خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی





۲۲۴۵ مطلب با موضوع «مشورت در ازدواج خانم ها» ثبت شده است

در ازدواج های سنتی، شناخت و علاقه شدید شکل میگیره ؟

سلام دوستان

من یه دختر زیر ۲۵ سال هستم. جدیدا یکی از آشناهای دورمون که من حتی پسر رو ندیده بودم پیگیرن که بیان خواستگاری. خانوادشونو میشناسیم. پسره از هر نظر خوبه و مورد تایید همه ست. ایمان و اخلاق، شغل درآمد و ظاهر . از بیشتر جهات هم کفو همیم . مادرش منو دیده خودش هم  بعد از این قضیایای اخیر چند بار منو جایی دیده ( حرف نزدیم ). هر دو پسندیدن و اصرار دارن که زودتر رسما بیان خواستگاری. ظاهرا همه چی خوب و مثبت به نظر میرسه ...

ولی مشکلی که من دارم اینه که من همیشه دلم میخواست اول طرفمو دوست داشته باشم و رابطه عاطفی بینمون وجود داشته باشه و بعد ازدواج کنیم . همو بخوایم و به هم برسیم. همو کامل بشناسیم و به هم برسیم ...

خواهش میکنم رک بهم بگین امکان داره که تو همچین ازدواج هایی که حالت سنتی داره شناخت و علاقه شدید شکل بگیره ؟ چون من به شدت احساسی هستم و اصلا  زندگی بدون عشق رو نمیتونم تصور کنم .

به تظراتتون و راهنماییتون احتیاج دارم. خیلی میترسم‌

پیشاپیش ممنون

موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , ازدواج سنتی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۱۵
    • جمعه ۱۳ اسفند ۹۵ - ۲۱:۱۵

    آیا مردان نخبه علمی ، در همسرداری هم موفق عمل می کنند ؟

    سلام
    من میخوام بدونم که مرد های باهوش و نه باهوش معمولی, باهوش نخبه , مثلا کسی که همه مقاطع از لیسانس تا phd شو مثلا دانشگاه تهران درس خونده, از چطور دخترایی و چه اخلاقایی خوششون میاد؟
    چطور میشه اونا رو به خود علاقه مند کرد؟ آیا با مردهای دیگه فرق دارن ؟ آیا در همسری هم میتونند موفق باشند و یا اینکه فقط عادت کرده اند که در حیطه علم اول باشند ؟ آیا احتمال اینکه سرد مزاج باشند بیشتر از مردای معمولیه ؟ اصلا تو فکر سکس هستن ؟ اصلا اونا وقت میذارند که جنس زن رو بشناسن ؟ نیاز هاشو میدونند ؟ خود من بیشتر رفتارای عاشقانه رو از فیلم و ... یاد گرفتم , اینکه مثلا مردها از چه حرکاتی لذت میبرند, آیا این آقایون که هیچ وقت فرصت تماشای فیلم عاشقونه و یا خوندن رمان و کلا مطالب مربوطه رو نداشتن میتونن شوهر رمانتیکی باشن ؟
    پیشاپیش از همه تشکر میکنم.
    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۹۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۴۰۵
    • پنجشنبه ۱۲ اسفند ۹۵ - ۲۱:۱۰

