خانواده برتر

انتخاب همسر، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند



۲۹۹ مطلب در دی ۱۳۹۵ ثبت شده است

در زمینه ی مسائل جنسی و عاطفی چه سوالاتی از خواستگارم بپرسم ؟

سلام
یه سوال داشتم که ذهنم رو خیلی درگیر کرده
تو جلسات اخر خواستگاری که همه چی عالی پیش رفته چطور میشه فهمید میل جنسی اون اقا چه قدره؟؟ یعنی سرده ؟ یا گرمه ؟ یا اینکه اون اقا اهل قربان صدقه رفتن برای خانومش هست؟ یا در اینده بلده حرفای خوب خوب بزنه ؟ خب شاید بگید خودت باید یادش بدی  .
ولی وقتی میبینم تو این سایت افرادی هستن که میگن همسرم به شدت سرده یا من با سنگ ازدواج کردم یا بلد نیست حرفای عاشقانه بزنه ،‌خب اون افراد هم تلاش کردن ولی بازم نشده ،‌یعنی من چه سوالاتی بپرسم که بفهمم اون ادم چه جوریه ؟‌

٢) من از کجا باید بدونم خودم میل زیاد دارم یا کم اخه تو مجردی که واقعا نمیشه تشخیص داد ولی مطمئنم از حرفای عاشقانه خوشم میاد ،‌زشته بگم شما بلدی حرفای عاشقانه بزنی؟ یا شما چند روز قصد رابطه داری ؟ اونم دروغ میگه اره زیاده یعد بعدا زیاده اون با زیاده من فرق داره .
من الان تو مجردی یه بارم حرف عشقانه نزدم به کسی ولی برا همسرم انجام میدم ولی از کجا بفهمم اونم انجام میده ؟ واقعا میشه این ها رو فهمید؟ یا باید بشینم دعا کنم که مثل خودم بیاد .
خب شاید اون هم فکر کنه یه محجبه خیلی سخت اصلا بلد نیست یا اونم روش نشه بپرسه
من واقعا برام مهمه . این اطلاعاتم برام مهمه قبل عقد بدونم
ممنونم
موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۷۳
    • پنجشنبه ۳۰ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    می خوام با کار ترجمه ی کتاب درآمد زایی داشته باشم

    سلام

    دوستای گلم یک سوال داشتم.  من یک دختر دانشجو هستم.  مدتیه به این فکر میکنم که با کار ترجمه ی کتاب یکم درآمد زایی داشته باشم.  میخواستم بپرسم کسی اینجا کار ترجمه انجام میده؟  یا توی اعضای خانواده تون کسی کتاب ترجمه میکنه ؟  خیلی کمکم میکنید اگر در این زمینه راهنماییم کنید چون اصلا تجربه ی این کار رو ندارم و بلد نیستم چطوری باید این کار رو کرد.

    البته اینم بگم که زبانم خوبه و قبل از ورود به دانشگاه تقریبا 7-8 سال کلاس زبان رفتم.  توی دانشگاه هم اکثر کتابام رو نسخه ی انگلیسیش رو خوندم.

    مثلا نمیدونم چطوری وقتی یک کتاب رو انتخاب میکنم برای ترجمه،  با انتشارات در ارتباط باشم و قراردادش چطوریه و اینکه کلا آیا این کار به درآمدش می ارزه یا نه و در مجموع هر اطلاعاتی بهم بدین ممنون میشم.

    دوستدار همه ی شما

    موضوعات مرتبط: کسب و کار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۸
    • پنجشنبه ۳۰ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    چطوری خودمو دوست داشته باشم وقتی ذهنم از بچگی پر از افکار غلطه

    سلام دوستان خانواده ی برتر ..

    سوالمو مطرح میکنم ان شاء الله که با نظرای خوبتون راهنماییم کنید..

    من دختر هستم هجده سالمه از بچگی کم رو و خجالتی بودم تو محیط های شلوغ نمیتونستم زیاد بمونم فقط محیط های دوستانه..

