خانواده برتر

انتخاب همسر، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند



۲۹۵ مطلب در آبان ۱۳۹۴ ثبت شده است

آیا میتونم با مردی که هیچ علاقه ای بهش ندارم زندگی کنم؟

سلام دوستان عزیزم، خواهش میکنم چند دقیقه از وقتتون رو صرف خوندن مشکل من کنید، ماههاست که توی عذابم .

من توی خانواده‌ای متولد شدم با شرایط خاص، پدرم معتاده و متاسفانه از نظر اقتصادی در سطح پایین ولی شکر خدا مادر خوبی دارم که ببا فداکاری ما رو بزرگ کرد و درست تربیت کرد الان همگی تحصیل کرده و با فرهنگ هستیم.

من با همه وجودم تلاش کردم و همیشه شاگرد اول و با رتبه بسیار خوب کارشناسی و ارشد قبول شدم ولی تا زمان فارغ التحصیلی متاسفانه خواستگار مناسبی نداشتم ولی مهم نبود من قصد داشتم دکتری قبول شم و به اوج اهدافم برسم ولی یه خواستگاری از اقوام پیش اومد، که راستش اصلا مناسب من نبود ولی خانواده اصرار کردن که با شرایط ما ازین بهتر شاید هیچوقت پیش نیاد، گفتن سنم بالا رفته، مردم چی میگن و...

در حالیکه 25 سالم بود، متاسفانه تصمیم اشتباه گرفتم و باهاش ازدواج کردم به امید اینکه بعدها بهش علاقه مند میشم. ولی اون علاقه هیچوقت بوجود نیومد که هیچ بلکه روز به روز بیشتر متوجه میشم که ما به درد هم نمی خوریم.
خیلی خیلی با خودش و خانواده ها اختلاف فکری و فرهنگی داریم، فقط توی این زندگی دارم تحقیر میشم، البته فقط خدا میدونه که چقدر سعی کردم به نامزد  و به زندگیمون کمک کنم، یک ساله که نامزدیم و رابطه‌ی کامل داشتیم ولی نمیخوام فقط به همین دلیل عروسی کنیم، شوهرم فوق العاده بی اراده هست و باهام سرده و هیچ تلاشی برای پیشرفت زندگیمون نمیکنه.
هر چقدر کوتاه میام اوضاع بدتر میشه، روز بروز بیشتر ازش بدم میاد چون فکر میکنم لیاقت من اینقدر نبود ولی خیلی از طلاق و عواقبش میترسم، خواهش میکنم راهنمایم کنید که چکار کنم؟
موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری , منفورترین حلال خدا ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۴۱
    • شنبه ۳۰ آبان ۹۴ - ۰۷:۳۷

    من و خواستگارم 3 ساله قراره ازدواج کنیم...

    با عرض سلام
    من و خواستگارم 3 ساله قراره ازدواج کنیم.... در حال حاضر خانوادش مخالفن و در حال رایزنی   با خانوادشه، ایشون روستا زندگی میکنند و من شهر، در دو شهر مختلف ولی نزدیک هم، ایشون با تمام علاقه ای که من داره و میدونم راست میگه ،تو روستاشون خونه ساخته، من اونجا رو دوست ندارم به هیچ عنوان.

    ولی ایشون اصرار شدید داره حتما با من ازدواج کنه و حتما هم منو ببروه اونجا و زیر بار نمیره... میگه من تو خونم خیلی زحمت کشیدم و دوست ندارم مستاجری تو شهر زندگی کنمو خونه ی خوبی ساختم،شغلشون نظامیه و وضعیت مالیشم خوبه تقریبا و تحصیل کرده... و به عشقی که نسبت به من داره مطمئنم.

    از طرفی هم من موقعیت ازدواج بهتری ندارم خودمم تحصیل کرده و در حال حاضر زیر 27 سال هستم... ولی زندگی تو روستا رو هم اصلا دوست ندارم...

    ممنون میشم راهنماییم کنید

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۲۶
    • شنبه ۳۰ آبان ۹۴ - ۰۷:۲۵

    از خودم میپرسم این وضع تا کی میتونه ادامه پیدا کنه ؟

    سلام

    پسری 25 ساله هستم .مدرک کارشناسی دارم و خدمت هم رفتم بعد از خدمت میخاستم ازدواج کنم اما شرایط مالی خوبی ندارم نه خودم نه خانوادم .

