خانواده برتر

ارسال مطلب و پرسش و پاسخ در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی


جدیدترین مطالب
برترین های اخیر
صفحات خاص
صفحات کاربران
آخرین نظرات پست ثابت (خیلی مهم) راهنما

روش جدید آگاهی از ارسال پست های جدید، تائید نظرات و ... (۱۷۴۱ نمایش) - (۳۱ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۸:۰۰)
کنار گذاشتن یه گناه با کمک دل مهربون شما (۳۱۳ نمایش) - (۲۴ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۵۷)
پست مقدماتی آموزش کمک های اولیه (۷۸ نمایش) - (۵ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۵۰)
هم سطح نبودن ظاهر بعضی از زن و شوهرها (۳۷۴ نمایش) - (۱۵ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۳۹)
از کجا بفهمم رژی که زدم جلب توجه میکنه یا نه ؟ (۲۱۹ نمایش) - (۱۳ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۳۷)
بر چه اساسی ظاهر آدم ها رو قضاوت میکنید؟ (۲۰۱ نمایش) - (۱۵ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۲۵)
در روز قیامت از پدر و مادر ظالم سوال نمیشه ؟ (۱۱۸ نمایش) - (۳ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۲۲)
راهکار برای ارزشمند تر شدن نظرات شما (۹۹ نمایش) - (۴ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۱۵)
هیچ حرکتی نیست مگر اینکه احتیاح به شناخت دارد (۱۱۴ نمایش) - (۳ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۱۲)
خانم ها ، از چه هدیه ای خوش تون میاد ؟ (۲۴۵ نمایش) - (۲۵ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۰۶)
چکار کنم برای بدحجاب شدن و آرایش کردن وسوسه نشم ؟ (۱۸۳۴ نمایش) - (۶۳ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۰۳)
دیدگاه اطرافیانم در مورد ازدواج، منو کلا از ازدواج متنفر کرده (۳۳۲ نمایش) - (۲۳ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۰۲)
بیشتر افراد اهل جهنم انسان های بی همسر هستند (۱۳۰۸ نمایش) - (۷۵ نظر) (شنبه ۳۱ شهریور ۹۷ - ۱۴:۵۷)
تخریب عزاداری حسینی توسط بعضی از روشنفکر نماها (۴۴۱ نمایش) - (۲۰ نظر) (شنبه ۳۱ شهریور ۹۷ - ۱۴:۵۳)
برادر 34 ساله م با وجود داشتن امکانات، تن به ازدواج نمیده (۱۵۷۲ نمایش) - (۷۲ نظر) (شنبه ۳۱ شهریور ۹۷ - ۱۴:۴۸)
محدوده دوستی و آشنایی برای یه دختر دانشجو (۶۷۴ نمایش) - (۲۸ نظر) (شنبه ۳۱ شهریور ۹۷ - ۱۴:۳۹)
به نمره بالای 60 MSRT نیاز دارم (۲۷۰ نمایش) - (۱۱ نظر) (شنبه ۳۱ شهریور ۹۷ - ۱۴:۳۵)
درخواست معرفی بازار کار در زمینه ی شبکه های کامپیوتری و سرور (۱۵۸ نمایش) - (۵ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۲۱:۰۷)
سایت آلاء ، جایگزینی رایگان برای کلاس های کنکور (۳۹۸ نمایش) - (۱۰ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۲۱:۰۴)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۶۰۷ نمایش) - (۳۲ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۲۰:۳۸)
در موقعیت های مختلف چطور سر صحبت رو باز کنیم ؟ (۴۸۶ نمایش) - (۶ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۲۰:۲۷)
یادمون نره که دنیا محل گذره (۳۰۳ نمایش) - (۹ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۲۰:۲۴)
دلیل یه آقا برای دعوت همکار خانم به خونه پدریش چیه ؟ (۹۳۵ نمایش) - (۳۲ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۲۰:۰۴)
تحصیل در رشته مهندسی کامپیوتر در دانشگاه پیام نور (۳۳۲ نمایش) - (۱۰ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۱۹:۴۸)
چکار کنم تمایل به پوشیدن چادر در من دائمی بشه ؟ (۵۷۶ نمایش) - (۳۹ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۱۹:۴۲)
ازدواج مرد متاهل به خاطر نیاز عاطفی با یه زن بیوه (۳۵۴۶ نمایش) - (۱۶۹ نظر) (پنجشنبه ۲۹ شهریور ۹۷ - ۱۵:۴۴)
کسب درآمد برای یه دختر دبیرستانی (۱۲۱۳ نمایش) - (۵۷ نظر) (پنجشنبه ۲۹ شهریور ۹۷ - ۱۵:۳۹)
سوال در مورد یادگیری طراحی وب (۲۷۸ نمایش) - (۷ نظر) (پنجشنبه ۲۹ شهریور ۹۷ - ۱۵:۳۶)
نحوه امتحان شفاهی حفظ قرآن (۱۰۵ نمایش) - (۷ نظر) (پنجشنبه ۲۹ شهریور ۹۷ - ۱۵:۳۳)
شهدای کربلا چه ویژگی هایی داشتند ؟ (۲۰۵ نمایش) - (۹ نظر) (پنجشنبه ۲۹ شهریور ۹۷ - ۱۵:۳۱)
ازدواج با پسری که در خانواده با کسی رابطه نداره (۱۵۱۷ نمایش) - (۴۲ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۵۹)
انصراف از دانشگاه و شرکت مجدد در کنکور (۳۹۶ نمایش) - (۱۰ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۴۳)
یک تجربه واقعی برای بیماران لاعلاج (۶۲۱ نمایش) - (۲۸ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۳۹)
تو بهشت باید خورد و خوابید و ... ؟! (۶۷۰ نمایش) - (۲۴ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۳۵)
دختر مورد علاقه برادرم ازدواج کرده و الان همسایه هستیم (۱۴۶۵ نمایش) - (۳۵ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۳۲)
ما چند سال با هم بودیم ... (۱۰۰۸ نمایش) - (۱۷ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۲۱)
چکار کنم بهم نگن تنبل ؟ (۵۰۵ نمایش) - (۱۹ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۱۵)
باید به استخاره ای که کردم عمل کنم ؟ (۵۱۶ نمایش) - (۲۶ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۱۲)
تولید فیلم و سریال برای ترغیب جوانان به ازدواج (۱۰۹۵ نمایش) - (۵۹ نظر) (سه شنبه ۲۷ شهریور ۹۷ - ۱۸:۱۹)
می خوام در شهر گرگان به تنهایی زندگی کنم (۷۰۵ نمایش) - (۱۸ نظر) (سه شنبه ۲۷ شهریور ۹۷ - ۱۸:۱۱)
برای رسیدن به موفقیت، روزانه چند ساعت تلاش می کنید ؟ (۴۸۰ نمایش) - (۷ نظر) (سه شنبه ۲۷ شهریور ۹۷ - ۱۶:۵۴)
آیا شماره گرفتن از خانم هم کلاسی در دانشگاه کاری بدی است؟ (۱۴۳۷ نمایش) - (۴۸ نظر) (سه شنبه ۲۷ شهریور ۹۷ - ۱۶:۳۴)
انتظار برای پیدا شدن فرصت شغلی مناسب یا کار با حقوق کم ؟ (۵۰۱ نمایش) - (۱۰ نظر) (سه شنبه ۲۷ شهریور ۹۷ - ۱۶:۲۲)
مسئول تولید محتوا دقیقا کارش چیه ؟ (۳۹۲ نمایش) - (۶ نظر) (دوشنبه ۲۶ شهریور ۹۷ - ۱۷:۳۳)
می ترسم خواستگارم بعد ها هم ساکت و آروم باشه (۱۴۹۱ نمایش) - (۳۷ نظر) (دوشنبه ۲۶ شهریور ۹۷ - ۱۷:۲۴)
چرا یک سریال درباره شفا یافتگان طب اسلامی ساخته نمیشه ؟ (۱۶۳۲ نمایش) - (۱۵۲ نظر) (يكشنبه ۲۵ شهریور ۹۷ - ۱۸:۵۱)
صفات شیعیان از زبان ائمه علیهم السلام (۳۷۳ نمایش) - (۱۵ نظر) (يكشنبه ۲۵ شهریور ۹۷ - ۱۸:۴۷)
حسرت های زندگی تون چیه ؟ (۲۰۵۷ نمایش) - (۸۲ نظر) (يكشنبه ۲۵ شهریور ۹۷ - ۱۸:۴۳)
عاشورا نزدیکه کسی حاجتی نداره؟ (۱۸۵۷ نمایش) - (۲۰۷ نظر) (يكشنبه ۲۵ شهریور ۹۷ - ۱۸:۳۲)
تجربیات شما در مورد درمان بیماری ها با داروی جامع امام رضا (ع) (۵۵۹ نمایش) - (۲۹ نظر) (يكشنبه ۲۵ شهریور ۹۷ - ۱۸:۲۹)

