خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۲۰۱ مطلب با موضوع «مسائل والدین» ثبت شده است

امروز خواهرم تو راه برگشت مدرسه مورد تعرض قرار گرفته

سلام

این نوشته رو دارم با بغض و اشک مینویسم. امروز خواهرم تو راه برگشت مدرسه مورد تعرض یک حیوان شهوت پرست قرار گرفته. خدا رو شکر که مسیر خیلی نزدیک بوده و خواهرم تونسته سریع خودشه به خونه برسونه و اون نانجیب هم وقتی خواهرم به خونه رسیده پا به فرار گذاشته.

از وقتی برگشته داره مدام گریه میکنه من هم زبونم بند اومده که چی به این طفل معصوم بگم. ذهنم قفل کرده و دارم با خودم فکر میکنم چطور یک انسان میتونه تا این حد پست فطرت باشه؟!  هیچ وقت فکر نمیکردم چنین اتفاقاتی برای خانواده ی من اتفاق بیفته .

چون همیشه کوچکترین مسائل دینی رو هم رعایت کردیم. اما مثل اینکه مشکل جای دیگریست. وقتی اتفاقاتی از قبیل اهورا و آتنا اتفاق افتاد همه گفتن آموزش ما میلنگد و ... اما من میخوام بدونم در اینجور مواقع آموزش به چه کار میاد؟  آموزش رو ما با باید به بچه های کوچیک مون بدیم یا اون حیوان های کثیف باید آموزش ببینند؟  چرا واقعا شهوت رانی اینقدر در دنیای مدرنیته زیاد شده؟

به این فکر میکنم که اون انسان کثیف به این فکر نکرد که ممکنه چنین اتفاقی برای خواهر خودشم رخ بده. دنیا دار مکافاته. من که هیچ‌ وقت نمیبخشمش امیدوارم تقاصشو هم این دنیا هم اون دنیا پس بده البته خداوند هدایتش کنه. دوستان دیگه نمیتونم چیزی بگم از شدت ناراحتی و اندوه فقط شما بگید دلیل این ناپاکی ها چیه؟!  پدر و مادر ها لطفا فرزندانتون الخصوص پسرانتون خوب تربیت کنید به پسر و دختر تون به یک اندازه سخت بگیرید تا چنین انسان های نانجیبی بوجود نیان.


موضوعات مرتبط :
تعامل با خانواده مسائل اجتماعی روز جامعه مسائل والدین

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۷۶ نظر
    • ۲۱۲۲ بازدید
    • شنبه ۲۷ آبان ۹۶ - ۱۶:۵۸

    تنها چیزی که تا آخر عمر با منه حسرته

    سلام به همگی
    دوستان میخوام از زندگیم براتون بگم. ازتون میخوام کاری کنید یکم امید به زندگی پیدا کنم و با حرفاتون دلداریم بدید. وگرنه هیچ راهکاری وجود نداره که بخوام از این وضع در بیام.
    تنها چیزی هم که تا اخر عمر باهامه حسرته . باید حسرت همه ارزوهای کوچیک و پیش پا افتاده زندگیم رو با خودم به گور ببرم. خواهر و برادرای عزیزم، برام دعا کنید خدا حداقل بهم صبر بده. از صمیم قلب امیدوارم هر کس مشکلی داره حل بشه و براتون ارزوی خوشبختی دارم.

    موضوعات مرتبط :
    درد دل های دختران و پسران ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده جهت اطلاع پدران و مادران

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • ۱۱۰۳ بازدید
    • دوشنبه ۲۲ آبان ۹۶ - ۱۸:۳۴

    نحوه ی رفتار با بچه ای که از والدینش باج گیری میکنه ؟

    با عرض سلام و خسته نباشید.

    یه سوال در رابطه با تربیت فرزند داشتم.

    چه جور باید رفتار کرد در مقابل بچه ای که از والدینش باج گیری میکنه؟ پسر بچه ای که 6 سالشه ولی از پدر و مادر خودش در مقابل کارهایی که نمیخوان والدینش انجام بدن باج گیری میکنه و یه چیزی رو میخواد از والدینش در مقابل اینکه اون کار و حرفی که والدینش گفتن رو به کسی نگه. در مقابل همچین بچه ای چه جور باید رفتار کرد؟!

