خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

لینک های روزانه آخرین نظرات آخرین مطالب

۲۷۳ مطلب در آبان ۱۳۹۵ ثبت شده است

لزوم وجودقانونی که ازدواج رو بدون مشاوره ممنوع کنه ؟

سلام به همگی

یکی دو شب پیش با خبر شدم که طلاق توافقی بدون مشاوره رو ممنوع کردن. به نظر شما بهتر نیست قانونی داشته باشیم که ازدواج رو بدون مشاوره ممنوع کنه ؟

به نظرم عده ی زیادی از کسانی که ازدواج می کنن به مشاوره نیاز دارن ، و متاسفانه به دلیل در نظر نگرفتن منطقی مسائل و شتابزدگی مشاوره رو ضروری نمی دونن! شاید هم حاضر نیستن در کنار هزینه های آرایشگاه و تالار کمی برای خوشبختی شون خرج کنن!

عده ای که به سطح بالایی از درک رسیدن ممکنه از مشاور کمک بگیرن اما به نظر شما بهتر نیست برای جلوگیری از طلاقهای پی در پی ، که تبعات اون به جامعه هم برمی گرده و البته جامعه و پیشینه ی غنی ما رو زیر سوال می بره ،همچین قانونی داشته باشیم ؟

شما با این قانون موافق هستید؟

با تشکر

ریحان


موضوعات مرتبط :
مسائل اجتماعی روز جامعه

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۷ نظر
    • ۱۰۹۶ بازدید
    • يكشنبه ۳۰ آبان ۹۵ - ۲۲:۱۰

    موقع تحریک شدن تخمدان سمت چپم درد میگیره

    سلام وقت همگی بخیر

    سوالی از محضر خانمای عزیز داشتم.

    من دختری مجرد و زیر ۲۵ سال هستم. متاسفانه بعضی اوقات که تحریک جنسی میشم تخمدان سمت چپم به شدت درد میگیره ، انگار که چاقو داخلش فرو کردن.

    میخواستم ببینم آیا شما هم بهتون همچین حسی دست میده و طبیعی هست یا نه . و اگر درمانی سراغ دارید ممنون میشم بگید چون در حال حاضر به دکتر دسترسی ندارم.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • ۱۳۴۷ بازدید
    • يكشنبه ۳۰ آبان ۹۵ - ۲۲:۰۵

    نقش دختران آماده ازدواج در حل معضل ظاهرگرایی بعضی از پسران 2

    سلام

    هدف از ازدواج بعضی دختران که با ظاهرشون پسر جذب می کنند چیه ؟ آیا هدف شون فقط ازدواج کردنه ؟ یعنی ازدواج می کنند که به بقیه بگن ما هم ازدواج کردیم ؟! ازدواج می کنند که از شرایط بد خونه ی پدری راحت بشن ؟ ازدواج می کنن که دهن یه عده طعنه زن رو با گِل بگیرن ؟ ازدواج می کنن که ... ؟ اگه هدف شون این طوریه یعنی دیگه به بعد از ازدواج فکر نمی کنند ؟

    اگه هدف فقط ازدواج کردنه ، خب همین روال به نظر میرسه مناسب باشه ، پس هر چه بد حجاب تر بهتر ، هر چه آرایش غلیظ تر بهتر ! اگه هدف فقط ازدواج کردن باشه ، با حجاب شل تر و آرایش غلیظ تر ، پسران ظاهر پرست بیشتری جذب میشن و ازدواج سریع تر اتفاق می افته ، حالا بعد از ازدواج چی قراره اتفاق بیافته ظاهرا برای عده ای مهم نیست .

    حقیقت اینه که معمولا نمیشه از یه پسر که زیبایی ظاهری اولویت اولش در انتخاب همسر هستش ، انتظار داشت که شوهری به قول بعضی ها پرفکت باشه ، نمیشه انتظار داشت پدر مناسبی از آب در بیاد !

    اشتباه بعضی از دختران بد حجاب اینه که با ظاهرشون شوهر جذب می  کنن بعد انتظار دارن که ویژگی زندگی ساز مثل درک و فهم شوهر داری و ... اونا به چشم بیاد !

    بهتر نیست ازدواجی که احتمال شکست در اون بالاست اصلا صورت نگیره  ؟! طبیعتا مجرد بودن به جهاتی آسون تر از مطلقه بودنه . حداقلش اینه که بعضی ها به چشم ابزار صیغه به شما نگاه نمی کنند ، بعضی از دوستان متاهل شما از ترس از راه به در شدن شوهرشون با شما قطع رابطه نمی کنن ، به رفتار و حرکات شما با دید مشکوک نگاه نمی کنن و ... !

    یکی از کاربران گفته ؛


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها مطالب محسن نجفی

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • ۵۸ نظر
    • ۱۸۴۲ بازدید
    • يكشنبه ۳۰ آبان ۹۵ - ۲۲:۰۰

    فکر می کنم من بسیار سردم و همسرم افسرده

    با سلام

    همسرم رو خیلی دوست دارم و بهش علاقه دارم ولی انگار تمایلم رو به رابطه جنسی از دست دادم. البته همسرم هم انگار زیاد اشتیاقی به برقراری رابطه نداره و هر وقت که بعد از یه ماه یکیمون رابطه رو شروع می کنیم، خیلی سریع در حد چند دقیقه است و برای من که یک زنم به هیچ وجه لذت بخش نیست.

    بعضی وقتا تلاش می کنم این شرایط رو عوض کنم ولی انگار هیچ تمایل جنسی نه از طرف خودم و نه همسرم وجود نداره. با وجود اینکه به همسرم اطمینان کامل دارم ولی باز معذبم که نکنه با این جو خانوادگی به گناه بیفته. فکر می کنم من بسیار سردم و همسرم افسرده.

    لطفا راهنمایی بفرمائید.


    موضوعات مرتبط :
    گرم نبودن شوهر

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • ۲۰۵۲ بازدید
    • شنبه ۲۹ آبان ۹۵ - ۲۲:۴۵

    نزدیک به یک ساله که از همکارم خوشم میاد

    سلام
    حرفام طولانیه ولی خلاصش رو میگم.

    پسری هستم که چند سال توی یه شرکت کار میکنم و نزدیک به یک ساله که از همکارم خوشم میاد. اوایل نمیدونستم که حسم بهش واقعی هست یا از روی عادته. ولی بهش علاقه دارم تا جایی که یه بار دلم رو زدم دریا که بهش بگم این جریان رو ولی قبل از اینکه من چیزی بگم سر یه حرف عکس های دوست پسرش رو نشونم داد. وای من تا دو روز حالم بد بود. داشتم سکته میکردم. اونجا بود که فهمیدم واقعا بهش وابسته شدم.

    جدای از کار شرکت یه پروژه با هم گرفتیم و کار میکنیم ولی اصلا به روش نیوردم پیش خودم گفتم به من علاقه مند میشه و قید اون رو میزنه. تا اینکه دو ماه پیش رییسمون بهش پیشنهاد ازدواج داد و بهم زنگ زد و از علاقه ضمنی خودش به رئیسمون گفت. وای خدا اون شب دیوونه شدم که چرا!! مگه با کسی نبود پس چرا به رئیسمون علاقه داشته!! من چرا زودتر حسم رو بهش نگفتم!! دنیا دور سرم میچرخید...

    این بار دیگه از طریق یه واسط همه حرفای دلم رو بهش رسوندم آخه خیلی دلم میخوادش. بعد دو هفته اومد باهام حرف زد که خیلی شوکه شدم از پیشنهادت... و اینکه من با همون پسری که دیدی 4 ساله رابطه برای ازدواج دارم ولی مشکلاتی پیش اومده و الانم به رئیسمون بنا به دلایلی به پیشنهادش فکر میکنم... اما تو رها کن من رو...

    من دیگه دیوونه شدم پیش خودم میگم داره دروغ میگه و الانم دارم پروژه رو باهاش ادامه میدم بدون اینکه ذره ای از دردم رو به روش بیارم و علاقم روز به روز بهش بیشتر میشه.

    حالا از اون جایی که تنها هستم از شما مشورت میخوام که من باید چیکار کنم؟ {اصلا نگید رهاش کن چون تو وجودم رخنه کرده}
    البته من خودم 5 سال با دختری بودم و کات کردیم و به همکارمم گفتم.


    موضوعات مرتبط :
    ازدواج با همکار

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۳۸ نظر
    • ۱۷۷۶ بازدید
    • شنبه ۲۹ آبان ۹۵ - ۲۲:۴۰

    نوع رفتارم سوء تفاهم های زیادی به وجود آورده

    سلام 

    من یه دختر 16 ساله م که توی روابط اجتماعیم به مشکل برخوردم و با رفتارم سوء تفاهم های زیادی به وجود اومده .

    من شخصیت پر سر صدایی دارم و روابط اجتماعیم بالاس واسه همین زود با بقیه ارتباط میگیرم . شر و شور نیستم ولی نمیتونم یه جا ساکت بشینم یا نخندم و خیلی آروم باشم.

    من  با حجابم ولی بعضی وقتا حس میکنم با این کارام حرمت حجاب و نگه نمیدارم ولی این رفتارای من از اول باهام بوده و جزئی از شخصیتمه .

    ما معلمای مرد زیادی داشتیم و داریم و بعضیاشون که سن کمتری دارن  فقط با من خیلی صمیمی هستن و من خیلی عذاب وجدان میگیرم  و حس میکنم به خاطر این رفتارامه که اونا همچین اجازه ای به خودشون دادن .

    طوری شده که بچه های کلاس همیشه میگن که تو مثلا سوگولیه آقای فلانی هستی و.... مثلا ایشون شماره ی منو گرفتن و هماهنگی های کلاس و با من انجام میدن و یا بعضی وقتا بعد کلاس میمونیم دو تایی و نیم ساعت مثلا واسه من یه گرامری رو توضیح میدن . سره کلاسم همیشه حرص آدمو در میارن .

    من نشون نمیدم اما خیلی عذاب وجدان میگیرم چون ایشون متاهل هستن ولی بوده شبی که ما تا ساعت ۳ صبح درباره ی یه مشکلی تو تلگرام بحث میکردیم . این موضوع خیلی ذهنمو درگیر میکنه منم نمیخوام تمرکزم رو این جور چیزا باشه ولی نمیدونم باید چیکار کنم؟


    موضوعات مرتبط :
    مسائل اجتماعی روز جامعه

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • ۸۹۴ بازدید
    • شنبه ۲۹ آبان ۹۵ - ۲۲:۳۵

    برو بالا