    چند سالی هم هست دوست یابیم ضعیف شده یا دوستایی که پیدا کردم منو برای هوش بالام میخواستن که فقط یا بهشون درس یاد بدم یا تقلب برسونم یا کلا به هدفاشون برسونم که ( هدف منظورم خواسته هایی که دارن مثلا بعضیا دوست دارن برن پاساژ این ور و اونور به قول خودشون خوشگذرونی و خانوادشون اجازه نمیده تنها برن ) میخواستن با هم بریم .منم که طرز فکرم متفاوته و سر یک مدرسه عوض کردن دوستی مون به کل نابود شد !

    یه دونه دوست خوب تا الان نداشتم راستی اینم بگم اعتماد بنفسم متوسطه ولی اضطرابم بالاست و قرص استرس میخورم این باعث شده فکر کنم ادم شایسته ای نیستم در صورتی که واقعا شاگرد اول خانواده ی تحصیل کرده محجبه هستم و مشکل خاصی نداریم .

    توی سایت خوندم عده ای از خواهران خود زشت پندارن ... منم متاسفانه دلیل اصلی ناراحتیم و این که شاید عقب تر باشم تو مسایل اجتماعیم و این میدونم.. دارو درمانی هم شدم موثر نبوده روانشناسم رفتم.خودمو دوست ندارم .

    چیکار باید بکنم؟پسری هم خواستگارمه پسندیدمش اصلا نمیدونه این فکرا تو سرمه و ممکنه واسه این همه چیو تموم کنم .

    الان نا امیدم فقط خداست که نگهم داشته . تو رو خدا اگر راهکاری میدونید بگید سنی نیستم که انقد عذاب فکری داشته باشم... منی که انقد خدا پیغمبر حالیمه اهل چله و... اینا چرا باید اوضاعم این باشه. من که در و دیوار اتاقم پر آیه قرآن و آرامشه...

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۴
    • پنجشنبه ۳۰ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    برگردیم به قدیمای وبلاگ

    سلام
    یه عده از دوستان قبلا اینجا خیلی فعالیت داشتن ، بخشی از درخشش و نظران وبلاگ بر پایه نظرات این دوستان بود ، خواستم بگم که خوبه گاهگاهی این دوستان هم بیان اینجا و تجربیاتشونو بگن .
    سامان متاهل جنوب - زن زندگی - الی خانم- عروس خلیج فارس - خانمیه اقاش - رضا سرچشمه - پسر دهه شصتی - مینا گلی- محمد 28 - الی24 -صبا:)- هیس - اقا معلم- sa- مجید95 - ابراهیم - میتی کمان - امیر متاهل - نارنجی - سهیلا - زری28 - مردتنهای شب - باید امشب بروم - یکتا - خاله باران و ...
    قطعا اینجا هنوز افرادی هستن که به تجارب ارزشمند شماها نیاز داشته باشند .
    موضوعات مرتبط: مربوط به خانواده برتر ,

  • ۴ موافق ۳ مخالف
  • ۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۸
    • پنجشنبه ۳۰ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    شاید بابت سادگیم کسی منو نمیخواد

    سلام و وقت بخیر  خدمت همه دوستان

    دختری 24 ساله ام الان مشکل افسردگی دارم . مشکلات زندگی من خیلی پیچیده است و عجیب و غریب ، همیشه با خودم مشکل داشتم و با خودم درگیرم خودم رو باور ندارم .

    معمولا هیچ وقت اطرافیانم بازخورد خوبی بهم نمیدن با اینکه سعی در خوش رویی و خوش اخلاقی دارم من در شهر اصفهان زندگی می کنم .

    خیلی اعتماد به نفسم کمه خیلی از نظر ظاهرم خوبه چهرم اما هیچ وقت کسی منو آدم حساب نکرد این باعث شده نتونم اعتماد به نفس داشته باشم . این روزا مثلا جایی میرم میگم چرا اینکارو کردم چرا اینجوری کردم هی اینا میاد تو ذهنم یا مثلا من مد نظر اون افراد  از نظر اخلاقی یا ظاهری چطور بودم اینا تو ذهنم رژه میره تهش هم دید مثبتی به خودم ندارم چون بازخوردا منفی بوده .

    هیچ موقع نشد کسی تو زندگیم دوسم داشته باشه نمی دونم زندگی این روزای مردم همه اینطوریه یا زندگی من . یه چیزی رو خیلی ها بهم گفتن میگن ساده و دل پاکی ، من از کلمه ساده بدم میاد و همین باعث احساس بدی به خودم شده .

    شاید بابت سادگی کسی منو نمیخواد ولی آخه چکار کنم شخصیتمه نمی دونم چطور تغییر بدم خودمو چطور منم هفت خط بشم ؟ من خیلی تنهام دلم گرفته از این همه بی مهری از این همه سختی ، کاش شما بتونید کمکم کنید

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۵
    • پنجشنبه ۳۰ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    من باید ایده آل هام رو بر چه اساس قرار بدم؟

    سلام

    من به عنوان یه دختر مجرد همیشه برام سوال پیش میاد که یه زندگی ایده آل چه جوریه ؟ منظور از ایده آل داشتن درآمد خوب  خونه ی خوب ماشین خوبه فقط ؟

    مثلا من باید ایده آل هام رو بر چه اساس قرار بدم؟ بر اساس رمان های کشکی عاشقانه یا بر اساس زندگی اطرافیان ؟

    واقعا این ایده آل ها برای یه انسان  چه جوری به دست میاد ؟ یعنی با دیده ها وشنیده ها ؟ واقعا نمیدونم ، دوستان از ایده آل های خودتون هم بگید .

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۳۹
    • پنجشنبه ۳۰ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    دو سال بعد از ازدواج هنوز هم خیلی زود و راحت تحریک میشم

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    موضوعات مرتبط: مسائل زناشویی خانم ها ,

    • تعداد نمایش : ۷۰۹
    • پنجشنبه ۳۰ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    قانون جذب از زبان شفق ( 14 )

    به نام خدا

    این قسمت رو با حدیثی از مرد مردان اغاز میکنم .

    در امور خود تفکر کن ، آرام باش ،توکل کن و سپس آستین ها رو بالا بزن ، خواهی دید که خداوند زود تر از تو دست به کار شده است. دارم سعی می کنم از سر و ته قسمت ها بزنم و به صورت کلی پیش برم ولی دلم نیومد این قسمت رو فاکتور بگیرم .

    یادته بهت گفتم وقتی که یادش بگیری تازه کم کم می فهمی چه کسانی این رو بلد بودن و دم نزدن به خصوص توی فیلم های سینمایی رد خوبی ازش دیده میشه . فیلم تلقین رو خیلی هاتون دیدید و اگه ندیده اید هم برید ببینید.

    1- انعطاف پذیر ترین انگل یک فکر است ، انعطاف پذیر است و مسری

    2- وقتی یک فکر در ذهن جای گرفت تقریبا نابود کردنش غیر ممکنه

    3- در خواب عملکرد ضمیر خوداگاه پایین می اید(اشفق: این رو قبلا بهت گفتم)

    4- فکری که شکل گرفت و درک شد به جای میمونه

    5- درد مربوط به ذهن است

    6- کاشت فکر در لایه های عمیق تر ممکن است

    7- ما وقتی که خوابیم از تمام مغزمان استفاده می کنیم ولی وقتی که بیداریم فقط از درصد کمی استفاده می کنیم

    8- ما در خواب می سازیم و در بیداری مشاهده می کنیم

    9- وقتی که رویا می بینیم همه چیز واقعی جلوه میکنه در رویا

    10- برزخ میتونه تبدیل بشه به واقعیت (شفق : منظورش فکر منفی هستش)

