خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی

دسترسی سریع ← آخرین مطالب - موضوعات - فعال ترین کاربران - آخرین نظرات



۲۳۳ مطلب در مهر ۱۳۹۳ ثبت شده است

نامزدم نمی تونه منو ارضاء کنه

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
موضوعات مرتبط: مسائل جنسی دوران عقد ,

    • تعداد نمایش : ۶۸۷۸۴
    • چهارشنبه ۳۰ مهر ۹۳ - ۱۶:۵۵

    دلم می خواد بچه دار شم ولی شوهرم رضایت نمیده

    سلام

    من مدت 4 ساله که ازدواج کردم و دوست دارم بچه دار بشم ولی همسرم به هیچ وجه راضی نمیشه که دکتر بیاد از بس گریه کردم خسته شدم .

    من بیماری pco دارم که دکترها گفتن هرچه زودتر باید اقدام کنم بصورت طبیعی 3 ماه اقدام کردیم اون هم با نارضایتی شوهرم ولی نتیجه نداد شوهرم واریکوسل داره و خیلی چاقه.

     لطفا کمکم کنید چکار کنم شوهرم دکتر بره ؟

    موضوعات مرتبط: بارداری و زایمان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۵۴۹
    • چهارشنبه ۳۰ مهر ۹۳ - ۱۶:۳۱

    میخوام شانسم رو دوباره امتحان کنم

    سلام دوستان ازتون خواهش میکنم کمکم کنید

    شاید یکم طولانی بشه ولی مجبورم همه داستانو بگم.

    من چند سال عاشق دختر عموم بودم یعنی مامانش میشد دختر عموی من . من خودم اهل دوست دختر و این حرفا نیستم و واقعا دوستش داشتم رابطه خانوادگی مونم با هم خیلی خوب بود طوری که من مرتب میدیدمش ولی خب هیچ وقت نتونستم حرفمو بهش بزنم رابظه انچنان هم باهاش نداشتم تا اینکه هم دانشگاهی شدیم و دیگه تحملش برام سخت بود که کاری نکنم از طرفی هم همیشه وقتی همو میدیدیم خیلی بهم نگاه میکردیم، دختر خیلی سنگین و کم رویی هم هست به خاطر همین هیچوقت جرات نکردم پا پیش بذارم تا اینکه شمارشو پیدا کردم و بعد عید همین امسال بهش پیام دادم و بعد چن روز وقتی خودمو معرفی کردم جواب داد نزدیکه دو ماه باهاش در ارتباط بودم ولی همیشه جوابمو نمیداد و هر از گاهی هم باهام با تندی حرف میزد و تو این مدتم مامانش میدونست و با رضایب مامانش چن بار با هم حرف زدیم ولی قبول نکرد که رابطه رو ادامه بدیم و تموم شد.

     تو اون دو ماه و بعدش خیلی بهم نگاه میکرد ولی جواب رو راستی به من نداد و گفت نمیتونم بهت قولی بدم و معلوم نیست در اینده چی پیش بیاد و این که تو‏ ‏شرایطشو نداری‏ ‏الان و باید درست‏ ‏‏تموم‏ ‏بشه‏ ‏یه‏ ‏روزایی‏ ‏بود‏ ‏واقعا‏ ‏به‏ ‏ادامه‏ ‏رابطه‏ ‏امید‏ وار‏ ‏میشدم‏ ‏بعضی‏ ‏روزا‏ ‏هم‏ ‏نا‏ ‏امید ناامید‏ ‏و‏ ‏چن‏ ‏بارم‏ ‏ازش‏ ‏خواستم‏ ‏اگه‏ ‏جوابش‏ ‏منفیه‏ ‏بگه‏ ‏ولی‏ ‏جواب‏ ‏نداد‏ ‏اینم‏ ‏بگم‏ ‏که‏ ‏خیلی با مامانش راحته و مطمئن بودم این قضیه رو بهش میگه و تا وقتی هم مامانش اجازه نداد حاضر نشد باهام حرف بزنه بعد از این دو ماه هم نحوه برخورد مامانش با من تغیر نکرد و مثل سابق بود.