    اوضاع کار هم زیاد خوب نیست و کار مناسب به سختی گیر میاد و از طرفی فشار جنسی زیادی بهم وارد میشد .این شد که تصمیم گرفتم هر جور شده برم سر کار و خودمو سرگرم کنم یه کار نیمه وقت پیدا کردم با حقوق پایین از صبح تا ظهر و بعد از ظهر هم میرم سر یه کار دیگه و خلاصه از صبح تا شب سر کارم تازه شب که کارم تموم میشه میرم بدنسازی وقتی هم که میام خونه میشم عین میت .

    من تا حالا با هیچ دختری خدا رو شکر رابطه خاصی نداشتم و به خاطر خدا خودم و با هزار بدبختی اینجوری نگه داشتم ولی الان از خودم میپرسم این وضع تا کی میتونه ادامه پیدا کنه چرا یکی مثل من باید تو یه همچین شرایطی قرار بگیره خیلی هارو میشناسم که اصلا مشکل مالی ندارن اما با صد جور دختر رابطه دارن و اصلا هم فکر اردواج نیستن ولی یکی مثل من که میخوام از راهش به خواستم برسم و خودمو آلوده نکنم  باید هزار جور بامبول سر خودم در بیارم تا از فکرش خارج شم .

    من چه کنم خداا ؟؟؟؟؟؟ همه ی جوونا رو سرو سامون بده دست مارو هم بگیر خدا .

    خدایا شکرت

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۷۶
    • شنبه ۳۰ آبان ۹۴ - ۰۷:۲۳

    ازدواج با دختری سنگین که گاهی با پسران دانشگاه میچرخه

    سلام 

    من  سوالم اینه که از حدود یه سال پیش به دختری در دانشگاه علاقه مند شدم  اما چیزی بهش نگفتم  چون یه مقدار دو ، بخاطر این که من چندین بار ایشون رو دیدم که با پسرای دانشگاه حرف میزنه حتی با چنتا شون دوسته البته باید بگم ایشون فوق العاده خوش قیافه و جذاب هستن و هر کسی رو بسمتش جذب میکنه .

    اما رفتارشون خیلی حساب شده و سنگین و با متانته و مثل بعضی از این دخترا نیستن همین زیبایش با عث شده پسرای زیادی بخوان باهاش دوست شن از یه طرف میبینم پسرای زیادی رو میشناسه .

    از یه طرف خیلی کم پیش میاد که با یه پسر صمیمی بشه یا باهاش بچرخه کلا میخوام بگم که دختر خجالتی نیست و چند باری هم که باهاش حرف زدم  .

    فکر میکنم دختر خوبی باشه حس میکنم که دنبال شوهره ، بنده توانایی ازدواج دارم  .

    ایا شما به یه چنین دختری پیشنهاد ازدواج میدید؟ البته بنظر خودم ایشون فقط معاشرتی هستن نه چیزی دیگه و دختر پاک قابل احترامیه نظر شما چیه؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۳۸
    • شنبه ۳۰ آبان ۹۴ - ۰۷:۱۹

    بنظر شما این مرد قابل اعتماد است برای ازدواج ؟

    سلام وقت بخیر

    دختری هستم کارمند و 25 ساله با پسری که 27 سالش است و همکارم می باشد آشنا شدم . مدتی که با همکارم در مورد خواستگاری و ازدواج صحبت می کنم .

    قصدم ازدواج است و ایشان می گویند باید یک مدتی آشنا شویم و بعد خواستگاری بیاید . طی گفتگو احساس می کنم ایشان می خواهند قبل از خواستگاری و ازدواج با هم رابطه داشته باشیم و حتی طی دیدارهایمان نمیتواند خود را کنترل کند و شروع به ... من می کند و مدام از ویژگی های بدنم منجمله سفیدی و ... می پرسد .

    بنظر شما این مرد قابل اعتماد است برای ازدواج ؟؟؟؟؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۲۵
    • شنبه ۳۰ آبان ۹۴ - ۰۷:۰۷

    پسرایی که مهندسی معماری خوندن الان راضین؟

    سلام
    من پسرم و امسال کنکوریم. میخواستم از شما دوستان عزیز درباره ی انتخاب رشته سوالی کنم. میدونم الان یکمی زوده ولی این موضوع بعضی وقت ها بدجوری ذهنمو درگیر میکنه.