    11- به ندای قلبت گوش بده (شفق : منظورش همون شهود یا حس ششم هست)

    12- باید خودت رو ببخشی (این یه مبحثه بزرگ هست که به تمرین اولی هم مربوط هست بعدا در موردش میگم)

    13- هر چیزی که در دنیای نا خوداگاه پدیدار بشه در دنیای واقعی نیز پدیدار میشه

    14- در ناخوداگاه می توان در هر شخصیتی ظاهر شد

    15- برای ساختن در ناخوداگاه از حافظه استفاده میشه(توی قسمت های کمتر از 5 در موردش گفتم)

    16- یک فکر ساده ی کوچیک همه چیز رو عوض میکنه

    17- فکر رو میشه با اشیای واقعی راحت تر کاشت

    18- روزانه باید به سراغ همان چیزی که قرار است در ذهن کاشته شود رفت و با هیچ کس هم در موردش حرف نزد

    موضوعات مرتبط: مطالب کاربران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۷
    • پنجشنبه ۳۰ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    هر کاری میکنم دخلم به خرجم نمیرسه

    سلام دوستان
    مشکل من اینه  هر کاری میکنم دخلم به خرجم نمیرسه یعنی آخرای ماه یه جورایی کم میارم . حالا نمیدونم درآمد مون کمه یا من صرفه جویی بلد نیستم و زیاد خرج میکنم...
    خواستم بببنم شما دوستان در ماه چقد هزینه زندگیتونه البته به جز قسطو وام در کل میانگین هزینه یک ماه شما چقدر میشه ؟
    مجردا هم میتونن نظر بدن هزینه زندگی پدر مادراشونو بگن
    مچکرم
    موضوعات مرتبط: اقتصاد خانواده ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۲۲
    • پنجشنبه ۳۰ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    هیچ علاقه ای به پدر و مادرم ندارم

    سلام

    من خیلی وقته میخوام اینجا راهنمایی بگیرم ولی همش فکر میکنم دغدغم خیلی مسخرس یا شاید هیچکس نتونه ارومم کنه.

    نمیدونم از کجا شروع کنم یکم طولانیه. دخترم 19 سالمه. از وقتی که یادم میاد مامان بابام با هم دعوا میکردن ، داداشمم که بزرگتر از منه همیشه اینو به مامانم میگه. از اول دبیرستان خیلی حالم بد شد بخاطر خیلی چیزا افسردگی گرفته بودم.

    12 ساعت میخوابیدم.من نمیدونم رفتار پدر مادر شماها با شماها چطوری بوده اما پدرم محبت نمیکنه به ما ، اما از لحاظ مالی ساپورتمون میکنه فقط.. نظامیه شغلش. از بچگی که یادمه ما هیچوقت در مورد چیزی با هم نحرفیدیم خیلی معمولی در حد سلام کردن و اینک سوالی پیش بیاد حرف میزدیم.

    هیچوقت نگفته دخترم مشکلی نداری امروزت چطور بود یا هر چی ... اصلا هیچی با هیچی کار نداره. من احساسمو تو خودم نگه میدارم چون یکم غرورم دارم. مادرمم نصف رفتاراش جدیه. رابطه احساسی با هیچکس تو خانواده ندارم. منظورم محبت عاطفیه. واسه همین دو سال پیش با کسی اشنا شدم تو لاین رابطمون دو سال ادامه پیدا کرد تو شهر خودمونن با اینکه ندیدمش از نزدیک ، بعد دو سال فهمیدم به غیر از من با خیلیاست .

    اما بخشیدمش چند بار همو دیدیم رابطه عمیق تر شد خیلی همو دوست داریم. اما فکر کردن به اینکه قبلا خیانت کرده ذهنمو اذیت میکنه. با اینکه هر چی میگم قبول میکنه... رابطمون میخواد خوب شه میزنم خرابش میکنم .