     الان حدود 5 ماهه ندیدمش و انتقالی اومدم یه دانشگاه دیگه چیزی که خیلی برام سخته اینه که این شرایط به شدت داره اذیتم میکنه نمیتونم از فکرش بیرون بیام و میخوام شانسمو دوباره امتحان کنم بعد ماه محرم ولی واقعا از واکنشش میترسم که نکنه دوباره پسم بزنه ولی دیگه تحمل ندارم حالا از دوستان خواهش میکنم کمکم کنید مخصوصا خانوما که معنی این حرفاش چی بود ببخشید که طولانی شد

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۰۱
    • چهارشنبه ۳۰ مهر ۹۳ - ۱۶:۲۷

    دو سوال خانم لیلا

    چه اخلاق هایی از نظر پسرا جلفه ؟ به چه دختر هایی می گید جلف و سبک ؟

    تو جلسه های خواستگاری بگم که روی شکم و سینه هام موهای ریز هست یا نه ؟ مهمه برای پسرا ؟ جگونه بگم ؟ اخه روم نمیشه؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۶۹
    • چهارشنبه ۳۰ مهر ۹۳ - ۱۶:۲۳

    چیکار باید کرد که مردونگی و غیرت دوباره تو جامعه پر رنگ بشه؟

    سلام به دوستان گرامی

    یه سوال داشتم

    کسی می دونه چرا اینقدر غیرت و مردونگی کمرنگ شده و در حال از بین رفتنه ؟ یه خانمی تعریف می کرد با دخترم تو خونه نشسته بودیم که از بیرون صدای جیغ و داد میاد از پنجره بیرونو نگاه می کنه می بینه دو تا مرد دارن یه دختر و به زور سوار ماشینشون می کنن ٬ خانمه می گه این صحنه رو دیدم سریع یه چادر سرم کردم یه وردنه هم برداشتم با دخترم رفتیم بیرون. می گه دیدم مغازه دارا اومدن بیرون مغازه هاشون دارن فقط تماشا می کنن کسی نمی یاد جلو کمک کنه .

    هیچی دیگه خانمه با وردنه شروع می کنه کتک زدن مردا ٬ اون دو تا هم می بینن وضع داره بد می شه فرار می کنن . بماند که بنده خدا خانمه یه مشت تو صورتش خورده بوده تو درگیری. بعدش میره پیش مغازه دارا باهاش دعوا می کنه که چرا به دختر مردم کمک نکردین فقط نگاه کردین اگه کسی مزاحم ناموستون شد توقع نداشته باشین کمکشون کنن. دختر بیچاره رو که داشته از ترس بیهوش می شده با کمک دخترش می برن تو خونه بهش آب قنذ می دن بعد با آژانس می فرستنش خونش. شما تصور کنین اگه این مادر و دختر نیومده بودن کمک چه بلایی سر این دختر می اومد؟

    یا یه مدت پیش یکی از همکلاسیام شوهرش اومده بود دنبالش به منم تعارف کردن که سوارشم تا یه جایی منو برسونن. منم سوار شدم. شوهر شروع کرد به تعریف کردن برای خانمش که آره من نزدیکای دانشگاتون منتظرت بودم که وقتش بشه بیام دنبالت دیدم یه آقایی مزاحم یه خانمی شد ٬ منم تو ماشین داشتم نگاشون می کردم که خانمه چشمش افتاد به من ازم کمک خواست منم دیدم که کسی اون اطراف نیست پامو گذاشتم رو گاز و فرار کردم. بعدش که تعریف کردنش تموم شد خودشو خانمش شروع کردن به خندیدن ٬ منم با تعجب نگاشون می کردم و پیش خودم می گفتم واقعا کجاش خنده داره ؟

     حتی بی غیرتی ای آقا گریه آور نه خنده دار ٬ اصلا چه جوری روش شده اینقدر با افتخار ای کارشو تعریف کنه. حالا اگه همین اتفاق برای خانمش می افتاد همین جوری می خندید؟

    به نظر شما باید چیکار کرد مردونگی و غیرت دوباره تو جامعه پر رنگ بشه؟

    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۱۶
    • چهارشنبه ۳۰ مهر ۹۳ - ۱۶:۲۰

    احساس میکنم به چادرم علاقه ی قبلی رو ندارم

    سلام،

    من اینجا جدید هستم...

