سلام

29 سالمه و هنوز مجردم. از آخرین خواستگارم ۳ سال میگذره. چندین خاستگار داشتم که اطرافیانم به بهانه های الکی ردشون کردن. حالا هم همشون پشیمونن. یکیشون که از همه بیشتر پافشاری کرد رو پدرم به خاطر مهریه رد کرد. گفت دختر اولم ۱۰۰۰ سکه مهرش بود. دومی هم باید هزار سکه باشه تا از اول کم نداشته باشه.

خانواده پسر هم قبول نمیکردن و بعد یه مدت اصرار رفتن و دیگه برنگشتن. یه مورد هم تو خاستگاری گفتن گه ۲ ماه باید صیغه محرمیت خونده باشه تا دختر و پسر با هم آشنا بشن بعد عقد کنن. برادرم رگ غیرتش باد کرد و با حرفاش اونا رو فراری داد. تو یه مورد هم که پسر خوبی بود همه چی داشت خوب پیش میرفت عموم گفت که من از این خانواده خوشم نیومد. در سطح فامیل ما نیستن. چون ساده بودن و ... .

حالا من موندم تنها و بی همدم. سه ساله که خاستگاری نیومده. شدم یه دختر افسرده که همش تو اتاقش خوابه. پدرم میگه دوره مهریه های بالا گذشته همون ۱۴ تا کافیه. برادرم میگه برو تو اجتماع و کلاس های مختلف انگار نه انگار همونیه که به خاطر تعصبش یه مورد جدی رو از من گرفت. پارسال شب عروسیش بهش گفتم نذاشتی من ازدواج کنم و حالا خودت داماد شدی.

گفتم هرگز نمیبخشمت و نفرینم پشتته. اون هم یک ساله داره همه کاری میکنه که برام شوهر پیدا کنه. رابطه پدرم و عموم کاملا قطع شده. حتی عید هم که اومدن عید دیدنی من از اتاق بیرون نرفتم و عموم هر چی پشت در اصرار کرد در رو باز نکردم.

سوالم از شما اینه که در بین شما هم کسی هست که دیگران بختش رو بسته باشن و الان پشیمون شده باشن؟ با این افراد باید چیکار کرد؟


↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۷۴ مطلب)

مردم در مورد این موضوع (۵۹) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید