خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی

جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
صفحات خاص
صفحات کاربران
مسائل روز
به روز شده ها
جدیدترین نظرات خیلی مهم خرید و فروش بک لینک و رپورتاژ
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 3 (۶۹۵ بازدید توسط ۴۸۳ نفر)
نقد و بررسی علم‌ روانشناسی غربی (۱۶۸۳ بازدید توسط ۱۱۵۹ نفر)
پاسخ به سوالات مربوط به طراحی سایت با وردپرس و سئو کردن مطالب (۲۹۹۱ بازدید توسط ۱۶۱۳ نفر)
چند نکته در مورد تائید نظرات با توجه به شروع فصل مدارس (۱۳۵۸ بازدید توسط ۸۶۰ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۸۸۰۸ بازدید توسط ۵۵۴۹ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۲۲۶۶ بازدید توسط ۱۵۵۲ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۷۱۸ بازدید توسط ۱۱۳۴ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۷۹۸ بازدید توسط ۳۸۲۸ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۱۰۸۷ بازدید توسط ۷۳۴ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۱۷۴۲۶ بازدید توسط ۱۰۵۲۱ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۷۱۹ بازدید توسط ۱۲۴۰ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۸۲۰ بازدید توسط ۱۱۹۵ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۱۱۲۱ بازدید توسط ۸۴۸ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۳۳۰۱ بازدید توسط ۲۴۳۶ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۷۱۹ بازدید توسط ۶۰۱ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۵۱۴ بازدید توسط ۴۱۸ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۶۲۷ بازدید توسط ۱۳۰۱ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۳۴۴ بازدید توسط ۱۱۱۵ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۶۹۱ بازدید توسط ۱۲۶۹ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۲۰۴۰۹ بازدید توسط ۱۲۴۴۵ نفر)
صفحه شخصی 🍃Brain on fire🍃 (۵۴۱ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۸۸۰۸ نمایش) - (۳۱۶ نظر)
صفحه شخصی 𝒪𝓃𝒸𝑒 𝒰𝓅𝑜𝓃 𝒶 𝒯𝒾𝓂𝑒 (۲۳۶۳ نمایش) - (۸۱ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۲۶۳۲ نمایش) - (۱۹۲ نظر)
صفحه شخصی berelian (۸۷۷ نمایش) - (۴۵ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۴۱۳۶ نمایش) - (۲۳۹ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۷۰۰ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۴۷۱ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۷۳۶ نمایش) - (۲۰ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۷۲۹۲ نمایش) - (۷۴۱ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۴۵۱۶ نمایش) - (۳۲۳ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۸۰۵۳ نمایش) - (۲۱۶ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۳۳۶ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۲۱۲۶ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۲۵۰۱ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۶۹۷۹ نمایش) - (۳۹۵ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۳۳۷ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۳۳۸۳ نمایش) - (۳۱۱ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۲۰۲۹ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۵۷۱ نمایش) - (۲۰ نظر)
آیت الله مایکل جنازه لازم داره (۱۱۸۳ بازدید توسط ۸۵۵ نفر) - (۰ نظر)
شاید اسلحه‌ ی آمریکا شکسته باشه، ولی رسانه‌ش هنوز هست (۱۶۷۷ بازدید توسط ۱۱۶۸ نفر) - (۵۴ نظر)
در مورد سقوط پرواز ۷۵۲ هواپیمای اوکراین (۴۸۷۷ بازدید توسط ۳۳۲۵ نفر) - (۲۱۳ نظر)
تسلیت به خانواده های قربانیان سقوط پرواز 752 اوکراین (۱۲۳۹ بازدید توسط ۸۸۵ نفر) - (۵۷ نظر)
اگر خواب بمانیم ... (۳۹۸۶ بازدید توسط ۲۸۰۲ نفر) - (۱۳۴ نظر)
چرا بعضی مردم حافظه تاریخی ضعیفی دارند؟ (۱۵۱۲ بازدید توسط ۱۱۲۷ نفر) - (۴۳ نظر)
درسی جاودانی از شهید جهانی (۸۰۴ بازدید توسط ۶۰۸ نفر) - (۱۵ نظر)
آماده شدن برای ظهور، به معنای آیت الله بهجت شدن نیست (۹۶۵ بازدید توسط ۷۷۲ نفر) - (۱۲ نظر)
قاسم حسین زنده تره از این به بعد (۱۸۸۹ بازدید توسط ۱۲۸۹ نفر) - (۷۱ نظر)
سیاست مداران، چگونه شما را فریب می دهند؟ (۱۶۴۱ بازدید توسط ۱۱۶۲ نفر) - (۴۰ نظر)
چرا یک فیلترینگ قدرتمند نداریم که هیچ جوانی منحرف نشود؟ (۲۰۴۱ بازدید توسط ۱۴۹۵ نفر) - (۵۴ نظر)
در هوای آلوده چیکار کنیم زنده بمونیم؟! (۱۰۳۲ بازدید توسط ۷۵۰ نفر) - (۲۱ نظر)
یه ملت چطور می تونه بدون جنگ و خونریزی به مرحله دمکراسی برسه؟ (۳۶۹۴ بازدید توسط ۱۵۳۷ نفر) - (۹۲ نظر)
مسائل روز جامعه، موضوع جدید خانواده برتر (۲۸۱۹ بازدید توسط ۱۰۲۲ نفر) - (۴۶ نظر)
من زن میخوام ، اینو برای اولین بار چطوری گفتید ؟ (۸۷۶۶ بازدید توسط ۷۰۰۵ نفر) - (۷۱ نظر)
اصرار در خواستگاری مستقیم از خود دختر تا چه حد باید باشه؟ (۶۰۲۶ بازدید توسط ۴۶۲۰ نفر) - (۸۱ نظر)
خانمم اون دختری نیست که در زمان نامزدی و عقد باهاش بودم (۵۷۳۰ بازدید توسط ۴۴۲۱ نفر) - (۱۳۱ نظر)
اولین ملاقات با دختر مورد علاقه (۷۶۹۱ بازدید توسط ۴۶۵۳ نفر) - (۹۳ نظر)
موقع تخفیف گرفتن از چه جملاتی استفاده می کنید؟ (۶۴۶۷ بازدید توسط ۳۹۴۵ نفر) - (۸۳ نظر)
ما هم از دختران گله داریم (۹۰۰۰ بازدید توسط ۶۲۷۱ نفر) - (۹۷ نظر)
چطور محترمانه به یه پسر بفهمونم که تمایلی بهش ندارم (۲۹۷۶ بازدید توسط ۱۷۸۷ نفر) - (۱۲ نظر)
مردای قدیمی بر چه اساسی با زن چاق ازدواج میکردن ؟ (۱۲۲۰۵ بازدید توسط ۷۸۷۸ نفر) - (۹۳ نظر)
آدم درونگرا صرفا باید با آدم درونگرا باشه؟ (۱۲۰۷۷ بازدید توسط ۴۳۴۵ نفر) - (۱۵۸ نظر)
از عینکی بودن کسی که میرید خواستگاریش بدتون میاد؟ (۱۰۵۱۵ بازدید توسط ۷۶۹۰ نفر) - (۹۵ نظر)

۲۵ مطلب با موضوع «رد کردن خواستگار فامیل» ثبت شده است

چطور بحث به هم زدن نامزدی با پسر عمه م رو مطرح کنم؟

سلام دوستان

دختر جوانی هستم که با پسر عمه م نامزد هستیم، ایشون از بچگی مون همیشه مراقبم بودن و دوست های خوبی بودیم و وقتی ازم خواستگاری کرد گفت بخاطر عشقی هست که همیشه بهم داشته و یه سری معیار ها.

منم چون قبولش داشتم خودش رو و خانواده ش و دوست شون دارم قبول کردم . اما مشکلی که هست اینه که هر چقدر سعی میکنم نمیتونم بعنوان همسرم بپذیرمش. هنوز عقد نکردیم و محرم نیستیم و حتی ازم خواست عکس عای عروسی داییم رو براش بفرستم بخاطر پوششم که خوب نبود قبول نکردم و ناراحت شد و دعوامون شد که چرا بهش بی اعتمادم و حسش رو قبول ندارم.

نمیخوام کسی رو مقصر جلوه بدم ولی دلم میخواد صرفا پسر عمه م بمونهریال چون نمیتونم عاشقش بشم و این چند وقت هم چیزی تغییر نکرده! نمیخوام به احساساتش آسیب وارد بشه و روابط خانواده ها مشکل پیدا کنه. 

سوالم اینه چطور بحث اتمام نامزدی رو مطرح کنم که مشکل کمتری ایجاد بشه؟، واقعا سردرگمم ولی حس میکنم حق هر دومونه با عشق دو طرفه ازدواج کنیم، عشق یه طرفه مسلما پسر عمه م رو بیشتر ناراحت میکنه. 


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
رد کردن خواستگار فامیل (۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸)
    • ۲۶۳۴ بازدید توسط ۹۷۶ نفر
    • دوشنبه ۱۸ آذر ۹۸ - ۱۵:۴۴

    تا الان هر خواستگاری اومده، یا به دل من ننشسته یا به دل خانواده م

    سلام به همه کاربران محترم خانواده برتر و تمام کسانی که این پست و میخونن

    یکی دو سالی هست که توی خانواده برتر هستم با نام کاربری zahra.khanom ، من دختری هستم مذهبی و چادری که ۱۹ سالمه و چند وقت دیگه میرم تو بیست سال، چهره م اون طوری که بقیه میگن خوب و جذابه، قدم هم متوسط، هیکلم هم وخوب و پر، (البته با باشگاه رفتن ساختمش! ، عینکی و دانشجو هستم.