    من الان دارم تو دبیرستان رشته ریاضی میخونم. هنوز تصمیم قطعی نگرفتم ولی به مهندسی معماری علاقه دارم و با تحقیقاتی که تو اینترنت کردم به روحیم هم میخوره.

    ولی اطرافیانم میگن معماری رشته دخترونه ایه و تو کلاساش تقریبا همه دخترن و یا مثلا میگن مهندسی عمران برم و معماری مثل هنر میمونه و ... (!)  از این حرفا ... .

    به نظر شما چیکار کنم؟ اینده شغلی این رشته تو ایران چجوریه؟ پسرایی که مهندسی معماری خوندن الان راضین؟ نظر دختر ها راجع به پسری که معماری خونده چیه ( برا ازدواج در اینده خخخ )
    لطفا هر چی میدونید بگید
    ممنون

    موضوعات مرتبط: ادامه تحصیل ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۵۲
    • شنبه ۳۰ آبان ۹۴ - ۰۷:۰۴

    اعتماد به نفس ندارم یا خیلی ترسو هستم ؟

    سلام
    من یه پسر حدود 24 سال سن هستم. وقتی با کسی سر یه موضوع جدی صحبت میکنم و اونم بیشتر تو یه جمع، صدام میلرزه و یه خورده ضربان قلبم زیاد میشه. مخصوصا زمانیکه میخوام یه حرف حقی رو به طرف بگم راحت نمیتونم حرف بزنم صدام میلرزه و سرخ میشم. علتش به نظر شما چیه؟ یعنی اعتماد به نفس ندارم یا خیلی ترسو هستم.

    الان یه پسر وقتی میره خواستگاری با دختر خانم که صحبت میکنه معمولا استرس داره و خوب تا حدیش چیز طبیعیه اونوقت من اگر فردا برم خواستگاری با این اوصاف همونجا قش میکنم ابروم خواهد رفت.

    به نظر شما علت مشکل من چیه و راه درمانش چیه؟یه بیماری هست یا مربوط به عدم اعتماد به نفسه.اینم بگم که ژنتیکی نیست چون من فقط اینطورم

    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۰۲
    • شنبه ۳۰ آبان ۹۴ - ۰۷:۰۰

    اطرافیانمم همش سرزنشم میکنن که دل شکستن تاوان داره

    سلام
    تو رو خدا به هر کی که میپرستید من یه سوال دارم واقعا زندگیم به همین سوال و جواب ها بستگی داره همین که سوالم و دیدید با یه جواب کامل بم کمک کنید.

    من 23 سالمه چند ماه نامزد کردم شاید بگم اولین دلیل که دوس داشتم به نامزادم جواب بله بدم راحت شدن از حرف های اطرافیمانم بود که میگفتند نامزد نکردی دیگه ازدواج کن و فلان و بهمان.... کلا خودم دوس داشتم با کسی ازدواج کنم که حس کنم بودن باهاش من و خوشحال میکنه.
    دختری ام که تا حالا تو عمرمم و خدا رو شکر با هیچ پسری نبودم همیشه نجابتم در حد ۲۰ بوده و هست به خواستگار اخری که اومد و پسر سالم و خوبی بود منم گفتم عیب نداره جواب دادم تو این دو ماه هیچ علاقه ای بهش نداشتم حتی دوس داشتم نبینمش و اصلا دوس نداشتم باهاش بیرون برم .

    هیچ حس اشتیاق و خوشحالی در من نبود کلا حس خوبی نداشتم.خدایش پسره هم موقیعت خوبی داشت هم پسر مودبی بود ولی خب نتونستم کنار بیام بعد دو ماه دل و زدم به دریا گفتم من دوستت ندارم .

    پسره هی هر روز التماس میکنه خونواده و اطرافیانمم همش سرزنشم میکنن که دل شکستن تاوان داره و عاقبت کارت و میبینی و مادرمم با حرفاش من و ناراحت میکنه بهم میگن گناه بزرگی کردی و مطمئن باش تا اخر عمرت دیگه پسر به این خوبی برات نمی یاد.

    از طرفی هم میگن دیگه سنت داره زیاد میشه  . البته اینم بگم با اینکه پسره نماز خون بود ولی دوس داشت رفتارمون با هم مثل دو تا ادمی باشه که صیغه محرمیت خونده مثلا دست دادن و اینا این مورد باعث شد من بیشتر دل زده بشم.