    متشکرم


    موضوعات مرتبط :
    تربیت رفتاری پسران تربیت رفتاری دختران مسائل والدین

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • ۴۰۱ بازدید
    • پنجشنبه ۱۱ آبان ۹۶ - ۱۸:۴۳

    این روزام میگذره ولی سخت

    با سلام

    چند وقته خانواده برتر رو پیدا کردم نظرات رو خوندم و نظر گذاشتم . الان خواستم برای اولین بار چیزایی که تو دلمه منم بگم .

    26 سالمه و تا پارسال همیشه در حال درس خوندن بودم اینو گفتم که نشون بدم یک سال خونه نشینی واقعا برام سخته . این روزها همش خونم جایی هم بخوام برم باید اجازه مادر صادر شه خیلی وقتام که باید باهام بیاد .

    دختر سوم و بچه چهارمم خواهرام و برادرم ازدواج کردن . اغلب وقتا خواهرام با بچه هاشون میان من واقعا گاهی وقتا از دیدنشون ذوق زده میشم و حالم خوب میشه ولی گاهیم دوس دارم تنها باشم ولی خب همچین حریمی به اختیار ندارم برای کار که توی شهرمون پیدا نمیشه .

    خواستم بازاریابی تلفنی کنم مامانم انقد قضیه رو پیچیده میکنه که ترسیدم پا پس کشیدم دوباره از یه نوع دیگشو پیدا کردم ولی باز داستان سرایی میکنه واقعا اعتماد به نفسمم گرفته . هر چی بگم میگه نه فلانو فلانو فلانه یکم صحبت کردم که برم تهران ( تهران درس خوندم ولی شهرمون 7 ساعت با تهران فاصله داره) برای کار وقتی دیدم مخالفت نکرد انقدر ذوق کردم و خیلی جاها رزومه فرستادم انگار نیرو گرفتم ولی حالا که میگم میخوام برم مصاحبه ، میگه ناشناسه نمیشه بری. آخه مادر من کجا شناس هست ؟؟؟!!!


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان درد دل های دختران و پسران جهت اطلاع پدران و مادران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۴ نظر
    • ۹۴۷ بازدید
    • چهارشنبه ۱۰ آبان ۹۶ - ۱۸:۵۳

    دختر 16 ساله م زیر نظر من با یه پسر 18 ساله در ارتباطه

    سلام به همه اعضای خانواده برتر

    من مادر یه دختر 16 سال هستم. مدت یک سال و نیم هست که دخترم با یه آقا یسری که حدود دو سال از خودش بزرگتره آشنا شده. رابطشون در حد چت کردنه و تلفنی هم صحبت نمی کنند  . بعد از 8 ماه که از آشنایی شون گذشت از من خواستن حضوری با هم صحبت کنند که من هم موافقت کردم . ماهی یک بار و حدود یک ساعت با نظارت خودم با هم حرف بزنند.

    اونا چت کردن شون در ایام مدرسه فقط روزای آخر هفته هست و تایم مشخصی با هم چت می کنند. ابتدا که از رابطشون مطلع شدم برای مدت یک ماه گوشی دخترمو ازش گرفتم و بعد از اون اجازه ندادم تلگرام نصب کنه ولی باز از طریق یه برنامه دیگه همو پیدا کردن. بعد دخترم گفت که نمیتونه ازش جدا شه و فقط در حد چت کردن میخواد ادامه بده و پسره اومد پی وی من ازم خواست با دید مثبت بهش نگاه کنم و فرصت بدم تا خودش رو ثابت کنه .


    موضوعات مرتبط :
    تربیت رفتاری دختران ازدواج فرزندان مسائل والدین

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۰ نظر
    • ۲۱۸۶ بازدید
    • چهارشنبه ۱۰ آبان ۹۶ - ۱۸:۴۶

    برای ازدواج سر دو راهی بزرگی گیر کردم

    سلام

    اول از خودم میگم بی مقدمه برم سر اصل مطلب ؛

    من 21 سالمه ، شغل هم خدا رو شکر دارم استخدام آموزش و پرورشم ، خونه هم با کمک پدرم یک آپارتمان خریدیم ... خب من شرایط ازدواج رو دارم اما سر یک دو راهی قرار گرفتم ... .

