سلام
دوستان من حدود یکسال پیش تصمیم گرفتم ازدواج کنم یه تصمیم یهویی عجولانه . فقط عاقلانه به این موضوع نگاه کردم و تا دیدم این خواستگار مناسبه گفتم اره . البته اینم بگم یه بار رد کردم باز گفتم برگردن جواب مثبت دادم! گفتم علاقه ام حتما بعد بوجود میاد . الان یکسال گذشته من حسم نسبت به این پسر کمتر شده بیشتر نشده حتی گاهی ازش متنفرم . ما نامزدیم ، نامزدیمونم طوریه که اصلا با هم رابطه و اینا نداریم . در حد تلفن کردن اونم ماهی یه بار؛ یا پی ام دادن چند شب یه بار .
تازگی ها کمتر شده چون دیگه خودمم رغبت ندارم به پیام دادن . هر وقت خودش پیام بده جواب میدم اونم هفته ای یه بار یا دو بار پیام میده در حد چه خبر خوبین!!! همین!!!
اصلا دوس ندارم باهاش صمیمی شم دوسش ندارم . دارم دیوونه میشم . نمیتونمم بهم بزنم مامانم اینا کوتاه نمیان میگن خودت خواستی . نمیدونم چیکار کنم ؟
اینم بگم یکی از هم دانشگاهیام خیلی بهم علاقه پیدا کرد و تقاضای ازدواج و خواستگاری کرد که هر چی گفت بیام خواستگاری گفتم نه . کم کم بهش گفتم یکی منو نشون کرده و انگشتر برام اوردن . بازم گف اخرش تصمیم گیرنده ی اخر خودتی ، میتونی رد کنی و منو انتخاب کنی .
اینم بگم خودم خیلی دوسش دارم حتی قبل از اینکه بهم پیشنهاد ازدواج بده ولی هیچوقت بروی خودم نیاوردم و خودمو بی احساس تشون دادم . از نظر قیافه و سطح زندگی و علاقه نسبت به نامزدم بهتره ! علاقه داره بهم منم دارم .
ولی نمیدونم چیکار کنم ؟ نامزدمم خوبه ولی فقط بهش علاقه ندارم . مامانم اینا نمیذارن من بهم بزنم .
خودم گفتم سه سال تحمل کنم درسم تموم شه بعدش تصمیم میگیرم با هر کی خواستم ازدواج میکنم چون اون موقع میتونم برم سرکار و دستم تو‌ جیب خودم باشه . ولی الان چون دانشگاه میرم وابسته هستم . درسمم طوریه که حتما سر کار میرم .
اونوقت سه سال این بندگان خدا حیرون من باشن بده . مطمئنم همه ناراحت میشن . بخدا دارم دیوونه میشم . خودمم نمیدونم چی درسته چی غلط ؟ شما که از بیرون دارین میبینین بگین چیکار کنم ؟