    از طرفی دلم خیلی براش میسوزه ولی خب دلیل نمیشه که ازدواج کنم باهاش. حال الانم و فقط خودم میدونم حس میکنم به جای رسیدم که اگر خودم و بکشم راحت میشم و از این وضعیت خلاص میشم.

    تو رو خدا شما بگید واقعا کار من اشتباهه و تاوان میدم و دیگه خوشبخت نمیشم؟؟؟؟ ایا باید باهاش ازدواج کنم؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۵۴
    • شنبه ۳۰ آبان ۹۴ - ۰۶:۵۹

    بمونم تا بشه 31 سالم یا شرایطم رو به دختر مورد علاقم بگم؟

    سلام

    من یه پسر 28 ساله م
    یه سوال در خصوص مسایل مادی داشتم. من درامدم حدود ماهی سه و نیم میلیونه. اما الان با حساب قسط وام و خونه ی پیش خریدم و ... و در نظر گرفتن حدودا 500 تومن برا اجاره برا حداقل سال اول زندگی باید ماهی حدود 2.2 قسط بدم.

    یعنی ته تهش ماهی حدود 1.3 تومن درامد برام میمونه. حالا لازمه که مثلا اگر با کسی یکم جلسات اشنایی ادامه یافت و دیدم مناسب هم هستیم این شرایطمو بگم؟

    کلا اگه دو سال صبر کنم هم قطعا قسطام تموم شده ، هم خونه و هم ماشین خواهم داشت و هم شرکتی که علاوه بر کار خوم تاسیس کردیم احتمال زیاد به سود دهی برسه. مشکل اینه که من الان به شدت احساس تنهایی میکنم و فکر و ذکرم شده یه همنفس و همدم که با هم برا همه چی تلاش کنیم. از طرفیم تا دوسال اینده خیلی باید مراقب دخل و خرجم باشم و فکرم زیاد روی پس انداز و پا دادن به شرکتم باشه..

    واقعا موندم بمونم تا بشه 31 سالم یا همه این شرایطو به دختری توضیح بدم؟ شما همچین شرایطی رو در ابتدای زندگی قبول میکنید؟ مثلا اگه اولش طرف مقابلتون بگه تا دو سال اول شاید میزان تفریح و مسافرت و خرید و ... باید محدود باشه یه جورایی...
    ممنون میشم راهنمایی کنید.

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۹۳
    • شنبه ۳۰ آبان ۹۴ - ۰۶:۵۳

    چون دختره چند خواستگار پولدار داره، مادرم مخالف خواستگاری کردن منه

    با سلام خدمت دوستان
    بنده پسری  مذهبی و تحصیل کرده هستم و بیست و سه ساله هستم و میخوام که ازدواج کنم، دختری پاک ، مودب و مومن پیدا کردم و میخوام برای خواستگاری اقدام کنم ولی مادرم مخالف هستش.

    دلیل ایشون این است که این دختر چند خواستگار پولدار داره ( وضع مالی خانواده دختر متوسط رو به بالا است ) و چون وضع مالی بنده معمولی هستش به بنده جواب رد خواهد داد .

    حالا سوال من از تمام دخترهای محترم سایت اینه که اگر دو پسر به خواستگاری شما بیان که هر دو در اخلاق و ایمان مورد تایید شما باشن ولی این دو در مادیات اختلاف فاحش داشته باشن ( یکی ظاهر معمولی قد کوتاه ولی پولدار و پسر دوم با ظاهر جذاب قد بلند، هیکل عضلانی و چهار شونه و ورزشکار و صورت جذاب ولی با وضع مالی متوسط ) کدامیک رو به عنوان همسر خودتون انتخاب میکنید ؟

    لطفا سن و تحصیلات تون رو هم بگید

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان , ازدواج با دختر/پسر پولدار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۲۴
    • شنبه ۳۰ آبان ۹۴ - ۰۶:۴۲

    دوس دارم با یه آدم بهتر از خودم ازدواج کنم ولی نمیشه

    سلام
    من یه دختر معمولی هستم، از نظر ظاهری باطنی،ساده و معمولی، تحصیلکرده و بیکار، دلم خیلی گرفته، شنیدین که میگن کبوتر با کبوتر باز با باز، من چیکار کنم واقعا دوس دارم با یه آدم بهتر ازدواج کنم ولی نمیشه چون هر کی باید با آدمی در حد خودش ازدواج کنه وگرنه مشکل پیش میاد.

