نازنینان، سلام و عرض ادب
اجازه بدهید با یک سوال عرائضم رو شروع کنم؛ با خوندن عنوان پست چه مفهومی در ذهن تون نقش میبنده؟
برای اینکه بهتر بتوانم دلیل انتخاب چنین عنوانی رو توضیح دهم، مناسب دیدم در ابتدا یک تقسیم بندی از انواع دینداری رو ارائه بدهم :
نوع اول
اهل سوال نیست ، از شبهه گریزان است ، تقلید در آن جایگاه ویژه ای داره ،در توهمِ یقین گرفتار شده ،از شک و تردید هراس داره ،دچار یک نوع یکنواختی در دینداری شده ،اسیر عادت شده .
این دسته از دینداران، اگر چه غالبا آدمهای خوبی هم هستند. اما دینداری شان پایین ترین درجه دینداریست. این نوع دینداری در اصطلاح به دینداری معیشت اندیش یا دینداری عوام تعبیر شده .
نوع دوم:
از چالش ها استقبال میکنه ،کاوشگر است، پرسشگر است، اهل استدلال است ، چشم ها رو بر شبهات نمیبنده ،در توهم یقین فرو نمیره ،اصلاحگر است ،پیشرونده است. 
این نوع دینداری در اصطلاح، دینداری معرفت اندیش نام گرفته و جایگاه بالاتری نسبت به دینداری نوع اول داره .
نوع سوم:
برترین نوع دینداریست . این نحوه از دینداری مختص عارفان و عاشقان هست و نام دینداری تجربت اندیش بر آن نهاد شده .
حال با این توضیحات برگردیم به این سوال که چرا عنوان پست رو  « پاکش کنید، یه وقت شبهه نشه» انتخاب کردم:
چند روز پیش و در صفحه پسرانه/مردانه خانواده برتر، یکی از کاربران سوالی رو مطرح کردند که در پی آن واکنش های بعضا تندی رو هم برانگیخت. البته برخی دوستان هم کوشش نمودند با آرامش و متانت به این سوال پاسخ بدهند. موضوع سوال، شبهه ای بود در مورد یکی از حوادث منقول از صحنه عاشورا . در اینجا اصل سوال، موضوع مد نظر من نیست، همچنین قانع شدن یا قانع نشدن سوال کننده نیز مورد بحث نیست. لذا از طرح مجدد سوال خودداری میکنم. 
اما پاسخ یکی از کاربران به این سوال، توجه من رو برانگیخت و انگیزه ای شد تا این پست رو بنویسم. پاسخ کاربر محترم چنین است:
« این سوال رو راجع به امام حسین لطفا پاک کنید چون واسه ماهم شبهه ایجاد میکنن.من خودم این شبهه رو قبول ندارم چون امام معصوم هستن و معصوم کار اشتباه نمیکنه. حالا من با ناقص بودن عقلم بیام واسه امام چرا چرا کنم... خواهشا حذفش کنید ممنون..»
این پاسخ مصداق کامل همان دینداری نوع اول هست. بیایید قدری این پاسخ رو موشکافی کنیم؛ در ابتدا  مناسب ترین روش برای مواجه با شبهه رو پاک کردن اون میدونه . لذا عنوان میکنه:  «پاکش کنید یه وقت شبهه نشه» . در ادامه  حق سوال کردن رو هم به خودش نمیده:
«... من بیام و واسه امام چرا چرا کنم؟» 
 این سطح از دینداری اگر چه محترم هست، اگر چه دیندارانی در این سطح ، غالبا آدم های خوبی هم هستند، وظایف شرعی شون رو هم انجام میدن. اما این مرتبه دینداری، پایین ترین مرتبه دینداریست. و در عین حال همیشه خطر آمیخته شدن به جمود و تعصب این نوع از دینداری رو تهدید میکنه. 
بنده دوباره توجه شما رو به این پاسخ  جلب میکنم؛ جمله فوق العاده مهمی در اینجاست:
 «من با این عقل ناقصم بیام و برای امام چرا چرا کنم» 
شما این جمله رو ساده فرض نکنید. این جمله اتفاقی گفته نمیشه. این نماد یک نگر‌ش از دینداریست. نگرشی که از پرسشگری گریزان هست. یک نگرش محافظه کارانه. نگرشی که بال و پر گرفتن آدمی رو از او سلب میکنه. 
اما ما واقعا نباید «چرا چرا» کنیم؟! من فکر میکنم پرسشگری ایمان آدمی رو صیقل میده، موجب زدایش کجی ها و خرافات از دین میشه، زوائد رو از دین پیرایش میکنه و در نهایت معرفت دینی انسان رو ارتقا میده. 
صحبت از خرافه شد، نقل قولی رو از آقای قرائتی بازگو میکنم. ایشان تعریف میکردند «اوایل انقلاب از آقای بهشتی پرسیدم میخوام دین رو تبلیغ کنم، از چه روشی استفاده کنم؟ آقای بهشتی در جواب گفتند: خرافه ها رو از دین حذف کن.»
همون جوری که ما برای جلوگیری از بو گرفتن لباسهامون هر از چند روزی اونا رو از تن در میاریم و شستشو میدیم، به همون شکل برای پیرایش و زدودن کجی ها و خرافه های احتمالی معرفت دینمون، نیازمند پرسشگری و استقبال از چالش ها هستیم. 
 لذا من به دوستان پیشنهاد میکنم  تا حد امکان “چرا چرا " کنید. از سوال کردن نهراسید. حتی اگر موضوع سوال شبهه ای در مورد امام حسین، پیامبر، قرآن، خدا و معاد باشه. 
هیچکس نمیتونه ادعا کنه که همه فهم ما از حوادت عاشورا و امام حسین و پیامبر و خدا و ... مطابق واقعیت هست. تردید نکنید کژی ها و ناراستی هایی در این فهم ما ورود پیدا کرده، بنابراین باید سعی کنیم بطور مدام یه دستی به سر و روی معرفت دینی مون بکشیم. 
+++++
یکی از نقدهایی که بر مذهب ما شیعیان شده، غالی بودن اون هست. غالی یعنی غلو شده. من فکر میکنم این نقد بر ما وارد هست. بنده بخاطر اینکه از موضوع خارج نشدم وارد مصادیق غلو شدگی در مذهبمون نمیشم. اما فکر میکنم یکی از راههای پیراستن این غلوشدگی، گذر از دینداری عامیانه به دینداری معرفت اندیشانه هست. همونطوری به تفصیل توضیح دادم، در این مرتبه از دینداری برجستگی های ناموزون و ناهنجاریها، به تیغِ سوال اصلاح میشه. 
+++++
اما در پایان عرائضم، اجازه میخوام خودم هم به سوالی که در ابتدا پرسیدم جواب بدم. عنوان پست چه مفهومی رو به ذهن القا میکنه؟ من فکر میکنم فرار ، ترس، مخفی کردن. 
 «مو فرفری»

موضوعات مرتبط :
مسائل اعتقادی مطالب کاربران