    موضوعات مرتبط: تعامل با خانواده , خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰۷
    • پنجشنبه ۳۰ دی ۹۵ - ۲۲:۰۰

    نه توقعم از خودم کم میشه نه تلاشم بیشتر میشه

    به نام خدای مهربان

    سلام

    من قبلا یه خاطر شکست های مختلف و دوری از خانواده یه دوره ی افسردگی یکساله تو شهر غریب پشت سر گذاشتم اون موقع شکست تحصیلی برام خیلی سخت بود و اونجا به خاطر بد بینی و سوءظنی که پیدا کرده بودم  حتی یه دوست صمیمی ای نداشتم خلاصه خیلی سخت گذشت.

    از نو شروع کردم  همه چیز رو از اول ساختم برگشتم کنار پدر مادرم درسمو ادامه بدم و روابط اجتماعیمو زیاد کردم خلاصه بگم که نمیخوام این شروع دوباره رو از دست بدم . مهم ترین چیزی که سلامت منو بهم برگردوند اهدافم بود . من برای شاگرد اول شدن چه شوقی داشتم اینهمه مقدمه چینی برای اینه که بگم موفقیت برای سلامتی من حیاتیه .هر شکستی دوباره علائم اون افسردگی رو کم کم بر میگردونه و اعتماد به نفسمو تحت تاثیر قرار میده و روابط اجتماعی هم پشت سرش خدشه دار میشه ... در ضمن متاسفانه شدیدا کمال گرا هستم.

    قضیه ی اصلی اینه که من دوباره شکست خوردم . من به این موفقیت احتیاج دارم چون شرایطم خاصه از طرفی کمال گرایی و خطر افسردگی دوباره ...من علائم افسردگی رو دارم دوباره میبینم باز به همه بد بین شدم عزت نفسم کم شده و خیلی از مشکلات دیگه فقط موفقیته که روحیه ی منو دوباره شاد میکنه و عزت نفس منو برمیگردونه و خلاصه همه ی مشکلاتم رو حل میکنه ...

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران , خودسازی در پسران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۱۳
    • چهارشنبه ۲۹ دی ۹۵ - ۲۳:۰۰

    به خواستگارم بگم که به بیماری سندروم نویسندگان دچار شدم

    سلام دوستان

    ازتون راهنمایی میخواستم

    من یه دختر 21 ساله هستم و دو سال پیش به یه بیماری عجیب و غریب بنام سندروم نویسندگان دچار شدم ( اگه بزنید اینترنت توضیحاتش میاد) و توانایی نوشتن با قلم رو ندارم و از این بیماریم خیلی رنج میبرم و حتی به خاطر همین موضوع بعد از دیپلم هم دیگه ادامه تحصیل ندادم .

    اوایل دکتر هم رفتم اما دکترها هم چیزی نفهمیدند تا این که راجع به بیماریه عجیبم توی سایتای خارجی تحقیق کردم و بیماریمو فهمیدم اما متاسفانه هزینه درمانش بالاست و من باید مدتی رو صبر کنم تا بعدا بتونم برم اما حالا سوال من اینه که چند تا خواستگار دارم ایا باید بهشون این موضوع رو بگم؟

    چون میترسم بعدا اون آقا پسر همه جا این مسئله رو پخش کنه آخه دید مردم به دخترای بیمار دید درستی نیست و میگن این دختره مریضیه، و من نمیخوام دید مردم بهم عوض شه (مشکل من فقط فقط توی نوشتنه بقیه ی چیزا مثل یه آدم نرمال هستم ) و اگر هم گفتم چه جوری واسش توضیح بدم؟

    موضوعات مرتبط: به خواستگارم بگم که ... ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۱۸
    • چهارشنبه ۲۹ دی ۹۵ - ۲۲:۵۵

    عاجزانه ازتون میخوام با دل پاکتون برای شفای مادرم دعا کنید

    سلام دوستان

    بذارید از همین اول بگم من فن بیان خوبی ندارم.. بلد نیستم مثل خیلی از کاربران خانواده برتر قشنگ و شیک صحبت کنم در هر صورت اگر عامیانه س و قشنگ تاثیر گذار نیست ببخشید..

