سلام

من یه دختریم حدودا سی ساله، خیلی سرحال، شاداب و قبراق. مشکلی زیاد ندارم با همه چیز. معمولا با هر شرایطی وفق پیدا می کنم . اما از یه مشکلی به شدت رنج می برم. دلم میخواد این رو هم در خودم رفع کنم ولی واقعا راهش رو بلد نیستم. امیدوارم کاربرانی که میخونن بدون شوخی و مسخره واقعا مثل یه عضوی از خانواده م راهنماییم کنن و راهکاراشون رو بگن.

مشکلم اینه که به شدت از حیوانات میترسم. به خصوص از گربه . میدونم که بالاخره از گرگ و شغال و عقاب و ببر و پلنگ و اینا خوب حتی مردان هم میترسن بالاخره . اما آخه گربه که اهلیه و توی محله ها و پشت بومها همه هست. این که دیگه ترسی نداره. 

من اگه یه گربه مثلا توی محیط باشه دیگه نمیتونم از اون محیط حتی رد بشم. در حالی که خیلی ها رو میبینم دخترن مثل خودم ، حالا یا بزرگتر یا کوچیکتر حتی خردسال و بچه من حساب میشن بعد راحت به گربه دست میزنن ولی من ترس دارم. میدونین بحث چندش نیست. بحث تمیزی و کثیفی هم نیست. بحث اون ترسه که به شدت من رو رنج میده.

مثلا از خروس یا مرغ که در محیطی باشم اونا هم باشن هم میترسم. از گربه خیلی خیلی زیاد. ولی خوب از این دو تا هم میترسم. یا مثلا یه پرنده ای در محیط باز نه ( در محیط بسته مثلا توی یه اتاق اگه رهاش کنن من میترسم و زندگی بهم حروم میشه).

متأسفانه توی خوابگاه مثلا بچه ها درها رو باز میذارن و میخوابن و من اصلا همش فکرم اینه که نکنه گربه بیاد تو ( چون پشت بوم قشنگ به پنجره همسطحه) ولی اونا این جوری فکر نمیکنن و اگرم اومده باشه تو راحت میفتن دنبالش بیرونش میکنن.

خوب دلم میسوزه اتفاقا برای گربه ها و گوشت های ته مونده غذاها رو حتی براشون میذارم بیرون دم در اما مشکلم این ترسمه . یعنی قبول دارم که حیوان بی آزاریه و حیوان گریز و حیوان آزارم نیستم اما واقعا مشکلم ترسمه . ترسی که در سطح خیلی بالاییه و بهش میشه گفت هراس.

بعضی ها مثلا بهشون میگی مشکلت رو میخوان تو رو به عمد رو به رو کنن با گربه یا تنها توی شرایط قرارت بدن ولی این روش حتی منو سکته هم ممکنه بده.

تو رو خدا جون عزیزاتون نخندید و فقط بهم راهکار بدید. متلک هم نگید که ای نازه پیشیه و این حرفا. چون اینا مشکل منو حل نمیکنه. خدا خیرتون بده دوستان.


↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
مسائل دختران جوان (۱۸۹۹ مطلب)

مردم در مورد این موضوع (۵۳) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید