خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۲۶۰ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است

نظرسنجی در مورد حذف یا موندن ابزار رای دادن به نظرات

سلام

چند مدتی هست که یه ابزار به بخش نظرات وبلاگ اضافه شده ، عده ای موافق و عده هم مخالف داره ، لطفا در نظرسنجی شرکت بفرمائید .

ابزار رای دادن به نظرات باقی بمونه یا حذف بشه ؟

نظرسنجی در کانال تلگرام خانواده برتر ← https://t.me/khbartar/1632


موضوعات مرتبط :
مربوط به خانواده برتر

  • ۴ موافق ۲ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • ۸۶۷ بازدید
    • شنبه ۳۱ تیر ۹۶ - ۲۰:۴۷

    من انسانم ، حق دارم راه خودم رو برم حتی به اشتباه ... ‌

    سلام به همگی

    من یه دختر ۱۸ ساله ام و با بابام سر یک سری مسایل خیلی کوچیک که تاثیرات بزرگی داره مشکل داریم . بابای من از خیلی اقایون و پدرهایی که می بینم روشن فکر تره ولی وقتی به مسئله درس و دانشگاه و کار کردن میرسه دچار مشکل میشیم .

    میگه دانشگاه به درد نمیخوره میگه کار نیست تو این مملکت به تحصیل کرده ارزش نمیدن من نمیگم دروغ میگه اما هدف من از دانشگاه بزرگ تر کردن روابط اجتماعیه ، برقراری ارتباطه ، حالا شغلی که مد نظر منه رو میشه تو اموزشگاهم خوند و کار کرد .

    برگشته به صراحت بهم میگه فکر کارکردن و از ذهنت بیرون کن من میدونم اگه کار نکنم مستقل نشم می میرم . من میخوام راه خودمو برم به بابام میگم خوب ایم طرز فکر شماست . میگم بذار اشتباه میرم فوقش یاد میگیرم ، میگه من به فکرتم . یعنی هر بار که در مورد اینا بحث میکنیم دیوونه میشم .

    چند بار هم گریه کردم یه مشکلم اینه که خواهر بزرگ تر من به راحتی حرف بابامو گوش کرد در حالی که الان که حدودا هفت سال از اون موقع میگذره هر چند وقت یکبار ازش می پرسم دوست داشتی بری دانشگاه ؟ میشد حس کرد میخواد بره .

    خواهر من واسه حقش دفاع نکرد و بابام هر بار حرف میکشه سمت خواهرم ، من میگم ادم با ادم فرق میکنه من بلند پروازم ، من نمی خوام خواهرم ناراحت بشه سعی میکنم بحث زیاد کش نیاد ولی خدا شاهده هر بار جوری ناراحت میشم که یا گریه میکنم یا حرصمو با حرفای نیش دار خالی میکنم ، به بابام میگم اگه پسر بودم میذاشتی برم دانشگاه میگه اره این حرفش هم باعث حرص خوردنم میشه هم تنفر به مردا رو توی من ایجاد میکنه .

    ببخشید طولانی شد لطفا بهم بگین چیکار کنم تا به تفاهم نظر برسیم لطفا نگین پدرته به فکرته من انسانم حق دارم راه خودم رو برم حتی به اشتباه... ‌

    ممنونم


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان تعامل با خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • ۸۱۳ بازدید
    • شنبه ۳۱ تیر ۹۶ - ۱۹:۵۷

    دختر 28 ساله ای هستم که دیگه هیچ هدفی ندارم

    سلام...
    دوستان این پست بیشتر جنبه درد و دل داره و یه جورایی شاید راهنمایی واسه تغییر وضعیتم .. پیشاپیش از تک تک تون به خاطر طولانی بودنش عذرخواهم.
    دختری هستم 28 ساله از یک شهرستان کوچیک ، فوق لیسانس رشته مهندسی و ظاهر مناسب و اخلاق عالی ( البته از نطر بقیه ) ، از اون دخترایی که از درون افسرده ان اما ظاهرشون اصلا اینو نشون نمیده .
    خواهرها و برادرهام ، همه دنبال زندگی خودشون هستند و یه جورایی خیلی تنهام . دوران دانشگاه همیشه خوابگاه بودم و دوستانم هم معمولا واسه همون دوران بودن و الان رابطه انچنانی با کسی ندارم  .
    دوستان مشکل من این دیگه هیچ هدفی ندارم از دوران دبیرستان هدفم درس و اینده بهتر بود و همه تلاشم هم کردم... کنکور سراسری رتبه 7 کنکور زبان اوردم و کنکور ریاضی هم رتبه سه رقمی... تو بهترین دانشگاه ها کارشناسی و ارشدم خوندم و برگشتم شهرمون وقتی دانشگاه بودم همه چیز خوب بود و کار و درامد خوبی داشتم اما بعد فارغ التحصیلی دلم راضی نشد که مادرم تنها باشه برگشتم شهرمون و دنبال کارو بالاخره تو یک کارخونه رفتم سرکار اما چه کاری ( بسته بندی) ولی از بیکاری بهتر بود یک سال رفتم ...