    این روزا کسی که آدم را بخاطر خودش بخواد خیلی کمه

    سلام
    من یه دختر 20 ساله هستم. یه خواستگار دارم 27 ساله .که چند ساله منتظر جواب من هستند و اصلا کوتاه نمیان با اینکه چند بار جواب رد دادم. لیسانس الکترونیک دارن. ولی کار ندارند فعلا .خانوادشون هم پولدار نیست. ما خودمون خانواده معمولی هستیم شاید یکم از معمولی کمتر . و اونا هم یه ذره از ما ضعیفترند .من توقع ندارم خانواده شوهرم پولدار باشند .تقریبا هم سطح بودن بهتره .
    جواب های رد که دادم بهشون به دلایل کاری خودم بود چون میخواستم سرم خلوت شود که الان دیگه خلوت شده و به فکر ازدواجم .
    شخصیت این آقا به طرز عجیبی خوبه . خانوده سالم و گرم و صمیمی . یه انسان واقعی هست . از نظر شخصیت و اخلاق چون طی این سالها صحبت هم میکردم باهاشون و شناخت دارم ازشون. ایشون چون کار نداره و پولدار هم نیست میترسد بیاد خاستگاری . چون والدین من بخاطر رشتم توقع بیشتری از خواستگارم دارند .
    ولی من واقعا فکر نمیکنم شخصی دیگه پیدا بشه که من تا این حد از شخصیتش خوشم بیاد و واقعا بی عیب باشد از نظرم ...  اوایلش یکم با ظاهرش مشکل داشتم چون هیکل و چهره ی خاص و خوشکلی ندارد معمولیه کاملا .ولی الان ظاهر خیلی برام مهم نیست.هر چی هم باشه بالاخره عادی میشه .
    حالا موندم ....
    گاهی میگم والدینم حق دارد.. اون باید بهتر باشه و خودش را بهتر کنه بخاطر من .البته تلاشش را کرده ولی همه جا زیر پاش رو خالی کردن ...در جریان کار هاش بودم . نمیدانم من دارم اشتباه میکنم یا نه. گاهی میگم بخاطرش صبر کنم تا کارهایش  رو راست و ریست کنه .
    گاهی هم میگم میتونم خیلی موقعیتای بهتر داشتم باشم !! شایدم نداشته باشم !! آخه این روزا  کسی که آدم را  بخاطر خودش بخواد خیلی کمه .
    خیلیا بخاطر رشتم شاید بیان سراغم . این آقا زمانی که من دبیرستانی بودم من رو به شدت میخواست .
    کمک کنید لطفا .چیکار کنم .
    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۵۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۸۲
    • دوشنبه ۹ اسفند ۹۵ - ۲۱:۱۵

    چطور گرفتار ازدواج اجباری نشم ؟

    سلام
    بنده تو اطرافیانم چند مورد طلاق مشابه دیدم اول اونارو تعریف میکتم بعد سوالمو میگم؛
    دوست خواهرم یه عقد ناموفق داشت یعنی تو دوران عقد از هم طلاق گرفتن. دلیل طلاقش این بود که پسره بعد عقد به دختره گفته بود که یکی دیگه رو دوس داره و حسی بهش نداره ( تحت شرایط اون موقع عقد کرده و لابد تحت فشار و به اجبار بوده ولی دختره اصلا نمیدونسته این قضیه رو ) خب دختره هم با اینکه خیلی باکمالات بود ازش طلاق گرفت هر چند خدا رو شکر آبان ماه امسال دوباره عقد کرد.
    مورد دوم : یکی از دخترهای فامیل نسبتا دور با یه آقایی که دانشجوی دکترا بود و نیروگاه اتمی بوشهر کار میکرد و از نظر شخصیتی تیپ اخلاق و ... زبانزد خاص و عام بود عقد کرد بعد از گذشت دو سه ماه از عقد گفت که این آقا رو نمیخواد و پاشو کرد تو یه کفش واسه طلاق و آخر سر هم طلاق گرفت و جالب اینجاست که ۲۶ روز بعد از طلاق مراسم بله برون خواستگار بعدی برگزار شد ( خب معلومه که از قبل با آقای دومی ( که بنگاه ماشین داره )  آشنا بوده و با اجبار و تحت فشار خانواده با اولی عقد کرده،،،، اینو حدس نمیزنم خودش به خواهرم گفته بود که من با دلم ازدواج کردم و عقد اولی به اصرار مامان بابام بودش ... حتی گفته بود که میدونم که شرایط اولی بهتر بودش ولی من اینو (مرد دومی ) رو دوست داشتم) .
    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مشورت در ازدواج آقایان , رفتارشناسی پسران برای ازدواج , رفتارشناسی دختران برای ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۰۷
    • شنبه ۷ اسفند ۹۵ - ۲۱:۲۰

    فکر کنم والدینم میخوان منو به یه خواستگار پولدار بفروشن !

    سلام دوستان
    18 سالمه دو ماه دیگه 19 ساله میشم . فرزند اول ، همیشه همه چی داشتم مامان بابام برام کم نذاشتن ، من 18 سالمه اما کیس های مناسبی واسه ازدواج داشتم ، دکتر ، مهندس ، معلم .
    خودمم جوابشون کردم ( البته اینایی که به خودم پیشنهاد ازدواج دادن ). چون بعضی از معیارامو نداشتن یا 12 سال بزرگتر بودن. اشپزی خانه داری و کارهای هنری به جرات میگم بهتر از مامانمم . از نظر ظاهرم توان جسمانیم زیاد. قیافمم متوسط. بالاتر از سنمم میزنم.
    یه خواستگار دارم که 8 سال بزرگتر از خودمه . از نظر طبقه اجتماعی تقریبا یکسانیم . از نظر مالی اونا بالاترند . تقریبا از 5 سال قبل تا امروز زیر نظرم داشته واسه ازدواج .
    چند ماه پیش از راه واسطه اقدام کرد و ما رفتیم تو فاز دوستی و عاشقی . البته قبل از رابطمون دو بار از خانوادم خاستگاری کرده بود. خب قبول نکرده بودن. بعد از اینکه یه ماه رابطه داشتیم دوباره شروع کرد خواستگاری. تا امروز تقریبا 6 بار خواستگاری کرده.
    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , دوستی به قصد ازدواج ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۵۷
    • شنبه ۷ اسفند ۹۵ - ۲۱:۰۰

