با عرض سلام خدمت دوستان

یکی از اقوام بنده متاسفانه در سن جوانی به علت بیماری قلبی از دنیا رفت . همسر ایشون حدود 40 سالشونه و 5 تا بچه کوچیک دارن . بزرگترین بچه شون 10 سالشه . منم 32 سال دارم . میخوام پا پیش بذارم واسه ازدواج . البته هنوز خانواده در جریان نیستن .

تا حالا چند مورد واسه ازدواج معرفی کردن اما اصلا به هیچکس غیر از ایشون نمیتونم فکر کنم . بچه های بسیار دوست داشتنی ای داره و واقعا به اندازه خانواده خودم دوسشون دارم . پس از این نظر مشکلی نیست . الحمدلله به هیچ وجه از نظر جنسی هم تحت فشار نیستم و فانتزی و این چیزا ندارم و میل جنسی یه حس معمولیه برام مثل بقیه حس ها . ایشون پدر پیری دارن با یک زندگی کاملا معمولی و مادرشون فوت کرده . برادراشونم که درگیر زندگی خودشونن . یه جورایی احساس تعهد میکنم نسبت بهشون و نمیتونم از فکر اون بچه های یتیم بیرون بیام  .

چکار کنم ؟ به این فکر میکنم که ممکنه با این کار روی خیلی چیزا چشم ببندم و مجبور بشم شبانه روزی کار کنم . اما وقتی به اجر اخروی و پاداش یتیم نوازی فکر میکنم میگم بیخیال ارزشش رو داره . خواهش میکنم بگید چکار کنم ؟


مردم در مورد این موضوع (۵۲) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید
↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۴۳ مطلب) ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۵۳ مطلب)