    موضوعات مرتبط :
    درد دل های دختران و پسران ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • ۲۵۷۶ بازدید
    • شنبه ۳۱ تیر ۹۶ - ۱۹:۵۲

    چرا نمیتونم خودم رو ببخشم ؟

    با سلام خدمت همگی

    داشتم زندگیم رو میکردم شاد بودم و خوشحال با اینکه بیکار بودم و هستم . سرگرم کلاس های مختلف و خانه داری بودم تا اینکه سرو کله ی یه خواستگار توی زندگیم پیدا شد .

    خیلی از معیارهای منو نداشت اما من ازش خوشم اومده بود و چون دغدغه ی بالا رفتن سن رو هم داشتم اجازه رفت و آمد بیشتر رو دادم .

    اوایل همه چیز منطقی ، خوب و بدون احساسات بود و در چهارچوب خانواده ، اما اون مرتب به من ابراز علاقه میکرد اوایل برخورد کردم اما نمیخواستم از دستش بدم و بعدها در مقابل ابراز احساساتش چیزی نمیگفتم و وقتی همه چیز رو تموم شده دیدم و از تصمیم اون برای ازدواج مطمئن شدم این من بودم که ابراز احساسات میکردم .

    باید خدمتتون عرض کنم که تا بحال دوست پسر نداشتم  من حتی نمیتونستم توی چشم کسی نگاه کنم ارتباطم با نامحرم خیلی رسمی بود. اما اون رو دیگه به چشم همسر میدیدم فقط یه قدم با مراسم عقد فاصله داشتم که بنا به دلایل نامعلومی بهم خورد و اون منو به راحتی ول کرد و رفت .

    خیلی داغون شدم پیش مشاور رفتم و با توضیحاتی که بهش دادم بهم گفت خدا بهت رحم کرده که با اون آقا ازدواج نکردی .بهم گفت خودتت رو ببخش اما من اونو بخشیدم ولی خودم رو تظاهر میکنم که بخشیدم سه ماه از اون ماجرا میگذره حال روحیم خیلی بهتر شده اما همیشه میگم کاش هیچوقت این اتفاق نمی افتاد من دیگه اون آدم سابق نمیشم .


    موضوعات مرتبط :
    خودسازی در دختران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵ نظر
    • ۷۱۲ بازدید
    • شنبه ۳۱ تیر ۹۶ - ۱۹:۴۰

    در انتخاب رشته دیگه وقت آزمون و خطا ندارم، باید راه درست رو انتخاب کنم

    سلام
    امیدوارم حال تک تکتون خوب باشه . من خیلی وقته که درگیر شغل و رشته ام و شاید سه تا پست مربوط به اشتغال زایی این سایت سوال من باشه بلکه بیشتر ، نیاز مالی دارم ولی نه زیاد و البته دختر فوق العاده بلند پروازی هستم . من سال دوم که میخواستم انتخاب رشته کنم ترسیدم از قبول نشدن و بجا تجربی رفتم ریاضی . انقدر پزشکی رو دوست دارم که بین رشته ها مهندسی عاشق مهندسی پزشکی شدم چون ذره ای پزشکی توش بود . امسال زدم به سیم اخر ، یه ریسک بزرگ کردم  .
    میخوام کنکور تجربی بدم که هم به علاقم برسم هم به درامد ، چون درامد رشته های مهندسی منو ارضا نمیکنه میدونم استثنا توشون هست با درامد عالی اما مهم اینه که من جزوشون نیستم
    اما چرا اومدم اینجا اینارو میگم ؛

    موضوعات مرتبط :
    کسب و کار انتخاب رشته

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶ نظر
    • ۶۹۰ بازدید
    • شنبه ۳۱ تیر ۹۶ - ۱۹:۳۶

    تجربیات شما در مورد برجسته سازی گونه

    سلام

    من پسری هستم حدود 30 ساله. قبلا روی گونه سمت چپ صورتم جوش داشت منم دستکاری کردم، مشکلی دارم اینکه الان گونه و قسمت سمت چپ صورتم تا حدودی خوابیده و نسبت به سمت راست، حالت تقارن نداره و این موضوع کاملا واضح هم هست و خیلی تو روحیم تاثیر منفی گذاشته :(
    طبق تحقیقی کردم راه درمانش تزریق ژل هست و یا طبق برخی مطالب استفاده از روغن خراطین، درسته؟

    تو تزریق ژل، گویا دائمی نیست، و بعد حدود یک سال دوباره برمیگرده و بعضا عوارضی هم داره گویا، می خواهم ببینم کسی تا حالا استفاده کرده؟ قیمتش چنده؟ همه متخصصین پوست اینکار رو انجام میدن یا فقط برخی ها؟

    تو مورد استفاده از روغن خراطین چطور،کسی تجربه کرده؟ جواب میده؟ از کجا اصلشو گیر بیارم؟ چطور اصل و تقلبیشو تشخیص بدم؟ شما راه حل بهتری سراغ ندارین؟
    سپاس.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل پسران جوان تجربیات پزشکی

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۵ نظر
    • ۶۸۸ بازدید
    • شنبه ۳۱ تیر ۹۶ - ۱۹:۲۸

    نیامدن و پشیمان شدن خواستگارها

    سلام

    دختری 22 ساله هستم . با اختلاف 2 و 4 سال دو خواهر کوچکتر از خودم دارم. خدا رو شکر خانواده ی خوبی دارم و همیشه قدردان زحمات پدر و مادرم هستم .

    دانشجوی سال آخر دانشگاه دولتی هستم ، خدا رو شکر نمازهایم را به موقع میخوانم و چادر سر میکنم. دختر آرام و با محبتی هستم.  متاسفانه در خانواده ی ما رسم هست که دختر در سن پایین شوهر کند.

    در سال گذشته یکی از آشنایان یک سال مرا تحت نظر داشتند بعد پدرشون با منزل ما تماس گرفتند ولی متاسفانه ما درگیر اثاث کشی بودیم بعد از 4 ماه دوباره واسطه ای را فرستادند و پدرم موافقت کردند ولی دیگر از آن ها خبری نشد و تماس نگرفتند .

    خیلی  ناراحت شدم و دلم شکست . آنها ما را سال ها می شناختند پس چرا پشیمون شدن ؟ بعد از دو ماه واسطه ای از پدرم اجازه خواست تا ما را به دو خانواده معرفی کند ولی از آن ها هم خبری نشد . یادم هست در ماه رمضان داشتم با تلویزیون قرآن می خوانم که پدرم به مادرم گفت برای من آمده اند از همسایه ها تحقیق کردند ولی فعلا کسی برای خواستگاری اقدام نکرده است.

    این روزها خیلی دلم گرفته و گریه می کنم . من صورت معصومانه و بچگانه ای دارم  و کسانی که در بیرون مرا می بینند فکر میکنند من چند سال از خواهرام کوچک ترم و مدرسه ای ام . خواهرام هم قد بلندتری دارند و سن شان بیشتر به نظر میرسد و دورادور خواستگارانی دارند.

    پسرخاله ام تازه از همسرش جدا شده و همه به دنبال زن برای او هستند و خاله ها و مادربزرگم مرا پیشنهاد دادند. هر چند پدرم مخالفت کرد ولی خیلی دلم شکست. پدر و مادرم برای من خیلی دارند غصه میخورند. الان که این پیام را دارم برای شما می نویسم اشک در چشمانم جمع شده. خواهش میکنم برای آرامش دل من و پدر و مادرم هم دعا کنید.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان خواستگاری های بی سرانجام

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۳۰ نظر
    • ۴۰۷۸ بازدید
    • شنبه ۳۱ تیر ۹۶ - ۱۹:۲۵

    بخاطر نداشتن استقلال مالی عزت نفسم از بین رفته

    سلام

    پسری 24 ساله که خدمت سربازی رو هم تموم کرده .

    هنوز سرکوفت هایی که پدرم بهم زده یادمه و نمیتونم فراموش کنم ، چقدر منو تحقیر کرده الان یک ساله که باهام خوب شده ولی نمیتونم بپذیرم که تغییر کرده و همش فکر میکنم داره نقش بازی میکنه .

