خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی





۲۴۴ مطلب در بهمن ۱۳۹۴ ثبت شده است

نامزدم از گرفتن عروسی خودداری میکنه

با سلام
خانمی هستم که  عید 94 عقد کردم و قرار گذاشتیم که در کمتر از یکسال عروسی بگیریم ولی اکنون نامزدم از گرفتن عروسی خودداری میکنه و میگه شاید یکسال دیگه.

از طرف خانواده تحت فشارم که دلیل چیست ولی من هر چه میپرسم جواب درستی نمی دهد یا می گوید من دلهره دارم و علت این دلهره هم به نظر خودم صحبت چند ماه قبل من در دعوا بود که گفتم طلاق میگیرم و اون گریه کرد و از اون موقع دیگه به من اعتماد نداره .

ما با هم در یک اداره همکاریم و اون از رفتار و گفتار و همه چیز من در اداره ایراد میگیره (در حالی که رفتار من معمولی هست ) و به من اعتماد نداره یک جور حسادت عاشقانه داره چون بشدت عاشق منه بعد از اینکه دیدم روز به روز شکاک تر  میشه راه محبت در پیش گرفتم و اگر بد اخلاقی میکرد چیزی نمیگفتم.

چند بار هم گفتم بخدا من منظورم طلاق واقعی نبود فقط میخواستم بیشتر قدرم را بدانی و همیشه کنارت میمانم ولی اون همه اش به احساس خودش مشغوله و به فکر من نیست .الان تو اداره کمتر به من ایراد میگیره و یا میریزه تو خودش ولی من میترسم که بخواد چند سال منو بلاتکلیف بذاره ....

از دوستان خانواده برتر تقاضا دارم مرا راهنمایی کنند.

موضوعات مرتبط: مراسم عقد و عروسی ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۵۰
    • چهارشنبه ۲۸ بهمن ۹۴ - ۲۲:۰۳

    نامزدم هیچ حسی بهم نداره و فکر میکنم که داره تحملم میکنه

    سلام

    من به درس علاقه ی زیادی دارم ولی خوب متاسفانه چون دوران دبیرستانمو نامزدبودم و الانم هستم هنوز .، کنکور نتیجه ی دلخواهی نیاوردم چون نامزدم و پدرم به شدت مخالف درسن. و خوب طبیعتا انگیزه ی کافی برای درس خوندن نداشتم از اونجایی که ازدواج کردنم زوری بود و پدرم همسرمو انتخاب کرد ( اونم تو همچین سن کمی ).

    من نمیخوام تو این زمینه هم به حرف خانواده گوش بدم و اونجوری که اونا میخوان زندگی کنم .چند ماه دیگه هم عروسیمونه. نامزدم هیچ حسی بهم نداره و فکر میکنم که داره تحملم میکنه ( بخاطر ترس از پدرم و حرفای مردم ) شرایط خانوادگیه بدی دارم .

    من باید چیکار کنم درس بخونم به هر قیمتی یا با ساز دیگران برقصم. به حرف دلم گوش بدم یا دیگران؟ (با اینکه نهایتا تا تابستون میریم زیر ی سقف)؟

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۲۷
    • چهارشنبه ۲۸ بهمن ۹۴ - ۲۱:۵۹

    در زندگی دوم بعنوان یه مرد گرم و پرشور میتونم به رضایت برسم ؟

    عزیزان سلام
    یه سوالیه که دوست دارم جوابشو اینجا از نظرات هموطن های گلم بگیرم .

    چند ماهی میشه که بعد چند سال نامزدی ، بصورت توافقی جدا شدیم . علتش هم عدم تناسب روحی ، عاطفی و جنسی و .... که بعد رفتن به چندین مشاور متوجه شدیم . ( یعنی یقین  شد واسمون ) . بماند این قضیه ، با اینکه بیشتر از سی سال سن منه و قبلشم پاک بودم و واقعا در دوره عقدمون نه روحی و نه جنسی کامروا نشدم ، بنظر شما در زندگی دوم بعنوان یه مرد گرم و پرشور میتونم به رضایت برسم در حالیکه بخوام پاستوریزه باشم و دوست دختر و صیغه و.....نداشته باشم ؟

    چون فعلا نظرم اینه همون آدم قبل ازدواج باشم و تغییر دیدگاه توی روابط با جنس مخالف نداشته باشم .ممنون

    موضوعات مرتبط: ازدواج مجدد ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۵۶
    • چهارشنبه ۲۸ بهمن ۹۴ - ۲۱:۵۵

    عروسیمون هی عقب میوفته بخاطر بیکاری شوهرم

    با سلام به همه دوستان

    راستش خیلی دلم گرفته . دقیقا دو ساله که عقد کردم، فکر میکردم عید امسال میرم خونه خودم ولی به خاطر خیلی از مسایل نمیتونیم مستقل بشیم . مهم تربن علتش بیکاری همسرم هست!