    چند وقتی هس که خیلی ذهنم درگیر خاستگار و خاستگاری شده، شاید بخندید ولی تا حالا واسه ازدواج کردن، تفریبأ خیلی نذر و نیاز کردم، از یه طرف دوست نداشتم و ندارم به گناه بیافتم و از طرفی دلم یه همدم و همراه میخواست، و اینکه توی یکی از شهر های مذهبی زندگی میکنم ،توی خانواده ما رسم نیست دختر تا ازدواج نکرده خیلی از کارها رو انجام بده، مثل تمیز کردن ابرو، تنهایی بیرون رفتن و ...

    این وسط مادرم خیلی از خواستگار هایی که من داشتم و میپرونه، توی ۱۶ سالگی یک خواستگار خوب و همه چی تموم از فامیل پدری داشتم که قبول نکرد، تو ۱۷سالگیم هم دوباره یه خواستگار دیگه از فامیل پدریم داشتم که اونم قبول نکرد که البته به دل خودمم نبود، ولی هر وقت بقیه میگفتن چرا رد میکنی میگفت دخترم داره درس میخونه، خلاصه که گذشت من رسیدم پیش دانشگاهی ، دوباره یه خواستگار دیگه داشتم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    رد کردن خواستگار (۱۰۶ مطلب مشابه) رد کردن خواستگار فامیل (۲۵ مطلب مشابه) مخالفت خانواده با ازدواج (۲۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۰)
    • ۳۴۳۹ بازدید توسط ۲۱۱۹ نفر
    • پنجشنبه ۹ آبان ۹۸ - ۱۵:۴۳

    جواب منفی دادم، اما فکرش راحتم نمیذاره

    سلام دوستان

    دختری هستم ۱۹ ساله، به دلایلی در کنکور امسال نشد رشته دلخواهم قبول بشم و موندم برای سال دیگه... . از طرفی یک مدت پیش پسر خاله م از من خواستگاری کرد و من به خاطر مشخص نبودن وضعیت تحصیلیم جواب رد دادم. 

    اوایل زیاد برام مهم نبود و به این موضوع فکر نمیکردم اما از مهر که شروع کردم به درس خوندن اصلا نمیتونم از فکر پسر خاله م و کلا ازدواج بیام بیرون و حتی نمیتونم برای درس خوندن تمرکز کنم و مدام بهش فکر میکنم، دست خودم هم نیست و متاسفانه گاهی از فشار جنسی و افکارم به گناه هم کشیده میشم و احساس گناه و عذاب وجدان شدیدا آزارم میده.

    واقعا نمیدونم چکار کنم، روزهام همین طور دارن سپری میشن و منم نمیتونم درس بخونم، در واقع از اینجا رونده و از اون جا مونده. هیچ کسی رو هم ندارم که باهاش درد و دل کنم، انگار افتادم تو باتلاق و هر روز فرو تر میرم، احساس میکنم خدا رهام کرده.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    رد کردن خواستگار فامیل (۲۵ مطلب مشابه) پشت کنکوری ها (۷۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۳۲۸۶ بازدید توسط ۱۵۵۶ نفر
    • جمعه ۳ آبان ۹۸ - ۰۸:۳۰

    این تفکر که اگه دختر بگه نه یعنی آره رو جدی نگیرید

    سلام

    دختری 18 ساله هستم که از بچگی با پسر عموم که یک سال از من بزرگترن بزرگ شدم و برادری ندارم و به ایشون همیشه به چشم برادری نگاه میکردم که همیشه حمایتم میکنن و رابطه دوستانه ای داشتیم و خانواده هامون بهم نزدیکن و رابطه بدی تا بحال بین خانواده ها نبوده تا یک ماه پیش.

    مشکلی که هست شاید درد و دل باشه...، 1 سال پیش به من پیام دادن که بهم علاقه مند شدن (شاید بگین بخاطر شرایط سنی و بلوغه) و بارها از طریق فضای مجازی ابراز علاقه کردن و هر بار از حس من میپرسیدن و منم هر دفعه نمیتونستم موضوع رو هضم کنم به دلیله این بود که من حتی یک بار هم به ایشون به جز برادری چیز دیگه ای ندیدم و حس ایشون رو نسبت به خودم رو غیر منطقی میدونستم و این فکر که به من علاقه دارن حالم رو بد میکرد و از طرفی عذاب وجدان میگرفتم که نکنه ناراحتش کردم و میگفتم به جز برادر برام چیز دیگه ای نیستن.