    من مشکلی دارم که بسیار به دعا محتاجم مادرم مریضه نمیدونم مریضیش  در چه حدیه دوس ندارمم بگم ولی فکر میکنم هر چی که هست علاج داره یعنی دکتر گفته ، اینا رو گفته که قابل درمانه ولی من میترسم البته اینم بگم که هنوز صد در صد قطعی نشده که بیماریش چیه باید یکی دو تا آزمایش دیگه بگیرن.

    با این حال من میترسم خیلی ناراحتم به لطف خدا امید دارم ولی بعضی وقتا فکر میکنم نکنه برای امتحانم که شده خدای نکرده بلایی سر مادرم بیاره فقط واسه آزمایش کردن ما، تو رو خدا بگین شما چقدر به خدا ایمان دارین؟ من مثل خیلی از کاربران اینجا خیلی مذهبی و با ایمان نیستم.. واسه همین بعضی وقتا شک میکنم به خدای خودم..کمکم کنید،واسم دعا کنید دلتون پاکه.

    من بنده خوبی نبودم گناه کردم روم سیاهه پیش خدا ازش کمک میخوام و خواستم ولی رو ندارم خیلی برم به درگاهش رو ندارم بهش نگاه کنم،از آقا امام رضا خواستم جوابمو بده خواستم واسطه بین منو خدا بشه راستش یه نذرم کردم که یه مقدار پول در حد یه تومن ببرم حرم آقا برای نیازمندا وقتی جوابمو گرفتم ، ولی خب الان یه موقعیتی پیش اومده که دوستم اداره میره پا بوس آقا بهش گفتم یه چیزی حدود 100 تومنشو قبل از اینکه آقا جوابمو بده بندازه تو حرم .

    حالا نمیدونم کارم درست بود یا نه آخه من یه جورایی امید دارم که آقا امام رضا جوابمو میده نا امیدم نمیکنه و جوابمو میده بخاطر همین شروع کردم نذرمو ادا کردن.. هر چند نمیدونم اشتباه بوده یا نه آخه من آداب نذر کردن و نمیدونم.. در کل ازتون میخوام با دل پاکتون واسم دعا کنید سر سجاده نمازتون زمانی که دلتون شکست منو دعا کنید خیلی دعام کنید عاجزانه ازتون میخوام شما ها با دل پاکتون منو دعا کنید ..

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , التماس دعا ,

  • ۴ موافق ۰ مخالف
  • ۳۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۸۶
    • چهارشنبه ۲۹ دی ۹۵ - ۲۲:۵۰

    نسبت به کسی که دوسش دارم خیلی دیگه حساس شدم

    سلام

    من یه دختر 19 ساله ام ،‌نمیدونم چی باید در مورد خودم بگم که شاید تو پاسخگویی به سوالم لازم باشه دونستنش ،‌من زیادی دارم حساس میشم ،‌نسبت به همه چیز ،‌وضعیتم داره اورژانسی میشه . نسبت به کسی که دوسش دارم خیلی دیگه حساس شدم .

    همه‌ش از اینکه دوستاش بهش ابراز دوست داشتن میکنن .... ناراحت میشم، از این که اونم پاسخ دوست داشتنشونو میده ،‌دیگه حالم داره از اینستا و کاربراش بهم میخوره ، مدام قربون صدقه، مدام فدات بشم عشقم عشقم . باورم نمیشد من گریه ام کردم با دیدن اون کامنتا ،‌دیگ تمرکز ندارم . هیچ میلی دیگه به درس خوندن ندارم .

