سلام
وقت بخیر
به نظرم بهتره مطلق صحبت نکنیم و خیلی محکم نگیم ازدواج قسمت نیست یا هست ...
یه بخشی از اون قسمته یه بخشیش هم دست خودمونه. برنامه ی خدا واسه بنده هاش خوشبختی و سعادت و شادمانی هست و برای تک تک ما یک طرح الهی داره اما مشکلی که هست اینه که ما با انتخاب های اشتباه خودمون از این طرح الهی منحرف میشیم. خدا به هر روشی میخواد به ما بگه آی بنده من اینو واسه تو در نظر نگرفتم ( یا از طریق بنده هاش، یا با یک اتفاق ...) ولی ما باز بر خواسته ی خودمون اصرار میکنیم و بعد هم گله و نارضایتی مون رو از خدا شروع میکنیم که چرا به ما کمک نکردی.
من خودم با یه آقایی که دکتر این مملکت بودن و بسیار آقا بودن و بهم معرفی شده بود در ارتباط بودیم و برنامه مون هم ازدواج بود، هر دومون هم شرایط مون خیلی خوب بود، اما بعد از چندین ماه اون آقا گفت من بدلیل یه سری مشکلات روحی که دارم نمیتونم ازدواج کنم، من واقعا حالم بد بود و نمیتونستم قبول کنم ولی با همه علاقه ی خالصانه ای که بهش داشتم روز و شب میگفتم خدایا من علی رو خیلی دوست دارم ولی اون چیزی اتفاق بیافته که به صلاحم هست، و با تمام وابستگی که به هم داشتیم کات کردیم اما من بشدت بی قرار بودم، تا اینکه چند وقت پیش واسطه مون بهم اطلاع داد که علی چندین مدته توی بیمارستان اعصاب و روان بستریه، با وجود اینکه خیلی نارحت هستم و از صمیم قلبم برای بهبودیش دعا میکنم ولی همون لحظه اولین چیزی که اومد توی ذهنم شکر خدا بود که نذاشت این وصلت سر بگیره، چون قطعا بعد از یه مدتی کم میاوردم ...

درسته تصمیم گیری با خودمونه ولی یه چیزهایی واقعا باید قسمت مون هم باشه ...، واسه ازدواج هم همینه. یه چیزهایی تو کائنات در جریانه که ما اصلا ازش خبر نداریم...، باید بپذیریم که سن ازدواج یه قشری از جامعه به ویژه تحصیل کرده ها بالا رفته (هر چند دهه ی هفتادی ها توی این زمینه ماشاء الله پیشتاز هستند) ولی اصلا جای نگرانی نیست و باید با امید منتظر اتفاقات خوب باشیم . 

من خودم سی سالمه و با یقین و ایمان با دوستام صحبت میکنم و بهشون میگم که مطمئن باشید خدا براتون برنامه ی خوبی در نظر داره و فقط باید صبور باشیم و منطقی. بخدا قسم همین سال 97 چندین مورد رو میتونم براتون مثال بزنم که یه هویی یه مواردی سر راه شون قرار گرفت و ازدواج کردن که حتی توی خواب هم نمیدیدن! یکیش همکارم خانوم 41 ساله بود که فوق العاده راضیه از زندگیشِ، دختر خاله م 35 سالشه،  خودش میگه اصلا باورم نمیشه... 
دوستم چشمش مشکل داشت فکر نمیکرد اصلا ازدواج کنه اما با یه پسر خیلی خوبی ازدواج کرد، درسته متاسفانه خواسته های دختر پسرها یه کم عجیب شده ولی هنوز هم پسر دخترهای خوب خیلی زیادن فقط باید یقین داشته باشید و انتظار بهترینها رو ....
آرزو میکنم بهترینها برای تک تکتون رقم بخوره
ایام به کام
"مریم"



کاربران خانواده برتر در مورد پست (یه بخشی از ازدواج قسمت، و یه بخش دیگه دست خود ماست) ، (۰) نظر داده اند، برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا (کلیک-اشاره) کنید.
↓ به اطلاعات بیشتری نیاز دارید؟ پس روی عبارت یا عبارات زیر کلیک-اشاره کنید ↓ :
مشورت در ازدواج خانم ها (دارای ۲۲۲۹ مطلب مرتبط)
مشورت در ازدواج آقایان (دارای ۱۶۲۲ مطلب مرتبط)
قبل از ازدواج لازم است بدانید (دارای ۲۵۹ مطلب مرتبط)