سلام

دختری 26 ساله با مدرک لیسانس کامپیوتر هستم. آدمی درون گرا هستم. سرم تو کار خودمه. تا حالا یک دونه خواستگار هم نداشتم. کارهای اینترنتی تو خونه انجام میدم. دنبال کار در بیرون هستم. ولی تو شهرمون گیر نمیاد. 

مادر و پدرم اهل سفر و معاشرت نیستن.گاهی اوقات میریم خونه دایی و خالم. با خانواده پدریم ارتباط کم داریم. سالی یکی دو بار بخوایم بریم خونه شون. وضع مالی مون هم جالب نیست. تمام مخارج خودم با خودمه. درآمدم خیلی کمه ولی با همون پس انداز میکنم خرج خودمم تامین میکنم. 

مشکل اصلیم اینه که پدر و مادرم همش تحقیرم میکنن. اعتماد به نفسم رسیده زیر صفر. الان 2 ماهه با مادرم حرف نمیزنم. سر موضوعی بحث کردیم کتکم زد. همش سر هر موضوعی کتکم میزنه. پدرمم هیچ وقت خونه نیست یا مریضه. اهل معاشرت هم نیست .هیچ جا نمیاد. 

مادرمم به شدت بد اخلاقه. همش داد و فریاد میکنه. احساس تنهایی شدیدی میکنم گاهی اوقات میزنم زیر گریه.  فقط دلخوشیم پیاده رویه. به تازگی با پسری آشنا شدم ، ترم آخر پزشکیه و 27 ساله. اخلاق هامون بهم میخوره. بهش محبت کردم بهم وابسته شده. 

هر روز زنگ میزنه بهم . با هم حرف های عاشقانه و محبت آمیز میزنیم. اون قصدش ازدواجه . ولی من همش ردش میکنم. و رابطه مون رو کش میدم. با این اخلاق ها و تعصبات خانوادم من چه جوری بهشون بگم پسری رو دوست دارم؟  پدرم با این سبک آشنایی مخالفه و مادرمم متعصبه بفهمه کلی فحش بارم میکنه. معتمد هم نداریم تو دوست و فامیل بهش بگم که به مادر و پدرم بگه. 


↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
مشورت در ازدواج خانم ها (۲۱۴۴ مطلب)
مسائل دختران جوان (۲۰۲۷ مطلب)
تعامل با خانواده (۲۹۸ مطلب)
ازدواج فرزندان (۸۷ مطلب)

مردم در مورد این موضوع (۳۹) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید
↓می توانید این مطلب را در واتس اپ و ... برای دوستان تان ارسال بفرمائید↓