چکار کنم برای بدحجاب شدن و آرایش کردن وسوسه نشم ؟ (۱۸۳۴ نمایش) - (۶۳ نظر)
سوالات یه پسر آروم درباره ازدواج (۴۱۴۸ نمایش) - (۱۲۳ نظر)
ازدواج شانسیه یا میشه سرنوشت مون رو خودمون انتخاب کنیم ؟ (۱۶۲۹ نمایش) - (۳۶ نظر)
دیگه تحمل این همه ناکامی رو ندارم (۱۸۸۱ نمایش) - (۴۹ نظر)
چرا آقایون علت جواب نه رو نمی پرسند؟ (۲۷۴۳ نمایش) - (۸۵ نظر)
یه پسر دوست دختر دار می تونه عاشق بشه ؟ (۱۶۱۳ نمایش) - (۴۱ نظر)
بهمن بهمنی اصل ازدواج کرد (۲۴۴۲ نمایش) - (۱۰۶ نظر)
میخوام یک لیست از کارهای خیر داشته باشم (۹۰۶۳ نمایش) - (۵۷ نظر)
منم مثل بقیه جوون ها نیاز به ازدواج دارم اما ... (۲۰۹۴ نمایش) - (۶۲ نظر)
ازدواج پسر دهه شصتی با دختر دهه هفتادی با 12 سال اختلاف سن (۳۱۵۷ نمایش) - (۱۲۸ نظر)
از آمریکا نمی ترسیم ! (۱۸۳۰ نمایش) - (۱۰۱ نظر)
ما آقایون چه رفتار و پوششی باید داشته باشیم ؟ (۲۰۶۳ نمایش) - (۱۱۲ نظر)
ازدواج موقت با زنا چه تفاوتی داره ؟ (۱۶۲۹ نمایش) - (۷۸ نظر)
یه دختر هم می تونه به خاطر زیبایی پسری رو دوست داشته باشه ! (۱۴۹۲ نمایش) - (۵۰ نظر)
27 ساله شدم، دلم می خواد یک مرد کنارم باشه (۴۲۱۶ نمایش) - (۱۶۴ نظر)
رفتارهای ناپسند بعضی از آقایون در اماکن عمومی (۱۹۴۴ نمایش) - (۴۹ نظر)
با افرادی که مانع ازدواجم شدند چه برخوردی بکنم ؟ (۱۷۴۹ نمایش) - (۵۸ نظر)
رفتارهای ناپسند بعضی از خانم ها در اماکن عمومی (۲۳۷۹ نمایش) - (۶۰ نظر)
ما پسران نباید با زندگی مون قمار کنیم (۲۰۲۶ نمایش) - (۹۶ نظر)
چه جوری ازش دل بکنم ؟ (۱۶۸۷ نمایش) - (۳۱ نظر)
نظر شما درباره سریال پدر که از شبکه ۲ پخش میشه چیه ؟ (۵۵۲۸ نمایش) - (۱۲۴ نظر)
چرا بعضی از آقایون متاهل حلقه ازدواج شون رو دست نمیکنن ؟ (۱۶۹۷ نمایش) - (۵۶ نظر)
نمیخوایم با یه تواب ازدواج کنیم، مگه زوره ؟ (۲۱۶۷ نمایش) - (۹۶ نظر)
راضی ام که مهریه ام رو ببخشم و توافقی جدا بشیم ولی ... (۱۶۶۴ نمایش) - (۶۱ نظر)
برای ازدواج، به دختران مانتو پوش باحجاب هم فکر کنم؟ (۱۵۵۲ نمایش) - (۶۱ نظر)
می خوام ازدواج کنم ولی به خاطر لاغری اندامم خواستگار ندارم (۱۸۸۷ نمایش) - (۶۳ نظر)
فکر می کنم به خاطر قدم که 172 هست ، کم خواستگار دارم (۱۷۶۶ نمایش) - (۵۲ نظر)
آیا سر نوشت منه پسر مجرد که تا الان پاک بودم باید این باشه؟ (۱۷۱۸ نمایش) - (۴۱ نظر)
نمی خوام دیگه کسی تو زندگیم به اسم دوست پسر باشه (۲۶۱۸ نمایش) - (۶۹ نظر)
دختران چادری، مسلمان و مذهبی واقعی باشید (۱۶۷۸ نمایش) - (۸۳ نظر)
در ازدواج، دختر چه امتیازی قراره به پسر بده ؟ (۱۶۷۶ نمایش) - (۵۴ نظر)
ازدواج با پسری که به برابری حقوق زن و مرد اعتقاد داره (۲۲۸۵ نمایش) - (۱۵۰ نظر)
چرا بعضی ها ازدواج رو یه غول وحشتناک می بینن ؟ (۱۸۰۰ نمایش) - (۶۴ نظر)
وقتی تو رو می بینیم ... (۱۷۹۳ نمایش) - (۷۴ نظر)
کنار اومدن با پسران باغیرت ولی بی پول (۲۳۹۶ نمایش) - (۶۳ نظر)
جمع بندی دو پست پیدا کردن دختر چادری و شروط ازدواج (۱۶۵۹ نمایش) - (۷۷ نظر)
موانع ابراز علاقه بعضی از پسران به یک دختر باوقار (۱۹۱۹ نمایش) - (۳۳ نظر)
خونه مون شده عین یه هتل (۱۵۱۹ نمایش) - (۴۶ نظر)
نمیتونم که تا 60 سالگی عفت پیشه کنم (۳۴۳۹ نمایش) - (۱۲۲ نظر)
بعد از ازدواج فهمیدم که همسرم قبلا ... (۲۸۵۹ نمایش) - (۸۴ نظر)
فهمیدم نامزدم قبلا دوست پسر داشته ، در مرحله قبل طلاق هستیم (۵۱۴۹ نمایش) - (۲۴۳ نظر)
سوال حیاتی از دختران چادری و مذهبی واقعی (۲۲۵۹ نمایش) - (۸۰ نظر)
دست درازی در راهپیمایی روز حجاب و موقع تشیع 13 شهید (۲۰۱۸ نمایش) - (۷۳ نظر)
خودم رو برای مجرد موندن آماده کردم (۱۶۸۴ نمایش) - (۳۹ نظر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۲۷۶۷ نمایش) - (۵۰ نظر)
پیدا کردن دختر چادری واقعی و مناسب برای ازدواج (۲۳۲۸ نمایش) - (۱۰۹ نظر)
علت نگاه های پسران به خودم رو نمی فهمم (۱۹۶۹ نمایش) - (۷۷ نظر)
خواستگارم با فانتزی هام تفاوت داره (۱۵۶۶ نمایش) - (۳۳ نظر)
خواستگاری دارم که نمیتونم ازش دل بکنم (۱۴۱۲ نمایش) - (۲۰ نظر)
جلب توجه با پوشش هم حدی داره (۲۲۷۲ نمایش) - (۸۹ نظر)

صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۶۰۷ نمایش) - (۳۲ نظر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۹۸۵ نمایش) - (۹۰ نظر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۱۰۴۷ نمایش) - (۳۴ نظر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۱۲۲۲ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۸۸۹ نمایش) - (۲۳ نظر)
بحث و تبادل نظر درباره یادگیری زبان انگلیسی (۱۰۱۰ نمایش) - (۴۵ نظر)
پسر خوب و سالم کجایی ؟ دقیقا کجایی؟ (۲۶۹۱ نمایش) - (۵۷ نظر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۲۷۶۷ نمایش) - (۵۰ نظر)
پاتوق شادی خانواده برتر (۷۱۰ نمایش) - (۲۰ نظر)
راهکارهای صرفه جویی در آب، برق، گاز و ... (۵۲۷ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۲۶۹۰ نمایش) - (۵۶ نظر)
پیشنهاد ایجاد صفحه برای رشته های مختلف تحصیلی (۴۲۳ نمایش) - (۴ نظر)
داستان ماجراهای ساختمان خانواده برتر (۷۷۵ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه معرفی مشاور خانواده به تفکیک استان (۴۵۹ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه معرفی روانشناس به تفکیک استان (۳۵۵ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه کنکوری های 98 - پست اول (۲۱۳۳ نمایش) - (۶۳ نظر)
صفحه گفتگوی گوهران کشف نشده (۵۶۳۳ نمایش) - (۳۲۲ نظر)
صفحه گفتگوی پسران درک نشده (۱۸۱۷ نمایش) - (۲۳ نظر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های 97 - (2) (۳۸۸۹ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه گفتگوی تک فرزندان خانواده برتر (۳۹۶ نمایش) - (۰ نظر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های 97 (۴۵۱۹۰ نمایش) - (۸۵۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۱۹ نمایش) - (۴ نظر)
خاطرات جالب و خنده دارتون رو بگید (۲۸۴۷ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه ی طنز پردازان خانواده برتری (۳۷۱۲ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۳۶۳۵ نمایش) - (۱۶۹ نظر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (۴۴۸۴۰ نمایش) - (۳۹۸ نظر)

درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۸۲۶۴ نمایش) - (۲۴۲ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۲۱۰ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۲۳۴ نمایش) - (۱۴ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۲۸۰ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۵۶۰ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۲۶۵ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۵۲۶ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۳۰۶ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۳۰۴ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۲۶۲ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۲۳۷ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۴۲۸ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۴۳۱ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۲۸۸ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۳۸۰ نمایش) - (۲ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۲۹۳ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۳۷۹ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۱۷۰۱۸ نمایش) - (۲۳۴ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۵۴۸ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۲۸۶۰ نمایش) - (۱۶۳ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۷۱۰ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۹۴۷ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۷۵۰ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۱۲۲۳ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۱۰۴۲ نمایش) - (۱۶ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۴۳۶۹ نمایش) - (۱۹۷ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۸۳۱ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۹۹۶ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۷۱۲ نمایش) - (۲۰ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۱۳۳۵ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۱۵۴۷ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۳۹۴۵ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۰۵۹ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۲۱۶۱ نمایش) - (۸۲ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۱۲۱۰ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۱۳۸۹ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۱۲۳۶ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۵۱۸۹ نمایش) - (۳۲۱ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۱۵۱۳ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۱۱۳۴ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۱۶۱۶ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۶۵۰ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۹۵۵ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۰۰۴۰ نمایش) - (۷۴۱ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۶۳۹ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۲۰۰ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۷۶۲۲ نمایش) - (۲۳۴ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۴۶۸۲ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۸۹۷ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۳۶۶۰ نمایش) - (۱۰۰ نظر)


۲۶۵ مطلب در آبان ۱۳۹۵ ثبت شده است

لزوم وجودقانونی که ازدواج رو بدون مشاوره ممنوع کنه ؟

سلام به همگی

یکی دو شب پیش با خبر شدم که طلاق توافقی بدون مشاوره رو ممنوع کردن. به نظر شما بهتر نیست قانونی داشته باشیم که ازدواج رو بدون مشاوره ممنوع کنه ؟

به نظرم عده ی زیادی از کسانی که ازدواج می کنن به مشاوره نیاز دارن ، و متاسفانه به دلیل در نظر نگرفتن منطقی مسائل و شتابزدگی مشاوره رو ضروری نمی دونن! شاید هم حاضر نیستن در کنار هزینه های آرایشگاه و تالار کمی برای خوشبختی شون خرج کنن!

عده ای که به سطح بالایی از درک رسیدن ممکنه از مشاور کمک بگیرن اما به نظر شما بهتر نیست برای جلوگیری از طلاقهای پی در پی ، که تبعات اون به جامعه هم برمی گرده و البته جامعه و پیشینه ی غنی ما رو زیر سوال می بره ،همچین قانونی داشته باشیم ؟

شما با این قانون موافق هستید؟

با تشکر

ریحان


↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
مسائل اجتماعی روز جامعه (۴۴۵ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۳۷) پاسخ های مردم
    • ۱۲۴۴ بازدید توسط ۹۴۵ نفر
    • يكشنبه ۳۰ آبان ۹۵ - ۲۲:۱۰

    موقع تحریک شدن تخمدان سمت چپم درد میگیره

    سلام وقت همگی بخیر

    سوالی از محضر خانمای عزیز داشتم.