    یه دختر 16 ساله.

    من همیشه از بچگی هیچ وقت به داشتن چادر اجبار نشدم، بلکه همیشه اونو با انتخاب و علاقه خودم سر میکردم. خواهرم یه سال در طول زندگیش چادری بود ولی بعد اونو برداشت.

    ولی وقتایی که می رفتیم حرم امام رضا (ع) من همیشه از خدا میخواستم حجابش رو کامل رعایت کنه و با خودم فکر میکردم چقدر هم چادر بهش میاد...

     توی این مدت اخیر 3 بار به خرج از ایران سفر کردم، خوب بنظرم اونجا داشتن چادر یکم عجیبه، ولی من با این حال، سعی کردم تمام اون دفعات رو بدون سر کردن چادر حجابم رو کامل رعایت کنم.. از مدت 1 ماه هم بیشتر.

    ولی بعد از این مدت که برگشتم، الان احساس میکنم به چادرم علاقه ی قبلی رو ندارم ... یه طرف دلم دیگه نمیخواد بپذیرمش ( البته برای غیر از مدرسه ) و همیشه معتقد بودم که حجاب کامل میتونه کافی باشه...

    وقتی گفتم شاید فردا بدون چادر برم احساس کردم پدرم یه جوری شد

    ولی من یه وقتایی که چادر سرمه ممکنه موهام بیاد بیرون و یکم اذیت میشم وقتی که با شال چادر سرمه. ( میره عقب، کج میشه ، یه ذره موهام بیرون میاد و .. )

    ولی وقتی بدون چادر، هد و روسری سرم میکردم احساس بهتری داشتم و اینقدر اذیت نمیشدم.

    یکی این مشکلم بود،

    و یکی دیگه هم اینکه همه منو با چادرم میشناسن...

    گرچه دوستام عکسای با روسریم توی خارج رو هم دیدن، ولی با این حال توی ایران - بجز زمان فرودگاه و استثنائات - همیشه با چادر بودم، من جمله مدرسه.

    به هر حال چادرم رو زمان اومد و رفت از مدرسه هرگز بر نمیدارم، ولی

    دلم میخواد که وقتی جاهای دیگه میرم و با پوشش دلخواه خودم (بدون ارایش و با حجاب کامل ) دیگه چادر سرم نکنم.

    اما اگه کسی من رو ببینه چی؟ نظرش راجع به اعتقادات اسلام عوض نمیشه؟

    راجع به من چی فکر میکنه؟

    با تصور اینک حتی از رفتن من هم اطلاع داشته باشه ممکنه فکر کنه این باعث شده که چادرم رو بردارم ولی من خیلی روش بررسی کردم. حتی یه جورایی هم قبل سفر دومم...


    چی کار کنم؟ به نظر شما چی درست تره؟

    بهتر نیست فعلا تا هواش از سرم بیافته مدرسه رو با چادر برم و موقعیت هایی مثل بعضی جاهای دیگه رو بدون چادر و با مانتو و حجاب کامل خودم ؟

    موضوعات مرتبط: جنگ نرم ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۱۰
    • چهارشنبه ۳۰ مهر ۹۳ - ۱۶:۱۶

    من پاداش حجابم رو می بینم مگه نه؟

    سلام

    یه دختر چادری هستم. بعضی اوقات بخاطر چادرم مسخرم میکنن!! دلم گرفته. یه چیز بگید آروم بشم. من پاداش حجابمو میبینم مگه نه؟

