var otherWindow = window.open(); otherWindow.opener = null;

خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی

جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
صفحات خاص
صفحات کاربران
مسائل روز
به روز شده ها
جدیدترین نظرات خیلی مهم خرید و فروش بک لینک و رپورتاژ
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 3 (۹۷۶ بازدید توسط ۶۵۸ نفر)
نقد و بررسی علم‌ روانشناسی غربی (۱۷۰۱ بازدید توسط ۱۱۶۵ نفر)
پاسخ به سوالات مربوط به طراحی سایت با وردپرس و سئو کردن مطالب (۳۰۰۲ بازدید توسط ۱۶۲۱ نفر)
چند نکته در مورد تائید نظرات با توجه به شروع فصل مدارس (۱۳۶۲ بازدید توسط ۸۶۳ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۸۸۶۷ بازدید توسط ۵۵۸۵ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۲۲۷۵ بازدید توسط ۱۵۵۹ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۷۲۳ بازدید توسط ۱۱۳۸ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۸۰۴ بازدید توسط ۳۸۳۳ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۱۰۹۱ بازدید توسط ۷۳۷ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۱۷۴۹۳ بازدید توسط ۱۰۵۵۱ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۷۲۷ بازدید توسط ۱۲۴۶ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۸۲۴ بازدید توسط ۱۱۹۶ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۱۱۲۹ بازدید توسط ۸۵۱ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۳۳۲۰ بازدید توسط ۲۴۴۷ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۷۲۲ بازدید توسط ۶۰۳ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۵۲۵ بازدید توسط ۴۲۶ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۶۳۸ بازدید توسط ۱۳۰۸ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۳۵۲ بازدید توسط ۱۱۱۷ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۷۰۵ بازدید توسط ۱۲۷۵ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۲۰۵۴۵ بازدید توسط ۱۲۴۹۹ نفر)
صفحه شخصی 🍃Brain on fire🍃 (۷۵۲ نمایش) - (۲۴ نظر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۸۸۶۷ نمایش) - (۳۱۶ نظر)
صفحه شخصی 𝒪𝓃𝒸𝑒 𝒰𝓅𝑜𝓃 𝒶 𝒯𝒾𝓂𝑒 (۲۳۷۲ نمایش) - (۸۱ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۲۶۳۷ نمایش) - (۱۹۲ نظر)
صفحه شخصی berelian (۸۸۱ نمایش) - (۴۵ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۴۱۶۲ نمایش) - (۲۴۲ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۷۱۰ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۴۷۴ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۷۴۴ نمایش) - (۲۰ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۷۳۵۳ نمایش) - (۷۵۲ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۴۵۲۱ نمایش) - (۳۲۳ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۸۱۱۴ نمایش) - (۲۱۶ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۳۴۸ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۲۱۳۲ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۲۵۱۴ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۷۰۱۰ نمایش) - (۳۹۵ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۳۴۴ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۳۳۹۶ نمایش) - (۳۱۱ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۲۰۳۶ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۵۸۰ نمایش) - (۲۰ نظر)
آیت الله مایکل جنازه لازم داره (۱۱۹۳ بازدید توسط ۸۶۱ نفر) - (۰ نظر)
شاید اسلحه‌ ی آمریکا شکسته باشه، ولی رسانه‌ش هنوز هست (۱۷۰۶ بازدید توسط ۱۱۸۸ نفر) - (۵۴ نظر)
در مورد سقوط پرواز ۷۵۲ هواپیمای اوکراین (۴۹۲۰ بازدید توسط ۳۳۵۸ نفر) - (۲۱۳ نظر)
تسلیت به خانواده های قربانیان سقوط پرواز 752 اوکراین (۱۲۵۴ بازدید توسط ۸۸۹ نفر) - (۵۷ نظر)
اگر خواب بمانیم ... (۴۰۰۰ بازدید توسط ۲۸۱۱ نفر) - (۱۳۴ نظر)
چرا بعضی مردم حافظه تاریخی ضعیفی دارند؟ (۱۵۲۵ بازدید توسط ۱۱۳۵ نفر) - (۴۳ نظر)
درسی جاودانی از شهید جهانی (۸۱۲ بازدید توسط ۶۰۹ نفر) - (۱۵ نظر)
آماده شدن برای ظهور، به معنای آیت الله بهجت شدن نیست (۹۷۱ بازدید توسط ۷۷۳ نفر) - (۱۲ نظر)
قاسم حسین زنده تره از این به بعد (۱۹۰۸ بازدید توسط ۱۲۹۷ نفر) - (۷۱ نظر)
سیاست مداران، چگونه شما را فریب می دهند؟ (۱۶۵۱ بازدید توسط ۱۱۶۶ نفر) - (۴۰ نظر)
چرا یک فیلترینگ قدرتمند نداریم که هیچ جوانی منحرف نشود؟ (۲۰۵۲ بازدید توسط ۱۵۰۰ نفر) - (۵۴ نظر)
در هوای آلوده چیکار کنیم زنده بمونیم؟! (۱۰۴۰ بازدید توسط ۷۵۵ نفر) - (۲۱ نظر)
یه ملت چطور می تونه بدون جنگ و خونریزی به مرحله دمکراسی برسه؟ (۳۷۰۰ بازدید توسط ۱۵۴۲ نفر) - (۹۲ نظر)
مسائل روز جامعه، موضوع جدید خانواده برتر (۲۸۲۸ بازدید توسط ۱۰۲۴ نفر) - (۴۷ نظر)
من زن میخوام ، اینو برای اولین بار چطوری گفتید ؟ (۸۸۰۱ بازدید توسط ۷۰۳۰ نفر) - (۷۲ نظر)
اصرار در خواستگاری مستقیم از خود دختر تا چه حد باید باشه؟ (۶۰۴۹ بازدید توسط ۴۶۳۹ نفر) - (۸۲ نظر)
خانمم اون دختری نیست که در زمان نامزدی و عقد باهاش بودم (۵۷۵۳ بازدید توسط ۴۴۳۷ نفر) - (۱۳۱ نظر)
اولین ملاقات با دختر مورد علاقه (۷۷۲۴ بازدید توسط ۴۶۶۵ نفر) - (۹۳ نظر)
موقع تخفیف گرفتن از چه جملاتی استفاده می کنید؟ (۶۴۸۵ بازدید توسط ۳۹۵۶ نفر) - (۸۳ نظر)
ما هم از دختران گله داریم (۹۰۲۴ بازدید توسط ۶۲۹۲ نفر) - (۹۷ نظر)
چطور محترمانه به یه پسر بفهمونم که تمایلی بهش ندارم (۲۹۸۶ بازدید توسط ۱۷۹۴ نفر) - (۱۲ نظر)
مردای قدیمی بر چه اساسی با زن چاق ازدواج میکردن ؟ (۱۲۲۳۱ بازدید توسط ۷۸۹۶ نفر) - (۹۳ نظر)
آدم درونگرا صرفا باید با آدم درونگرا باشه؟ (۱۲۰۹۳ بازدید توسط ۴۳۵۵ نفر) - (۱۵۸ نظر)
از عینکی بودن کسی که میرید خواستگاریش بدتون میاد؟ (۱۰۵۵۰ بازدید توسط ۷۷۱۲ نفر) - (۹۵ نظر)

