با سلام

در قسمت قبل تونستم یه چیزایی رو توضیح بدم و حالا میخوام بهتون بگم که این ضمیر ناخوداگاه که گفته میشه قدرت جا به جا کردن کوه ها رو داره هر کسی چطوری به این برنامه میده و چطوری خروجی میگیره .

تمام برنامه ای که بهش داده میشه به فعل >>هستم<< ختم میشه. و با سوالاتی که از خودمون می پرسیم.

در روز چند بار از خودت میپرسی من کی هستم؟ من میگم خیلی زیاد در روز این رو از خودت می پرسی ولی خودت خبر نداری. میگی من یه دختر جذاب هستم ، من یه پسر معمولی هستم ، من مورد توجه این گونه خواستگاران هستم ، من لایق اینقدر حقوق هستم ، من دختر یه پدر خسیس هستم ، من یه پسر نا امید هستم ، من امروز بدون برنامه و باری به هر جهت هستم ، من یه کارمند زرنگ هستم ، من توی درس ریاضی با هوش هستم ، من...............................هستم .

هر کسی آنچنان است که در دل خود می اندیشد نه بیشتر و نه کمتر . هر چیزی که بگی هستم داری به ضمیر نا خود اگاه برنامه میدی و همانطور که پیش تر از این گفتم ضمیر نا خوداگاه توانایی استدلال و منطق نداره و همه چیز رو می پذیره که خارجی ها بهش میگند غلام حلقه به گوش که هر چیزی بگی اجرا میکنه و با کسی هم شوخی نداره و توسط حواس پنج گانه برنامه میگیره.

جایگاهی که امروز توش قرار داری جایگاهی هست که دیروز گفتی من اینگونه هستم ، خدا گفته من خلیفه ای در زمین قرار خواهم داد ، خدا گفته که انسان اشرف مخلوقات من است ، خدا گفته که زمین و اسمان و هر چی که در اون هست رو مسخر انسان کرده ، این همه انسان رو بالا برده خداوند اون وقت این انسان همینی هست که ما میبینیم ؟!

پس هر چیزی که هستیم ما خودمون با خودمون کردیم و الکی هم با خدا قهر می کنیم و گلایه های بیخودی. وقتی که میای اینجا و میگی من خواستگار ندارم. کسی من رو دوست نداره و جواب رد میشنوم و ... ، ضمیر نا خوداگاه تمام این ها را میگیره و شخصیت من و تو رو میسازه .

وقتی که از شرایط بد جامعه میگی تو رو توی این شرایط قرار میده ، وقتی میای و میگی عشق وجود نداره همش هوسه ، وقتی میای میگی همه بیکارند و کار نیست ، اون همه چیز رو میفهمه و شرایطی رو به وجود میاره که تو باورش داری ، شوخی هم سرش نمیشه عزیزم که بگی خب من اینو به شوخی گفتم .

سوال اینه که این ضمیر که یه نسخه اش در درون همه ی ما وجود داره چگونه دیگر افراد را کنترل میکنه ؟

جواب اینه که تمام دنیا با هر دین و کافر این رو قبول کردن که یه شعور نامحدود جهان رو کنترل میکنه و تمام ضمیر های نا خوداگاه به اون متصل هستند مثل کامپیوتر هایی که از طریق اینترنت با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند.

سوال ؛

اگه اینجوری که میگی باشه پس سرنوشت چه کاره هست این وسط ؟

جواب :

ما یه سرنوشت داریم که خدا مینویسه برامون و اگه اون رو خودمون عوض نکنیم همون اجرا میشه ( خدا : ما سرنوشت هیچ قومی رو عوض نمیکنیم مگر اینکه خودشان بخواهند) .

اون چیزی که خدا میگه فرشته و کوه ها از پذیرفتن اون سر باز زدند و انسان ان را گرفت همین ضمیر نا خوداگاه می باشد به نظر خودم . ضمیر نا خوداگاه از تمام اینده خبر داره :

اثبات :

تا حالا شده خواب ببینی صحنه ای رو و بعد توی بیداری ببینی اتفاق افتاده ؟ صد در صد

اگه یادت باشه بهت گفتم توی خواب ضمیر خوداگاه میره کنار و ضمیر ناخود اگاه تمام کنترل رو به دست میگیره ، ضمیر نا خوداگاه تمام گذشته رو با کوچکترین جزئیات در حافظه خود داره ، اثبات :

این رو هم باید توی خواب دیده باشی که صحنه هایی که مال 10 سال پیش هست رو با تمام جزئیات که دیگه از یادت هم رفته بوده رو بعضی وقتا میبینی .

انسان وقتی که انرژی بیشتری داشته باشه ضمیر نا خوداگاه کمرنگ میشه و خوداگاه پر رنگ تر میشه ، واسه همینه که وقتی ضعف داشته باشی شروع میکنی به خواب دیدن و توی فکر های هپروت رفتن .

توی هیپنوتیزم هم طرف رو خوابش میکنند و مستقیم به ضمیر نا خوداگاه دستور میدن و اون هم توانایی استدلال نداره و همه چیز رو قبول میکنه . اون مرتاض هندی که میبینی از داخل دیوار چین عبور میکنه یا با قدرت تمرکز یه پرتقال رو می ترکونه یا با یه اشاره قطار رو نگه میداره سال ها تمرین کرده تا توانسته ارتباط قوی با ضمیر نا خوداگاه بر قرار کنه واسه همینه که خیلی کم غذا میخوره که ضعف اون رو بگیره و ضمیر خود اگاه رو کمرنگش کنه .

خب این قسمت هم خیلی طولانی شد بقیش برای بعد

سوال : حالا اینا که گفتی به چه درد ما میخوره ؟

در واقع اینا فقط یه پیش زمینه بود واسه اینکه شروع کنیم اون برنامه ای رو که دلخواهمون هست رو به ضمیر ناخود اگاه بدیم ، قصد دارم این قسمت ها رو تا پاده سازی پیش ببرم .

اگه خدا نخواد یه برگ هم از یه درخت نمیفته و اینجا بودن تو ، خوندن این ها هم به خواسته ی خدا هست و خدا خواسته که فردای تو مثل دیروز تو نباشه و هر علمی هم که باشه از ان پروردگار جهانیان است و این جانب هیچ ادعایی ندارم که خیلی ها با خواندن کتاب های زیاد و دیدن فیلم های اموزشی هیچ نتیجه نگرفتن .

ولی من چون که خودم تجربه کردم یه راه خوب رو بهتون یاد میدم ، راستی دنبال منبع اگه میگردی خودت برو بگرد و پیدا کن و قسمت هایی رو هم که از قران گفتم چیزایی بوده که توی ذهنم بوده و نرفتم دقیق از روی ترجمه بنویسم .

من ادم مذهبی هم نیستم و حوصله بحث با هیچ فرد مذهبی و غیر مذهبی هم ندارم خوشت اومد بخون اگه هم نیومد نخون با من بحث نکن.

این داستان ادامه دارد ...

موفق باشید

" شفق "


موضوعات مرتبط :
مطالب کاربران مطالب شفق

مطالب مرتبط :