    از طرفی مادرم و خواهرم فشار میارن میگن باید خانمت حتما کارمند باشه و علی الخصوص مثل خودم دانشگاه فرهنگیانی و معلم ...

    ولی خب من خودم دختر داییم رو دوست دارم ... اون 16 سالشه ... ولی از نظر عقلی واقعا خیلی فهمیدس ... یعنی مثل این دخترای هم سن و سالش نیست که مثلا هنوز اخلاق بچگی داشته باشه ... واقعا مثل یک خانم فهمیدس

    از نظر معیار هام هم همه چیزایی که میخوام رو داره ... حجابش هم کامل همه چی تمومه ... منم دوستش دارم ، اتفاقا مامانم هم چند باری تعریف کرده ازش ... میگه خیلی دختر خوب و فهمیدیه ... ولی خب مصر هستش که حتما تنها عروسش کارمند باشه ... نمیتونم هم جواب مادرم رو بدم ... یک مشکل دیگه هم دارم نمیدونم چطوری با خانواده مطرح کنم این عشق و علاقه رو ... راستشو بگم خجالت می کشم بگم مثلا دختردایی رمو میخوام ... . نمیدونم چطوری بگم به خانواده ..

    الان خلاصه مطلبم الان من دو مشکل دارم :

    1) نمیتونم روی حرف مادرم حرف بزنم چون میترسم ازم برنجه بالاخره مادره ....

    2) نمیتونم این عشق و علاقه رو با خانوادم مطرح کنم حالا علتش هر چیزی هست ... خجالت و ...

    اگه میشه منو راهنمایی کنین واقعا بین دو راهی سختی گیر کردم ...  جواب سوال دومم از همه مهمتره چون اگه بتونم به خانوادم یه جوری بفهمونم من کی رو میخوام . مطمئنم شاید از حرفشون دست بردارن ( همون قضیه عروس کارمند ...)

    با تشکر


    موضوعات مرتبط :
    مسائل پسران جوان ازدواج فرزندان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۰ نظر
    • ۱۵۰۰ بازدید
    • چهارشنبه ۳ آبان ۹۶ - ۱۸:۰۱

    مادرم هیچوقت مثل بقیه مادرا منو دوست نداشته

    سلام و امیدوارم حالتون خوب باشه خواهش میکنم کمکم کنید
    راستش من از تیر تا حالا همیشه به اینجا سر میزنم و برای گفتن مشکلمم فقط به شما اعتماد میکنم و پیش مشاور نرفتم ( توضیح میدم در موردش ) و دوست ندارم مشکلمو به کسی بگم و ناراحتش کنم اما الان دیگه هیچ راهی به ذهنم نمیرسه..

    ۱۹سالمه و به لطف خدا رشته ی دلخواه دانشگاهمو اوردم و مشکلم در مورد پدر و مادرمه.

    فرزند اخر خانوادمم. از بچگی و اوایل نوجوانیم متوجه بودم که والدینم یه جور دیگه ای بهم امید دارن و همیشه سعی کردم توی درسم بهترین باشم تا انتظاراتشونو برآورده کنم و قدر دان زحماتشون باشم. اونا هم مهربان و خوش قلبن و هیچوقت مشکل خیلی جدی که همه متوجه بشن یا خیلی طولانی مدت باشه باهاشون نداشتم.یکی از برادرام طلاق گرفت و برادر دومم در شرفش بود که همه امون از نظر روحی اسیب دیدیم.

    برادرم یه سال با ما زندگی کرد قدمش سر چشممون بود ( به هر حال برادرمه و خیلی مهربونیا در حقم کرده و خیلی دوسش دارم) ولی بعضی کاراش به همم ریخت و تاثیرات وحشتناکی روم داشت .


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان درد دل های دختران و پسران جهت اطلاع پدران و مادران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • ۱۰۰۶ بازدید
    • سه شنبه ۲ آبان ۹۶ - ۲۱:۰۲

    دخترم ، چه طوری به خانوادم بفهمونم که به ازدواج کردن نیاز دارم ؟

    سلام

    من یک دختر 20 ساله هستم که گرم مزاج هستم و دوست دارم ازدواج کنم . خدا رو شکر خواستگار خوبی هم دارم که شرایطش خوبه اما خانوادم اصرار دارن که من دکتر بشم و درس بخونم و خواستگارم رو بدون اینکه به من بگن رد میکنن .