    موضوعات مرتبط: جنگ نرم ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۲۲
    • چهارشنبه ۳۰ مهر ۹۳ - ۱۶:۱۰

    میزان لذت آقایون از لمس اعضای اونا چقدره ؟

    سلام

    اینی که میگن آقایون از لمس تمام قسمت های بدنشون ؛مانند خانوما تحریک نمیشن و لذت نمیبرن آیا منظور اینه که 100% لذت نمیبرن ؟؟؟

     یا مثلا لذت میبرن اما اونقدر لذتش کمه در مقایسه با "مرکز کانون هسته ای "شون که اصلا به حساب نمیاد مثلا شاید 4 یا 5% لذت ببرن

     تو رو خدا به عزت ناقصم قسمتون میدم که درست درمون جواب بدین مثلا

    1- نپرسین چن سالته؟

    2- نگین پر رو و تو روحش به این حرفا و...

    3- راجب قلب عاطفی و قلب گچی و قلب یخی و صیغه و .. اینا حرفی به میون نیارین

    4- آقا عباس و سهیلا خانمم با هم مهربون باشن اقای علوی هم با خانم سارا 74 لطفا

    5- راستی قبلا هم پاسخم رو ندادین ؛پس نگین قبلا مطرح شده!

     با تشکر

    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۳۳۵
    • چهارشنبه ۳۰ مهر ۹۳ - ۱۶:۰۸

    به اندام خواهرم حسودیم میشه

    سلام به همگی دوستان  

    من یک مشکلی دارم که برام تحملش سخت شده . خودم دختری هستم که اصلا نه تاحالا با پسری رابطه داشتم نه از این خاطر کمبودی احساس می کردم . کمی لاغر هستم ولی در کل چهره ی زیبا و بدن متناسبی دارم  من همیشه سرم تو درس و کتاب بوده باورتون نمیشه اما خیلی دیر متوجه خیلی مسائل شدم یعنی دقیقا تا 22 سالگی اصلا از رابطه و ... با جنس مخالف هیچی نمی دونستم .

    بعدشم که دونستم نه دنبالش رفتم نه کنجکاوی کردم . تا الان که 25 سالمه حتی یبارم خود ارضایی نکردم و خیلی هم دیرو به ندرت تحریک می شم . یه خواهرم دارم که از من هفت سال کوچیکتره  اما با این وجود هیکلش از من پرتر شده . مخصوصا بالاتنه اش .من وقتی می بینمش خیلی افسرده میشم اعصابم خرد میشه وقتی می بینم -----  البته خیلی دوسش دارما خیلیم با هم دوستیم اما باز این احساس برام به وجود میاد و بهش حسودی میکنم .

    حالا بدیش اینه که الان یه مدته واقعا فکرای بدی نسبت بهش تو سرم میاد که خودم باورم نمیشه . خیلی شبا از این فکر نتونستم بخوابم بدنم سست میشه و شهوت عجیبی منو میگیره واقعا اذیت میشم . چند بار خواستم بهش بگم و ازش اجازه بگیرم بذاره .... اما روم نمیشه بهش بگم . فقط هم نسبت به خواهرم این حسو دارم . نسبت به پسر یا دخترای دیگه یا حتی اعضای بدن خودم این کشش رو ندارم . به نظرتون من چیکار کنم از این فکرا خلاص شم؟

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۰۵۵
    • سه شنبه ۲۹ مهر ۹۳ - ۱۸:۵۲

    پسرها در اولین شب عقد کاری می کنن ؟

    سلام

    شب اول عقد ، بستگی داره شما چه رسم و رسوماتی داشته باشید ، در هر حال با جاری شدن صیغه عقد ، دو طرف مثل یک زن و شوهر واقعی !!! هستند و همه ی کارهایی رو که بقیه زوج ها انجام میدن رو میتونن روی هم پیاده کنن !

