سلام

لطفا به منم کمک کنید

اول ده مورد از ویژگی های خودم ، بعد ده مورد از ویژگی های طرفم رو میگم ، و در آخر داستان رو براتون تعریف میکنم تا بهتر تصمیم بگیرم .

خودم )
۱، بیست و پنج ساله ، دانشجوی ارشد ، ساکن تهران

۲، قبلا سابقه خلاف ، دود ، دعوا ، دختر بازی ، عیاشی نداشتم

۳، مشکل خانوادگی ندارم ، خانواده با آبرویی دارم

۴، وضعیت مالی خوبی دارم ، پدرم کمکی نکرده یعنی خودم نخواستم

۵، پاک پاک هم نیستم ، گاهی در نت با دختر های هم سنم صحبت میکردم ؛ اون زمان فیسبوک خیلی بورس بود

۶، خیلی احساسی ام ، کمی هم ساده ، به خودم قول دادم همیشه سعی کنم خنده و راحتی رو برای همسرم بیارم

۷، درسته ساده م و اهل دعوا نبودم اما بی دفاع هم نیستم اتفاقا از نو جوونی رزمی کار میکنم

۸، از نظر دینی اعتقاداتی دارم . سعی میکنم از حق الناس دور باشم ، نماز و روزه رو به جا بیارم با مردم خوش اخلاق باشم .

۹، انگیزه بالا و هدف های خیلی خوبی دارم ، بخاطر روحیه کمال طلبیم همیشه سعی کردم بهترین باشم

۱۰، از اخلاق بدم باید بگم کمی بدبین ، یه کوچولو زود عصبانی میشم ، حساسم ، یکم تنبل هم هستم ، کم حرفم و زیاد اجتماعی نیستم .

به لحاظ ظاهر هم فیس کمی بچه گونه ، قد ۱۸۰ ، تیپ معمولا سفید و مشکی ( بین رسمی و اسپرت )

حالا طرفم
۱، بیست و دو سالشه ، دانشجوی داروسازی ، ساکن تهران نیست

۲،قبلا دوست پسر داشته ، عاشقش شده ، پسره بکارت رو ازش گرفت و ولش کرد ، به سیگار روی آورد ، تو نت با پسرا دوست می‌شد ولشون میکرد که انتقام بگیره ! البته تو دانشگاه دیگه از این کارا نکرد

۳،مشکل خانوادگی نداره و اینکه پدر و مادر هر دو کارمند هستن

۴، وضعیت مالی خانواده ها برابره ، وضعیت خودم بالاتره

۵، بعضی از روحیاتش به من نمیخوره ، مثل آهنگ هایی که گوش میده ، کتابایی که میخونه

۶، به لحاظ دینی معتقد نیست ، ولی مشخصه که قابل تفهیمه ، احساس میکنم نیاز به کمک داره

۷، انگیزه اش به من نمیرسه ، هدفش هم همین دارو سازیه اما هدف های من گستره بیش‌تری رو شامل میشه ، من برای همه ابعاد زندگیم از ۱۸ سالگی برنامه ریختم

۸، به لحاظ ظاهری هم به دلم میشینه

اما داستان چیه ؟

با این خانم تو نت آشنا شدم ، درد و دل هاش رو با من کرد ، اعصاب خرد کنی هایی این وسط وجود داشت ، به ارتباطش با من به چشم گذرا نگاه میکرد تا این که من اصرار کردم بمونه ، الان مطمئنم از من خوشش اومده ، ولی بهم گفته که ، من میترسم بهت اعتماد کنم بیا دوست معمولی باشیم ، من اول قبول نکردم ، بعدش گفتم هدفم خیره ، گفت دختر خوب واست زیاده تو پسر خوبی هستی ، آخرم بهش گفتم ببین ، باشه دل نبند ولی بذار یه مدت کوتاه دوست باشیم من با خانواده میام . الان سه ماهه چت می کنیم .

ازش وقت خواستم تا ببینم حسم بهش عوض میشه یا نه ، اون پشیمونه ، منم عاشقش شدم ، همیشه دوس داشتم به دختری که ضربه خورده کمک کنم ، البته بگما ، همواره یکی از ملاک های اصلیم گذشته دختر بوده ، اما الان انگار برام مهم نیست ، حالا دو تا سوال میپرسم :

لطفا خواهشا ، بهشون جواب بدید . هر توضیحی دادید به این دو سوال با درج شماره پاسخ بدید :

سوال اول ) دختر هایی که ضربه خوردن و احتمالا کاربر خاموشن بیان جواب بدن که اگه یکی خیلی بهتر نصیب تون بشه ، عاشقش میشید یا هنوز قبلی رو بیش‌تر دوست خواهید داشت ؟

سوال دوم ) بنظرتون برم جلو ؟ پشیمون نمیشم ؟ تنها دل خوشیم حس صداقت ، علاقه و
پشیمونی اومه . ، یا نه نرم جلو ، صبر کنم فراموشش کنم ( که بعید میدونم ) ، برم سراغ دختر شبیه خودم ؟

مطمئنم این دختر قابل تغییره ، از همه کاربران ، گروه روشنفکر تا گروه واقع بین و گروه بد بین وبلاگ و البته گروه دختران آسیب دیده درخواست جواب دارم ، همچنین نظر مذهبی ها مهمه . خانم ها هم جنس خودشون رو بهتر میشناسن کمک کنن


برای مشاهده ی نظرات مردم در این مورد کمی پایین تر بروید
↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
مسائل پسران جوان (۹۷۶ مطلب) مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۴۸ مطلب) دوستی به قصد ازدواج (۵۶ مطلب) ازدواج غیر سنتی (۸ مطلب) رفتارشناسی دختران برای ازدواج (۱۷۱ مطلب)