معرفی وکیل خوب در اصفهان برای طلاق

سلام

ببخشید میشه  دوستان وکیل خوب در اصفهان برای طلاق معرفی کنند . وکیلی که حق الوکاله مناسبی بگیره و کارش خوب  باشه . نمی خواهم توافقی جدا شم و خانوم هستم حق طلاق هم ندارم فرزند هم ندارم .


پیشنهاد :

درخواست معرفی مشاور یا روانشناس در اصفهان

اصفهانی ها از کجا میارن اینقدر خرج میکنن

معرفی روانشناس خوب در تهران

معرفی روانشناس خانم در کرج

معرفی روانشناس در تهران که هزینه ی بالایی نگیره

معرفی متخصص گوش و حلق و بینی خوب در اصفهان

اخلاق اصفهانی ها با افراد غریب تو شهرشون خوبه یا بد؟

معرفی موسسه یا واسطه ازدواج در اصفهان



↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل متفرقه (۷۲۳ مطلب مشابه) نیازمندی های اصفهان (۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۰)
    • ۸۵۰۴ بازدید توسط ۵۸۱۰ نفر
    • شنبه ۱ آبان ۹۵ - ۲۲:۲۵

    تفاوت تحصیلات خانواده ها چقدر می تونه بعد از ازدواج مشکل ساز بشه؟

    سلام

    ممنون از همه عزیزانی که وقت میگذارند و مطالعه میکنند.

    دختر 25 ساله ای هستم ساکن تهران از یک خانواده تحصیلکرده و سرشناس. خودم هم دانشجوی دندانپزشکی هستم.

    مادرم معلم هستند و پدرم سمت دولتی دارند و مدیر عامل هستند. اقوام ما اکثرا معلم هستند و یا از قدیم کارمند دولت مثلا کارمند بانک و کارمند شرکت نفت و ... بودن بازنشسته شدند.

    از بین همه خواستگارایی که تحصیلکرده هم بین شون زیاد بود از آقایی بسیار خوشم اومد و علاقمند شدم که تحصیلات شون کارشناسی بود و برای کنکور ارشد میخوندن. خواستگاری رسمی هم با خانوادشون صورت گرفت.

    مادرشون معلم هست و پدرشون کارمند. ولی بقیه فامیل شون تحصیلات دانشگاهی ندارند و شغل های با شان اجتماعی معمولی مثل مستخدم مدرسه و راننده تاکسی و ... هم بین اقوام شون هست.

    در واقع جز پدر و مادرش کسی درس خونده نیست و کارمند نیستند و شغل های این چنینی دارند. هیچکدوم هم کار آزاد با درآمد بالا ندارند. همه خیلی معمولی اند. بچه های فامیل شون هم زیاد درس خونده نیستند .

