خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۴ مطلب با موضوع «جهت اطلاع مسئولین» ثبت شده است

آیا دانشگاه فرهنگیان به نفع آموزش و پرورش هست یا نه؟

سلام عزیزان

من دغدغه ام اینه که چرا دانشگاه فرهنگیان با این همه هزینه ای که به دولت تحمیل میشه تاسیس شده؟ در حالی که آموزش و پرورش میتونست به صورت آزمون استخدامی از افراد واجد شرایط با اطلاعات علمی بالا، جذب نیرو کنه.

البته درسته که همین جذب نیروها هم اغلب درگیر سهمیه میشه و به اون شکل افراد موفق جذب نمیشند. اما بالاخره درصدی کوچکی هم بدون سهمیه و بخاطر اطلاعات علمی بالا جذب میشند.

آیا واقعا دانشگاه فرهنگیان به نفع آموزش و پرورش هست یا نه؟ دانشگاه فرهنگیانی که ورود دانشجوهاش هم اغلب با سهمیه انجام میگیره، و دانشجویانی که از اون فارغ التحصیل میشند با هر سطح علمی هستند.
چرا الان من و امثال من که فارغ التحصیل شدیم با سطح علمی بالا و کلی زحمت کشیدن نتونیم در آموزش و پرورش جذب بشیم در حالی که عده ای به راحتی با جذب در دانشگاه فرهنگیان شغلشون تضمین شده است؟ آیا واقعا خروجی دانشگاه فرهنگیان مساعده؟ پس ما چی؟ چرا همین فارغ التحصیلان استخدام نمیشند؟ واقعا این انصافه؟

جدایی از همه اینها با این روند پذیرش آیا معلمانی که وارد آموزش و پرورش که یکی از مهمترین ارگان ها برای پیشرفت کشور هست می شوند واقعا از لحاظ علمی سطح خوبی دارند؟

موضوعات مرتبط: مشارکت فکری با مسئولین , جهت اطلاع مسئولین ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۵۱
    • شنبه ۶ خرداد ۹۶ - ۲۳:۳۱

    به خاطر آزارهای دوران بچگی، هنگام معاشقه با همسرم حس خوبی ندارم

    سلام ...

    دختری 23 ساله هستم. یک ساله با پسری که دوسش دارم عقد کردم. مشکل من برمیگرده به بچگیام. حتی نمیدونم چند سالم بوده ، شاید سه یا چهار ساله بودم که توسط پسر همسایمون دچار آزار جنسی شدم.

    پسر نوجوونی بود که تا منو تنها میدید سعی میکرد خودشو به من بکشه و احتمالا ارضا بشه و یا با دست اندام منو لمس کنه. بچه بودم هیچی نمیفهمیدم حتی نمیدونم چند بار اتفاق افتاد فقط میدونم که منو میترسوند که به کسی نگم.

    آخرین بار تقریبا شش سالم بود که دراز کشید و آلتش رو به من نشون داد و با دستش کاری کرد که ارضا بشه. نمیدونم چطور شد که منم علاقه پیدا کردم به این قبیل کارها. و متاسفانه با دو تا از پسرای فامیل هر وقت تنها میشدیم خودمونو به هم میمالیدیم .

    حتی نمیدونستم اینکار چیه. تا کلاس پنجم بودم که به زشتی کارم پی بردم و حتی تا چند سال افسرده و ناراحت بودم و گوشه نشین شده بودم. با اینکه هوش زیادی داشتم و همیشه شاگرد اول بودم با کسی دوست نمیشدم. حس میکردم من آدم خیلی بدی ام.

    و زندگیم شده بود اتاقم.. تا دوم دبیرستان این حالتم ادامه داشت تا کم کم آدم اجتماعی شدم . مشکل من الان اینه که هنگام معاشقه با همسرم حس خوبی ندارم حس گناه کار بودن دارم نه از ارتباط با همسرم حس گناه کنمااا. از اینکه همسرم اولین شخصی نیست که بدنمو لمس میکنه؟ حس گناه دارم از کارهای بچگیم و اون خاطرات آزارم میده.

    هیچوقت نه به ارضای روحی رسیدم نه جنسی ، حتی به روی خودم نمیارم. فقط میدونم این مشکلم برمیگرده به همون اتفاقا که ناخودآگاه منو آزار میده.. ببخشید طولانی شد من به شدت آدم درونگراییم و نمیتونم پیش مشاور برم. تو رو خدا به من کمک کنین بگین چیکار کنم که یه ادم معمولی شم و اون اتفاقارو فراموش کنم؟

    چیکار کنم اون حسا سراغم نیاد؟ که حس گناه نکنم ؟

    موضوعات مرتبط: مسائل جنسی دوران عقد , جهت اطلاع مسئولین ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۶۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۰۲۰
    • پنجشنبه ۱۴ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۳۵

    ما پیر شدیم اما دریغ از یه عشق و عاشقی

    سلام

    والا اصلا قصدم نالیدن نیستا ولی چه کنم دلمون به مولا پیر شد از بی همدمی . 26 سالم شده بابام همسن من بود 3 تا بچه داشت و چهارمی رو  هم تو راه داشت . تا حالا نه کسی بهم دل بسته شده و نه روابط عشقولانه داشتم هر چی به  یاد دارم به خودم قبولاندم که حق نداری مسخره بازی در اری (مثل داداشم البته ) باید قوی باشی نباید کسی رو کلافه کنی نباید برای رفع عطش خودت کسی رو گرفتار کنی نباید کسی رو عذاب بدی  . بابا ما پیر شدیم اما دریغ از یه عشق و عاشقی .