    منتهی توصیه میشه تا قبل از عروسی دخول رو انجام ندید . دلایل زیادی وجود داره که در وبلاگ توضیح داده شده . می تونید با جستجوی عبارت " شب اول عقد " در بخش جستجوی وبلاگ ( سمت چپ ) اطلاعات بیشتری رو کسب کنید .

    --------------------- سوال پست :

    سلام

    من دختری هستم که با وجود طبع گرمم خودمو پاک نگه داشتم. یه مسئله ای چند وقته ذهنمو درگیر کرده. خدا بخواد تا چند وقت دیگه عقد میکنم. مشکلم اینه که من با کوچکترین فکر به مسائل جنسی لباس زیرم خیس میشه. 

    شب اول عقد تو شهر ما رسمه پسر خونه دختر و کنارش میخوابه. البته عرف میگه رابطه جنسی نباید باشه. جالا سوالم اینه به نظرتون پسر اون شب که عقد کردن کاری انجام میده؟

    سوال دیگم اینه من فکر کنم با کوچیکترین لمسشون لباس زیرم خیس شه و از فکرش خجالت میکشم نکنه اون آقا بگن من چه آماده بودم. به نظرتون چیکار کنم؟


    مطالب مشابه :

    در شب اول عقد از اندازه آلت شوهرم شوکه شدم

    شوهرم شب اول عقد فقط به فکر لذت بردن خودش بود

    در شب اول عقد رابطه کامل داشتیم، الان پشیمونم

    پرداختن به مسائل جنسی از شب اول عقد، خوبه یا بد ؟

    شب اول عقد میتونیم با هم باشیم یا نه ؟

    در اولین شب عقد چی به هم بگیم ؟

    رابطه جنسی دهانی در شب عقد

    بیش از 160 مطلب در زمینه ی مسائل جنسی دوران عقد

    موضوعات مرتبط: شب اول عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۱۲۴۵
    • سه شنبه ۲۹ مهر ۹۳ - ۱۵:۵۴

    چرا خدا ما رو دوباره سر راه هم قرار داد ؟

    سلام دوستان گلم ...

    من یه پسری اومده بود تو زندگیم یه مدت کوتاه ..

    که میخواست با هم باشیم ولی آخرش من قبول نکردم و رفت ...

     بعد از اینکه اون پسر رفت من خیلی اذیت شدم اولش بیخیال بودم فکر میکردم چیزی نمیشه اما فرداش یدفه به خودم اومدم دیدم دلم براش تنگ شده و لحظه شماری و روز شماری میکنم تا شاید برگرده ... دیگه هر روز و هر شبم شد گریه ... خیلی حالم بد بود  البته هنوزم هست ...


    از آخرای مرداد تا الان همینطورم ... هر کاری هم کردم بیخیالش شم نشده اصن فکرش مث خوره افتاده به جونم خواب میرم بیدار میشم همش فکرش باهامه صداش تو گوشمه به هر دری زدم فکرش جدا نشده ازم حتی چقدر خودمو میزدم به بیخیالی اما یدفه یه خاطره ازش یادم می اومد و باز مث قبل میشدم ... سالها بود واسه هیچ پسری اینجوری نشده بودم...


    تا اینکه تو  اینترنت به متن زیر برخورد کردم ... :


     وقتی دیگران آزارتان می دهند یا نومیدتان می کنند معنایش چیست ؟

     چون دیگران نیز فرزندان پروردگارند ، نمی توانند موجب شکست ، یأس ، تحقیر ویا شرمندگی ما بشوند . شاید هنگامیکه از سر راهمان می گذشتند لغزیده باشند . اما آنها نیز فرزندان خدا هستند، فرزندانی که موقتأ راه خود را گم کرده اند . به این دلیل سر راه ما قرار گرفتند که به دعای خیر ما نیاز داشتند .

    آنها هر کاری بکنند یا نکنند ، وجودشان مانع از پیشرفت و کامیابی ما نمی شود .آنها موهبت ما را از دستمان نمی گیرند ، زیرا قادر به این کار نیستند . حتی اگر چنین به نظر برسد که اندک مدتی آزارمان داده اند ، بنا به مشیت الهی بر سر راهمان قرار گرفته اند.

