سلام
من زنی سی و سه ساله هستم که پنج سال پیش با مردی که چهار سال از خودم بزرگتر بود ازدواج کردم. 
من شاغل و ایشان ابتدا بیکار بود.  من کارمند دولت و ایشان بعدا با فشار من کارمند شد. و حالا دو برابر من حقوق می گیرد.  دست زن دارد در حد مردنم.  فحاش است به شدت.  فحش جنسی می دهد به پدر و مادرم و به خودم. 
تمام هفته های زندگی مشترک از دستش کتک خورده ام.  خانواده اش به دلیل اینکه کلا بیسواد هستند و من تحصیل کرده و شاغلم طردم کرده اند و هر کاری یا چیزی یا دعوتی باشد فقط با شوهرم در تماس هستند. 
حتی برای عروسی برادر شوهرهایم به من چیزی نگفتند.  شوهرم تماما در اختیار خانواده شه و من فقط نقش کلفت خونه شو دارم. 
پنج ساله با تمام مستاجری و بدبختیش ساختم.  رابطه ی زناشویی در حد صفر هم باهام نداره.  جدا می خوابه.  بچه نمی خواد.  نه تفریحی نه سفری نه خریدی.  تمام مایحتاجمو خودم میخرم. 
اجاره خونه میدم و خرج خودمو .  پول اونم نمیدونم چی میشه. تا اعتراضی بکنم کتک می زنه.  لطفا نگید طلاق بگیر چون اصلا منزل بابام قبول ندارن زن مطلقه رو و منم نمیتونم بخاطر آبروی اونا طلاق یگیرم. 
بهم بگید چه خاکی به سرم بریزم که شوهرم من رو دوست داشته باشه ؟ خسته شدم از این زندگی نکبت. 
شب و روز دارم زجر می کشم و نقشم برای شوهرم پختن غذا و تمیز کردن خونه ست فقط و فقط


موضوعات مرتبط :
مشورت در شوهرداری