    عاشق شدم ولی  یک طرفه بوده پدرم در اومده تا خودم رو مجاب کردم دل بی صاحاب دست برداشت ، والا دلمون گرفت همیشه حس می کنم یه حفره عمیق وسط قلبم باز شده وقتایی که دل گیر می شم حفره خیلی عمیق بنظر می رسه . هنوزم از نظر ملت مرد نشدیم .

    همواره منطقی فکر می کنم همواره کار و کار می کنم مشکلات خانواده رو حل می کنم و به دل این می رسم دل اون به دست میارم هنوزم اول راهم و مشکلات خونمون تمومی نداره .

    پس سهم من از زندگی کی قرار برسه کی ؟ همش بی پولی ، همش دردسر ،‌ و چقدر ببینیم و دم نزنیم ؟

    موضوعات مرتبط: خودسازی در پسران , جهت اطلاع مسئولین , جهت اطلاع پدران و مادران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۹۱۲
    • دوشنبه ۲ اسفند ۹۵ - ۲۱:۲۰

    مشکل ناامیدی و کمبود اعتماد بنفس دارم

    سلام

    دختری هستم 30 ساله و مجرد ، که مشکل ناامیدی و کمبود اعتماد بنفس دارم . طوری شده که بخاطر این ناامیدی اخیرا دچار مشکلات جسمی هم شدم مثل بی اشتهایی و تپش قلب و اضطراب .

    هر روز واسم تکراری و مسخره س. فکر میکنم ادم مفیدی نیستم و روزا و شبای زندگیم به تکرار افتاده . انگیزه زیادی برای بهتر شدن شرایطم دارم اما ته همه چی میخورم به بی پولی و اینکه هر کاری رو میخوام شروع کنم نتیجه میگیرم که پولشو ندارم پس بی خیال.

    لیسانس گرفتم اما تا بحال شغلی که به دردم بخوره برام پیدا نشده ، کار هست اما کار سخت با دستمزد ناچیز 100-200 تومن!! مدتی به فکر کسب و کار خونگی افتادم اما اونم برای شروع احتیاج به سرمایه داره که من ندارم. یه مورد رو شروع کردم اونم به شکست خوردم.

    فکر ورزش کردن و اسم نویسی تو باشگاه و فلان کلاس هنری کردم اما شهریه ش زیاده و نمیتونم از پسش بربیام. پدر بیچاره م هم یه کارگر ساده س که از بد روزگار کارفرماش حقوق ناچیز ماهیانه مون رو هم یه خط در میون میده. هر چی زحمت میکشه خرج شکممون میشه و چیزی واسمون نمیمونه که من باهاش بخوام به تفریحاتو سرگرمیام برسم تا یه کم از این ناامیدی و پوچی و ... کم بشه.

    خیلی خسته ام از این وضعیت، فامیل و دوست و آشنا هم تا منو می بینن میپرسن که بیکاری؟ شوهر نکردی؟ همش تو خونه ای؟ اونا از شرایط من مطلع نیستن نمیدونن که تو خونمون چه اوضاعیه حتی یه روزا پول نون خالی هم نداریم بدیم. اونوقت فکر میکنن من از سر تنبلی همش نشستم تو خونه و نمیخوام یه تکونی به خودم بدم.

    واقعیتش بیشتر بخاطر حرف مردمه که اینجوری داغون شدم و ناامید. شبها دو ساعت باید توی رختخواب فکرای جور واجور کنم تا بلکه خوابم ببره فکر و خیال دست از سرم بر نمیداره.

    همش دارم از تو خودمو میخورم که آره من مشکل دارم .من ادم بدرد نخوری ام .من سربارم . اگه دختر خوبی بودم تا الان شوهر کرده بودم . اگه خوب بودم خدا یه راهی جلوی پام میذاشت. اگه خوب بودم تا الان ازدواج کرده بودم و...هزارررررر تا فکر دیگه.

    خواهش میکنم کمکم کنید خسته ام.

    موضوعات مرتبط: ازدواج گوهران کشف نشده , خودسازی در دختران , جهت اطلاع مسئولین ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۵۰
    • دوشنبه ۲۵ بهمن ۹۵ - ۲۱:۰۰

    برو بالا