سلام

وقت تون بخیر .

من حدود ۳۰ روز پیش خواستگاری داشتم که جلسه اول خواهرشون و مادرشون اومدن و منو پسندیدن ، جلسه دوم هم آقا پسر اومدن و ایشون هم به گفته خودشون منو پسند کردن و گفتن که شما همونی هستی که میخوام .

بعد من و آقا پسر چند جلسه صحبت کردیم برای آشنایی بیشتر که من هر چیزی که میگفتم ایشون در حضور من قبول میکردن و هیچ مخالفتی نداشتن ولی جلسه آخر به خواهرشون گفتن که من شرایط سخت براشون گذاشتم و من نمیتونم قبول کنم در صورتیکه شرایط من اصلا و ابدا مالی نبود که این آقا نتونن انجام بدن .

بیشتر شرایطم روی رفتارشون بود که دوست دارم چه جوری رفتار کنن . از اون روز هم دیگه ارتباط مون قطع شد و خواهرشون هم چیزی نگفتن البته ایشون ابراز علاقه هم به من کرده بودن و کلی قسم به خدا و امام حسین خوردن که منو دوست دارن و از همه چیز من خوششون اومده در صورتیکه من قبل از اینکه ایشون بگه دوست دارم و این حرفا تمام شرایطم رو گفتم .

الان میخوام بدونم چرا ایشون این رفتارو با من کرده ؟ ایشون که میدونسته به قول خودش شرایطم سخته چرا به من ابراز علاقه کرد بعد گفته نمیخوام شرایط دختر خانم سخته ؟

موضوعات مرتبط: رفتارشناسی پسران برای ازدواج , خواستگاری های بی سرانجام ,