    از همه کسانی که خودشون تجربه دارند و یا در اطرافشون تجربه مشابه دیدند ممنون میشم کمکم کنند. تفاوت تحصیلات چقدر منجر به تفاوت فرهنگی بین دو خانواده میشه؟
    من ایشون رو از هر لحاظ پسندیدم و واقعا بهشون علاقمند ام و تفاهم اخلاقی و دینی و روحی عمیقی باهم داریم.  ولی نگران تفاوت سطح فرهنگی خانواده و اقوام شون هستم.

    نمیدونم چقدر روی زندگی مشترک ما میتونن اثر گذار باشند. خصوصا در رفت و آمدها و تربیت فرزند و ...
    ممنون میشم اگر راهنمایی کنید.


    مرتبط:

    تحصیلات خانواده همسر چقدر میتونه مهم باشه؟



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۹)
    • ۱۷۴۵ بازدید توسط ۱۳۸۹ نفر
    • شنبه ۱ آبان ۹۵ - ۲۲:۲۰

    با وجود کم خوری و فعالیت زیاد وزنم کم نمیشه

    سلام

    دختری هستم با 155 سانت قد و 60 کیلو . اکثر وزنم هم تو شکم و رانها جمع شده . خیلی کم غذا میخورم و حتی سر سفره غذام رو با خواهرم مقایسه میکنم خیلی کمتره. و اینکه به خاطر شغلم از هفت صبح تا شش عصر بیرونم و اکثرا هم سر پام. نشستن طولانی مدت سر کار ندارم که هیچ تازه انقدر راه میرم خونه فقط جسدم میرسه. صبحانه هر روز میخورم مفصل. مربا یا شیر خرما . نهار چند روز در میان میخورم. شب هم فقط یه چیزی میخورم میخوابم از خستگی. خیلی وقت ها مثل نون خیار یا یه پیاله ماست با نون.  ولی خیلی خیلی اب و چای میخورم . روزی ده تا بیشتر چای. و اب هم که دیگه حد نداره بیست سی لیوان.

    سوالم از دوستان اینه که وزنم اصلا کم نمیشه و چون در ناحیه شکمه خیلی بد هیکل به نظر میام و فشار میاد به زانوهام انقد که از درد گز گز میکنه. اگر تجربه ای دارند به اشتراک بگذارند که منم استفاده کنم. در مورد ورزش هم انقدر خسته میشم سر کار که واقعا انرژی ورزش برام نمیمونه. واقعا نمیدونم چکار کنم ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    لاغری، چاقی و تناسب اندام (۷۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۷)
    • ۱۷۴۹ بازدید توسط ۱۴۵۲ نفر
    • شنبه ۱ آبان ۹۵ - ۲۲:۱۵

    راهنمایی در مورد کمک به یه مرد بچه دار که نمی تونه کار کنه

    سلام

    من مقدمه چینی بلد نیستم ببخشید بابت این موضوع .

    تاسوعا و عاشورای امسال ما رفته بودیم شهر شوهر عمه ام ، بر خوردیم به یه مردی که اومده بود خونه اجاره کنه و هیچ پول پیشی نداشت و داشت با یه کسی که خونه داشت حرف می زد و ما اتفاقی حرفاشون رو شنیدیم .

    همسر اون آقا توی تصادف یه سال پیش مرده بود و خودش می گفت که جنگ رفته وقتی خیلی بچه بوده حدود چهارده سال اینا و الان انگاری نمی تونست کاری پیدا کنه و از طرفیم همسرش قالی می بافته و خرجیشون رو می داده .

    الان چند وقتی بود که خونه برادرش زندگی می کرد و به اصرار اون دختر  سیزده سالش رو سپرده بود بهزیستی و یه پسر هشت نه ساله هم داشت و برادرش اونا رو هم انداخته بود بیرون ، مرده خیلی ادم کم دست و پا و بی عرضه ای بود می خوام بدونم کسی می دونه چطور می شه کاری برای اینا کرد الان می دونم یکی یه زیر زمین بهشون داده برای دو ماه آدرسشو می دونم .

    می خوام بدونم مثلا جایی هس توی بهزیستی که کاری به اینا بده یا خونه ای که دخترشو هم بیاره پیش خودش ؟ یا اگه جنگ رفته می شه بنیاد شهید کمکش کنه ؟

    زن عمو باهاش بود و داشت با طرف حرف می زد به بچه چند بار گفت می برمت پیش خواهرتا پسر بچه هم یه جوری بی صدا گریه می کرد که ادم دلش کباب می شد تو رو خدا اگه کسی شماره ای یا راه حلی داره بده .