    آیین همسرداری اسلامی ( انتخاب همسر )

     

    دریافت

    بسم الله الرحمن الرحیم

    جلسه اول: انتخاب همسر
    یکی  از مهمترین  مسائلی که در تشکیل خانواده باید مد نظر گرفته بشه انتخاب همسر هست در آموزه های دینی مقوله ای به نام هم کفو بودن  زوجین مطرح است ، هم کفو بودن به معنی شبیه و مانند ؛ یعنی در مقوله ازدواج از نظر باطن و تا حدی از نظر ظاهر با همدیگه شبیه باشند اما در بین ملاکهای هم کفو بودن ، بارزترین و مهمترین ملاک ، اخلاق  و دین می باشد .
    ازدواج موفق به معنای انتخاب همسر زیبا و ثروتمند نیست بلکه اینا همه حُسن محسوب میشن ملاک اصلی نیستن بلکه ملاک اصلی اخلاق و دین هست. در هیچ روایتی نمیبینید که فرموده باشند با زنان زیبا رو ازدواج کنید یا با مردان ثروتمند ازدواج کنین یا با زنان ثروتمند و مردان زیبا رو ازدواج کنید . خیر ملاک اصلی همون دین و اخلاقه  و این دو باید هر دو با هم باشند یعنی اخلاق و دین  .
    اما اخلاق انقدر مهمه که حضرت امیر علیه السلام میفرمایند که حسن اخلاق دلیل وراثت ها و ژنهای پسندیده است یعنی چی ؛ یعنی انتقال  اخلاق زیبا و صفات پسندیده از والدین به فرزندانه . اگر پدرو مادری  صاحب اخلاق نیکو و صاحب دین باشند این افعال و اخلاق پسندیده از طریق پدر مادر به فرزندان هم منتقل میشه.
    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مشورت در ازدواج خانم ها , مشورت در ازدواج آقایان , مطالب کاربران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۳۹
    • جمعه ۶ اسفند ۹۵ - ۲۱:۰۰

    دیگه نمیخوام به خاطر خانواده فقیرم تحقیر بشم

    سلام

    چیزی که میخوام بگم واقعا درد دل هست از وضعیت خودم و امثال من ...

    من خودم دختر تحصیل کرده ای هستم که به طبع دوست دارم با فرد تحصیل کرده ازدواج کنم بخدا رویای منه که با کسی ازدواج کنم که علاقه به درس و مقاله و کتاب داره... چیکار کنم علاقه من اینه..میخواد فقیر باشه.. زشت باشه.. ولی با اخلاق و درایت و عاشق تحصیل باشه...

    الان خیلی خواستگار دارم ولی بخدا قصد تحقیر ندارم اما اصلا نمیتوانم قبول کنم که طرف دیپلمش رو به زور گرفته اون وقت من از اول ابتدایی تا حالا شاگرد اول بودم.. خودم دلم نمیخواد ازدواج کنم نیاز شدیدی ندارم. مامانم خیلی دوست داره ازدواج کنم اونهم به خاطر نگاه فامیل!!!

    من چند تا پسر رو میشناسم که میدونم بهم علاقه داشتن منم شرایطشان رو دوست داشتم اما بخاطر وضعیت مالی ما جلو نیامدن یا خانواده شون نذاشته.  بخدا یه پسری تو فامیل ما بود از اول بهم علاقه داشتیم چون هر دو عاشق درس بودیم و دورادور از وضعیت تحصیل هم خبر داشتیم و گاهی تو مراسمها هم رو میدیدیم. جدیدا ازدواج کرد.

    دختر خاله من با مامان اون آقا صمیمیه. .به دخترخاله ام گفته بوده پسرش منو میخواسته و اصرار کرده بیان خواستگاری من ولی باباش گفته شغل بابای دختر نگهبانی بوده . اگه کسی بپرسه شغل بابای عروست چیه چی بگم ؟! خلاصه معلوم شده کسر شان بوده براشون شغل بابای من !! من چیکار کنم از دست بابام..

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۲۰
    • پنجشنبه ۵ اسفند ۹۵ - ۲۱:۲۰

    به پسری علاقمند شدم ولی دستم به جایی بند نیست

    سلام به همگی!

    ببخشید یک سوال از خواننده های سایت داشتم. بنده دختری بین ۲۳ تا ۲۷ هستم. عمدا اسمم رو نگذاشتم تا بعدا قضیه ای پیش نیاد. من تا به حال با هیچ پسری دوست نشدم مجرد هستم دختر پاکیم سعی کردم همیشه پاک بمونم و خدا رو شکر موفق بودم!

    خواستگاران خوبی داشتم که بنا به دلایلی یا هم کفو نبودیم یا به نتیجه نرسیدیم در خلال صحبت ها! من دختریم که کلا کم بیرون میرم مگر برای خرید یا تفریح همراه خانواده و یا درس! حدودا یک سال هست که از یه پاساژ خرید میکنم و فروشنده ی یکی از مغازه ها پسر خیلی محترم و سر به زیریه و نظرم رو به خاطر سرسنگین بودنش و مغرور بودنش جلب کرده.

    با اینکه من خیلی توجه نمیکنم اما چون همش از اونجا خرید میکنیم متوجه شدم چند باری خانم هایی بهشون لبخند زدند و ی جورایی چراغ سبز نشونش دادند اما ایشون اصلا توجه نمیکرد.

    این نوع برخوردشون و رفتارو ادب فزاینده ایشون منو به سمت خودش کشید! این مطلب رو با یکی از دوستان صمیمیم درمیون گذاشتم و ایشون گفت که میشناسه پسر رو! در رابطش گفتم سوال کنه از همسرش که در نهایت متوجه شدم پسر خیلی خوبیه.

    از طرفی همین یک هفته پیش زن دایی بنده گفتند فروشنده فلان مغازه فامیل دور دامادشونه ( همون پسر مورد نظر ). اختلاف سنیش با من یک سال و از نظر وجهه اجتماعی خانواده من یکم از خانواده ایشون بالاترند اما اونقدری نیست که محسوس باشه.

    ایشون تا اون جایی که فهمیدم پسر خیلی خلاقی هستند و اون مغازه واس خودشه و قصد دارند اون جا رو واگذار کرده و بعد از عید کارخونه بزنن! حالا کارم مشکل شده.

    موضوع اول اینکه من دختری پاک بوده و هستم و قصدم در رابطه با ایشون ازدواج هستش فقط و نمیتونم عنوانش کنم کسیم ندارم که واسطه شه. موضوع دوم اینکه میترسم ایشون اگه خودم بهشون بگم از شخصیتشون خوشم اومده فکر بد راجبم کنند (دختر ناپاک) و یا اینکه فکر کنند بخاطر پولش بهش نزدیک شدم ( که البته این احتمالش کمه چون خانواده خودمم تقریبا خوبن از نظر مالی).

    موضوع بعدی اینکه چند بار خواستم فراموشش کنم اما هربار که رفتار محترمانش رو میبینم بیشتر به سمتش کشیده میشم. نمیدونم تا چه حد درست فکر میکنم اما فکر میکنم اونم به من توجه داره. حدودا یکی دو ماه پیشم متوجه شدم که قبلا محصل پدرم بودند و وقتی پدرم برای خرید با منو مادرم اومدند مغازه .

    این اقا پسر فهمیدن که من دختر فلانیم. منظورم اینه اگه قصد داشته باشه خاستگاری کنه منو میشناسه و میدونه خانوادم کی هستن... اما همش ذهنم پیشش هست شاید گناه میکنم که به یه غریبه فکر میکنم اما وقتی میبینمش مخصوصا بعد از چند بار که دیدم خیلی محترمه و سرسنگین علاقه ای به وجود اومد و قلبم تند میزنه براش! میترسم کسی تو زندگیش باشه که تقریبا منتفیه از طریق دوستم فهمیدم شوهرش گفته بود اهل دوستی با دختر نیست!

    اما شاید بهش کسیو معرفی کنن برای ازدواج چون پدرشم فوت شده. نمیدونم چیکنم. دستم به جایی بند نیست. نه میتونم حسمو بهش بگم نه ازش بگذرم... دلم همش پیششه!

