرارداد ببندید ، صمیمیت تون رو دخالت میدید چون می ترسید اگه تصمیمی بگیرید که به ضرر اون بشه ، اون ناراحت میشه .

در حالی که اگه صمیمی نباشید ، ناراحتی طرف مقابل براتون مهم نیست چون میگید من نباید یه تصمیم اشتباه بگیریم و ضرر کنم .
پس این که در ازدواج غیر سنتی بین دو طرف صمیمیت وجود داره ، از محاسن این گونه ازدواج ها نیست ، بلکه از معایب بزرگ اونه .

گفتید :
" اگه بعد عقد طرف دید همسرش ابراز احساسات بلد نیست و یا خیلی چیزایی که قبل عقد نمیشه فهمید رو بفهمه باید چیکار کنه؟ "
می خواید بفهمید که ابراز احساسات بده یا نه ؟ میشه رفتار اون شخص رو با اقوامش رصد کرد مثلا ارتباطش با مادرش ،‌با پدرش ، با خواهر و برادرش .

پس ابراز احساساتی که در ازدواج های غیر سنتی وجود داره هم عیب محسوب میشه نه حسن ، چون معلوم نیست شخصی که با اون ارتباط برقرار کردید حتما همون کسی هستش که با اون ازدواج می کنید . اومدیم و برای شناخت بیشتر ، به هم ابراز علاقه کردید  ،  طبیعتا بعدش بین تون صمیمیت ایجاد میشه ، وقتی بهش نزدیک شدید ، متوجه میشید اونی که می خواستید نیست ! ولی اون شما رو پسندیده و عاشق تون شده ! در این حالت چکار می کنید ؟
دو راه بیشتر نیست :

1 – ولش می کنید .
در این صورت با عذاب وجدان تون چکار می کنید . از این که احساسات اونو به بازی گرفتید چه احساسی خواهید داشت ، با دل شکسته اش چکار می کنید ؟

2 – علی رغم همه ی معایبی که در اون دیدید باهاش ازدواج می کنید !
شاید بگید مگه میشه ؟!

بله میشه ، چون در این جور مواقع ، جوانمردی آقایون گل می کنه ، آقا پسر با خودش نامردیه که ولش کنم ! بهم وابسته شده ، گناه داره !
خانم ها هم احساسات شون گل می کنه ، دل شون برای اون پسر میسوزه ، مخصوصا اگه اون پسر اشکی هم بریزه !
پس اگه می خواید دچار عذاب وجدان ناشی از رها کردن طرف مقابل و دچار ازدواج اجباری نشید ، قبل از ازدواج و در مرحله آشنایی هرگز ابراز احساسات نکنید .

گفتید :
" هیچ کس که نمیاد ادعا کنه من فلان مشکل رو دارم همه میان میگن من خیلی خوبم "
اتفاقا این موضوع در ازدواج های غیر سنتی پر رنگ تره ،‌ چون یه پسر/دختر به یک دلیل مهم به طرف مقابل نزدیک میشه ، فرض کنیم پسر به خاطر خوشگلی به یه دختر نزدیک میشه و دختر هم به خاطر پول دار بودن یه پسر بهش نزدیک میشه یا برعکس .
پسر سعی نمی کنه خودش رو خوب و موجه نشون بده ؟! دختر سعی نمی کنه به طرق مختلف نظر پسر رو جلب کنه ؟! بعدش که طرف مقابل رو عاشق خودش کرد اگه دروغ ها رو بشه نمیگن " می خواستم تو رو از دست ندم برای همین نگفتم که ..."!!!

حالا همین موضوع رو بیارم در ازدواج های سنتی ؛
گفتیم در ازدواج سنتی احساسات کم رنگه ، دو طرف عاشق هم نیستند ، تصمیم ندارند به هر قیمتی که شده طرف مقابل رو به دست بیارن ، چون عقل کار می کنه و دلبستگی چندانی به طرف مقابل ندارن معمولا واهمه ای از گفتن معایب خودشون ندارن . طرف مقابل هم عقلانی بررسی می کنه تا ببینه که با اون معایب می تونه کنار بیاد یا نه .

وقتی محاسن طرف مقابل رو بیشتر از معایبش دید باهاش ازدواج میکنه ، در ازدواج های سنتی ، بعد از این که دو طرف زیر یه سقف رفتند تازه عشق و عاشقی ها شروع میشه ، چون اون موقع دو طرف با وجود اطلاع از معایب همدیگه ، سعی می کنن با هم زندگی کنن . این که میگن عشق آدم رو کور و کر میکنه ، می تونه در ازدواج های سنتی هم اتفاق بیافته ، منتهی نه قبل از ازدواج ، بلکه بعد از ازدواج !

در حالی که در ازدواج های غیر سنتی بعد از ازدواج معایب یکی یکی رو میشه ، و دقیقا همون معایب هم کم کم آتش عشق شون رو خاموش میکنه .

بنابراین دلیل این که مثلا دختر معایبش رو به پسر مورد علاقه ش نمیگه احساسی هستش که به اون پسر داره ، ترسی هستش که از دست دادن اون داره ، و این هم یکی از معایب بزرگ ازدواج های غیرسنتی هستش .

تعدادی اصول ازدواج سنتی مواردی هستش که ذکر شد ، اجرای ناقص اصول ازدواج سنتی ، اون رو به ازدواج غیر سنتی نزدیک میکنه .

موفق باشید


موضوعات مرتبط :
ازدواج سنتی