    دلیل این که گاه مردم ما را می آزارند این است که روح آنها توجه الهی و دعای خیر ما را می جوید . اگر برای آنها برکت و آمرزش بطلبیم ، دیگر آزارمان نمی دهند . از زندگیمان بیرون می روند و خیر . صلاحشان را جایی دیگر می یابند .

    کاترین پاندر


     اون به دعا نیاز داشته...چیزی که خودم هم حسش میکردم ..همیشه وقتی دعاش میکردم آروم میشدم ..

     هر موقع فکرش باعث آزارم میشد میدونستم تا دعاش نکنم آروم نمیشم و همین بود که باعث میشد تو نماز شبم دعاش کنم وقتی نماز شب میخونم و دعاش میکنم خیلی اروم میشم خیلیییی ...طوری که با هیچی اروم نمیشم فقط وقتی براش دعا میکنم آروم میشم... 


    وقتی این متن و خوندم فهمیدم علت حضورش تو زندگیم چی بوده ..

     و کلا میدونم علت حضورمون تو زندگی هم چی بوده ما یه مدت کوتاهی اومدیم تو زندگی هم چون تو اون برهه از زمان به هم نیاز داشتیم اون به دعای من و من به حرفای اون ...


     اون به دعا نیاز داشته چون یادمه اون موقع هم بهم گفته بود براش دعا کنم و بنظرم اومد مشکلات زندگیش داره اونو به گناه میندازه ...و ازون ورم همونطور که گفتم من هر موقع فکرش اذیتم میکنه تا دعاش نکنم اروم نمیشم ...پس همه اینا یعنی به دعا نیاز داشته و داره


    منم تو اون برهه از زمان به حرفای اون احتیاج داشتم چون من یه تصمیم مهم داشتم می گرفتم و اگه اون نبود و اون حرفارو به من نمیزد و راهنماییم نمی کرد من تصمیم اشتباهی رو گرفته بودم که بدجور پشیمون میشدم و بیچاره میشدم اصن! 

    من به خدا گفته بودم اگه مال هم نیستیم پس دیگه هیچوقت برنگرده هیچوقت هم نبینمش .. اصلا هم فکرشو نمیکردم ببینمش 

    اما در اوج ناباوری و درست موقعی که با هزار جون کندن داشتم نبودشو باور میکردم تا کم کم فراموشش کنم یدفه بصورت اتفاقی تو خیابون دیدیم همدیگرو !


    همین جمعه ای که گذشت ! بعد از حدود 2 ماه دیدیم همو !

     همه چی خیلی سریع اتفاق افتاد ! یدفه دیدم روبروی همیم و از کنار هم رد شدیم !

    داشت با موبایلش صحبت میکرد و صداشم شنیدم ! آخ که چقدر دلم براش تنگ شده بود ! 

    حالا از اون موقع تا حالا برام سواله که چرا ؟؟ واقعا چرا؟؟ چرا دوباره دیدمش؟ چرا دوباره باید می دیدمش؟

    اونم درست موقعی که بعد از کلی کلنجار داشتم نبودشو و این که واقعا رفته و تموم شده رو باور میکردم تا فراموشش کنم چرا باید می دیدمش؟

     به خدا گفتم خدایا من بهت گفته بودم اگه مال هم نیستیم دیگه برنگرده و هیچوقت هم همو نبینیم .. مگه ما مال همیم که ما رو دوباره سر راه هم قرار دادی؟ اونم درست موقعی که کم کم داشتم فراموشش میکردم و حالا با این دیدار بدتر شدم ! و داغ دلم تازه شد و نمیتونم فراموشش کنم !

     چرا قسمت نیست فراموشش کنم ؟ چرا هر کاری کردم تا از یادم بره نمیره ؟چرا تا داشتم با نبودش کنار می اومدم طوری شد که ببینمش تا فراموشش نکنم ؟

    من سالهاست نه به کسی دل بستم نه هیچی ولی این یکی نمیدونم چه جوری و چرا رفت تو دلم ! اصلا نفهمیدم چی شد ! که حتی وارد زندگیم شد ! خیلی اتفاقی شد !