    رابطه م رو باهاش خیلی محدود کردم و ایشون فکر میکنن که من الکی دارم ناز میارم و مغرور شدم، ولی اصلا این طور نیست، چرا این تفکر رو که اگه دختر بگه نه یعنی آره رو انقدر جدی گرفتین و تبدیل به واقعیت کردین؟، همین باعث پافشاری بیهوده شده از طرف جنس مخالف، که هنوز هم که یک سال میگذره پیام هاشون ادامه داره، از علاقه ای که دارن و نمیدونم چرا نمیتونن حسی که بهم دست داده رو از طرف خودشون درک کنن.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج فامیلی (۸۰ مطلب مشابه) رد کردن خواستگار فامیل (۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۲)
    • ۲۲۵۰ بازدید توسط ۱۳۸۲ نفر
    • پنجشنبه ۱۸ مهر ۹۸ - ۱۵:۳۴

    چرا گفت نه؟، بد جور دلم شکسته

    سلام

    من 23 سالمه, پارسال از دختر عموم خواستگاری کردیم که پشت کنکوری بود, برای اینکه به درسش برسه رد کرد؛ امسال توی اینستاگرام پیداش کردم و سعی کردم بهش نزدیک بشم و بیشتر بشناسمش که این اتفاق افتاد؛ بعد به طرز خاصی شماره م رو بهش دادم و ما توی واتس اپ در تماس بودیم و فقط چت نوشتاری داشتیم.

    وقتی خوب شناختمش بهش گفتم میخوام دوباره بیام خاستگاریت، اونم شروع کرد به حرف زدن از زندگیش و ما تقریبا سه ساعت تمام چت کردیم و همه شرایط زندگی مون رو گفتیم؛ قرار شد که روز بعدش خبر بده که آیا موافقه یا مخالف, از قضا اومد گفت موافق ولی من که ته دلم خالی شده بود بخاطر رشته ش (پزشکی) گفتم با شرایطش نمیتونم کنار بیام و اینا و اونم قبول کرد و هر دو رفتیم پی زندگیمون.

    همون روز من خیلی ناراحت شدم و شبش تا ساعت 3 خوابم نبرد و همه ش به این فکر کردم که شاید من اشتباه کردم؛ فرداش با خواهرم حدود یک ساعت تلفنی درباره ماجرا صحبت کردم و ایشون گفتن که ما خیلی به هم میخوریم و همین طور هم خودمون به همین عقیده رسیدیم؛ و حالا من باید برم عذر خواهی کنم و بگم که میخوام برم خاستگاریش و اینا .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    رد کردن خواستگار فامیل (۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۰)
    • ۲۸۷۲ بازدید توسط ۱۶۴۰ نفر
    • يكشنبه ۱۴ مهر ۹۸ - ۱۰:۰۶

    راهکارهای مبتنی بر اخلاق در پاسخ رد به ابراز علاقه دیگران

    سلام و عرض ادب

    ببینین دوستان هر انسانی کلا دختر و پسر فرقی هم نداره در طی زندگیش کم و بیش ممکنه با ابراز علاقه ی افراد دیگه ای مواجه بشه، خب تا به اینجاش مشکل خاصی نیست کاملا طبیعیه، اصلا خیلی هم خوب، کاری باهاش نداریم.

    اما مساله زمانی مطرحه که فردِ مورد علاقه قرار گرفته به هر علت و دلیلی، مثلا پایبندیش به همسر آینده ش تمایلی به شروع و ادامه ی رابطه نداره یا خلاصه نپسندیده دیگه، پرسشِ من به طور مشخص از شما اینه که چه مکانیزم و راهکارِ نجیبانه و شرافتمندانه ای رو میشناسین که ایشون پاسخِ رد به معشوقه ی خودش بده، به گونه ای که اون دختر به خاطر روحیه ی لطیف و احساسیش دلش نشکنه یا به هر ترتیب آسیبی متوجه اون بنده خدا نباشه!

    ضمنا خیلی مهمه که راهکاراتون بر مبنای اخلاقیاتِ حسنه ارائه بشه، دنبال یه مُدِلم که بشه با کمترین هزینه این ماجراها رو به خوبی و خوشی تموم کرد.

    لطفا هر چی دوز و کلک و تکنیک و نوآوری و راه فریب دادن دارین رو کنین شیطونا! ، مرسی


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    رد کردن خواستگار (۱۰۶ مطلب مشابه) ابراز علاقه برای ازدواج (۶۸ مطلب مشابه) رد کردن خواستگار فامیل (۲۵ مطلب مشابه) جواب رد به دختر (۲۴ مطلب مشابه) ابراز علاقه و خواستگاری مستقیم از دختر (۱۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۵)
    • ۲۵۰۳ بازدید توسط ۱۲۷۹ نفر
    • جمعه ۵ مهر ۹۸ - ۰۹:۲۴

    خانواده خواستگارم بین جلسات خواستگاری زیاد فاصله میندازن

    سلام

    دختری هستم ۲۲ ساله، دانشجو و تک فرزند.

    ۲ سال پیش یکی از اقوام نسبتا نزدیک ازم خواستگاری کرد، با خانواده با پیش گذاشتند، چون هنوز آماده ی ازدواج نبودم جواب منفی دادم. یک سال بعدش دوباره خواستگاری کردند، بازم جوابم منفی بود چون حس خوبی نداشتم بهشون. بالاخره فامیل بودند و دورادور میشناختمش.