    مدام دراز میکشم و سعی میکنم بخوابم ،‌حوصله ندارم دیگه ،‌من صد تا گل بنفشه افریقایی تو خونه دارم و هر روز با عشق بهشون میرسم ولی دیگه حوصله اونا رو هم ندارم . میخوام برم سراغ قرصای آرامبخش . خسته شدم دیگه میخوام آدم قبل بشم .

    من درس دارم و درسم از هر چیزی برام مهمتره ،‌یه قرصی ، یه داروی گیاهی ای ،‌یه چیزی ، یه کلمه امیدوار کننده حتی بگید به من .

    مرسی.

    "پریا"

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۵۶
    • چهارشنبه ۲۹ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    عقده های عاطفی بچگیم هنوزم پابرجاست

    سلام به همه

    من همیشه سعی کردم بهترین باشم، تحصیلاتم عالیه، لباس هایی که میخرم معمولا گرونه چهره خوشگلی هم دارم اما کمبود محبت و اعتماد به نفس دارم، قبل تر ها خیلی گریه میکردم و هر روز آرزوی مرگ میکردم و حتی به خودکشی فکر میکردم ولی اوضاع زندگیم الان خوبه، حتی کسی رو دارم که خیلی دوستش دارم اما مثل گذشته همچنان آرزوی مرگ میکنم. حال خوبم هم مقطعی هست. با هر اتفاق کوچیکی میگم کاش بخوابم و دیگه بیدار نشم، دیگه توانایی و قدرت گذشته رو ندارم، احساس میکنم تحلیل رفتم، دیگه از تلاش و پیشرفت هم حتی خسته شدم. الان 8 ساله که این وضعیت رو دارم.

    یک چیزی هم درباره اعتماد به نفسم هست که در حضور خانواده ام اصلا نمیتونم با افراد دیگه خوب صحبت بکنم و خجالتی میشم، گریزانم از آدما. اما وقتی خودم تنها باشم و خانواده ام کنارم نباشن خیلی با اعتماد به نفس صحبت میکنم جوری که همه تحت تاثیر قرار میگیرن.

    احتمالا دلیلش این باشه وقتی بچه تر بودم مامانم خیلی سرکوفتم میزد، منو بی مصرف و به درد نخور و تن لش و القاب اینجوری خطاب میکرد. البته در مواقع عصبانیت فقط، و بعدش خودش هم پشیمون میشد.

    اما اثرات بد روحیش رو روم گذاشت و من یک آدم ضعیف شدم. آدم ضعیفی که میخواد خودش رو قوی جلوه بده.

    بعضی وقتا میبینم مردم بچه هایی دارن که نه دانشگاهای خوبی رفتند نه قیافه زیبایی دارند نه اخلاق خوبی دارند و فقط کوه توقع هستند، اما پدر مادرشون جوری ازشون تعریف و حمایت میکنند که با خودشون فکر میکنند حتما بهترین و زیباترین و موفق ترین آدم هستند. اون وقت من با این ویژگی هایی که خیلی ها دوس دارند داشته باشند هنوز فکر میکنم آدم نیستم.

    الان دیگه تنش های گذشته رو با خانواده ندارم و روابطمون خیلی بهتر شده اما عقده های عاطفی بچگیم هنوزم پابرجاست دیگه عجین شدم با این حالات روحیم، نمیدونم مسبب خراب شدن زندگی من کیه؟ خانواده ای که دوستشون دارم و برام کم نذاشتند اما ناخواسته من رو داغون کردند؟ همیشه دوست داشتم بدونم الان من حقی به گردنشون دارم یا نه ؟ من هم کوتاهی داشتم حتما، اما من فقط یک بچه بودم.

    همیشه بعد از نماز از خدا میخوام بخاطر عذاب هایی که کشیدم یه زندگی خوب نصیبم بکنه. اما نمیدونم چرا به آرامش نمی رسم.

    افسرده ام.

    موضوعات مرتبط: درد دل های دختران و پسران , خودسازی در دختران , خودسازی در پسران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۴۷
    • چهارشنبه ۲۹ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    scroll bar code