    حتی تا وقتی بود به این شدت اینجوری نبودم از وقتی رابطمون تموم شد تازه فهمیدم به سر دلم چی اومده ! مث دیوونه ها منتظر برگشتش بودم و حالا هم که دوباره دیدمش قلبم بدجور براش میزد ! نفسم گرفته بود ! و مات و مبهوت مث دیوونه ها نگاش میکردم !


    تو این چند سال برا هیچ پسری اینجوری نشده بودم ! نمیدونم سر این چم شده !


    یادمه اون اول که خیلی با هم لج بودیم یه بار بهم گفت میدونی  خودمونو می بینم یاد چی میفتم ؟ یاد اون فیلمه که شهاب حسینی بازی کرده بود اولش با دختره لج بودن یدفه عاشق هم میشن و.... گفت خدا رو چه دیدی ؟ شاید ما هم عاشق هم شدیم ....

    حرفش راست در اومد ! حالا من عاشق اون شدم ....

    اما اونو نمیدونم ... حتی نمیدونم چه حسی داره یا چقدر یادم میفته فقط میدونم دوسم داره ... ولی نیومده سراغم یخورده هم حق داشته چون باهاش بد رفتار کردم مخصوصا روز اخر ... درکش نکردم به قول خودش بهش تهمت زدم توهین کردم قضاوت کردم ... اعصابشو خورد کردم ...


    من منتظر برگشتش بودم اما گفته بودم خدایا اگه مال هم نیستیم برنگرده راضی بودم به رضای خدا و تحمل میکردم .. برنگشت .. نمیدونم شایدم اس داده بهم اما بهم نرسیده چون شده این مدت کسی بهم اس بده اما نرسه ...

     ولی اینم گفته بودم که خدایا اگه مال هم نیستیم همدیگرم نبینیم واقعا نمیدونم چرا خدا ما رو دوباره سر راه هم قرار داد .. حکمت این یکی و نفهمیدم ...حکمت همه رو فهمیدم الی این یکی ... همه چی خیلی اتفاقی رخ داد و دست به دست هم داد تا همدیگه رو ببینیم انگار خدا جور کرده بود همدیگه رو حتما همون روز ببینیم ...


    نمیدونم والا ببخشید سرتونو درد اوردم از نوشتن این متن دوتا قصد داشتم یکی اینکه درد دل کنم دوما و مهم ترینش این که از همتون بخوام برای این پسر خیلی دعا کنید

     یکی برای اینکه خدا به راه راست هدایتش کنه یکی هم اینکه مشکلاتش حل شه .. کلا خواهش میکنم براش دعا کنید مخصوصا برای هدایت شدنش به راه درست و راست ... حیفه این پسر .... دلم براش میسوزه ..برای منم دعا کنید حالم خوب شه ...

    موضوعات مرتبط: درد دل های دختران و پسران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۱۹۰
    • سه شنبه ۲۹ مهر ۹۳ - ۱۵:۵۱

    آیا عاطفی بودن به گرم مزاجی ربط داره؟

    سلام

    خیلی خوشحالم بابت این وبلاگ... من یه چند تا سوال دارم. میشه زود جواب بدین... آخه خواستگار دارم چند جلسه هم گذشته ...