    ما بدبختانه درامدی ندارم ولی از اون روز یه شب درست نخوابیدم همش بچه پیش چشممه


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل اجتماعی روز جامعه (۵۳۹ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۷۸۸ بازدید توسط ۶۳۵ نفر
    • شنبه ۱ آبان ۹۵ - ۲۲:۱۰

    آیا برخوردهای سرد همسرم در دوران نامزدی طبیعیه ؟

    سلام

    من یه مسئله دارم که نمیدونم چیکار کنم ! خانم ها لطف کنند پاسخ بدند ممنون میشم! همچنین اقایون اگه تجربه داشتند .

    من 29 سالم هست و فوق لیسانس خدا را شکر از لحاظ مالی هم هیچ مشکلی ندارم . و خودم فکر میکنم از لحاظ اخلاقی هم خوب باشم .

    2 ماه هست با یه خانم که 4 سال از من کوچیکتر هست نامزد کردم و قراره 2 ماه دیگه عقد کنیم در صورت حل بودن همه چی . خدا را شکر از لحاظ خانواده و طرز فکر شباهت زیادی به هم داریم و مذهبی هستیم .

    مشکل اینجاست که من باید همیشه به خانم زنگ بزنم پیام بدم و یا حرف های عاشقانه بزنم و طرف مقابل هیچی و من اصلا حس خوبی ندارم .

    با اینکه از خیلی از لحاظ ها به هم شبیه هستیم ول این سردیشون ازارم میده! ایا زوده هنوز انتظار حرف های عاشقانه از طرف مقابلم داشته باشم؟ یا کار خاصی باید انجام بدم !

    اگه رک ازش بپرسم ایرادی نداره؟

    ممنون میشم راهنماییم کنید


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۵۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۷)
    • ۱۹۴۱ بازدید توسط ۱۶۲۲ نفر
    • شنبه ۱ آبان ۹۵ - ۲۲:۰۰

    بدون محتوا 9155

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


    • ۱۷۰۶ بازدید توسط ۱۲۸۳ نفر
    • جمعه ۳۰ مهر ۹۵ - ۲۲:۵۰

    مشکل در فروش طبقه دوم خونه

    با سلام بنده از کاربران سایت هستم سوالی دارم میخوام از نظرات ارزنده شماها استفاده کنم ممنون میشم.

    من در خانواده ای زندگی میکنم که از نظر مالی در شرایط متوسط به پایین هستیم ولی حلال بودن روزی برامون مهمتر از زیاد بودنش هست. 5 نفر هستیم پدر و مادر ، من و برادرم که شاغل و دانشجو هست که کلا خرج و مخارجش رو خودش تامین میکنه و یکی از خواهرام که ازدواج نکرده و با ما است.

    ما حدود 7 سال پیش تو خونه ای زندگی میکردیم که کوچیک بود و پایین شهر محسوب میشد. وقتی پدر بزرگ مادریم فوت شدن دایی ها و خاله هام تصمیم گرفتن خونه پدر بزرگم رو بفروشن و بین وراث تقسیم کنن. دایی کوچک من از مادر و پدرم خواست که باهاش به صورت مشارکتی خونه پدربزرگ رو بخریم چون 2 طبقه بود و بزرگ تر از خونه ما.

    ما هم قبول کردیم. ایشون ازدواج کرده بودن و 2 تا بچه خیلی شیطون داشتن. وقتی اومدیم این خونه جدیدمون روی دیگری رو از این خانواده دیدیم. زن داییم بچه هاش رو میذاشت خونه ما و میرفت دنبال کاراش.

    منم اون موقع کنکور داشتم و مجبور بودم درس بخونم اما اینا نمیذاشتن اونقدر که شلوغ و پر رو بودن. کلا خونه ما بودن و همه جا رو به هم میریختن و سر و صدا میکردن. دایی و زنداییم هم خیالشون نبود تا در نهایت ازشون خواستم که هر وقت میان با پدر و مادرشون بیان و به صورت مهمان بیان و برن..آخه آسایش برامون نذاشته بودن و بهشون برخورد..

    بعد اون روابط ما کمتر و کمتر شد. بعدش اونا ماهواره تهیه کردن و وارد یه مسیر دیگه شدن.. به ما ربطی نداشت ولی خوب رفته رفته دیگه طوری شد که قطع رابطه کردیم..جایش نیست که بگم سر ازدواج یکی از خواهرام چه کارا میکرد این زنداییم که بهم بخوره.. ولی به خدا هر کس میبینه و میشنوه میگه از اول نباید با اینا شریک میشدین..


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل متفرقه (۷۲۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹)
    • ۱۶۶۳ بازدید توسط ۱۲۶۸ نفر
    • جمعه ۳۰ مهر ۹۵ - ۲۲:۴۵

    گاهی وقتا میگم من باید مرد میشدم و شوهرم زن

    با سلام و تشکر از سایت خوب و مفیدتون

    من خانمی 24 ساله هستم که یک سال و نیمه که ازدواج کردم و تو عقد هستم. مشکل من اینه که بینهایت خونسردم :(

    بنده هیچ مشکلی با همسرم ندارم و عاشقشم و اونقدر خوبیم باهم که تصور اینو نمیتونم بکنم که یه روزی پیش هم نباشیم...