    اول امسال هم برای سومین بار دوباره خواستگاری کردند. این دفعه قانع شدم که یه جلسه بیان و صحبت کنیم ولی کاملا هدفم نه گفتن بود. منتها میخواستم بهانه ای درست و حسابی پیدا کنم.

    تو مدت این دو سال آقا پسر سربازی شون تموم شده و فعلا مشغول یه کار غیر ثابت هستند. ۲۷ سالشونه. پسر کاملا پخته و مستقلی هستند. از طرف پدر مادرم کاملا تایید شده هستند.

    از موقعی که من موافقت کردم با اومدن شون تا شبی که اومدن خونه مون ۴ ماه گذشت. به بهانه های مختلف دیر اومدن خودشون رو توجیه میکردند. البته مسافرت هم پیش اومد هم برای خانواده ما هم برای خانواده اون ها. باعث شد من این ۴ ماه خوب فکر کنم و یه کم از جبهه خودم کوتاه بیام.

    جلسه اول فقط به منظور آشنایی بود و صحبتی انجام نشد، دوباره وقتی رفتند تا دو هفته خبری نشد . بعد از دو هفته تماس گرفتند و دوباره اومدند خونه. این جلسه نزدیک ۲ ساعت صحبت کردیم. کاملا طرز تفکرم نسبت به ایشون عوض شد. واضح بگم ازش خوشم اومد و کاملا خواستار صحبت های بیشتر بودم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج فامیلی (۸۰ مطلب مشابه) ازدواج فرزندان (۱۴۹ مطلب مشابه) رد کردن خواستگار فامیل (۲۵ مطلب مشابه) اصرار بر خواستگاری (۲۸ مطلب مشابه) مسائل تک فرزندان (۱۳ مطلب مشابه) خواستگاری از دختران فامیل (۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۷)
    • ۱۸۰۳ بازدید توسط ۱۴۴۱ نفر
    • شنبه ۲۳ شهریور ۹۸ - ۱۰:۳۴

    می ترسم آه پسر عموم که ده ساله خواستگارمه دامنم رو بگیره

    سلام دوستان عزیز ...

    من یه دختر ۲۶ ساله هستم، یه خواستگار دارم که پسرعموی منه، چند بار اومدن و رفتن و با جواب منفی من مواجه شدن، من هیچ علاقه ای به این خواستگار ندارم، هیچ حسی تو این ده سال که اومدن رفتن تو وجود من نسبت به ایشون پیدا نشده.

    چند روز پیش اومدن و من باز ردشون کردم، با خودم که خلوت میکنم میگم زندگی که توش هیچ احساسی از طرف من بوجود نیومده، چه جور میشه شکل بگیره، هم من اذیت میشم، هم اون گناه داره، ازدواج بچه بازی نیست که ریسک کنم و بگم شاید بعدا علاقه بوجود اومد ... .

    تو رو خدا با نظرات تون کمکم کنید، من خیلی میترسم که نکنه آه اون دامن منو بگیره، خیلی افکار منفی میاد تو سرم که نکنه دیگه فرصت ازدواج پیدا نکنم.


    مرتبط با ازدواج دختر عمو و پسر عمو:

    شرایطم برای ازدواج با دختر عموم کمی پیچیده است

    منو دختر عموم که ازم بزرگتره نسبت بهم علاقمند شدیم

    چطور مادرم رو راضی کنم که با یه دختر بزرگتر از خودم ازدواج کنم؟

    بزرگتر بودن زن از مرد مشکلات خاصی بوجود میاره ؟

    عاشق دختر عموم شدم

    دختر عموم رو دوست دارم ولی نمیدونم چیکار کنم

    منو دختر عموم که ازم بزرگتره نسبت بهم علاقمند شدیم


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج فامیلی (۸۰ مطلب مشابه) رد کردن خواستگار فامیل (۲۵ مطلب مشابه) خواستگاری از دختران فامیل (۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۴)
    • ۱۸۸۵ بازدید توسط ۱۵۴۶ نفر
    • سه شنبه ۱ مرداد ۹۸ - ۱۱:۱۸

    هیچ وقت فکر نمیکردم یک دختر بتونه اینقدر سنگدل باشه

    سلام به همه خانواده برتری ها، امیدوارم حالتون خوب باشه و طاعاتتون مورد قبول درگاه حق تعالی

    این سومین پستی هست که بنده در خانواده برتر میذارم، مثل یک داستان میمونه و این پست قسمت آخر داستان عاشقی من هست ...

    پس اگر مایل هستید قسمت آخر داستان رو بخونین و من رو راهنمایی کنید لطفا ابتدا این پست رو مطالعه کنین:

    دختر عموم رو دوست دارم ولی نمیدونم چیکار کنم

    کی میگه دل به دل راه داره ؟!