    خیلی تلاش کردم خودمو بالا بکشم ولی بیشتر ازین دیگه نمیتونم، مگه من میتونم قیافمو عوض کنم:( ،اصلا با عمل و اینام مخالفم، من میخوام خودم باشم ولی آدمای این دور و زمونه همشون ماسک زدن به چهره شون،حرفایی که میزنن با حرفای دلشون یکی نیس،خوشبختی رو با پول اشتباه گرفتن و آدمارو از تیپ و لباسشون قضاوت میکنن.

    من دلم میخواد ساده باشم،راااحت باشم، اون حرفی رو بزنم که تو دلمه، دروغ نگم عشقمو از ته دلم دوس داشته باشم، ولی با این کارا آدم به یه طعمه تبدیل میشه واسه گرگای این دور و زمونه، از این دنیا بدم میاد :(

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۸۵
    • شنبه ۳۰ آبان ۹۴ - ۰۶:۳۹

    منه 18 ساله چه کار کنم ؟ الان دیگه تحمل ندارم .

    با عرض سلام

    من یه پسر 18 ساله ام . یه سوال ذهنمو خیلی در گیر کرده . اونم اینه که  به ما پسرا  میگن  هیز بازی در نیارید با دختر ها دوست نشید دختر بازی نکنید و خودتونو حفظ کنید.

    حالا مگه خدا موقعی که میخواست ما رو بیافرینه نمیدونست ما شهوتمون زیاده ؟ پس چرا  میگن کار های بالایی رو انجام ندید گناهه ؟

    از یکی پرسیدم گفت خدا راه حلال هم واسه لذت از شهوت گذاشته بهش گفتم اگه ازدواجو میگه من الان تکلیفم چیه اولا 18 سالمه یعنی بچه ام دوما نه خونه و نه ماشین و نه کار دارم هیچی ندارم  و فوقش 7 یا 8 سال دیگه اینا شاید گیرم اومد .

    من تا اونموقع چه کار کنم  و وضع جامعه هم که همه میدونن  دختره شیک میکنه یه لباس تنگ هم  میپوشه  همه جاشم که دیگه تقریبا برهنه هست

    من چه کار کنم ؟ نمیتونم که یه تیکه نگاه به سنگفرش های خیابون کنم باید سرمو بالا بیارم یا نه ؟

    بعد ادم اینا رو میبینه میگه خوب حالا تکلیف من چی هست معلومه یا خود ارضایی یا دختر بازی یا زنا و .....

    خوب اینا هم که گناهن پس من چه کار کنم الان دیگه تحمل ندارم ؟

    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۹۵
    • شنبه ۳۰ آبان ۹۴ - ۰۰:۰۰

    اگه نپسندیدند چرا این همه رفت و امد کردند ؟

    سلام
    ما از یک خانواده سنتی هستیم و در یک شهر کوچک زندگی میکردیم در انجا همه با هم فامیل بودند و با هم اشنا بودند و برای ازدواج یه جلسه پسره میامد و بعدش بزرگترها حرف های نهایی رو میزدند و کل مراسم خواستگاری نهایتا دو هفته طول میکشید .

    الان مدتی است که به شهر بزرگی مهاجرت کردیم و چند نفر برای ازدواج به خواهرم معرفی شدن .

    ما اصلا از روند مراسم ازدواج در شهر های بزرگ که کاملا باهم غریبه هستند و شناختی از هم ندارند را نداریم دوستان روند خواستگاری خواهر بزرگتره من به این ترتیبه این آشنایی حدودا از یه ماه پیش شروع شده و چون خواهرم فرزند بزرگ خانوادس و این اولین ازدواج خانواده ما تجربه زیادی نداریم .

    روند جلسات اینطوری بود
    جلسه اول مادر و خواهر پسره دست خالی بودن
    جلسه دوم مادر و خواهرش و پسره دست خالی بودن
    جلسه سوم مادر و عروس بزرگش و پسره دست خالی بودن
    جلسه چهارم مادر و خواهر و پسره و برادرش دست خالی بودن
    ما کاملا غریبه هستیم و تو همه جلسات پذیرایی داشتیم

    تو جلسات خواهرم با حفظ کامل حجاب و چادر و حدود شرعی با پسره به طور خصوصی تو اتاق دیگه صحبت میکردند تا همو بشناسن بقیه هم با خانواده ما حرفای معمولی میزدن .