    ولی خیلی به کمکتون احتیاج دارم چون کش پیدا کردن این مسئله به مرور زمان باعث اتفاقات جبران ناپذیری میشه

    حالا اصل قضیه که یکم با جزییات میگم؛

    اولین مورد مسایل زناشویی هست شوهرم خیلی جذاب و خوشگله ، تعریف نباشه مجردیش خیلی کشته مرده داشته من عاشق استایل و چهره شم منتها نمیدونم چرا کششی تو خودم نمیبینم که برم سمتش. یه جورایی وقتی اون رابطه رو شروع میکنه و من میرم وسط ماجرا :) میبینم که چقد احتیاج داشتم ولی هیچ وقت شروع کننده نیستم و این شوهرمو اذیت میکنه متاسفانه.

    دوس داره به اندامش توجه کنم نه فقط اندام جنسی دوس داره با استایلش حال کنم ولی من اصلا برام مهم نیست.

    ما شهرامون از هم دوره من وقتی پیش مامانم اینا هستم انگار نه انگار شوهر دارم دیر به دیر زنگ میزنمو پیام میدم ولی با همه وجود دوسش دارم ولی اون خیلی احساساتی و زود میشکنه. گاهی وقتا میگم من باید مرد میشدم و اون زن.

    البته همه اینا برمیگرده به گذشته ای که داشتم با تمام عواطف دخترونه از طرف کسی که دوسش داشتم شکست بدی خوردم و بعد اون قضیه خیلی سنگ دل و بی عاطفه شدم.

    بعد اون قضیه بزرگ تر شدم ولی اون اتفاق تاثیر بدی رو زندگیم گذاشته. نمیتونم احساس واقعیمو بروز بدم با تمام اینکه میبینم زندگیم داره از بین میره البته طولانی شدن عقدمم خیلی مسبب این ماجرا هست.

    من خیلی بی عاطفه و خونسردم. چیزی به نام احساس ندارم. خیلی کم گریه میکنم در بدترین شرایط.تشنه محبتم ولی محبت نمیکنم. این رفتارام داره اذیتم میکنه.

    نمیدونم کسی میتونه حالمو بفهمه یا نه ، همسرم چیزی بهم نمیگه که دلم نشکنه ولی من ناراحتیشو حس میکنم :(


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۴۴ مطلب مشابه) مسائل زناشویی خانم ها (۵۴۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹)
    • ۲۲۱۷ بازدید توسط ۱۸۵۴ نفر
    • جمعه ۳۰ مهر ۹۵ - ۲۲:۴۰

    از وقت ازدواجم داره میگذره ولی خانواده ام اصلا به فکرم نیستن

    سلام

    با وجود اینکه از وقت ازدواجم داره میگذره و دارم وارد 30 سالگی می شم ولی خانواده ام اصلا به فکرم نیستن. خودمم که شخص خاصی رو در نظر ندارم که بهشون بگم فلانی رو می خوام. به شدت احساس خستگی و تنهایی می کنم. نمی دونم شاید این به خاطر خوب بودن خودم هستش.. شاید زیاد از حد خوبم نسبت بهشون .

    واقعیتش اینه که نسبت به احترام و خوبی کردن به پدر و مادر خیلی حساسم و همیشه سعیم بر این بوده که نذارم چیزی تو زندگی اذیتشون کنه حتی اگه خودم به خاطرش اذیت بشم .

    نه این که هیچ مشکلی نداشته باشیم و همه چیزو براشون فراهم کرده باشم ولی تا اونجایی که از دستم بر می اومده هواشونو داشتم و اینو جزء وظیفه خودم می دونستم و می دونم.

    به خاطر همین طرز رفتارم فکر میکنم اونا فکر می کنن هنوز بچه ام . با این که خارج از خونه خیلی موفقم و همه بهم احترام میذارن ولی توی خانواده به چشم یه بچه به من نگاه می کنن .البته هیچ وقت از این قضیه ناراحت نبودم. چون خارج از خونه چه دانشگاه و چه محل کارم از دوستان و همکاران احترام دریافت می کنم.

    ولی اخیرا این فکر که اونا اصلا به فکرم نیستن به شدت اذیتم می کنه موندم چی کار کنم، بهشون بگم بابا اگه من اینقدر در برابرتون متواضعم دلیل بر این نیست که دیگه هیچ نیاز دیگه ای ندارم زن نمیخوام ؟ زندگی نمی خوام ؟ و ...

