سلام

دختری بودم بلند پرواز ، شیطون و شاد . همیشه میتونستم چند تا کار رو همزمان با همدیگه انجام بدم. باشگاه ورزشی و کلاس خیاطی و کامپیوتر و حسابداری و ... دانشگاه رفتم... اما همه این آموزش ها نصفه و نیمه رها میکردم چون حامی مالی نداشتم، سرکار هم نمیرفتم چون محله ای که توش زندگی میکردیم متاسفانه کم فرهنگ بودن و پشت سر دخترایی که سر کار میرفتن چیزهای بد میگفتن ...

الان شده ام ۳۲ ساله و متاهل . ۹ ماهه که عروسی گرفتیم و با همسرم زیر یک سقفیم. همسرم با اینکه برعکس من یک دونه مدرک هم نداره ولی سنتی هم فکر نمیکنه، طاقت ناراحتیم رو نداره، هفتگی بهم پول توی جیبی میده ...

دوستان خوب خانواده برتری

چند وقتیه وقتی که میرم به اداره ها، بانک ها، بیمارستان، آموزشگاه ها و ... کارمندهاش و بقیه رو میبینم خیلی از دست خودم ناراحت میشم که چرا با اون همه هوش و استعداد نتونستم هیچ جایگاهی داشته باشم. میام توی خلوتم گریه میکنم. از دست پدر و مادر و برادر غیرتی ام ناراحت میشم که چرا سد راهم شدن. از دست دانشگاهم ناراحت میشم که چرا شرایطی بوجود آورد که باعث شد از تحصیل انصراف بدم . خلاصه خیلی دلم گرفته ...

به من بگید چیکار کنم ؟ از این حالت میخوام در بیام. سن ۳۲ سالگی دیره برای استخدام ؟

دانشگاه چطوری برم وقتی پولش رو ندارم.

دوست ندارم عمرم به بطالت و بیکاری و بی عاری هدر بره


مردم در مورد این موضوع (۱۵) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید
↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
مسائل زنان (۱۵۹ مطلب) مسائل زنان خانه دار (۲۲ مطلب)