    وقتی اومدن خواستگاری گفتن دو سه ماهه کارش درست میشه ولی الان بعد از 2 سال هنوز بیکاره. نمیگم خدایی نکرده آدم تنبل و بی عاری هست نه! ولی به هر دری میزنه کارش درست نمیشه. خدا منو ببخشه که تو این مدت گاهی به خدا گله کردم ولی دست خودم نیست. خسته شدم از بس گوشه کنایه شنیدم. خانوادم خیلی خوبن که به شوهرم چیزی نمیگن ولی گاهی به خودم از ناراحتیشون میگن که چرا شوهرم هنوز بیکاره و نگران آیندمون هستن.

    عروسیمون هی عقب میوفته بخاطر بیکاری شوهرم. خانوادش تا الان حمایتش کردن ولی دیگه نمیتونن خرج ما رو کامل بعد از عروسی بدن! یعنی خود شوهرم و من دوست نداریم سر سفره کسی باشیم.

    ترو خدا برامون دعا کنید من دارم دیوونه میشم!

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۴۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۴۳
    • چهارشنبه ۲۸ بهمن ۹۴ - ۲۱:۵۳

    با دیگران با مساوات برخورد کنید

    سلام

    چیزی که میخوام بنویسم بیشتر شبیه درد و دل هست تا سوال .

    من از دوره دبستانم دانش آموز درسخونی بودم حسابی هم درس میخوندم ولی بقیه مردم با من به خاطر اینکه هزاره بودم مشکل داشتند هیچ وقت نمیفهمیدم چرا، ولی خییییلی مسخره شدم.

    فقط به این خاطر که هزاره بودم. کتکم خوردم. حقمم خوردن. کلا تا موقعی که ایران بودم خیلی زجر میکشیدم. مثلا من داشتم حرف میزدم بقیه میپریدن وسط حرف من، که به این خاطر یکم لکنت زبان هم گرفتم (خدا رو شکر داره خوب میشه). یادم نمیره، یک بار از خونه بیرون اومدم دو تا خانم داشتن رد میشدند یکم که جلوتر رفتند گفتند چقدر پسره زشت بود ولی من هیچ کاری نکرده بودم. حرفاشون رو شنیدم و با خودم گفتم چرا؟ چون نژادم فرق داره؟

    مثال خیلی زیاد دارم. توهین تو سلف جلوی دوستان دیگه، روی برگردوندن مردم، اوه چقدر زیاد شدند همینجوری یکی یکی تو ذهنم میان.

    از دانشگاه با درجه ممتازی فارغ التحصیل شدم و رفتم جایی که همه به اصطلاح مذهبیا آرزوشو دارند. دانشگاه اینجا هم شاگرد اول هستم. چقدر دانشجو از جاهای مختلف دنیا اینجا هست ولی به هیچ کس به خاطر نژادش توهین نمیشه. چقدر برام آرامش داره. چقدر تو ایران اذیت شدم. دلم برای کسایی که شبیه من هستند و اذیت میشند خیلی میسوزه.

    ولی بدتر از همه اینا این هست که ملیت یک کشور دیگر، در یک کشور فحش قلمداد بشه. اینا رو براتون نوشتم که با دیگران با مساوات برخورد کنید. شاید کسایی مثل من باشند که دلشون برای خدمت کردن به ایران له له بزنه ولی میدونند که مردمش دوست ندارند ما رو حتی ببینند.

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۹۵
    • چهارشنبه ۲۸ بهمن ۹۴ - ۲۱:۵۱

    آیا دستور پیامبر ص در مورد تمکین، برای زنان رنج آور است ؟

    سلام

    حتماً شما هم این حدیث پیامبر ص را شنیده اید که تمکین کردن زن نسبت به شوهر واجب است ( البته غیر از زمان عادات ماهانه ) و زن باید همیشه اماده درخواست شوهر برای رابطه باشد ولی چیزی که بسیار عجیب و فوق العاده سوال بر انگیز است این است که وقتی زنان بطور طبیعی میل چندانی به رابطه جنسی ندارند پس چرا پیامبر ص این دستور را داده است ؟