    1) آیا عاطفی بودن به گرم مزاجی ربط داره ؟

    من یه دختر به شدت عاطفی هستم و نیاز عاطفی به ازدواج دارم. و خیلی دوست دارم همسرم عاطفی باشه و زندگیمون رمانتیک باشه... پس آیا من گرم مزاجم؟ و شوهرم باید گرم مزاج باشه؟ (میل جنسیم را نمی تونم بفهمم چقدره یا بالا محسوب میشه یا پایین؟)

    2) آیا مردان گرم مزاج به طور کلی عاطفی ترند. یا مردان عاطفی به طور کلی گرم مزاج ترند؟ یا فرقی نداره؟ ربطی داره؟

    3) من طبق گفته های دکتر فرهنگ به نظر می رسه لمسی هستم. یعنی واقعا هم از بغل شدن خوشم میاد الان مثلا اگر از یه شخص بصری خوشم بیاد و ازدواج کنم اشتباهه؟

    اگر یک شخص سمعی با بصری ازدواج کنه اشتباهه؟

    چون من خواستگاریم سنتیه و نمیشه طولش داد... خدا خیرتون بده...

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۶۱
    • سه شنبه ۲۹ مهر ۹۳ - ۱۵:۴۲

    شکل آلت زن نقشی در میزان لذت شوهرش داره ؟

    سلام

    یه سوال دارم که اگر جواب بدین ممنون میشم.

    شکل و اندازه آلت  تناسلی زن چقدر مهمه ؟ منظورم بزرگی و کوچیکی اونه. مثلا مال بعضیا تپله بعضیا نه،  کوچیکه . آیا نقش مهمی توی لذت بردن همسر داره ؟ اگه اره چقدر ؟ آقایون نظرتون خیلی برام مهمه .

    . خانوما شما هم کمکم کنین لطفاً 

    موضوعات مرتبط: مسائل زناشویی خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۹۰۶
    • سه شنبه ۲۹ مهر ۹۳ - ۱۵:۳۷

    حرف های آزار دهنده شوهرم موقع رابطه جنسی

    سلام

    دوازده سال پیش ازدواج کردم توی این مدت حتی یک بار هم به همسرم توی مسائل جنسی نه نگفتم اصلا خستگی و خواب آلودگی و مریضی برام معنی نداره. هر کاری هم که بخواد براش میکنم هر کاری.

    اندامم مورد پسند شوهرم هستش . اما مشکل اصلی من مربوط به حرفیه که همسرم همیشه در حین رابطه جنسی بهم میگه. همیشه  همیشه میگه (ببخشید) نگاه کن چقدر کلفته چقدر بزرگه تو از پسش بر نمیای. با این که خوب جوری هست اما من به خاطر این حرفش اصلا لذت نمیبرم.

    همیشه هم دلم میشکنه با بغض ادامه میدم. میگه زنا آرزوی همچین چیزی رو دارن. انقد به خودش میباله که از خودم بدم میاد. شخصیتم خورد میشه اونم من که کم نمیذارم. اهل ایراد گرفتن الکی هم نیستم. گوشزد هم فایده نداره تو دلش که بالاخره این فکر هست. چیکار کنم راهنماییم میکنین؟


    پیشنهاد :

    همسرم هنگام معاشقه دوست داره از حرف های رکیک استفاده کنه

    حرف های رکیک زناشویی زن و شوهر به هم در خلوت

    استفاده از الفاظ رکیک چه نقشی در رابطه جنسی زناشویی داره ؟

    موضوعات مرتبط: مسائل زناشویی خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۷۹۶۴
    • سه شنبه ۲۹ مهر ۹۳ - ۱۵:۳۴

    نقش باسن بزرگ و سینه بزرگ خانم در زندگی چقدره ؟

    یه سوال دارم چند وقته که ذهن منو درگیر کرده . من مختصر و کوتاه میپرسم چون زیادی نمیشه بازش کرد...

    نظرتون درباره پایین تنه ی بزرگ و بالا تنه بزرگ همسر آیندتون چیه؟؟

    1.خیلی بدم میاد 

    2.خیلی میپسندم 

    3.برام فرقی نمیکنه 

    لطفا با ذکر دلیل مثلا:

    1.خیلی بدم میاد چون اصلا نمیتونم باهاش کنار بیام....

    لطفا اونایی که میخان مسخره بازی در بیارن جواب ندن!!!

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۲۱۸
    • سه شنبه ۲۹ مهر ۹۳ - ۱۵:۲۸