    خیلی تنهام و تک فرزندم شب ها کارم شده گریه و حسرت خوردن که چرا منو اینقدر زجر میدن تا به آرزوشون که دکتر شدن منه برسن. خودمم دختر مقیدیم و دوست ندارم دوست پسر داشته باشم برای تنهایی هام ، اما بخاطر گرم مزاجیم و این که الان تو سنیم که خیلی نیازم بالاست دوست دارم با پسری ارتباط داشته باشم .

    وقتی دوستای متاهلم رو میبینم بهشون حسودیم میشه . من باید چیکار کنم ؟ چه جوری به خانوادم بفهمونم که من میخوام ازدواج کنم . از طرفی هم من خیلی باهاشون راحت نیستم و نمیتونم بگم. من اگه تو این شرایط با پسری ارتباط داشته باشم و تو درسام کمکم کنه تا یکم تنهایی هام پر بشه مشکلی نداره !؟ آخه واقعا تنهام


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان درد دل های دختران و پسران ازدواج فرزندان جهت اطلاع پدران و مادران

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۴۱ نظر
    • ۱۷۲۳ بازدید
    • دوشنبه ۱ آبان ۹۶ - ۱۹:۲۸

    آسمان دخترکان نو عروس

    سلام و ادب
    ابتدا اجازه میخوام بعنوان مقدمه نقل قولی رو از هفته نامه "جامعه پویا" ارائه بدم:
    مریم طالبی:  «کودکی را از خانه پدری میگیرند و به عقد مردی در می آورند که نه او را می شناسد و نه حتی می داند معنی ازدواج چیست. هیچ آمار رسمی از ازدواج  کودکان در دسترس نیست، زیرا کم نیستند خانواده هایی که بدون ثبت رسمی ازدواج، دختران شان را به عقد مردی بزرگسال در می آورند.» 
    طبق قوانین مصوب در ایران حداقل سن ازدواج دختران 13 سال هست. البته بندی به این قانون الحاق شده که در شرایطی میتوان دختران 9 ساله رو هم شوهر داد. 
    این شرایط به اینگونه هست: اجازه ولی، رعایت مصلحت و تشخیص دادگاه. که عملا با این بند الحاقی حداقل سن ازدواج دختران همان 9 سال محسوب میشود. 
    معاونت امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری در همین زمینه آماری رو ارائه داده که گزیده ای از اون رو خدمت تون عرض میکنم:

    موضوعات مرتبط :
    مسائل اجتماعی روز جامعه ازدواج فرزندان مطالب کاربران

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۶۰ نظر
    • ۱۳۲۶ بازدید
    • شنبه ۲۹ مهر ۹۶ - ۱۷:۴۸

    چیکار کنم دخترم به مدرسه و مشق نوشتن علاقه مند بشه؟

    با سلام

    خانم 25 ساله ای هستم و یه دختر 6 ساله دارم امسال کلاس اوله. سر درس خوندن و مشق نوشتن خیلی اذیتم میکنه.

    اصلا علاقه ای به مدرسه و دفتر و کتاب نداره. خیلی بازیگوشه مدام میخواد بازی کنه. به زور و ترسوندن و جایزه دادن مشق مینویسه. خانومشون هم بهم گفته دختر باهوشیه فقط باید باهاش تمرین کرد تا پایه درسیش قوی بشه ولی خودش هوشش رو تو درس و مدرسه نمیذاره. اصلا همکاری نمیکنه. فقط به فکر بازیگوشیه. از پدرشم نمیترسه. اما شوهرمم آدمی نیست که بخواد بچه ی خودش رو از خودش خودش بترسونه و برونه . مدام با دخترم حرف میزنه میگه تو باید درس بخونی خانوم دکتر بابا بشی اما اصلا حرف گوش نمیده . دیگه درموندم کرده .خسته شدم از بس با دخترم کلنجار رفتم.

    چیکار کنم دخترم به مدرسه و مشق نوشتن علاقه مند بشه؟

    با تشکر.


    موضوعات مرتبط :
    تربیت جنسی پسران تربیت جنسی دختران جهت اطلاع پدران و مادران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۱ نظر
    • ۴۲۷ بازدید
    • پنجشنبه ۲۷ مهر ۹۶ - ۲۰:۰۸

    برو بالا