سلام
من دختری ۲۰ و چند ساله هستم و حدود یک ساله نامزد شدم و بعدم عقد کردم البته از زمان عقدم خیلی نمیگذره، به تازگی از یه آدم مورد اعتمادی که فکر میکرد ما از قضیه خبر داریم شنیدم که پدر شوهر و مادر شوهرم هر دو اعتیاد به مواد مخدر دارن.

اوایل اصلا نمیخواستم باور کنم ولی بعد که بیشتر دقت کردم متوجه شدم تمام ابهاماتی که تو رفتاراشون میدیدم برا پنهان کردن همین قضیه بوده، جوری هردوشون رفتار میکنن که اصلا آدم شک نمیکنه، مطمئنم حتی اقوام نزدیک خودشونم از این موضوع خبر دار نیستن.

اونی که به ما گفت هم از دوستان مشترکمون بود که قدمت دوستیش با خانواده ی شوهرم خیییییلی زیادتر از ما بود، فکر این موضوع مثل خوره افتاده به جونم و دست از سرم برنمیداره، شوهرم رو هم خیلی دوس دارم و نمیتونم به این راحتی ازش جدا بشم.

اونم به خاطر پاکی و نجابتش قبول کردم وگرنه هنوز شغل ثابتی پیدا نکرده و شرایط مالی مساعدی نداره، حالا که این مسئله پیش اومده خیلی پشیمونم که انقد کورکورانه تصمیم گرفتم، الانم نمیدونم باید چیکار کنم واقعا.

موضوعات مرتبط: تعامل با خانواده ,