    واقعیتش از وقتی تحت امرش شدم و واسش کار میکنم اینطوری باهام خوب شده قبلا که به حرفش گوش نمیدادم و دنبال سرنوشت خودم بودم خیلی باهام بد بود ولی الان همه چیز رو برام محیا کرده و فقط کافیه واسم زن بگیره ولی غرورم اجازه نمیده برم زیر بار این خفت و خواری و تا آخر عمر زیر بلیط پدرم باشم . نمیخوام فراموش کنم چطور آدمی بودم و چه شخصیتی داشتم و آرزوهام چی بود .

    ولی اگه با این شرایط ازدواج کنم مطمئنا ازدواج و نیاز من به پول اهرم فشاری میشه واسش تا دوباره مثل سابق بشه الان پول توجیبی منو تماما اون میده درسته واسش کار میکنم اما همیشه یه چیزی بیشتر میده تا منتی رو سرم داشته باشه .

    الانم این موضوع خیلی داره برام سنگین تموم میشه دوستام همه یه طوری بهم نگاه میکنن و مثل یه آدم بی عرضه که فقط پدرش پولداره نگام میکنن حتی بهم تیکه هم میندازن و واقعا افسرده شدم میخوام خودمو از این همه خفت بکشم بیرون و از خونه برم و مستقل بشم و قید ازدواج رو هم بزنم .

    لطفا سعی نکنین منصرفم کنید فقط کمک کنید از این حالت بد بیام بیرون


    موضوعات مرتبط :
    مسائل پسران جوان

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • ۷۴۰ بازدید
    • جمعه ۳۰ تیر ۹۶ - ۲۳:۵۳

    می خوام شوهر خواهرم توجهش رو ازم برداره

    سلام

    من یه دختر مجردم که خواهر بزرگترم ازدواج کرده و خدا رو شکر زندگی خوبی دارن. شوهرش آدم زحمتکشیه با وجودی که مدرک تحصیلی بالایی داره ولی حاضر به کار کشاورزی شده تا بتونه زندگی مرفهی برای خواهرم بسازه و خلاصه ش این که خواهرم خوشبخته و مشکلی نداره.

    حقیقتش من از بس رمانای بی محتوا خونده بودم که توش همه برای دخترای شیطون و پر شر و شور می مردن و همه فامیل خوششون می اومد ازش که الان می فهمم چقدر اشتباه بوده، تو یه مدتی سعی کردم خودمو جور دیگه ای نشون بدم. من درونگرایم و هیچ علاقه ای به اجتماع و حاضرشدن در جمع ها ندارم .کلا گوشه اتاقمو از همه جای دنیا بیشتر دوست دارم ولی به خاطر چیزای اشتباهی که خونده بودم مدتی سعی کردم توی فامیل خیلی خودمو نشون بدم .مرتبا با همه شوخی کنم حرفای خنده دار بزنم و از این دست کارای سخیف... که اصلا در شان و شخصیتم نبود.

    و در اون مدت خیلی با شوهر خواهرم کل کل می کردم و باهاش حرف می زدم . باور کنید الان که می نویسم خیلی خجالت می کشم و پشیمونم ولی چه می شه کرد اشتباهی بوده که انجام دادم.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان تعامل با خانواده

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۲۶ نظر
    • ۲۹۵۵ بازدید
    • جمعه ۳۰ تیر ۹۶ - ۲۳:۵۰

    رشته حقوق آینده شغلی داره ؟

    سلام دوستان خانواده برتر

    بنده امسال کنکور دادم و ان شاء الله رتبه خوبی خواهم آورد البته میخواستم از چند تا مشاور تحصیلی برای انتخاب رشته کمک بگیرم هزینشون 500 تومن و یکی دیگه گفت 300 و من توانشو ندارم .

    البته رشته ی که دوس دارم حقوق روزانه هستش به نظر شما آینده شغلی داره میشه بعد 4 سال برای قضاوت امتحان داد یا توی دانشگاه روزانه هم بود و بیرون شرکت برای کار هم رفت چون هزینه کتاب و ... نیاز یه پول داره .
    دوستان من چطوری انتخاب رشته خودمو انجام بدم آخه 500 تومن برای من خییلی زیاده واسم دعا کنید
    پیشاپیش ممنون میشم ازتون که راهنمایی بفرمایید


    موضوعات مرتبط :
    کسب و کار آینده شغلی رشته ...

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • ۱۲۱۲ بازدید
    • جمعه ۳۰ تیر ۹۶ - ۲۳:۴۵

    برو بالا