    اما به طور خلاصه بنده نزدیک دو سال پیش عاشق دختر یکی از اقوام شدم و از ایشون خواستگاری کردم که گفتن فعلا قصد ازدواج ندارن و خب تموم شد رفت. اما برا من تموم نشده بود و با توجه به راهنمایی های دوستان در پستی که گذاشتم رفتم و پیگیر شدم تا اینکه شرایطی مهیا شد و تونستم با دختر خانم صحبت کنم. 

    ابتدا به شماره واتس اپ شون پیام دادم و بعد کمی احوال پرسی دلیل این پاسخ شون رو پرسیدم (همین که گفتن فعلا قصد ازدواج ندارن) و ایشون گفتن که میخواستن من معطل نشم و دلیل خاصی نبوده.  

    بعد بنده کمی توضیح دادم که چقدر دوست شون دارم و چه سختی هایی این مدت کشیدم که قرار شد فعلا تا درس شون تموم بشه. بدون اینکه کسی در جریان باشه این موضوع بین خودمون بمونه.

    تا اینجا همه چی خوب بود تا اینکه بعد که حضوری همدیگه رو دیدیم (قبلا هم دیده بودیم البته) بعدش ایشون کلا یه جور دیگه شد! مثلا میگفتن حسی به من ندارن و هیچ کششی نیست که این رابطه رو ادامه بدن. و اینکه کسی هم تو زندگی شون نیست و این حرف ها. واقعا جا خوردم اینکه تا چند روز قبل همه چیز خوب بود اما الان بر عکس شد.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۷۶ مطلب مشابه) رد کردن خواستگار فامیل (۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۱۸۴۳ بازدید توسط ۱۴۹۶ نفر
    • سه شنبه ۱۴ خرداد ۹۸ - ۱۵:۳۲

    می ترسم از ازدواج با پسر عمه م پشیمون بشم

    سلام

    من دختری ۱۹ ساله ام، تقریبا سه سال پیش پسرعمه م که من شاید در سال یک یا دو بار میبینمش بهم پیشنهاد داد که من قصدم ازدواجه و میخوام با هم بیشتر آشنا بشیم، منم اون موقع به خاطر سن کمم و البته به خاطر نیاز به محبت و ارزشمندی که داشتم قبول کردم، واقعا قبل از اینکه بهم پیشنهاد بده حسی بهش نداشتم اما بعدا کم کم عاشقش شدم و البته وابسته، جوری که واقعا تحمل ندارم باهاش حرف نزنم.

    خواهراش در جریان رابطه مون بودن ولی من خونوادم خبر نداشتن تا اینکه یه اتفاقی افتاد و مجبور شدم به مادرم بگم و البته پدر و مادر اونم فهمیدن، به پدرم گفتن و منو خواستگاری کردن، پدرم هم بهشون گفت که تا یه تایم مشخصی صبر کنن تا نظر منو بپرسه و بگه بهشون، خب به منم چیزی نگفت من از طریق خونواده عمه م فهمیدم.

    راستش از وقتی مادرم فهمیده خیلی داره مخالفت میکنه و همه ش میگه اونا در شان تو نیستن، ولی خب من دوسش دارم، هم پسر خوب و پاکیه و هم دوستم داره، مهربونه، حتی میخواد به خاطر من از شهرشون بیاد و تو شهر ما زندگی کنه، از لحاظ ماشین و خونه ام تامینه، ولی خب تنها چیزی که مشکله اینه که من عاشق کتاب خوندن و مباحث علمی و این چیزهام، ولی اون دقیقا برعکسه منه و این منو میترسونه که بعدها نتونم با این موضوع کنار بیام و البته کار و درسشم اصلا معلوم نیست به کارهایی علاقه داره که من دوست شون ندارم.

     من توی خونواده و فامیل خیلی تو چشمم، همه روم حساب باز میکنن، خیلی هم خواستگار اومد برام ولی بابام رد کرد همه رو، ولی به این ها چیزی نگفته و گفته خودش باید جواب بده. 

    الان نمیدونم چیکار کنم، بین عقل و دلم موندم، من خیلی زیاد حضوری ندیدمش، از طرفی هم تو فامیل پخش شده این موضوع که با هم هستند و میخوان ازدواج کنن و من نمیتونم به خاطر اینکه خونوادش و بقیه در جریانن بگم میخوام بیشتر باهاش آشنا بشم.

    میگن تو این چند سالی که باهاش حرف زدی نشناختیش و اگه جواب بله بهش بدم بعد تو دوران نامزدی بفهمم که اشتباه بوده انتخابم رابطه ی یه خواهر و برادر و دو تا خونواده بهم میریزه، اگه فکر میکنید نظرات تون میتونه کمکم کنه ممنون میشم برام بنویسید.