    اگر این مسئله باعث رنج همیشگی زنان بشود و شاید زنان با منت گذاشتن بر شوهران حاضر به رابطه جنسی باشند آیا عجیب نیست دستور پیامبر ص موجب رنج همیشگی زنان بشود ؟

    و اینکه پیامبر ص فرمودند بر زن روا نیست که هر شب بدن عریان خود را به شوهر خود عرضه نکند آیا این مسائل با روحیه زنان سازگار هست ؟

    منظورم بیشتر این است که ایا دستور پیامبر ص در خصوص تمکین کردن و همیشه عریان خوابیدن زن در کنار شوهر آیا با روحیات زنان سازگاری دارد ؟

    از زنان هموطن خود می خواهم و انها را قسم میدهم به همان پیامبر ص که صادقانه و بدور از احساسی شدن نظر خود را بگویند و آنچه در قلب خود نسبت به دستور پیامبر ص در خصوص تمکین کردن و عریان خوابیدن زن کنار شوهر دارند را برای ما مردان بگویند .

    خانمها و بانوان محترم هموطن همیشه تعجب می کردم چطور پیامبر ص این دستور ها را به زنان داده در حالی که همیشه زنان با اکراه و بیزاری تن به رابطه با شوهر خود می دهند ( البته به غیر از دوران عادات ماهانه زنان که حرام است رابطه جنسی بر قرار شود )

    همه ما میدانیم هیچگاه اسلام نمیخواهد با دستورات خود کسی را مورد اذیت و آزار قرار دهد که اصلا بدور از عقل می باشد .

    آیا این دستور پیامبر ص برای زنان رنج اور است ( تأکید می کنم غیر از زمان عادات ماهانه ) ان شا الله توانسته باشم منظور خود را از سوالم رسانده بشم .

    موضوعات مرتبط: مسائل زناشویی خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۹۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۴۰۵
    • چهارشنبه ۲۸ بهمن ۹۴ - ۲۱:۳۴

    آشنایی پسر داییم با شخصی که ادعای داشتن چشم برزخی کرده

    با سلام خدمت همه دوستان و کاربران محترم خانواده برتر!

    راستش من یکی کاربران فعال وبلاگ هستم و در مورد یه موضوعی میخوام صحبت کنم و از شما دوستان پیشاپیش تشکر میکنم بابت جواباتون...
    پسر دایی پدرم چند سال قبل قبول شد دانشگاه ،این پسر خیلی وضعش بود!! وقتی رفت اونجا به تور یه آدمی خورد و باهاش آشنا شد ،الان خلاف رو کاملا گذاشته کنار، معتاد بود که حالا ترک کرده،بعدش نمازشو به موقع میخونه،روزه میگیره و...یعنی همه چیزش خوب شده!!!!
    ولی من کمی مشکوکم رو اون آدمی که با پسردایی پدرم آشنا شده!! ایشون یه مشت بچه جوان رو دور خودش جمع میکنه و هر دفعه یه جلسه های مخفیانه ای برگزار میکنه!!! حالا طوری شده که پسردایی پدرم کاملا شده گوش به فرمان اون آقا حتی اون برای ازدواجشم تصمیم گرفت که کیو بگیره!!! اون آقا به هیچکدوم از شاگرداش زیاد اجازه نمیده که حتی به پدرومادرشون سر بزن!!!!
    و جدیدا شنیدم که حتی اون آقا ادعای داشتن چشم برزخی هم کرده!!!! کلا یه اعتقادات خاصی واسه خودشون دارن!!! و اینم بگم که با سنی ها خیلی بد هستن و حتی میگن اگه بهشون فحش بدی ثواب میکنی!!!!!
    در ضمن اینا بگم که به هر کدوم از شاگرداش یه چیزی نشون داده که قبولش دارن و همه میگن یه قدرت هایی داره که راحت میتونه تشخیص بده که کجایی و چه کاری انجام میدی و...
    حالا خوشحال میشم نظر شما دوستان رو بدونم و اگه سوالی هم داشتین بپرسین...
    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۱۲
    • سه شنبه ۲۷ بهمن ۹۴ - ۲۱:۳۴

    چندروز طول میکشه تا مورفین از بدنم خارج بشه

    سلام

    پسری هستم 27 ساله که خدا رو شکر سالمم و اهل اعتیاد نیستم چند وقته که دختر مورد علاقمو پیدا کردم و خوانوادم قراره چند روزه دیگه قرار مدار عقدمونو بزارن .