    من دختری مجرد و زیر ۲۵ سال هستم. متاسفانه بعضی اوقات که تحریک جنسی میشم تخمدان سمت چپم به شدت درد میگیره ، انگار که چاقو داخلش فرو کردن.

    میخواستم ببینم آیا شما هم بهتون همچین حسی دست میده و طبیعی هست یا نه . و اگر درمانی سراغ دارید ممنون میشم بگید چون در حال حاضر به دکتر دسترسی ندارم.


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۰۳۶ مطلب)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۱۴) پاسخ های مردم
    • ۱۴۹۱ بازدید توسط ۱۲۰۱ نفر
    • يكشنبه ۳۰ آبان ۹۵ - ۲۲:۰۵

    نقش دختران آماده ازدواج در حل معضل ظاهرگرایی بعضی از پسران 2

    سلام

    هدف از ازدواج بعضی دختران که با ظاهرشون پسر جذب می کنند چیه ؟ آیا هدف شون فقط ازدواج کردنه ؟ یعنی ازدواج می کنند که به بقیه بگن ما هم ازدواج کردیم ؟! ازدواج می کنند که از شرایط بد خونه ی پدری راحت بشن ؟ ازدواج می کنن که دهن یه عده طعنه زن رو با گِل بگیرن ؟ ازدواج می کنن که ... ؟ اگه هدف شون این طوریه یعنی دیگه به بعد از ازدواج فکر نمی کنند ؟

    اگه هدف فقط ازدواج کردنه ، خب همین روال به نظر میرسه مناسب باشه ، پس هر چه بد حجاب تر بهتر ، هر چه آرایش غلیظ تر بهتر ! اگه هدف فقط ازدواج کردن باشه ، با حجاب شل تر و آرایش غلیظ تر ، پسران ظاهر پرست بیشتری جذب میشن و ازدواج سریع تر اتفاق می افته ، حالا بعد از ازدواج چی قراره اتفاق بیافته ظاهرا برای عده ای مهم نیست .

    حقیقت اینه که معمولا نمیشه از یه پسر که زیبایی ظاهری اولویت اولش در انتخاب همسر هستش ، انتظار داشت که شوهری به قول بعضی ها پرفکت باشه ، نمیشه انتظار داشت پدر مناسبی از آب در بیاد !

    اشتباه بعضی از دختران بد حجاب اینه که با ظاهرشون شوهر جذب می  کنن بعد انتظار دارن که ویژگی زندگی ساز مثل درک و فهم شوهر داری و ... اونا به چشم بیاد !

    بهتر نیست ازدواجی که احتمال شکست در اون بالاست اصلا صورت نگیره  ؟! طبیعتا مجرد بودن به جهاتی آسون تر از مطلقه بودنه . حداقلش اینه که بعضی ها به چشم ابزار صیغه به شما نگاه نمی کنند ، بعضی از دوستان متاهل شما از ترس از راه به در شدن شوهرشون با شما قطع رابطه نمی کنن ، به رفتار و حرکات شما با دید مشکوک نگاه نمی کنن و ... !

    یکی از کاربران گفته ؛


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۴۳۷ مطلب) مطالب محسن نجفی (۱۱۲ مطلب)

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • (۵۸) پاسخ های مردم
    • ۲۰۱۷ بازدید توسط ۱۶۰۶ نفر
    • يكشنبه ۳۰ آبان ۹۵ - ۲۲:۰۰

    فکر می کنم من بسیار سردم و همسرم افسرده

    با سلام

    همسرم رو خیلی دوست دارم و بهش علاقه دارم ولی انگار تمایلم رو به رابطه جنسی از دست دادم. البته همسرم هم انگار زیاد اشتیاقی به برقراری رابطه نداره و هر وقت که بعد از یه ماه یکیمون رابطه رو شروع می کنیم، خیلی سریع در حد چند دقیقه است و برای من که یک زنم به هیچ وجه لذت بخش نیست.

    بعضی وقتا تلاش می کنم این شرایط رو عوض کنم ولی انگار هیچ تمایل جنسی نه از طرف خودم و نه همسرم وجود نداره. با وجود اینکه به همسرم اطمینان کامل دارم ولی باز معذبم که نکنه با این جو خانوادگی به گناه بیفته. فکر می کنم من بسیار سردم و همسرم افسرده.

    لطفا راهنمایی بفرمائید.



  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • (۲۸) پاسخ های مردم
    • ۲۲۱۰ بازدید توسط ۱۸۳۱ نفر
    • شنبه ۲۹ آبان ۹۵ - ۲۲:۴۵

    نزدیک به یک ساله که از همکارم خوشم میاد

    سلام
    حرفام طولانیه ولی خلاصش رو میگم.

    پسری هستم که چند سال توی یه شرکت کار میکنم و نزدیک به یک ساله که از همکارم خوشم میاد. اوایل نمیدونستم که حسم بهش واقعی هست یا از روی عادته. ولی بهش علاقه دارم تا جایی که یه بار دلم رو زدم دریا که بهش بگم این جریان رو ولی قبل از اینکه من چیزی بگم سر یه حرف عکس های دوست پسرش رو نشونم داد. وای من تا دو روز حالم بد بود. داشتم سکته میکردم. اونجا بود که فهمیدم واقعا بهش وابسته شدم.

    جدای از کار شرکت یه پروژه با هم گرفتیم و کار میکنیم ولی اصلا به روش نیوردم پیش خودم گفتم به من علاقه مند میشه و قید اون رو میزنه. تا اینکه دو ماه پیش رییسمون بهش پیشنهاد ازدواج داد و بهم زنگ زد و از علاقه ضمنی خودش به رئیسمون گفت. وای خدا اون شب دیوونه شدم که چرا!! مگه با کسی نبود پس چرا به رئیسمون علاقه داشته!! من چرا زودتر حسم رو بهش نگفتم!! دنیا دور سرم میچرخید...

    این بار دیگه از طریق یه واسط همه حرفای دلم رو بهش رسوندم آخه خیلی دلم میخوادش. بعد دو هفته اومد باهام حرف زد که خیلی شوکه شدم از پیشنهادت... و اینکه من با همون پسری که دیدی 4 ساله رابطه برای ازدواج دارم ولی مشکلاتی پیش اومده و الانم به رئیسمون بنا به دلایلی به پیشنهادش فکر میکنم... اما تو رها کن من رو...

    من دیگه دیوونه شدم پیش خودم میگم داره دروغ میگه و الانم دارم پروژه رو باهاش ادامه میدم بدون اینکه ذره ای از دردم رو به روش بیارم و علاقم روز به روز بهش بیشتر میشه.

    حالا از اون جایی که تنها هستم از شما مشورت میخوام که من باید چیکار کنم؟ {اصلا نگید رهاش کن چون تو وجودم رخنه کرده}
    البته من خودم 5 سال با دختری بودم و کات کردیم و به همکارمم گفتم.


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    ازدواج با همکار (۷ مطلب)

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • (۳۸) پاسخ های مردم
    • ۱۹۶۶ بازدید توسط ۱۶۸۵ نفر
    • شنبه ۲۹ آبان ۹۵ - ۲۲:۴۰

    نوع رفتارم سوء تفاهم های زیادی به وجود آورده

    سلام 

    من یه دختر 16 ساله م که توی روابط اجتماعیم به مشکل برخوردم و با رفتارم سوء تفاهم های زیادی به وجود اومده .

    من شخصیت پر سر صدایی دارم و روابط اجتماعیم بالاس واسه همین زود با بقیه ارتباط میگیرم . شر و شور نیستم ولی نمیتونم یه جا ساکت بشینم یا نخندم و خیلی آروم باشم.

    من  با حجابم ولی بعضی وقتا حس میکنم با این کارام حرمت حجاب و نگه نمیدارم ولی این رفتارای من از اول باهام بوده و جزئی از شخصیتمه .

    ما معلمای مرد زیادی داشتیم و داریم و بعضیاشون که سن کمتری دارن  فقط با من خیلی صمیمی هستن و من خیلی عذاب وجدان میگیرم  و حس میکنم به خاطر این رفتارامه که اونا همچین اجازه ای به خودشون دادن .

    طوری شده که بچه های کلاس همیشه میگن که تو مثلا سوگولیه آقای فلانی هستی و.... مثلا ایشون شماره ی منو گرفتن و هماهنگی های کلاس و با من انجام میدن و یا بعضی وقتا بعد کلاس میمونیم دو تایی و نیم ساعت مثلا واسه من یه گرامری رو توضیح میدن . سره کلاسم همیشه حرص آدمو در میارن .

    من نشون نمیدم اما خیلی عذاب وجدان میگیرم چون ایشون متاهل هستن ولی بوده شبی که ما تا ساعت ۳ صبح درباره ی یه مشکلی تو تلگرام بحث میکردیم . این موضوع خیلی ذهنمو درگیر میکنه منم نمیخوام تمرکزم رو این جور چیزا باشه ولی نمیدونم باید چیکار کنم؟


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مسائل اجتماعی روز جامعه (۴۴۵ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۵) پاسخ های مردم
    • ۹۷۹ بازدید توسط ۸۴۶ نفر
    • شنبه ۲۹ آبان ۹۵ - ۲۲:۳۵

    شوهرم در روابط جنسی تمایل به برده بودن داره

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


    • ۳۴۷۱ بازدید توسط ۲۲۶۵ نفر
    • شنبه ۲۹ آبان ۹۵ - ۲۲:۳۰

    همه ی کسایی که واقعا زیبا هستن، نادان یا لوس نیستند

    سلام
    باید یاد آوری کنم شکل ، ظاهر و موقعیت خانوادگی شما ربطی به بقیه نداره . اینکه قیافه معمولی یا پایین تر دارین هم ربطی به بقیه نداره ژنتیک خانوادتون اینجور بوده .

    حق ندارین به کسایی که واقعا زیبا هستن هر حرفی که دلتون بخواد بزنین. زیبا رویان نادان یا لوس با هر کلمه سخیف دیگه بهشون خطاب بدین  ! خداوند  خواسته به برخی ها زیبایی ظاهر و درون یکجا بده .

    بجای گله و شکایت رو شخصیت خودتون کار کنین بجای اینکه بخواین مثل بقیه باشین  خودتون پیدا کنین ، چون شما هرگز نمی تونین جای کسی باشین .

    فقط خودتون رو خراب میکنین و از چشم می اندازین یعنی حتی  اخلاق و منش تون هم مورد قبول واقع نمیشه . یادتون باش هر چی بیشتر مردم مومن از شما بدشون بیاد خداوند هم  کم تر راضیه . چون  بنده ایی  که مردم از خوبیش بگن ازش راضی باشن خدا چند برابر بیشتر  عزیز میدونه تا کسی که  مورد  نفرت عوام باشه .

    لطفا کسانی که این متن در موردشون صدق میکنه خودشون رو اصلاح کنن .


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مسائل اجتماعی روز جامعه (۴۴۵ مطلب)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۲۵) پاسخ های مردم
    • ۱۳۷۶ بازدید توسط ۱۱۵۰ نفر
    • شنبه ۲۹ آبان ۹۵ - ۲۲:۲۵

    نمیخوام طبقه ی بالای خونه مادر شوهرم زندگی کنم

    سلام

    به تازگی نامزد کردم و نامزدم از من خواسته طبقه ی بالای خونه ی خانواده ش زندگی کنیم... اما من اصلا راضی نیستم نمیدونم چطور این نارضایتی رو اعلام کنم که بعدها سر این موضوع مشکلی پیش نیاد... به عبارتی لج و لج بازی نشه ...

    مطمئنم مشکل تو زندگیم ایجاد میشه با این نزدیکی... من همسرمو دوست دارم... زندگیمو دوس دارم... دلم میخواد جدا و دور از همه زندگی مو شروع کنم ... من محیط اطراف خونه ی مادر شوهرمو دوس ندارم اینم یه دلیله که نمیخوام برم طبقه بالاشون... و رفت آمد راحته بین دو طبقه این نیس، بگم در ورودی شون جدا هستش... شما کمکم کنین که چطور بهش بگم نمیخوام بالای خونه مادر شوهرم زندگی کنم که ناراحتی این وسط پیش نیاد ؟


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    زندگی با خانواده شوهر (۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۲۶) پاسخ های مردم
    • ۲۰۱۱ بازدید توسط ۱۵۴۶ نفر
    • شنبه ۲۹ آبان ۹۵ - ۲۲:۲۰

    شما هم فکر میکنید خانوم ها حق مباحثه ندارند !؟

    به نام خدا

    سلام

    من همیشه تو خانواده ی برتر نیستم و اصلا عضو هم نیستم اما هر از گاهی به اینجا سر میزنم سایت بسیار خوبیه ...

    ببینید اگر تو گفتگو هامون صرف منطق رو در نظر بگیریم در حق خودمون و طرف مقابل قطعا ظلم کردیم... نقش عواطف کجاست چرا به اشتباه فکر میکنید خانوم ها چون عاطفه دارن منطق ندارن ؟ چرا فکر میکنید مرد ها چون منطقی ترن احساسات ندارن ؟ هیچکدومشون درست نیست خانوم ها هم به همون اندازه که مرد ها منطق دارن منطقی هستن فقط گاهی عواطفشون مانع میشه و مرد ها به همون اندازه ی خانوم ها عاطفه دارن فقط منطقشون مانع میشه که زیاد ابرازش کنن...

    امروزه دیگه خیلی تو زندگیمون پیش میاد سر مسایل سیاسی اجتماعی مذهبی اعتقادی و...خواسته و ناخواسته وارد بحث میشیم و هر از گاهی اگر وارد هم نشیم خیلی از حقایق پوشانده میشه و خیلی از طرز فکر های غلط تو جامعه میمونه و اصلاح هم نمیشه ...اما بگذریم ...چیز دیگه ای رو میخواستم بگم...

    ببینید وقتی با کسی گفتگو میکنید اول باید شرایط طرف مقابل رو در نظر بگیرید طرف مقابل دشمنی نیست که شما قصد داشته باشید اون رو از پا دربیارید !  فقط یک انسان با طرز فکر متفاوته ...اصلا بنده مخالفم که تو مباحثه دو تا جبهه ی کاملا مخالف در برابر هم ایجاد کنیم ...تا حد ممکن باید جلوی این اتفاق رو بگیریم ...

    یکی از دلایل مهمی که جو دانشگاه ها یا محیط کار انقدر استرس زاست همین بحث های غیر اصولی هستش..


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مسائل اجتماعی روز جامعه (۴۴۵ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۵) پاسخ های مردم
    • ۸۰۲ بازدید توسط ۶۵۴ نفر
    • شنبه ۲۹ آبان ۹۵ - ۲۲:۱۵

    مگه زندگی فقط مال خوشگلاست ؟

    سلام به همه دوستان

    من هیجده سالمه و تازه از بهمن میخوام برم دانشگاه یعنی هنوز شرایط ازدواج و ندارم میدونم که نمیتونم یه زندگی و بچرخونم اما با خوندن پست های قبلی و کامنت هاشون در مورد ازدواج استرس گرفتم چون بیشتر پسرا دنبال دخترای زیر بیست و پنج سال هستن تازه با این توقع های عجیب غریبتون .

    خب من تا بخوام درسم و تموم کنم آماده ازدواج بشم بیست و پنج سالم میشه اگه اون پسری که ایده آل منه مثل بقیه فکر کنه چی بره یه دختر بیست ساله بگیره تازه من خانوادم وضع مالی متوسط به پایینی داریم چهرم خیلی عالی نیس ولی زشتم نیستم با نمکم .

    یعنی من حق ندارم یه پسری و بخوام که از خودم بالاتر باشه؟ خوب من که این شرایط خانوادگی و انتخاب نکردم من که نخواستم پدرم مریض باشه نتونه بره سرکار . یعنی من باید تقاصش و پس بدم؟ یعنی شما پسرا حاضرید با یه دختر نادون لوس خوشگل ازدواج کنید که هیچی از زندگی نمیفهمه تا با یه دختر عاقل و همه چیز فهم معمولی از نظر قیافه و خانواده و وضعیت مالی ؟

    خب پس تکلیف ما معمولی ها چی میشه مگه زندگی فقط مال خوشگلاس همه چیز و تو زیبایی میبینید ؟


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۴۳۷ مطلب)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • (۴۸) پاسخ های مردم
    • ۲۰۴۷ بازدید توسط ۱۷۲۵ نفر
    • شنبه ۲۹ آبان ۹۵ - ۲۲:۱۰

    جراحی هایی که در مجردی انجام دادیم رو باید به همسر آیندمون بگیم ؟

    سلام به دوستان خانواده ی برتری امیدوارم شاد و سلامت باشید

    سوالی از حضورتون داشتم من ۲۲ سالمه و از کودکی جراحی هایی انجام دادم که اولیش ۱۸ ماهگی عمل جراحی شکاف کام انجام دادم و بعد از اون چند بار عمل جراحی گوش انجام دادم که به تازگی فهمیدم تقویت شنوایی برام کار گذاشتند و حالا هم در دوران نقاهت جراحی فک بالا به سر می برم که در داخل لثه ها تعدادی پیچ و پلاتین قرار دادن طی یک عمل ۳ ساعته که عکس بندازم مشخص میشه .

    خودم که می گفتم قضیه پلاتین و اینارو پنهون کنم ولی خب اگر یه روز دندونم درد بگیره و بفرستن عکس دندون اون موقع ببینه چی ؟ناراحت میشه  دیگه قاعدتا ، حالا سوالم اینه باید عمل های جراحی مو به همسر آیندم بگم ؟یعنی موردی که اوکی هست و به دلم نشسته ، تو کدوم جلسه بگم ؟ جلسه اول یا آخر ؟

    مرسی از راهنمایی هاتون

    مانا و برقرار باشید


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    به خواستگارم بگم که ... (۱۲ مطلب)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۱۵) پاسخ های مردم
    • ۱۲۲۳ بازدید توسط ۱۰۶۵ نفر
    • شنبه ۲۹ آبان ۹۵ - ۲۲:۰۵

    شوهرم یه مدلی رفتار میکنه که انگار من بچه اش هستم

    سلام
    خسته نباشید.
    18 سالمه و نامزدم 37 سالشه. یازده ماهه که نامزد کردم و خطبه ی عقد بین من و نامزد خونده شده. نامزدم مرد خوبیه ولی خیلی سخت گیره. بهم اجازه ی پوشیدن لباس های شاد رو نمیده. یعنی حتی نمیذاره یه رنگ شاد تو مهمونی های آشنایان هم بپوشم.
    خیلی بهم میگه بیرون سنگین رفتار کن، لبخند نزن.با من زیاد حرف نزن، زیاد کنارم نیا، دور و برم نباش، دستمو نگیر. خانومانه رفتار کن نه مثل یه بچه!
    اصلا بهم ابراز علاقه نمیکنه تو جمع کنار من نمیشینه، مدام مراقبمه،تو مهمونی ازم دوری میکنه.اصلا منو جزء آدما حساب نمیکنه!اصلا جوری رفتار میکنه که انگار با من نسبتی نداره! یه مدلی رفتار میکنه که انگار من بچه اش هستم.
    وقتی که با هم خرید میریم اصلا سلیقه و نظرات من براش مهم نیست فقط نظر خودش مهمه.یه لباس بخواد برای من بخره خودش انتخاب میکنه و به من میگه برو  پرو کن. همین!
    ازم حق استقلال داشتن رو گرفته.اصلا به شخصیت من اهمیت نمیده. گاهی اوقات با رفتارش با زبانش به من القا میکنه که بچه ای، هنوز موقع تصمیم گیریت نرسیده!
    از این که نامزدم رو میان اون همه خواستگار انتخاب کردم ،پشیمونم! سوالاتی ازتون دارم که امیدوارم پیشنهاداتتون بهم کمک کنه.
    به نظر شما چیکار کنم تا منو بچه فرض نکنه و جزء آدم بزرگ ها بدونه؟ به نظر شما منظور از این که میگه رفتار خانومانه داشته باش چیه؟ یعنی رفتار خانومانه شامل چه رفتارهایی میشه؟ و من باید چیکار کنم که به این رفتارها برسم؟
    پیشاپیش از پیشنهادات خوبه تون سپاس گذارم.

    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۵۷ مطلب) اختلاف سن در ازدواج (۲۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • (۱۳۱) پاسخ های مردم
    • ۳۹۸۱ بازدید توسط ۳۱۴۶ نفر
    • شنبه ۲۹ آبان ۹۵ - ۲۲:۰۰

    میخوام شاد بشم و شادی رو به خانوادم هدیه بدم

    سلام

    از وقتی که یادم میاد  به خاطر مشکلاتی که تو زندگیم به وجود اومد ، سکوت کردم. سکوت و سکوت ...

    احساس میکنم سنم بالای 40 سال هست. زیادی پخته شدم در حالی که زیر 24 سال سن دارم. وقتی اطرافمو نگاه میکنم میبینم اکثرا تو زندگیشون شادن. از زندگیشون بهترین استفاده رو میکنن ، لذت میبرن و به اطرافیانشون این حس رو هدیه میدن.

    اما من همش تو خودمم  اون جوری که دلم میخواد هدفام پیش نمیره ،خیلی کم پیش میاد که شاد بشم. مثلا تو دانشگاه بچه ها یه چیزی میگن انقد میخندن واسه اون حرف، در حالی که واسه من یه حرف معمولیه و خندم نمیگیره و یه لبخند میزنم. تو خانوادمم به همین منوال هست که اکثرا تو کارای خودشون هستن خیلی شوخ نیستیم ، میخوام شاد بشم و شادی رو به خانوادم بدم . دلم میخواد اونا هم شاد باشن .. فقط نمیدونم چطوری ؟

    چه چیزایی شما رو شاد میکنه ؟ شادی رو تو چه چیزهایی میبینین ؟ آیا واقعا شاد میشین یا به شاد شدن و شاد بودن تظاهر میکنید؟

    بابت وقتی که میزارید ممنونم.


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    خودسازی در پسران (۹۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۱) پاسخ های مردم
    • ۱۰۰۴ بازدید توسط ۸۵۵ نفر
    • جمعه ۲۸ آبان ۹۵ - ۲۲:۴۵

    نمی تونم ذهنم رو از بی معرفتی های زن داداشم آزاد کنم

    سلام دوستان

    خواهش میکنم راهنماییم کنین . من هفته یازده بارداری هستم. خدا رو شکر زندگی خوبی هم دارم. دلم میخواد توی این مدت آرامش داشته باشم تا جنین هم آروم و خوب باشه.

    از وقتی باردار شدم همه کسایی که می شناختم زنگ زدن تبریک گفتن و آرزوی سلامتی کردن و خوشحال بودن. من با سختی حامله شدم بعد از کلی درمان نازایی خیلی رنج کشیدم.

    همه به جز یک نفر. زن داداشم . کسی که هر چی فکر میکنم همیشه بهش احترام گذاشتم و خوبی کردم. دوست قدیمی م بود دوسش داشتم. توی مراسم عقد و ازدواجش همه کار کردم. همه کار از ته دل. از سر خوشحالی...

    اما اون عوض شد. وقتی ارشد قبول شدم خیلی ناراحت شد اینقدر که کاملا مشخص بود توی عقد و ازدواجم ناراحتی میکرد بی محلی میکرد حتی چند بار سعی کرد با حرفاش ذهنیت منو نسبت به شوهرم عوض کنه یا بینمون بحث درست کنه.

    عروسیم مثل یه غریبه آخرای عروسی اومد نه سلام نه تبریک نه خداحافظی ، مثل غریبه ها ته سالن نشسته بود. حتی با پدر و مادرم به خاطر مهریه من و یه سری مسائل خاله زنکی دعوا کرد.. ولی من چیزی به روش نیاوردم توی تمام این مدت. به خاطر داداشم که دعواشون نشه و کلا شخصیتم آروم هست.

    بارداریش رو هم همون لحظه که فهمیدم تبریک گفتم و احترام داشتم روز زایمان هم رفتم بیمارستان و نیم سکه هدیه دادم بهش... حتی چند روز قبل از این که آزمایش بارداری بدم خونمون مهمون بود با پذیرایی مفصل... اما اون توی این مدت زنگ که هیچی حتی یه اس ام اس تبریک هم نداد. از این بی معرفتی خیلی خیلی دلم شکست.

    همش توی ذهنم کاریی که براش کردم و بی محلی و بی معرفتی اون می چرخه خیلی دلم سوخته نمیتونم ذهنم رو ازش آزاد کنم. فکرش مثل یه فکر وسواسی توی ذهنم می چرخه. چرا جواب خوبی رو باید بدی ببینم. اصلا دستم نمک نداره. اون طوری رفتار کرد انگار من وجود ندارم و براش ارزشی ندارم و منو کوچیک کرد ..


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    تعامل با خانواده (۳۴۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۳۰) پاسخ های مردم
    • ۱۱۵۹ بازدید توسط ۹۹۸ نفر
    • جمعه ۲۸ آبان ۹۵ - ۲۲:۴۰

    بالاخره یا شوهرم منو کر می کنه یا من کورش می کنم

    سلام

    من الان یک سال و نیمه که نامزدم ، تو این دوران نامزدی بدترین دعواها رو کردیم باهم، بدترین فحش ها رو دادیم بهم، اون به مامان من ، من به مامان اون ، هیچ احترامی بین خودمون نمونده .

    راحت میتونیم  فحش ناموسی بدیم دعوا کنیم ... ولی بعد دعوا یا رفتیم پیش یه بزرگتر که مشکلمون حل شده و آشتی کردیم . اکثرا یا اومده نازمو کشیده و آشتی کردیم ... همین الان هم که مینویسم شب گذشته یه دعوای کردیم یعنی از گریه داشتم میمردم منو هل داد سیلی محکم زد تو گوشم ، هر چی بد و بیراه بود بهم گفتیم .

    علت دعوامون هم این بود که من خواهرم زایمان کرده بهش گفتم صد بده کادو بدم . نامزدم هم گفت ندارم من صد تومان ندارم از پنجاه بیشتر نمیدم منم گفتم خاله شمو همه صد تومن دادن من کم بدم زشت میشه و جر و بحثمون بالا کشید... اینم بگم نامزدم ماهی سه تومن درامد داره ولی یه کم خسیسه ...

    نمیدونم چیکار کنم با این اوضاع، هر وقت دعوایی پیش اومده یا من از حال رفتم یا سر درد گرفتم اونم ناراحت شده ولی بقیه با خبر نشدن از دعواهامون، با این اوضاع موندم چیکار کنم سر هر مشکل مالی یا مشکل دیگه حرف همو نمی فهمیم دعوای اساسی پیش میاد ،از یه طرف هم من نمیتونم خودمو کنترل کنم ، همین دیشب کتری آب جوش رو بخاری بود با دست زدم افتاد یا سوییج ماشین پرت کردم بهش خورد  . الان فکر میکنم میگم اگه به چشش میخورد حتما کور میشد ...

    همدیگه رو خیلی دوست داریم شاید هم نداریم ،چون با این دعواها اینکه اسمش دوست داشتن نیست....

    چیکار کنم ؟ چه جوری برخورد کنم؟ مشکلم واقعا حاده ، دعواهای سطحی نکردیم هیچ وقت ، یعنی یا یه روز اون میزنه من کر میشم یا من میزنم اون کور میشه .

    من به هیچ کس نگفتم که اینجور دعوا میکنیم مامانم بدونه قطعا میگه به دردت نمیخوره ... . نامزدم مدیریت نداره ،اینو خودش هم میگه ،میگه چیکار کنم بلد نیستم ،نمیدونم خودم هم که عصبانی شدنی نمیتونم خودمو کنترل کنم همش میترسم ، اصلا هم نمیخوام طلاق بگیرم چون رابطه کامل هم داشتیم، نداشتیم هم نمیخواستم جدا شم ، تو خوشی هام بهش میگم من اولین و آخرین انتخابم تویی ،اونم منو دوست داره ولی هر دومون عصبانی شدنی نمیتونیم خودمونو کنترل کنیم ...

    ممنون


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۵۷ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۵۳) پاسخ های مردم
    • ۲۱۷۴ بازدید توسط ۱۸۳۳ نفر
    • جمعه ۲۸ آبان ۹۵ - ۲۲:۳۵

    مشکل نفخ معده م، باعث شده که خواستگارام رو رد کنم

    سلام

    من یه مشکل خجالت آور دارم که همیشه فکر میکنم اگه پسری از من خوشش بیاد به محض اینکه مشکل منو بفهمه دیگه به من فکر نمیکنه و حتی حالش از من بهم میخوره .

    مثلا وقتی کسی از من خوشش بیاد وقتی حس کنم مشکل منو فهمیده دیگه محلش نمیذارم فکر میکنم اون از من بدش اومده من دیگه خودمو کوچیک نکنم و فکر میکنم تو یه جمع که نشستیم اگه یه نفر مشکل منو بفهمه میره به همه دوستان میگه . حتی یکی از دوستان دوران دبیرستان که سال ها با هم دوست بودیم وقتی اینو فهمید دیگه بهم زنگ نزد و تلفنهامو جواب نداد .

    حالا مشکل من اینه که همیشه معده ام نفخ میکنه مخصوصا توی دوران پریودی و وقتایی که ناراحتم . دکتر هم رفتم گفته که درمان نداره باید فقط چیزهایی مثل نخود یا روغن و اینجور چیزا نخورم ولی مگه میشه یه مدت رعایت میکردم خیلی لاغر شده بودم آخه من تو حالت عادی هم لاغر هستم.

    حالا سوال من اینه که آقایون اگه شما از دختری خوشتون بیاد ( تعریف از خود نباشه من خوش قیافه هستم تا حدودی قیافه شیک و مهربونی دارم ) ولی اون یه همچین مشکلی داشته باشه آیا قیدشو میزنید آخه آقایون همه میگن که دختر زیاده و دنبال یه آدم بی نقص هستند .

    قبلا از یه آقایی خوشم میومد در واقع عاشقش شده بودم هنوز هم وقتی یادش میوفتم دلم میخواد دوباره ببینمش و حتی الان دارم گریه میکنم و اون هم گفت از من خوشش میاد ولی به خاطر این موضوع ردش کردم  . من سنم کم نیست ۲۷ سالم هست اگه بخوام ازدواج کنم دیگه نباید هیچ موردی را الکی از دست بدم .


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    رد کردن خواستگار (۴۳ مطلب)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۴۵) پاسخ های مردم
    • ۲۲۷۴ بازدید توسط ۱۸۹۴ نفر
    • جمعه ۲۸ آبان ۹۵ - ۲۲:۳۰

    اگر دختران با شخصیت باشند شانس پیشتری برای ازدواج دارند

    سلام

    میخوام در مورد یکی از مشکلات جامعه نظرم رو بگم . به نطر من اگر دختران با شخصیت باشند شانس پیشتری برای ازدواج دارند .

    با شخصیت بودن به این معنا که در محیط بیرون ، لباس پوشیدن و نوع راه رفتن و صحبت کردن همراه با متانت باشه . این یه واقعیته که پسرها دختران سبک و جلف رو بیشتز برای خوش گذرونی موقتی میخوان و نه ازدواج . البته استثنا ها همیشه هستن .

    اگر زن به خودش شخصیت بده مرد هم به اون احترام میگذاره . دست بالای دست بسیاره برای مثال  اگر دختران فکر میکنند میتونن با همدپگه سر پوشیدن انواع مانتو و ساپورت و انواع ارایش رقابت کنند و رقیب رو از میدون به در کنند و پیروز میدان خواستگاری بشوند سخت در اشتباهند .

    همانطور که  میبینیم با اینکه در این چند سال اخیر تعداد کسایی که باهاشون برخورد داریم و از نبود خواستگار گله دارند خیلی بیشتر شده در صورتی  که به قولی دور دور زیباییه!!!

    کسایی که بیرون و در خیابان خودشونو به هر کسی عرضه میکنند ، پس نباید انتظار داشته باشن مردی پاک و سوار بر اسب سفید بیاد سراغشون ، البته همانطور که گفتم استثناها همیشه هستند

    سپاس


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۴۳۷ مطلب) مسائل اجتماعی روز جامعه (۴۴۵ مطلب) بالا بردن کیفیت خواستگاران (۲ مطلب)

  • ۳ موافق ۱ مخالف
  • (۳۴) پاسخ های مردم
    • ۲۳۶۹ بازدید توسط ۱۹۸۶ نفر
    • جمعه ۲۸ آبان ۹۵ - ۲۲:۲۵

    خواهر بزرگم که مجرده ، عمدا جلوی شوهرم حجابش رو رعایت نمیکنه

    با سلام
    خانم 20 ساله ای هستم و نامزدم 29 سالشونه. و 3 ماهی هست که عقد کردیم و نامزدیم. من پدرم رو از دوران کودکی از دست دادم و الان مادر و سه تا خواهر دارم. خواهر بزرگم 35 سالشه و مجرد. بقیه ی خواهرام هم ازدواج کردن و بچه دارن. خانواده ی من رو ، بعد از فوت بابام ، ،خواهر بزرگم و مادرم سرپرستی کردن. و اینکه برای خواهر بزرگم و مادرم، من و خواهرام احترام زیادی قائلیم.
    و باید بگم که تو خونه مون همه از خواهر بزرگترم خیلی حساب میبرن حتی مادرم. یه جوارایی نقشش تو خانواده شده مثل پدر خونه. اما از زمانی که من نامزد کردم خواهر بزرگم رفتارش عوض شده. عصبی شده، تند خو شده، پرخاشگر شده،خیلی ناراحته.
    و یه چیزش که من رو خیلی آزار میده، اینکه هر وقت نامزدم میاد خونه مون، اصلا حجابش رو رعایت نمیکنه. اصلا انگار نه انگار که نامزدم بهش نامحرمه.
    نامزده  من خیلی شرمش میشه و بهم میگه به خواهرم بگم که این وضع لباس پوشیدن نیست. اما من روم نمیشه به خودش بگم چون برام جای پدرم رو داره، به همین دلیل به مادرم گفتم، مادرمم بهش گفت ، اما به مادرم گفته که من این جوری راحتم به شوهرهای اونا بگو چشماشون رو درویش کنن و نبینند.
    از دیدگاه شما بد نیست من خودم اقدام کنم و بهش تذکر بدم؟ چون میترسم از دستم ناراحت بشه؟ بد نیست بهش بگم ؟
    ممنون.

    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    تعامل با خانواده (۳۴۴ مطلب)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۳۹) پاسخ های مردم
    • ۲۳۳۴ بازدید توسط ۲۰۱۱ نفر
    • جمعه ۲۸ آبان ۹۵ - ۲۲:۱۵

    کسی عاشق افراد معمولی میشه ؟

    با سلام

    پسری هستم بالای هیجده سال با یه چهره معمولی ، همیشه تو تعریف های که از بقیه شنیدم میگن عاشق فلان دختر شدم ، میگن عاشق قیافه خوشگلش یا تو فیلمای که میبینم همیشه دو تا ادم خوشگل عاشق میشن ، همیشه برام سواله تو واقعیت کسی عاشق من یا امثال من که معمولی هستند یا پایین تر تو دانشگاه یا محل کار یا خیابون میشه ، یا ما فقط مهره سوخته ایم ، اگه کسی تجربه داره بگه؟


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مسائل اجتماعی روز جامعه (۴۴۵ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۴۱) پاسخ های مردم
    • ۱۸۶۷ بازدید توسط ۱۵۵۹ نفر
    • جمعه ۲۸ آبان ۹۵ - ۲۲:۱۰

    دوست دارم رابطه مادرم و ناپدریم ، رابطه ی خواهر برادری باشه

    سلام

    یه دختر *1 ساله هستم . پدرم * سال پیش به رحمت خدا رفت، به واسطه خوب بودن درسم همیشه بلند پرواز بودم ولی همیشه نگران تنهایی مادرم بودم خوشبختانه مادرم  دو سال پیش به کمک عمم با مردی ازدواج کرد که فرزند و همسرشو رو از دست داده .

    البته بعد از مدتی فهمیدم قبل از بابام خواستگار مامانم بوده که مامانم به دلیل اینکه 4 سال ازش کوچیکتر بوده  مامانم مخالفت کرده اما زمونه دوباره اینا رو به هم رسونده .

    ناپدریم مرد خیلی شاد و با محبتی هست و به خاطر پوست و مو روشن  خیلی خوب مونده همچنین  تونست تو یه مدت دوباره شادی رو به خونه ما بیاره  . رابطه  ما با هم  خیلی خوبه اما هیچ وقت نحواستم به عنوان جایگزین پدرم بهش نگاه کنم .

    خودش هم متوجه شد و نخواست جای پدرم رو بگیره . مثلا اوایل که دید وقتی منو دخترم صدا میکنه ناراحت میشم با پسوند جان یا جون و ... صدا میکنه منم به دوستایی که خیلی در جریان زندگیم نیودم ناپدریم رو دایی کوچیکم معرفی میکرد.

    تو این مدت خیلی حامی من بود مثلا وقتی دانشگاه قبول شدم مامانم به خاطر فاصله قبول نکرد برم ولی ناپدریم با توجه به کارمند بودن خودش و مامانم تا  جایی که امکان داشت به نزدیک ترین شهر به دانشگاهم انتقالی گرفتن و اوابل هقته ای دو سه بار  مامانم رو میاورد پیش من تا هر دو با این جدایی عادت کنیم .

    مشکل اصلی من  اینه که دوست دارم همین جور که سعی کرده جای پدر منو نگیره و مثل دایی من باشه ، برا مامانم هم مثل داداش باشه . میدونم حرفم غیر منطقیه ولی واسه من  خیلی خیلی باعث شرمساری و نگرانی  هست .

    البته جلوی من خیلی خیلی رعایت میکنن  یکی دو بار دیدم بعضی رفتارها رو دیدم . همیشه این چیزا یا فکر رابطه اینا منو عصبی میکنه . چند ده روز پیش تولد مامانم بود خواستم غافلگیرش کنم با اون که از قبل گفته بودم نمی تونم بیام بخاطر کلاسا یواشکی اومدم خونه و ... ، متوجه من نشدن همون طور بی صدا برگشتم و چند هفته به بهونه درس نرفتم پیششون و یکی دو بار مامانم اومد اینجا . تو این مدت به مامانم به چشم یه خیانتکار نگاه می کنم که مستحق مجازاته  ، از طرف دیگه امروز فهمیدم مامانم تو 39 سالگی هوس کرده دوباره یچه دار شه و  قبلا یه بار باردار شده بود که من در جریان نبودم ولی بخاطر سنش نتونست نگه داره .

    حالا هم زیر نظر دکتره که دوباره باردار شه اصلا به فکر نمیکنه که داره چیکار میکنه با من ، با آبروی من ، فکر کن یه خواهر یا برادر داشته باشی که 19 ، 20 سال ازت کوچیکتره دو روز دیگه چه جوری تو رو فامیل و اشنا نگاه کنم ؟


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    تعامل با خانواده (۳۴۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • (۴۱) پاسخ های مردم
    • ۱۵۳۶ بازدید توسط ۱۲۷۲ نفر
    • جمعه ۲۸ آبان ۹۵ - ۲۲:۰۵

    تخمدان هام پر از کیست شده

    سلام
    دختر خانمی هستم که تخمدان هام پر از کیست هست بهش میگن pco اما اکثر که سرچ کردم مشکلم واقعا حادتره ، باید چیکار کنم ؟
    اول بسم الله میگم چیکار کنم!
    خب از اول بگم من وقتی 15 سالم بود موهای خیلی پرپشتی داشتم همه میگفن خرمن گیسو اما حالا از موهام خجالت میکشم و دلزده میشم وقتی تو اینه میبینم شون.
    من از همون سوم راهنمایی که عادتم شروع شد 2 ماه یه بار بود گفتن اگه تا 18 سالگی مرتب نشد درمان کنم. بعدش شد 3 ماه یه بار 4 ماه یه بار اخرین بار 6 ماه یه بار بود تو این مدت که عادتم کلا بهم خورده بود موهام شروع کردن به ریختن .
    کلا سرم خالی شد مجبور شدم موهامو که تا پایین کمرم بود کامل پسرونه کنم خیلی دردناکه گاهی وقتا که میرفتم حموم یه دسته مو میومد تو دستم.. و بعدش پوستم که بدون جوش بود تمام جوش زد اونم چرکی و ریز و درشت تو کل بدنم نه تنها صورتم .
    منم افسرده شده بودم شدید جای جوش ها وحشتناک بود و 20 کیلو اضاف کردم تو چند ماه همیشه وزنم 45 بود تا 50 ثابت نگه داشته بودم خودمو... این همه عدد که گفتم چون میگن افزایش ناگهانی وزن هم تو کیست ها تاثیر داره مخصوصا شکم..؟ و دکتر هم بهم گفت تا جایی که میتونم کم کنم اضافه وزنم رو .
    بدنمم پر شده از ترک های قرمز تو بازو، سینه، شکم و باسن بخاطر چاقی زیاد... و فقط اینا نیست من اول که رفتم ازمایش و هورمون درمانی دارو هامو مصرف میکردم تا عادت شم بعد چند ماه دارو هام تموم شد و ناچار شدم دکترمو عوض کنم چون دسترسی بهش نداشتم .
    دکتر دومی که خدا ازش نگذره گفت ول کن دارو نخور خودش خوب میشه در صورتی که این مشکل با دارو درمانی تا مدت نامعلوم خوب میشه.
    من 8 ماه گذشتو عادت نشدم وزنم رفت بالا و موهای مردونه ضخیم در اوردم تو صورت و چونه و گردنم . فاجعه بود مثل ریش اقایون کلفت بودن اخه قبلا هم داشتم ولی به این زیادی و شدت نبودن و تو بدنم هم همینطور شدم و درد های زیر شکمی ( حتی درد واژن ) وحشتناک داشتم .
    رفتم متخصص داخلی ازمایش دادم کیست هام خیلی بزرگ تر شدن اما گفت نمیتونم عمل کنم و ... دوباره دارو داد . سیپترون و اسپیرنولاکتون البته دکتر اولم که برای اولین بار ازش دارو گرفتم سیپترون و فیناستراید و یه قرص سفید رنگ دیگه بهم داده بود متوفورمین..یه اسم اینجوری داشت..
    نمی دونم چرا اما الان یک ماه گذشته و دورره سیپترونم تموم شده 5 روزم از نخوردنش گذشته اما عادت نشدم و جوشام هم درمان نشده هنوزم جوش میزنم..
    فعلا دارم لیزر میکنم موهای صورتمو چون خیلی فاجعه بود اما با دارو های قبلیم جوشام کمتر شده بودن اما الان همه جام جوش میزنه... باید چیکار کنم ؟
    میشه دوره مصرف قرص تموم شه و عادت نشی؟ و اینکه برای موهام باید چیکار کنم میگن اگر کچل کنین موها پرپشت میشه درسته؟ یا prp تاثیر داره برا کسی که تخمدوناش مشکل داره؟ تو رو خدا اگر مشکلی مثل من دارید راهنمایی کنین واقعا خسته شدم.

    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    تجربیات پزشکی (۲۳۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۳۰) پاسخ های مردم
    • ۱۵۱۱ بازدید توسط ۱۲۲۹ نفر
    • جمعه ۲۸ آبان ۹۵ - ۲۲:۰۰

    هالیتوزیس ،مشکلی شایع اما قابل درمان

    عرض سلام و احترام خدمت اهالی وبلاگ

    بوی نامطبوع دهان مشکلی شایع در عین حال ازار دهنده میباشد که معمولا در اغلب افراد با شدت و ضعف خاصی بروز پیدا خواهد کرد .

    این اختلال را میتوان برحسب زمان ، شدت و مدت بروز ان ، طبیعی و نرمال یا نشان و هشداری از بروز یک بیماری در حفره ی دهان یا سایر ارگانها قلمداد کرد که در صورت عدم تشخیص و درمان مناسب  باعث ایجاد اختلال در برخورد اجتماعی ، رنجش و کناره گیری اطرافیان ومهم تر از ان نارضایتی همسران و درنهایت منجر به کاهش عزت نفس در خود فرد خواهد شد .

     پی بردن به علت بروز هالیتوزیس و درمان ان  ملزوم به شناخت فلور نرمال دهان ،عوامل برهم زننده فلور و اختلالات ناشی از ان میباشد که در این مقاله سعی بر ان بوده که به تمام موارد اشاره شود و در نهایت امیدوارم مطالعه ی مطالب برای دوستان مفید واقع شود .

     

    فلور نرمال دهان:

    طی برسی های انجام شده بر افراد مختلف و دخالت عواملی چون سن ،جنس ژنتیک ، میتوان 20 نوع میکروارگانیسم غیر بیماری زا را که از رشد سایر پاتوژن ها در دهان جلوگیری میکنند را یافت ،این فلورترکیبی از کوکسی های گرم مثبت ،کوکسی های گرم منفی ،باکتری های گرم مثبت ، باکتری های گرم منفی ،قارچ ها میباشد .

     


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مطالب مرحومه آیدا (۴۴ مطلب)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • (۱۲) پاسخ های مردم
    • ۱۳۷۶ بازدید توسط ۱۰۷۷ نفر
    • پنجشنبه ۲۷ آبان ۹۵ - ۲۲:۵۵

    چرا مثل بقیه ی زن ها غریزه ی مادری ندارم؟

    سلام
    من یه مشکلی دارم که واقعا داغونم کرده دیگه نمیدونم چیکار باید بکنم .
    من 10 ساله ازدواج کردم تو همون دوران عقد با همسرم مشکل پیدا کردیم عصبی و بد دهن بود خیلی ، به هر حال عروسی کردیم و تا دو سال بعد از شروع زندگی به خاطر رفتار بدش من میخواستم جدا بشم ولی اطرافیان نذاشتن همسرم اصرار داشت بچه دار بشیم ولی من راضی نبودم میگفتم تا اخلاقتو درست نکنی من بچه نمیخوام .
    بعد از سه سال خودم راضی شدم اقدام کردیم و بعد متوجه شدیم همسرم مشکل داره به چند تا دکتر مراجعه کردیم و همسرم تحت درمان بود در این حین بود که من دیگه علاقمو واسه بچه دار شدن از دست دادم دیگه دوست نداشتم بچه دار بشم .
    از راحتی و آزادی که داشتم لذت میبردم نمیخواستم برم زیر بار مسئولیت بچه و از اینکه برامون مشکل پیش اومده بود خوشحال بودم و چون دکتر امید چندانی نداده بود فکر میکردم مشکل شوهرم حل نمیشه ولی من باردار شدم و شوکه شدم اولش گریه میکردم خیلی ناراحت بودم .
    تو دوران بارداری خیلی اذیت شدم ویار خیلی شدید داشتم دائم زیر سرم بودم بعد از 4 ماه که ویارم تموم شد افسردگی و بیقراری شدید اومد سراغم طوری که فقط میگفتم من این بچه رو نمیخوامش آزادی و راحتیمو ازم میگیره حالم خیلی بد بود .
    خلاصه اینکه توی 7 ماهگی بچه توی 7 ماهگی تو شکمم مرد و حاملگی ختم شد همون موقع با خودم عهد کردم دیگه بچه دار نشم حتی اگه به قیمت جدایی تموم بشه الان 4 سال گذشته و همسرم سر مسئله ی بچه اشکمو در آورده منم هیچ جوری زیر بار نمیرم بعد از اون تجربه ی بارداری دیگه وحشت دارم از بچه دارشدن.
     الان خیلی سردرگمم اصلا نمیتونم تصمیم بگیرم از طرفی همسرم بچه میخواد منم نمیتونم با خودخواهی اونو از این خواسته محرومش کنم از طرفی هم خودم کوچکترین علاقه ای به بچه ندارم و نمیتونم زیر بارش برم پس راهی نمیمونه جز جدایی که اونم با روحیه ای که دارم فکر نکنم تاب این مسئله رو بیارم پس من چیکار باید بکنم ؟
    صبح ها که از خواب بیدار میشم آرزوی مرگ میکنم؟ آخه چرا من اینجوریم ؟ چرا مثل بقیه ی زنها غریزه ی مادری ندارم؟ خیلی خودمو سرزنش میکنم اعتماد به نفسمو از دست دادم دیگه امیدی ندارم .
    لطفا راهنماییم کنید

    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    بارداری و زایمان (۱۲۳ مطلب) مسائل زنان (۱۵۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۲۸) پاسخ های مردم
    • ۱۲۳۷ بازدید توسط ۱۰۲۰ نفر
    • پنجشنبه ۲۷ آبان ۹۵ - ۲۲:۵۰

    توی زندگیم همه چیز مثل آرامش قبل از طوفانه

    سلام

    من  23 سالمه و سه سال و خرده ایه که ازدواج کردم. زندگی بسیار عاشقانه و خوبی داشتیم. بالا پایین هم داشت اما خب چون میخواستیم زندگیمون رو بهتر کنیم و بسازیم خودمون رو ساختیم و زندگیمون روز به روز بهتر و آرام تر شده.

    نزدیکه یک ماهه شوهرم میره سر یک کار جدید. البته بعد از سربازی. از دوران سربازی دو دوست هم پیدا کرده که من از لول اجتماعی و از همه لحاظ ازشون خوشم نمیاد اما تا بحال به همسرم نگفتم و چون دوست دارم همیشه پشتیبانش باشم و مثل بقیه خانما سر شوهرم غر نزنم.

    از وقتی که با این دوستای جدید میگرده شوخی های زشت جوک های بد و تکیه کلام های ناجور به کار میبره و وقتی تذکر میدم میگه اینا گذراست .و قبول هم نمیکنه که کسی روش تاثیر گذاشته.حالا چند وقته که مثل آدمای افسرده رفتار میکنه و سوالای عجیب غریب میپرسه ، مثلا میگه:
    اگه من دیگه مذهبی نباشم باهام میمونی؟ ( ما جفتمون مذهبی هستیم و اصلا پایه ازدواجمون ایمان بود ) اگه بهت خیانت بکنم چه رفتاری نشون میدی؟ ( بهش گفتم که ترکش میکنم ) اگه نظرم نسبت به همه چیز عوض بشه چیکار میکنی؟

    حتی تصمیم داشتیم امسال بچه دار شیم و زد زیرش و گفت که یکسال دیگه. بهم ابراز علاقه میکنه دائم ولی مثل قبلا بهم توجه نمیکنه. میگه که چقدر زیبایی ولی تو چشماش اینو نمیبینم. میگه که دوستم داره اما حرفش به دلم نمیشینه. دیگه مثل قبلا به مسائل مذهبی پایبند نیست و علاقه ای نشون نمیده. یه احساس خیلی بدی دارم ... فکر میکنم قراره اتفاق بدی بیفته.

    از لحاظ جنسی هم تو این یه ماهه خیلی کم میاد سراغم و این منم که دائم باید شروع کننده باشم و وقتی میپرسم چرا اینقدر بی میل شدی میگه که بخاطر استرسه. در حالیکه تو زندگیمون استرسی وجود نداره و اون هم اصلا از اون  آدمایی نیست که با استرس بی میل بشه. همه چیز مثل آرامش قبل از طوفانه .

    میشه کسی راهنمایی کنه


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۶۵۳ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۲) پاسخ های مردم
    • ۹۹۷ بازدید توسط ۸۷۲ نفر
    • پنجشنبه ۲۷ آبان ۹۵ - ۲۲:۴۵

    می خوام یه دختر شیطون و باحال و دوست داشتنی بشم

    سلام میکنم به همه خانواده برتری های عزیز...

    20 سالمه و دانشجوی پزشکی هستم. حدود چند ماهه که با این سایت اشنا شدم و هر شب مطالب رو به طور کامل دنبال میکنم، ولی صرفا خواننده بودم و برای اولین باره که میخوام از مشکلاتم بگم

    راستش من توی ارتباط برقرار کردن با دیگران خیلی مشکل دارم، مشکلمم طوریه که اصلا نمیتونم با کسی دوست بشم، یا اگه دوست بشم هیچ صمیمیتی نمیشه احساس کرد بین خودم و دوستم.

    ولی واقعا دلم میخواد یه همدم و همنشین خوب و مهربون داشته باشم.توی همه مهمونی ها هم خیلی خیلی ساکت و گوشه گیر هستم و اصلا حرفم نمیاد. خیلی از این وضعیتم ناراضیم. دبیرستان یه دوست داشتم که خیلی با اون صمیمی بودم ولی از بعد کنکور از هم جدا شدیم.

    از نظر خانوادگی هم سه تا خواهر دارم که همگی ازدواج کردن و بچه دارن.به قولی سرشون گرمه به زندگی خودشون. خیلی خیلی تنها هستم. پیش همه آدما احساس عدم آرامش میکنم اونایی که همچین شرایطیو مثه من تجربه کردن درک میکنن که حس بدیه .

    حالا سوال من از شما اینه که چیکار کنم که بشم یه دختر شیطون و باحال و دوست داشتنی؟ که همه از همنشینی باهاش لذت ببرن؟


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    خودسازی در دختران (۲۸۲ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۲۵) پاسخ های مردم
    • ۴۵۷۷ بازدید توسط ۳۶۲۳ نفر
    • پنجشنبه ۲۷ آبان ۹۵ - ۲۲:۴۰

    آدمای خوب‌ چه جوری خوب شدن ؟

    بسمه تعالی
    امروز اولین روز ۱۸ سالگیمه دیگه به سن قانونی همه چی رسیدم گواهی نامه... رأی گیری... بچه دار شدن
    ۱۸ سال بدون خدا زندگی کردم نماز میخوندم روزه میگرفتم اما هیچکدوم بوی خدا رو نداشت نمازام که قطع وصلی داشت ماه رمضون هم برام فقط یه فرصت برا خوابیدن بود توی هر حرکت و کار خیر منتظر یه جواب بودم: خدایا من نماز خوندم تو هم بهم فلان چیزو بده ندی دیگه نماز نمیخونم ..
    دیگه خسته شدم از خودم از کارام دلم میخواد گوش خودممو بکشمو بگم هی دختررررر چه خبرته معلومه کجا داری میری ؟ معلومه چیکار میکنی ؟
    خسته شدم از دروغام از غیبتام از نمازام طرف قران میرم فقط موقع تفال یا چله گرفتن دیگه رنگ قرانم نمیبینم باید از کجا شروع کنم؟ یه شبه ؟ من خییلی از این تصمیما گرفتم اما درجا زدم چقد قول دادمو شکستم‌ خدا از من ناامید نیست اما من از خودم ناامیدم .
    من خیلی شبا با‌ گریه توبه‌ کردم‌ اما طلوع افتاب همه‌ چی‌ و همه اشکام و و‌ اون حسه‌ خوبه توی توبه رو‌ فراموش‌ کردم‌ دلم‌ میخواد ادم شم ادمی‌ که‌ خدا میخواد خدا دوست داره به اهدافم برسم .
    اما به سبک‌ خدا یه‌ جوری‌ که‌ خدا دوست داره‌ دلم‌ میخواد‌ محکم باشم و‌ از قهر‌ و‌ لجبازی و‌ به زور حاجت‌ گرفتن‌ بردارم . این کاش ۱۸ سالگیم و‌ یه‌ جوری شروع‌ کنم‌ این بهترین هدیه ایه که‌ میتونم بخودم‌ بدم .
    میترسم خیلی سخت بگیرم دلسرد بشم میترسم خیلی شل بگیرم فراموش‌ کنم نمیدونم‌ چجوری باید خودمو درست کنم.. ادمای خوب‌ چجوری خوب شدن ؟ از کجا شروع کردن؟ چجوری به درجات عالی رسیدن ؟
    یا علی

    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۱۵۱ مطلب)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۵۳) پاسخ های مردم
    • ۱۳۳۲ بازدید توسط ۹۹۵ نفر
    • پنجشنبه ۲۷ آبان ۹۵ - ۲۲:۳۵

    یه چادری واقعی چه جور باید رفتار کنه ؟

    سلام

    من یه دختر ۱۹ ساله م متاهلم ، چادری ، انقدر تو این وبلاگ از چادر شنیدم از اینکه دوسش دارن و ... حالا دنیای واقعیم ، تو محیطی هستم کف باید چادری باشی ، منم چادریم ولی قبل تر از اینم چادری بودم و اصلا ازش بیزار نبودم و احساس خفگی نمیکردم . مسئله یا بهتره بگم شخصی که متنفرم کرده از چادر شده دغدغه م . انقـــــدر گیر میده که هر سر میترسم باز بگه چرا چادرت ملیه ؟ چرا تو مهمونی زنونه و عروسی روسریت یه ذره سر خورد.. چرا چرا چرا ؟

    تو ماشین نشستم با حجاب کامل محکم گرفتم چادرمو نگاهمو کنترل میکنم یه مرد رو حضورشو حس میکنم تو کوچه یا خیابون میگم وااای نکنه به من نگاه کنه؟ و ارضا شه؟ یا به گناه بیفته ؟ باورتون میشه ( حالا نه که من تحفه م یا ارایش دارم نه اصلا خیلی وقت ها مردها متوجه حضورم نمیشن ولی این ذهنیتو مادر شوهرم برام درست کرده ) من نمیگم مردها بی جنبه ن و ... از ذهنیتم که به تازگی تخریب شده میگم .

    نمیدونم مهمون بیاد خونمون بالاخره بهش سلام بدم یا نه ؟ نگن این کرم داره ؟ سلام ندم میگن بی شعوره ، سلام بدم از مادر شوهرم میترسم . جدی جدی خودمم فکر میکنم دور از جوونم  زن بدکاره ای چیزی هستم. جوری که حتی چند بار به شوهرم گفتم اگه من خطایی کردم بگو ؟ ایا من جـ.... ام ؟

    بهش میگم من فکر میکنم حتی نباید حرف زد با هیچ مردی ، همسرم میگه زیادی بد دل شدی ، حتی این تغییر رفتار رو خواهرام قشنگ متوجه شدن ، یه وقت تلفنم زنگ بخوره سریع اسم طرفو میگم مادر شوهرم فک نکنه من با پسر میحرفم . این ادم کلا بدبینه نه فقط به من ، حتی نگاهش به دختر بچه ۵ ساله ابزاریه ، حالم از چادر بهم میخوره اعصابم بهم ریخته س . نمیخام یه چی بگین حالم خوب شه یا مادرشوهرم تغییر کنه . فقـــط بگید یه چادری واقعی چه جور باید برخورد کنه ؟

    حیا یعنی چی؟ حیا یعنی من به خودم شک داشته باشم؟ حیا یهنی به همه شک داشته باشم که این دختره این رفتارش اره ؟


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    تعامل با خانواده (۳۴۴ مطلب) مسائل اجتماعی روز جامعه (۴۴۵ مطلب)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • (۱۸) پاسخ های مردم
    • ۱۲۳۴ بازدید توسط ۱۰۲۱ نفر
    • پنجشنبه ۲۷ آبان ۹۵ - ۲۲:۳۰

    بهم یاد بدید چطوری به خواهرام محبت کنم

    سلام

    من کسی هستم که تو این 20 و چند سال هیچ رابطه احساسی با کسی نداشتم. یه آدم گوشه گیر و بی احساس!

    چند تا خواهر دارم که ازدواج کردن ولی من بعد از اینهمه مدت به این فکر افتادم که باید رابطه ما خیلی بهتر از اینها می بود! و مقصر همه این قضایا رو هم خودم می دونم .

    می خوام تمام تلاشمو بکنم که خودمو تغییر بدم. خیلی دوست دارم بهشون بگم "دوستتون دارم" یا دستشون رو تو دستم بگیرم. ولی همش می ترسم که فکر دیگه ای بکنن!

    حتی اگر اینها رو هم بذاریم کنار، من براشون هیچ کاری نکردم. بارها شده بود تو این بیست و چند ساله که ازم خواستن مثلا براشون چیزی بخرم یا جایی ببرمشون ولی انجام ندادم. نه خبری از محبت کردن بوده و نه کادو خریدن و ...


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    تعامل با خانواده (۳۴۴ مطلب) خودسازی در پسران (۹۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۰) پاسخ های مردم
    • ۶۹۴ بازدید توسط ۵۶۴ نفر
    • پنجشنبه ۲۷ آبان ۹۵ - ۲۲:۲۵

    عصبی بودن خانوادم به من هم منتقل شده

    سلام

    دختری هستم که عصبی بودن خانوادم به من هم منتقل شده زود رنج شدم . من خانوادمو دوست دارم و منظورم از عصبی بودن این نیست که همیشه تو خونمون دعواست ، واقعا نمیدونم چه کاری باید انجام بدم. اینکه افراد خانوادت یکی یکی دارن جلو چشمات پرپر میشن . وظیفه من چیه؟ باید قید خودمو درسامو بزنم به فکر سلامت خانوادم باشم و اینکه بعدا میتونم درسامو بخونم و جبران کنم؟
    از تجربیاتتون درمورد بیماری دیابت میگین اینکه واقعا امکان درمانش وجود داره و یا همیشه باید تا اخر عمر قرص مصرف کرد؟
    چطوری تحمل و صبرمون بیشتر بشه به افرادی که  در خانواده دیابت نوع 2 دارن و زود رنج و عصبی هستن  ؟ چه برخوردی باید داشته باشم ؟ ذهنم درگیره
    میشه راهنماییم کنین

    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    خودسازی در دختران (۲۸۲ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۶) پاسخ های مردم
    • ۶۹۸ بازدید توسط ۵۵۶ نفر
    • پنجشنبه ۲۷ آبان ۹۵ - ۲۲:۲۰

    برو بالا