    مرتبط با مسائل مختلف ازدواج فامیلی:

    یه بهونه مقبول برای نه گفتن به خواستگار فامیل می خوام

    در خواستگاری های آشنا و فامیل ،جواب رد دادن بهشون سخته

    چطوری به پسر عموم بگم که خواستگاری نیاد

    اگر بخوایم ازدواج فامیلی کنیم به مشکل بر میخوریم؟

    با ازدواج فامیلی مخالفم

    نتیجه ی وحشتناک و غیر قابل تحمل یک ازدواج فامیلی

    ازدواج فامیلی ممنوع ممنوع ممنوع ... به هیچ وجه !

    نحوه رد محترمانه و بدون کدورت خواستگار فامیل 

    اگر بخوایم ازدواج فامیلی کنیم به مشکل بر میخوریم؟


    مرتبط با تصمیم گیری بر اساس عقل و دل:

    تا حالا به دختری اینقدر علاقه مند نبودم که به خاطرش هر کاری بکنم

    عقل ، احساس ، عاشقی !

    نمیدونم به عقلم گوش بدم یا دلم !؟

    برای ازدواج به حرف دل باید گوش کرد یا عقل ؟

    من نمیدونم با عقلم تصمیم بگیرم یا با دلم ؟

    بدجوری بین عقل و احساس، و دین و عرف گیر افتادم

    بین عقل و احساسم جنگه

    یه اوقاتی هست که آدم بین دل و عقل گیر میکنه

    در انتخاب شوهر آینده به حرف دلم گوش کنم یا عقلم ؟

    دارم سر دو راهی عقل و احساس قرار میگیرم؟

    دو تا خواستگار دارم ، عقلم میگه اولی ، دلم میگه دومی


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج فامیلی (۸۰ مطلب مشابه) رد کردن خواستگار فامیل (۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹)
    • ۶۹۷ بازدید توسط ۵۸۱ نفر
    • شنبه ۲۸ ارديبهشت ۹۸ - ۱۸:۱۶

    به پای عشقی که فکر میکردم درسته همه خواستگارهام رو رد کردم

    سلام 

    خواهش میکنم بخونین و نظرات تون رو بگین من توی دو راهی بدی گیر افتادم . 

    من دانشجوی ارشد و شاغلم و الحمدالله درآمدم بد نیست و از موقعیت خوبی برخوردارم و گاهی هم  تدریس میکنم، خواستگارایی زیادی داشتم که به پای عشقی که فکر میکرذم درسته همه رو رد کردم. 

    5 سال پیش یکی از اقوام نزدیک به من ابراز علاقه کرد و چون خیلی پسر پاک و خوبی بود و دوسش داشتم قبول کردم، اون دانشجوی سال آخر بود ، خلاصه اینکه بعد یه مدت مادر بزرگ و پدربزرگش بدون حضور پدر و مادرش به خواستگاری اومدن و فقط حرفی زده شد که منو میخوان و ما هم قبول کردیم و متاسفانه خانوادم خیلی ساده قبول کردن اونا هم تاکید به این داشتن قضیه مخفی بمونه و راجع به ازدواج گفتن ان شاء الله بزودی.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۵ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه) رد کردن خواستگار فامیل (۲۵ مطلب مشابه) قول و قرار ازدواج در آینده (۹ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۲)
    • ۳۵۷۴ بازدید توسط ۲۹۶۰ نفر
    • شنبه ۳۱ فروردين ۹۸ - ۱۶:۱۲

    دختران گرامی، لطفا موقع جواب "نه" دادن به پسر، ادب رو رعایت کنید!

    سلام خدمت همگی

    من خودم زخم خورده ام! و یک دل شکسته و زخم خورده داره اینو به شما میگه! زخم نزنید لطفا. دهن ما پسرا رو ... نکنید لطفا!

    من یک پسری هستم که وقتی به یک دختر ابراز علاقه بکنم، مثلا بیام به دختر بگم من بهت علاقه مند شدم، میخوام بیام خواستگاری اگه اجازه بدید و ...، بعد دختر بگه باشه فکر میکنم و بعد اگه (این طوری) بخواد نه بگه حالم بهم میخوره، دوست دارم مشت بزنم توی صورتش ناک اوتش بکنم! حالم بهم میخوره حالم بهم میخوره از این جور جواب دادن دخترها به پسرها... عصبانی میشم اصلا دوست دارم زمین رو جر بدم اون لحظه!!!

    این طوری هرگز نه نگید دختران خواهشا!، با این جملات نگید خواهش میکنم از سما، دارم با  زبون خوش میگمااا!!!