    لطفا بگین من چیکار کنم؟ قبل تر از کمک های فکری شما سپاسگزارم

    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۹۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۶۷۱
    • چهارشنبه ۴ اسفند ۹۵ - ۲۱:۲۰

    بهم تهمت زدن که دختر خوب و سر به زیری نیستم

    سلام
    دختری هستم ۱۸ ساله، قیافه و قد و اندام خوبی دارم. با اینکه سنم کمه از چند سال پیش خواستگارای زیادی داشتم که میشه گفت خیلیاشون وضعیت خوبی داشتن ولی نه من و نه خانوادم راضی به ازدواج توی این سن پایین نیستیم.سال دوم هست که میخوام کنکور بدم و بخاطرش کلاس و آزمون زیاد میرم.
    چند وقت پیش یکی از همسایه هامون چیزی بهم گفت که واقعا منو تو شوک برده! ایشون به من گفت که یکی از هم شهریاشون که اتفاقا سر کوچه ما مغازه داره براش تعریف کرده که چند روز پیش چند نفر برای تحقیقات قبل از خواستگاری پیش این آقا رفتن و مشخصات منو دادن و ازشون یه سری سوال پرسیدن که این آقا گفتن که من اطلاعاتی ندارم و تازه اومدن به این خونه و من چیزی نمیدونم.
    اون کسایی که برای تحقیقات اومده بودند به این آقا گفتن ما از کس دیگه ای تحقیق کردیم و به ما گفتن که این دختر خوب و سر به زیری نیست و زیاد بیرون میره! ( این در صورتیه که اطرافیانم بهم میگن بیرون از خونه خیلی سرسنگین و مغروری،و همونطور که گفتم من فقط برای کلاسام بیرون از خونه میرم و گاهی با مادرم).
    حرف اون آدم باعث شده که محقق نیاد برای خواستگاری ( هر چند که اگر میومد اولا من قصد ازدواج نداشتم و ثانیا. ترجیح میدم با کسی که انقدر دهن بینه و با حرف یه آدم نظرش عوض میشه ازدواج نکنم ) .
    من واقعا بخاطر تهمتی که ناروا بهم زده شده ناراحتم،و اینکه نگرانم این حرکت همچنان ادامه پیدا کنه و هر دفعه اون شخص همین حرفا رو تحویل دیگران بده. حالا نمیدونم چکار کنم و اینم بگم که نمیدونم کی این حرفو زده.
    خانواده ما با کسی دشمنی نداره و خیلی عادی با بقیه همسایه ها رفتار میکنیم. حالا من باید همین جوری بشینم و منتظر بمونم که یکی پشت سرم چرت میگه ؟
    و در آخر هم از پسرها و دخترای مجرد عزیز خواهش میکنم توی یک همایش ازدواج (رایگان!) ثبت نام بکنن تا فرهنگ درست تحقیق و انتخاب همسر رو یاد بگیرن. که موضوعات این چنینی پیش نیاد !!!
    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۹۹
    • سه شنبه ۳ اسفند ۹۵ - ۲۱:۱۰

    پسری بهم علاقه داره ولی نمیگه کی میاد خواستگاری

    سلام

    زود میرم سر اصل مطلب ، ضمن اینکه جمله بندیم خوب نیس بس که حرف دارم و نمیدونم از کجا شروع کنم ... .

    22 سالمه، شخصی بهم علاقه داره که یک سال ازم کوچیکتره 3_4 سالی هست همدیگه رو میشناسیم. اما مشکلی که من با ایشون دارم اینه که نمیگه کی میاد خواستگاری ، یعنی با اصرار من میگه مثلا منتظر فلان کاره و کاره که رو به راه شه .

    ولی انگار من دوست دارم هر روز بپرسم. و یه تاریخ دقیق بدونم ازش. ولی خب اون بنده خدا هم حق داره ندونه چون فعلا چیزی نداره ولی خانواده خوبی داره که میتونه کمکش کنه. اینه که من خودمو بلاتکلیف میدونم. و دقیقا نمیدونم باید چه جوابی به خواستگارام بدم.

    از طرفی دوست دارم با کسی که دوستش دارم ازدواج کنم از طرفی میترسم بخاطر اختلاف سنیمون یا مخالفت خانوادم . و از اونجا که من شکاکم و حال به حالی که دم به دیقه شک میکنم که نکنه منو نمیخواد و واسه اینه که نمیاد خواستگاری و دقیقه بعدش میگم خب راست میگه فعلا آس و پاسه که بیاد .

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , دوستی به قصد ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۳۷
    • دوشنبه ۲ اسفند ۹۵ - ۲۱:۴۵

    برو بالا