    الان بعد از چهار جلسه هیچ خبری ازشون نیست; نه زنگ زدن جواب بگیرن نه خبری بدن که منصرف شدن مطمئنم اتفاقی مثل فوت اقوام و مسافرت و.. براشون نیفتاده

    الان سوالم اینه اگه نپسندیدند چرا این همه رفت و امد کردند ؟؟؟؟

    به نظرتون ما باید چکار کنیم الان اعصاب کل خانواده بهم ریخته .پسره شرایطش بد نیست ولی این برخورد به نظرتون طبیعیه؟؟،

    لطفا بگید ما از کجا میتونیم بفهمیم در شرایط کلی از کجا بفهمیم پسره پسندیده و بعدش بعد از جلسه چندم قضیه جدی محسوب میشه و از جلسه چندم باید اجازه بدیم با هم برن بیرون .
    مرسی

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۷۹
    • جمعه ۲۹ آبان ۹۴ - ۲۳:۵۶

    برادرم خودش رو مکلف میدونه که با دختر خالم ازدواج کنه

    با سلام خدمت دوستان محترم پاسخ دهنده
    برادر من یک جوان 23 سال کارشناس معماری مهندس کارخانه هستن و درامد مستقل دارن و امکانات زندگی از هر لحاظ براش مهیاست.

    او چندین سال است عاشق و دلبسته دختر خالم است که 21 سالش  و دانشجو هستش. و نزدیک  3 سال است ک با یکدیگر ارتباط تلفنی دارن.

    برادار من آدمی گرم مزاج و احساسی و دل رحم هستش . او عاشق دختر خالم هست ولی متاسفانه دختر خاله من آدمی بی احساس و بی روح هست و بود و نبود برادر من براش فرقی ندارد ولی چون برادرم فک میکنه تقریبا فامیل در جریان این ارتباط هستن خودشو مکلف میدونه که با دختر خاله ازدواج کنه.

    ولی خانواده من موافق این وصلت نیستن. ولی برادرم قبول نمیکنه خودشو مسئول دختر خاله میدونه..
    با تشکر از شما و همه دوستان
    موفق و پیروز باشید
    در پناه حق

    موضوعات مرتبط: ازدواج فامیلی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۰۰
    • جمعه ۲۹ آبان ۹۴ - ۲۳:۵۲

    ماجرای فیتیله ای ها ازدواج منو با مشکل مواجه کرده

    سلام

    تو دانشکاه با یه دختری آشنا شدم که از هر نظر عالی بود با حیا متین موقر خلاصه از هر نظر عالی بود و مورد پسند بنده و اینو هم بگم که ایشون اهل تبریز و از یک خانواده آذری هستن .

    من خیلی با فرهنگ و رسوم اونا آشنا نبودم تا اینکه رفتم خواستگاری و اینا . خونوادشون خیلی خوب بود ولی یه مقدار تعصب نژادی داشتن که واسه من این نوع رفتارا عجیب بود چون تو منطقه ما همچین چیز ایی معنا نداره خلاصه بعد از چند جلسه گفت و گو و اینکه دیدن من پسر خوبیم!!

    پذیرفتن تا اینکه اتفاقای هفته پیش افتاد منظورم فیتیله و توهین به آذریا و ... که البته هنوز خودم هم ندیدم که چی شده این جریان چیه .این اتفاق همانا و منصرف شدن خانواده این خانوم هم همانا .

    هر چی میگم بابا آخه به من چه ربطی داره مگه من کارگردان این برنامه بودم تو نخشون نمیره که نمیره .من این دختر خانوم رو خیلی دوس دارم چون از هر لحاظ خوبه فقط نمیدونم با این مشکل جدید چی کار کنم .شما آذریا خیلی ماهید خیلی رسمو رسوم زیبا دارید فقط یه ویژگی بدی دارید اونم همینه که تعصب قومی بیجا دارین بابا هممون ایرانی هستیم این حرفا چیه آخه ؟؟

    این سایتو یکی از دوستام معرفی کرد .گفتم با شما هموطنای عزیز به خصوص آذریا یه مشورتی بکنم ببینم چه نوع رفتاری بهتره در مقابلشون بکنم آخه خود دختر خانوم حرفی نداره بیشتر خانوادشون با این جریان مشکل پیدا کردن .

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۲۱
    • جمعه ۲۹ آبان ۹۴ - ۲۳:۴۸

    scroll bar code