    از یه طرف هم حجب و حیایی که هست نمیذاره مستقیم بگم بهشون. اونا هم که ماشالله انگار نه انگار. من نیاز مالی ندارم که مثلا پدرم کمکم کنه ولی حداقل انتظار دارم یه بار جدی بگن تو اصلا قصد ازدواج داری یا نه ؟

    البته اینا همه درد دل بود چون تو فضای واقعی کسی نیست که حرفاتو بهش بگی ... ولی اینجا حداقل میتونی مطرح کنی و یه چند نفر بهت دلداری بدن . خخخخخخ

    ولی از تموم پدر و مادرایی که این مطلبو می خونن و اقایون و خانومای مجردی که ایشالله در اینده ای خیلی نزدیک مامان بابا میشن می خوام خواهش کنم همون قدر که به فکر نیاز های مادی فرزندانشون هستن به فکر نیازهای عاطفیشون هم باشن که این دومی شاید از اون اولی خیلی مهمتر و حساستر باشه. دومی باعث می شه که فرزندتون احساس امنیت کنه و احساس کنه کسی تو زندگیش هست که به فکرشه و اونو درک می کنه..


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۴۴ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۱)
    • ۱۳۸۸ بازدید توسط ۱۱۶۱ نفر
    • جمعه ۳۰ مهر ۹۵ - ۲۲:۳۵

    پسری ازم خواستگاری کرده که مورد توجه دختراست

    سلام

    من یه دختر21 سالم دانشجوی پزشکی هستم . تو دانشگاه یکی از پسرای ترم بالایی هست که بین دخترا سوژه س . اکثر وقتا وقتی دور هم جمع میشیم شروع میکنن از این پسره حرف میزنن. مثلا از خوشگلی ، جذابیتش ، هیکل خوبش ، غرورش ، اینکه خیلی طرف دخترا نمیره و از همه مهم تر پولدار بودنش خخخخخ. خلاصه اینکه دخترا خیلی بهش توجه میکنن.

    این پسر 25 ساله یه چند باری واسه چند تا کار پیشش رفتم چند بار از تلگرام یه سری چیزا برام فرستاد (درسی).

    یه بار تو تلگرام بهم پی ام داد که میخوام بیرون ببینمتون ولی خیلی اصرار داشت کسی نفهمه منم قبول کردم. بیرون ازم خاستگاری کرد منم واقعا دست پاچه شده بودم. گفتم باید فک کنم .

    هر چی فکر میکنم این پسره چیزه بدی نداره همه چیزاش خوبن. خیلی ادمه مهربونیه من که خودم ندیدم از استادام و بچه ها شنیدم خلاصه همه چی تمومه .

    ولی میترسم چون خیلی دخترا بهش توجه میکنن خیلی میرن طرفش میترسم تو زندگیمونم اینجوری بشه بعدا همش باید عذاب بکشم. منم خیلی ادمه حساسیم دوس ندارم شوهر آیندم دخترا خیلی اطرافش باشن . خانما بهتر منو درک میکنن

    بنظرتون چیکار کنم با این وضعیت ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۵ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۷)
    • ۲۸۳۶ بازدید توسط ۲۲۵۵ نفر
    • جمعه ۳۰ مهر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    میدونم هیچ پسری دنبال دختر 90 کیلویی نیست

    سلام به همه خانواده برتری های خوب و نازنین

    من یکی از خواننده های خاموش این وبلاگ مفید هستم خواهش میکنم این متنو بخونید فکر کنید ابجیتونم راهنماییم کنید .

    من یه دختر 22 سالم و از یک خانواده خوب و تقریبا سرشناس در شهری که زندگی میکنم از 18 سالگی به ازدواج فکر میکردم و میخواستم برای ازدواج خودمو آماده کنم .

    اوایل کم ولی بعدش جدی تحقیقاتمو شروع کردم. الان حس میکنم آمادم که وارد زندگی بشم ولی شرایط ازدواج رو ندارم اول نقاط مثبت خودمو میگم .

    ببینید من 3 سالی میشه که دارم در زمینه ازدواج مطالعه می کنم و کلاس میرم کلی کتاب خوندم و تو کلاسا خیلی چیزا یاد گرفتم خودمو شناختم ، نحوه برخورد با مرد رو سعی کردم یاد بگیرم، ناز و عشوه چیزی بود که یه درصدم بلد نبودم ولی یاد گرفتم.

    ویژگی های آقایون ،اینکه چجوری باهاشون صحبت کنی، چجوری خواسته هاتو مطرح کنی چجوری باهاشون رفیق شی و چی کار کنی که براشون معشوقه باشی نه مادر نه معلم و ...

    در کنارش صبر رو یاد گرفتم سعی کردم یاد بگیرم چطوری مایه آرامش همسرم باشم اگه مشکل تو کارش پیش اومد چجوری بهش ارامش بدم ویژگی های جنسیشونو درک کنم و ...

    یه جزوه خیلی خوب برا خودم درست کردم و الانم هر چیز جدیدی پیدا کنم توش مینویسم در کل سعی کردم بزرگ شم و از حالت بچگی و رفتارای بچگانه در بیام تا بتونم یه زندگی خوب داشته باشم .

    اینم بگم همه دوستام و استادام و کسایی که میشناسنم میگن خیلی مهربونی و دوسم دارن واقعا.  یه سری اخلاق ها رو سعی کردم در خودم تقویت کنم مثلا خیرخواه بودن،درک کردن ادما،حرف جا به جا نکردن،فضول نبودن،غیبت نکردن، خوب گوش کردن و آروم حرف زدن و ...

