سلام دوستان

من یه راهنمایی ازتون میخوام 

من یه دختر 19 سالم و یه خواهر 34 ساله و یه شوهر خواهر ( پسر عمم هم هست ) 36 ساله که اینا حدود 7 ساله ازدواج کردن یعنی موقعی که من 11 سالم بود و از اونجایی که شوهر خواهرم همسن برادرمم هست هم دوست برادرمه هم پسر عممه و هم شوهر خواهرم و خانوادم به خصوص من خیلی دوسش داریم .

من از اولم دوسش داشتم ولی از وقتی با خواهرم ازدواج کرد خیلی باهاش صمیمی شدم و چون من سنم موقع ازدواجشون کم بود و هنوز خیلی مسائلو رعایت نمیکردم (و خانوادم هم باهام زیاد کاری نداشتن ) این صمیمیت من، از اون زمان تا بحال پا برجا مونده جوری که خیلی موقع ها از روی نادونی یه سری کارای خیلی بدی هم کردم (مثلا فک میکردم هر کمبود محبتی که شوهر خواهرم از جانب خواهرم داره من باید جبران کنم که غصه نخوره:( !!

اون موقع هنوز سر از خیلی چیزا در نمیوردم . که حالا خیلی پشیمونم جوری بود که حس میکردم شوهر خواهرم منو از خواهرم بیشتر دوس داره (چون خواهرم بر عکس من آدم سردیه و من بیشتر از اون به بچه هاش توجه و دلسوزی میکنم که فک میکنم شوهر خواهرم هم خیلی تحت تاثیر این قضیه بود (بهم میگفت خاله مهربونه ) یه بارم بهم گفت بی تو هرگز .

و میخوام دیگه تغییر کنم تا اینجا هم از خیلی کارام دست کشیدم قبلا خیلی سر به سرش میذاشتم ولی بعدا مچش وا شد که چه خیانت ها که به خواهرم نکرده منم برا اینکه فک نکنه کار خوبی کرده باهاش سر سنگین بودم و از اون به بعد خیلی سعی کردم عوض شم ولی هنو کامل موفق  نشدم و گهگاهی باهاش شوخی دارم و یه موقع ها جلوش زیاد سنگین نیستم:(  

هنوزم خیلی دوسش دارم ولی بهش یه جوری محبت میکنم که فقط خودم بدونم (مثلا هر وقت میدونم تشنس به خواهرزادم میگم برا باباش آب ببره خودم سعی میکنم این کارو نکنم ( شوهر خواهرم مث من همیشه تشنشه منم هر وقت آب میخوردم براش میبردم اونم خیلی خوشحال میشد جوری که الان هروقت آب بخواد نگفته من میفهمم یا میگه خودت میدونی چی میخوام دیگه) یا مثلا همیشه به اسم کوچیک صداش میکنم با اینکه از اولم خواهرم گفت زیاد خوشش نمیاد (با اینکه به روی خودش نمیاورد ) ولی من تو دهنم نمی چرخه هر وقت بخوام اسمشو با آقا بگم یه جوری حرفمو میزنم که لازم نباشه اسمشو بگم .

خلاصه میخوام رابطمو اونجوری که درسته تغییر بدم اونجوری که اسلام میخواد نه اینجوری:( 

میترسم به خواهرم خیانت کنم خریت کم نکردم تو رابطه با شوهر خواهرم حس میکنم اونم بدش نیومده ( البته الان بعد از اون ماجراها مثلا سعی میکنه بهتر باشه (ظاهرا) ولی زیر زیرکی (نگاهای بدش به خانما بیشتر شده) کار خودشو میکنه یا مثلا مانتوی منو تا حالا چن بار غیر مستقیم مسخره کرده (تو خونه مانتوهای خیلی گشاد به جای چادر تنم میکنم)

راستش نمیتونم یهو عوض شم یه راهنمایی قدم به قدم به من بکنین من از همه ی خانوادم به اینجور مسائل پایبند ترم ولی این یه نفر!!! عادت بد چیزیه ضمن اینکه خیلی مهربونه ( البته خواهرم میگه که واقعا اینجور نیس و خیلیاش الکیه ) .

مثلا اگر بفهمی چیزی لازم داری یا دلت میخواد دوس داره حتما برات جورش کنه خیلی هم اهل کل کله یه بار بهش گفتم ساعت 8 صبح با حلیم دم در خونه ای!! گفت میام منم خندیدم سر ظهر مامانم بیدارم کرد گفت بیا خانم بیا حلیمتو بخور دیگه دستور میدی!! 

اجرکم عندالله

مرسی از وقتی که گذاشتین 

من همیشه نظراتو پیگیری میکنم مخصوصا نظر آقای سامان متاهل جنوب و بعد هم آقا امیر رو ( اول نظرشون بسم ... مینویسن )


کاربران محترم خانواده برتر در مورد پست (می خوام رفتارم رو با شوهر خواهرم اسلامی تر کنم) ، (۲۵) نظر داده اند، برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا (کلیک-لمس) کنید.
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل دختران جوان (۲۲۸۱ مطلب مشابه)
↓ موضوعات پربیننده و منتخب ↓ :
ابراز علاقه دختر به پسر نیاز جنسی دختران نیاز عاطفی دختران دختران مجرد 30+ سال پسران مجرد 30+ سال آموزش های شوهرداری آموزش های زن داری دوستی به قصد ازدواج مشورت در ازدواج خانم ها ازدواج موفق دکتر فرهنگ دوران عقد مسائل زناشویی پرده بکارت درد دل های پسران تناسب اندام آموزش ترک خودارضایی آموزش کنترل فشار جنسی مسائل خانم های چادری فشار جنسی قبل از ازدواج عشق