سلام

من بیست سالمه پسرم... من تا حالا کاری نکردم و حرفه و هنری ندارم... روابط اجتماعیم هم ضعیفه... من تک فرزندم و والدینم بیست ساله که مشغول دعوا هستن.... تو کودکی هم هر دو روز و شب کار میکردن و این طوری بگم که من همین جوری به همت خودم بزرگ شدم...

پدرم فردی بسیار خسیس است و حق خرج کردن پول نداریم... من الان به عنوان ی پسر بیست ساله خیلی ضعیفم... تو همه چی . هم اعتماد به نفسم خیلی پایینه هم خجالتی و انواع مشکلات روانی اعم از فراموشی و افسردگی و اضطراب...

حالا من خیلی ناراحتم که چرا تو دوران راهنمایی و دبیرستان کار نکردم هم پول داشته باشم هم زرنگ بشم تو جامعه... هر چی فکر میکنم تو خودم تقصیری نمیبینم... همه بهم میگفتن کار کن ولی پدرم همیشه میگفت کار نکن تو دکتر میشی و مادرم هم کار نمیگفت و وقتی هم میگفت کاری زنونه مثل جمع کردن سفره و ... میگفت و منم بچه فکر میکردم میخواهد تنبلی کنه و کاری انجام نمیدادم...

تو هیجده سالگیم دو هزاریم افتاد که چقدر عقبم ( تو جمع فامیلامون کاری رو نتونستم انجام بدم و همه مسخرم کردن و حدود شش هفت ماهی افسردگی گرفتم ) بعد اون یک سال کامل درس خوندم که پزشکی قبول بشم ولی نشد و سه هزار آوردم ...

بعد کنکور به زور رفتم کار کنم که اجتماعی بشم بماند که کار ساده بلد نبودم و مسخره میشدم... تو این کار هم انگار رو پیشونیم نوشته بود بی عرضه ام... طرف نمیخواست پولمو بده به زور و با هزارتا غم و غصه و ناراحتی و شکستن غرورم تونستم بگیرم...

من شدیدا نیاز به ازدواج دارم هم از لحاظ عاطفی هم از لحاظ جنسی ( خ ا هم دارم متاسفانه) ولی من الان که پول ندارم باید چهار سال بصبرم حداقل تا کارم درست بشه...

و کلا میترسم از اداره زندگی... یعنی میدونم که دختر مردم رو بدبخت میکنم... هیچی از زندگی بلد نیستم.... حتی لباس خریدن یا میوه خریدن ( بابام حساسه رو پول و به من اجازه نمیدن تو این کارا دخالت کنم میگن بچه هستی گرون میخری یا ...) من خیلی مشکلات روانی دارم برا استرسم قرص میخورم و فراموشیم هم درست نمیشه و هر لحظه مواظبم که حوصلم قاط نزنه ... اینم بگم که من تقریبا تا حالا هیچ تفریح پولی نداشتم...

حالا شما یه تفریح بدون پول اگه تونستید مثال بزنید... من هر چی کردم نفهمیدم چیکار باید کنم کسی رو هم ندارم... من تصمیم گرفتم منزوی بشم تفریح با دوستان پول میخواد... دلیل دیگش هم اینه که تو جمع دوستان مسخرم میکنم و من نمیتونم از خودم دفاع کنم برا این که استرس وارد نشه بهم گفتم تنها باشم حداقل...

هر جا هر مشاوری هم پول میخواد منم ندارم... نمیدونم چه کاری درسته چه کاری غلطه؟ شاید بگین که برو کار... کار نیست یعنی با دانشگاه نمیسازه به درسام نمیرسم...اگرم ترک تحصیل کنم باید برم کارگری چون هیچ کاری بلد نیستم...

من دیگه دارم روانی میشم نمیدونم چیکار کنم؟ امید داشتم که بعد ازدواج و رفتن از این خونه همه چی حل بشه ولی میترسم این فراموشی و نبود اعتماد به نفس بدبختم کنه.... شما بگین چیکار کنم؟ من راهنما ندارم واقعا برا خدا عیبه که برا من راهنما نذاشته... امام زمان من کووووووووو


موضوعات مرتبط :
خودسازی در پسران مسائل تک فرزندان