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    رد کردن خواستگار (۱۰۶ مطلب مشابه) رد کردن خواستگار فامیل (۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۳ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۸)
    • ۲۹۹۶ بازدید توسط ۲۴۰۱ نفر
    • شنبه ۱۰ فروردين ۹۸ - ۱۵:۲۰

    حسودیم میشه به دختری که اونو داره

    سلام

    نمیدونم از کجا شروع کنم , از شدت غصه و رنج دارم آب میشم . پارسال اولین خواستگارم که پسر داییم بود اومد این موقع ها خواستگاریم ,ترم دوم بودم و کوچیک تر ,اونم اولین خواستگاریش بود ,صداهایی از قبل شنیده بودم که میگفتن دوسم داره ,وقتی اومد بخاطر اینکه تو شهر دیگه درس میخوندم گفتم دوست دارم تو اون جا درس بخونم و این چند سال رو صبر کن , هیچی گفت نمیتونم و رفت ولی بهش گفتم من جوابم منفی نیست فقط این یه چیز رو ازت میخوام اما قبول نکرد,اینم بگم اون موقع هیچ حسی بهش نداشتم متنفرم نبودم ولی خب علاقه ای نبود .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه) درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) رد کردن خواستگار (۱۰۶ مطلب مشابه) رد کردن خواستگار فامیل (۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵۴)
    • ۶۴۴۵ بازدید توسط ۵۰۵۵ نفر
    • دوشنبه ۶ اسفند ۹۷ - ۰۷:۰۶

    خواستگارم مثل برادرمه و نمی تونم تصور کنم همسرم باشه

    سلام  خدمت همه دوستان

    دوستان من یه سوال از خدمت تون داشتم که به شدت فکرم رو درگیر کرده جوری که قلبم درد میگیره وقتی بهش فکر میکنم . 

    دوستان من دختر هستم .. چند وقت پیش یکی از اقوام خیلی نزدیک ما برای خواستگاریم اومد البته چند ساله مطرح بود که منم دورادور جواب رد داده بودم به دلایل مختلف. ایشون خیلی پسر مثبت و خوبی هستند.

    دوستان مشکل من اینه، ایشون رو نمی تونم بعنوان همسر قبول کنم و احساس میکنم برادرم هستن ... چند وقت پیش قبول کردم بیان خواستگاری ، گفتم شاید نظرم عوض شه که اون حس بیشتر تشدید شد در من.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل خواستگاری (برای دختران) (۱۴۵ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه) رد کردن خواستگار (۱۰۶ مطلب مشابه) رد کردن خواستگار فامیل (۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۱۷۶۷ بازدید توسط ۱۳۲۳ نفر
    • دوشنبه ۲۲ بهمن ۹۷ - ۱۳:۰۸

    تا غریبه هست چرا فامیل ؟

    سلام

    من دختری ۲۲ ساله هستم ، وقتی که ۱۹ سالم بود خاله بزرگم منو واسه پسرش خاستگاری کرد ، با وجود این که اصلا راضی به این ازدواج نبودم اما با اصرار خانواده مجبور شدم که قبول کنم اما قبلش یه آزمایش ژنتیک دادیم که گروه خونی مون به هم نخورد و همه چیز بهم خورد .

    حالا بعد دو سال اون یکی خاله م اومده خواستگاریم ،درست یه شش ماه میشه که دارم روش فکر میکنم اما اصلا نمیتونم به عنوان همسر قبولش کنم ، تا الان چندین بار جواب منفی دادم اما انگار نه انگار باز دوباره زنگ پشت زنگ ، من این هفته همزمان پنج خاستگار داشتم اما خانواده اجازه ندادن که بیان تا من ببینمشون .

    حتی پدرم الان یه ماه میشه که با من حرف نمیزنه به خاطر دادن جواب رد ، حتی بهم گفت که اگه اینو قبول نکنم دیگه باهام کاری نداره و اگه یه خاستگار غریبه داشته باشم هیچ نظری نخواهد داد . حالا من بعد کلی دعوا و مشاجره قبول کردم اما این چند روز کلا افسرده شدم ، انگار تو این دنیا نیستم ، با وجود این که خانواده میدونن چه حالی دارم اما بیخیال نمیشن ، حالا من موندم چیکار کنم ؟ 

    امروز خاله م زنگ زد که باید اول یه آزمایش بدیم بعد اقدام کنیم اما من که میدونم جواب آزمایش چیه ... ، تا حالا کسی تجربه مشابه تجربه من داشته یا دیده لطفا راهنمایی کنید.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج فامیلی (۸۰ مطلب مشابه) ازدواج فرزندان (۱۴۹ مطلب مشابه) رد کردن خواستگار فامیل (۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹)
    • ۱۳۷۵ بازدید توسط ۱۱۳۹ نفر
    • سه شنبه ۱۱ دی ۹۷ - ۲۲:۳۲

    برو بالا
    سری دوم موضوعات خانواده برتر
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت اعتماد به نفس سربازی طلاق میل جنسی مطالب از تبار خاک ... سابقه دوستی قبل از ازدواج رسیدن به آرامش قانون جذب فراموشی عشق فراموشی عشق قبلی قصد ازدواج افسردگی عشق یک طرفه ترک خودارضایی