    اما نقاط منفیم ؛

    من زیبا نیستم ، جذابم نیستم ، برام سخته که جزئیات ظاهرمو بگم ولی دارم عذاب میکشم شمام که نمیدونید من کیم میگم که راهنماییم کنید ؛

    کلا ظاهرم خوب نیست ، چشم و ابروم قشنگه ، فقط بینی بزرگی دارم ، لبامم رنگش کبوده و پره ترک عمیق که هیچ رقمه خوب نمیشه ،پوستم اصلا خوب نیست نسبت به همه دوستام پوستم بزرگ تر نشون میده انگار پوست یه زنه 30 سالس، دوره چشم و دور بینیم سیاهه کلی جای جوشو کلا خستس باور کنید کلی دکتر رفتم ولی هیچ وقت نتیجه نداشت .

    موهامم خیلی کم پشته جلو سرمم خیلی خالیه هرکی میبینه میگی چرا کچل شدی دکترم رفتم ازمایش تیروئید و هورمونم دادم یه دوره دارو گرفتم تغییر نکرد ولش کردم . اون چیزی که خیلی عذابم میده وزنمه که 90 کیلوام با قد 164 میدونم خیلی چاقم زیر بغل و کشاله رانو و قوزک پا و زانومم که سیاهه سیاهه دکترم رفتم از جوش شیرین و لیمو و کرم سروینام استفاده کردم خوب نشد .

    البته همیشه نا امید بودم که خوب میشه احساس میکنم خیلی زشتم و همین باعث میشه نتونم ازدواج کنم هیچ پسری تا حالا از من خوشش نیومده دوستام همشون ازدواج کردن و هر وقت سوالی دارن میان از من میپرسن واقعا هم خوب راهنماییشون میکنم چند باریم شنیدم که فامیلو دوست و آشنا میگن دختر خیلی خوبیه حیف که به پسر ما نمیخوره .

    احساس میکنم میتونم یه زندگیمو بچرخونم ولی با ظاهری که دارم هیشکی ازم خوشش نمیاد تو رو خدا کمکم کنید چجوری خوشگل شم ؟

    میدونم هیچ پسری دنبال دختر 90 کیلویی نیست حتی اگه دختره اخلاقشم خیلی خوب باشه و خونواده دار باشه من برای تک تک روزای بعد ازدواجم برنامه دارم از عشوه و زنانگی بگیر تا هنرو زندگی ولی حس میکنم حتی اگه لاغر بشمم باز کسی سراغم نمیاد بیشتر چاقیمم بخاطر پر خوری عصبی که دارم .

    اصلا خودمو میبینم حالم بد میشه پوستمم که شده مایه ابروریزیم ابجیا و داداشای خانواده برتر لطفا راهنماییم کنید


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۵ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰۴)
    • ۶۴۱۱ بازدید توسط ۴۸۲۲ نفر
    • جمعه ۳۰ مهر ۹۵ - ۲۲:۲۵

    در مورد مهریه بهتر نیست قبل از خواستگاری رسمی صحبت کنم ؟

    با سلام
    من 26 سالمه با دختری در ارتباطم که 4 سال از خودم کوچکتره .ما به قصد ازدواج با هم آشنا شدیم .در طول دوران آشنایی هم سعی کردیم شناخت کاملی از هم پیدا کنیم و در مورد همه چی صحبت کردیم.
    من یکی از سوالاتی که ازش پرسیدم در مورد مهریه بود و اون گفت برا مادرم مهمه مثلا بین 300 تا 500 که منم گفتم من خانواده ام خیلی رو مهریه حساسن نهایتش 114 رو قبول کنن.
    گذشت و من موضوع رو با خانوادم مطرح کردم اونا هم قبول کردن ولی از شانس بد من دست گذاشتن رو همین موضوع ، پدرم گفت کار که داری خونه ام بهت میدم ماشینم بهت میدم فقط من دنیا زیر و رو بشه 14 تا بیشتر مهریه قبول نمیکنم.
    حالا چند وقت مونده تا خواستگاری آیا من این موضوع رو به دختره بگم ؟ نریم اونجا خانواده اون مهریه بالا بگن خانواده منم عمرا قبول کنن. من خودم فکر میکردم 114 رو مد نظرشون باشه ولی گفتن 14 تا نه کمتر نه  بیشتر. به نظر شما چی کار کنم؟
    بذارم تا روز خواستگاری یا از الان به دختر بگم که با خانوادش مطرح کنه و بگه؟ خانواده ام گفتن همه کار میکنیم از خونه گرفته تا خرید طلا و گرفتن عروسی ولی مهریه بالا قبول نمیکنیم.
    ممنون میشم کمکم کنید.