    یه مشکل برام پیش اومده که مثله خوره افتاده تو جونم متاسفانه یه هفته ی پیش عروسی دعوت بودیم که طبق معمول بساط مشروب و تریاکم بود به اصرار زیاد دوستان تو رو دروایستی گیر کردم و یه مقدار کم تریاک مصرف کردم .

    الان میگن بری ازمایش خون ازمایش اعتیاد رو مثبت نشون میده حالا سوالم اینه چند روز باید این قضیه بگذره تا این مورفین لعنتی از خونم پاک شه من واقعا نگران و پشیمانم .

    خواهش میکنم کمک کنید جواب بدین به خدای احد و واحد من سالمم، دوستان راهنمایی کنید

    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۷۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۰۷۰
    • سه شنبه ۲۷ بهمن ۹۴ - ۲۱:۲۰

    2 سال پیش ازدواج کردم که کاش نمیکردم

    سلام

    من 27 سالمه. 2 سال پیش ازدواج کردم که کاش نمیکردم. من 1 مدت طولانی با 1 پسری در ارتباط بودم. هر چقدر از خوبی این ادم بگم کم گفتم. تو این مدت چند ساله 1 بار ازم کار غیر اخلاقی نخواست. مهربون. خوش تیپ. چند بار میخواست بیاد خواستگاریم. گفتم کار کن شرایطت بهتر بشه اینجوری بابام راضی میشه. اونم هر روز بیشتر کار میکرد. دلم براش میسوزه. 2 جا کار کرد به چه امیدی. ولی تو جامعه ما هر چی بدویی کمتر میرسی انگار. هر چی فکر میکنم این ادم جز محبت در حق من نکرد.

    پارسال 1 خواستگار برام اومد. ماشین مدل بالا و پول باباش چشم خانوادمو گرفت. گفتن با همین ازدواج کن خوشبخت میشی. 1 ماه زیر گوشم خوندن. خودمم مقصرم. اجازه دادم این فکر مصموم تو ذهنم پا بگیره که پول خوشبختی میاره. چشمام کور شد به زرق برق زندگیشون . ادمی که این چند ساله معطل خودم کردم رو نابود کردم. جوونیش رفته بود چقدر گریه کرد. التماس کرد. ولی شیطون تو روح من بود .

    زندگیش نابود شد. عکس الان با اون موقعشو ببینید نمیشناسید. خبر دارم تنها زندگی میکنه و با بدبختی در واقع زندگی رو میگذرونه و خانوادش نتونستن راضیش کنن ازدواج کنه .

    زندگی منم پا نگرفت. تقریبا تو هیچ چیزی با همسرم تفاهم نداریم. اون رمانتیک نیست همش دنبال کار و این چیز است . مزه پول بعد 1 مدت عادی شد. من موندم و ادمی که دوسش نداشتم.

    نمیدونم شایدم دوستی قبل ازدواجم بد بوده چون همش همسرمو با اون مقایسه میکرم از چشمم افتاد.
    دیروز ولنتاین بود. 1 کادو برام نخرید همسرم. به اینا میگه مسخره بازی. یاد ولنتاین 3 سال پیش افتادم که حقوق 3 ماهشو جمع کرده بود و برام ایفون گرفته بود. دارم از درون داغون میشم. امید به زندگی ندارم

    خواهرم میگه اه 1 نفر دنبال زندگیته و واسه همین خوشبخت نمیشی. بیراه نمیگه . خواهش میکنم قبل ازواج خوب فکر کنید. دوران عقدتون رو طولانی کنید. به فکر پول و اینا نباشید عادی میشه تا خوشبخت بشید
    ممنون

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مشورت در ازدواج آقایان , مشورت در شوهرداری ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۱۳۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۲۶۵
    • سه شنبه ۲۷ بهمن ۹۴ - ۲۱:۱۴

    متاهلین عزیز، لطفا از اشتباهات تون در دوران عقد بگید

    سلام
    متاهل های عزیز

    کدوم اشتباه دوران عقد را کردین که تاثیر بدی روی زندگی مشترک بعد از عروسی گذاشت اگر به عقب برگردین دیگه تکرار نمی کنید و چه رفتاری باید در مقابل پدر شوهر و مادر شوهری که هیچ کمکی نمیکنن انجام داد باید احترام گذاشت و نگاه کرد یا برخورد تاثیری هم داره چون افرادی که چیزی نمیگن نوعی ضعف برای دختر برداشت میکنن ؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۲۷۵
    • سه شنبه ۲۷ بهمن ۹۴ - ۲۱:۰۹

    برو بالا