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مهریه (۱۰۲ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸۹)
    • ۳۲۴۴ بازدید توسط ۲۵۴۱ نفر
    • جمعه ۳۰ مهر ۹۵ - ۲۲:۲۰

    یک مرد مطلقه با دختر ازدواج کنه یا زن مطلقه؟

    سلام

    میخوام از دخترهای مجرد این سایت بپرسم ترجیح میدن با یک پسر ازدواج کنن یا یک مرد مطلقه که بچه هم نداره ؟

    خانوم های متاهلی که مشغول زندگی هستند چه نسخه ای برای این سوال میپیچن و با توجه به چشیدنه سرد و گرمه زندگی و  دیدنه بالا و پایینهای زندگی چه توصیه ای دارن؟ اقایونی که تجربه داشتن و یا در اطرافیانه خودشون دیدن چه توصیه ای میکنن؟

    من حدود 16 ماه زندگی مشترک داشتم و بدونه بچه هستم و 4 ساله که جدا شدم ( سال 1391) . دلیل جداییمون هم عدم تفاهم  و یک سری مسائل دیگه بود .
    جواب های این سوال برام خیلی مهمه و میخوام توی تصمیم گیری برای ازدواج مجدد ایندم به کار ببندم و بی نهایت از جوابهای دوستان سپاسگزارم


    مرتبط :

    خواستگاری دارم که قبلا در دوران عقد جدا شده

    خواستگاری دارم که یک ماه قبل طلاق گرفتند

    می خوام با مردی که قبلا ازدواج کرده ، ازدواج کنم

    خواستگار مطلقه ای دارم که حضانت بچه ش رو به مادرش واگذار کرده

    خواستگاری دارم که مطلقه است

    یه مرد مطلقه که یه دختر کوچولو داره ازم خواستگاری کرده

    ازدواج دختر با مرد مطلقه


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۹ مطلب مشابه) ازدواج با مردی که قبلا ازدواج کرده (۲۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۳)
    • ۳۵۸۶ بازدید توسط ۲۷۴۶ نفر
    • جمعه ۳۰ مهر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    من نمیدونم با عقلم تصمیم بگیرم یا با دلم؟

    با سلام به خانواده برتری ها

    سال اخر دبیرستان یه معلمی داشتم که نمونه واقعی یک انسان کامل بودن ، ایشون اصالتا روستایی اند و تو بچگی پدرشونو از دست دادن و از همون اول مجبور شدن رو پای خودشون واییستن واسه همینم خیلی آدم پخته ای اند .

    ایشون به قدری تو شهر ما معروف اند که به هر کسی برسین ازشون تعریف میکنه مثلا تو کلاس کلی ما رو تشویق میکردن که حتما بعد ازدواج هم درس بخونید و آیندتونو بسازید و...

    و شدیدا دست به خیر هستن. تو بحث معلمی ایشون یه دبیر سخت گیر یه درس سخت ! با تدریس عالی بودن و حد فاصله با دانش اموز و حفظ میکردن ، مثلا با اینکه خوش اخلاق بودن ولی بسیار دیسیپلین داشتن و منضبط بودن. 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۵ مطلب مشابه) اختلاف سن در ازدواج (۳۴ مطلب مشابه) آموزش تصمیم گیری (۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۱۷۹۹ بازدید توسط ۱۴۵۵ نفر
    • جمعه ۳۰ مهر ۹۵ - ۲۲:۱۰

    یه عروس باید رفتارش با برادر شوهرش چه طور باشه ؟

    سلام

    وقت بخیر‌

    خانمی هستم که حدودا دو سالی میشه که عقد کردم و نامزدم. برادر شوهری دارم که از من یکسال بزرگتره و هنوز مجرده. سعی کردم رفتارم با برادر شوهرم در حد شرعی و اسلامی باشه. نه خیلی خشک باشم و نه خیلی شوخ طبع و شیطون .

    اما تازگی ها رفتار برادر شوهرم با من عوض شده و خلاصه خیلی داره با من گرم میگیره و من اصلا به ایشون رو نمیدم و اجازه نمیدم که حسابی خودمونی بشه. ولی حسابی داره با من شوخی میکنه و این من رو معذب میکنه.

    از دیدگاه شما باید با ایشون چه رفتاری داشته باشم تا بفهمه که باید حد خودش رو رعایت کنه؟

    اصلا یه عروس باید رفتارش با برادر شوهرش چه طور باشه تا برادر شوهرش به گناه نیاُفته؟ و پیش خودش فکر های بد نکنه در مورد عروس شون ؟



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۷ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۷)
    • ۳۳۷۱ بازدید توسط ۲۵۳۹ نفر
    • جمعه ۳۰ مهر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    برو بالا
    سری دوم موضوعات خانواده برتر
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت اعتماد به نفس سربازی طلاق میل جنسی سابقه دوستی قبل از ازدواج مطالب از تبار خاک ... رسیدن به آرامش قانون جذب فراموشی عشق فراموشی عشق قبلی قصد ازدواج افسردگی عشق یک طرفه ترک خودارضایی