سلام

دو تا جریان رو براتون تعریف کنم اگه میشه شما نظرتونو بگید .

اول معرفی خودم:

من ف هستم . یه خانم مهندس 32 ساله هستم که توی یه شرکت مهندسی کارمند تمام وقتم . پروانه مهندسی هم دارم و با عضویت توی دفتر مهندسی دیگه باهاش کار میکنم. از نظر ظاهری متوسط مایل به خوشگل و از نظر خونوادگی تقریبا سطح بالاییم . مانتویی کاملا با حجاب هم هستم .

تو شرکتی که کار میکنم حقوقا خوبه و به موقع هم پرداخت میکنن و معمولا کسی رو که جذب میکنن تا جایی که بتونن باهاش کنار میان تا نگهش دارن.

من از نظر شخصیتی اصلا اهل ارتباط با آقایون نیستم مگر در صورت لزوم برای کار. معمولا توی محل کارمم با آقایونی که ارتباط خیلی کم دارم حتی سلام علیک هم نمیکنم. و همیشه سرم توی کار خودمه و با بقیه هم حرف نمیزنم. مخصوصا اگه کسی از بچه های خارج از اتاق خودمون باشه.

ماجرای اول: آقای ب

جریان از اینجا شروع شد که یه نفر تو تلگرام هی به من پیام میداد. اولین بار پیام سلام داد . من هیچ جوابی ندادم تا بقیه صحبتشو بگه اما ادامه نداد. چند روز بعد دوباره. من فکر کردم باید یکی از دوستام باشه که فکر میکنه من میشناسمش. جواب دادم: شما ؟

بعد از اون نه تنها خودشو معرفی نکرد بلکه هی پیامهای عاشقانه برام میفرستاد بصورت نامنظم از نظر زمانی. اون زمان من تازه وارد تلگرام شده بودم و اصلا نمیدونستم که میشه مسدودش کرد. خوشمم نمی اومد درباره این موضوع با کسی مشورت کنم که بد قضاوت میکردن. تا اینکه حدود 7 ماه همین جوری گذشت و من بعد از چند تا پیام اولیش بقیه رو دیگه حتی باز نمیکردم که بیخیال بشه. اما متوجه میشدم که همش عاشقانه بود . تا اینکه بعد از این 7 ماه متوجه شدم میشه بلاکش کرد. بعد از بلاک پیاما رو دیدم .

همش ابراز عشق و علاقه و دلتنگی. پیگیرش شدم چون مطمئن بودم آشناست. لحنش خیلی برام آشنا بود. حدود 5-6 ماه بعد یکسره چکش میکردم با چند نفری که بهشون مشکوک بودم. تا اینکه پیداش کردم. آقای ب . حدود یک هفته  تمام ساعت های آنلاینش با یکی از اون مشکوکا تقریبا یکی بود. البته این تطابق زمانی گه گداری پیش می اومد. در حد 2-3 دقیقه اختلاف. بعد دیدم این لحن آشنا لحن خودشه.

آقای ب یکی از مهندسای خیلی خوبه شرکته پسر معقول و منطقیه.حقوقشم جز خوبای شرکته از اقوام رئیسمونم هست و کلا از اونایی که حسابی میخوانش فقط نکته منفیش اینه که بعض وقتا با خانما زیاد حرف میزنه. کلا از خانوادگی از نظر مذهبی راحت ترن از ما. از این بابت با من از نظر فرهنگی اختلاف داره. ولی کلا از سایر مهندسای آقا بیشتر با من در ارتباط بود.ولی چیزی که برای من عجیبه اینکه: 

چرا این آقا بعد از حدود 1.5 سال چرا یک بار فقط یکبار توی واقعیت یا با یه واسطه به من ابراز علاقه نکرد؟

چرا بعد از اینم که دید من چند ماه پیاماشو نگاه نمیکنم بیخیال نشد و ابراز علاقه حضوریم نکرد؟ آیا بعد از اینکه بلاکش کردم یعنی دیگه دلش تنگ نمیشد؟

بعد از اون منم اصلا باهاش تغییر رویه ندادم و حتی حسم نسبت بهش عوض نشده . خودشم نمیدونه که من شناختمش چون حدود 6 ماه بود که بلاکش کرده بودم. ولی این سوال همیشه تو ذهن من هست که چرا نگفت؟

جریان دوم: آقای س

من با پروانه مهندسیم عضو یه شرکت شدم. از اون طریق و شهرداری کار بهمون ارجاع میشه برای نظارت. یه کاری بهم ارجاع شد که غیر من 3 تا مهندس دیگم داشت. توی شرکت مارو خواستن که یه سری مدارکو تایید کنیم . من رفتم یکی دیگه از مهندسای دیگه آقای س که میشد سرگروه ما 4 تا هم اومده بود و اونم یه سری سوال درباره سایر کارهایی که دارم پرسید و منم جوابشو دادم.

س از دوستان مدیرمون هست و از من سنش بیشتره و طبق صحبتای مدیرمون تو گروه تلگرام ظاهرا مجرده. حالا بعد از اون جلسه که من ایشونو دیدم ازم خواست تا ارتباط های بعدیمون رو درباره ما گروهی از طریق تلگرام داشته باشیم. اولش آقای س چند تا سوال کاری پرسید منم جوابشو کوتاه و رسمی دادم. ولی بعدش دیگه قاطی ارتباط کاری هی گل و چیزای دیگه میفرستاد و از خودش برام میگفت.

منم جواب حرفای خارج از کارشو ندادم. یعنی اصلا سوال نکرده بود درباره من. ولی ارتباط کاری باهش ادامه دادم. چند بارم ازم خواست که باهم سرپروژه قرار بذاریم که جور نشد. بعد از یکی دو ماه برای کاری باید ازش تایید میگرفتم رفتم دفترش . دفعه بعد که رفتم خیلی به تندی گفت برو و دیگه هم اینجا نیا. در حالیکه من هیچ چیز زیادی درباره کار ازش نخواستم و ارتباط غیر کاری هم اصلا باهش نداشتم.

چرا؟

حالا بعد از این دو موضوع سوالم  اینه که:

این دو نفر آیا به من علاقه داشتن؟

اگر علاقه داشتن چرا با وجود داشتن شرایط مالی خوب چرا عملا اقدام نکردن؟  واقعا چرا شما پسرا اینجوری هستید !؟ خوب اگه کسی رو میخواید اقدام کنید دیگه ...

توی این دو جریان بنظرتون من اشتباهی کردم؟ از این به بعد با این دو نفر یا با موارد دیگه بهتره چکار کنم؟


پیشنهاد :

ما دخترا تو خونه هر لحظه منتظریم مرد زندگیمون اقدام کنه ولی ...

پسری بهم علاقه داره ولی نمیگه کی میاد خواستگاری

کاش زودتر می فهمیدم که یه پسر اگه دختری رو بخواد میره خواستگاریش

چرا اخیرا برخی پسرها فکر می کنند در خواستگاری نه نمی شنوند ؟

چرا همکارم ازم خواستگاری نمیکنه ؟

چیزی کم ندارم تو زندگیم جز یه شریک زندگی

دنبال یه راهیم که بهش بفهمونم اگر ازدواجیه بیاد جلو

چکار کنم که شجاعت ابراز علاقه نسبت به من را بدست بیاره؟

آقای عزیز لطفا بیا توی تور !



موضوعات مرتبط :
مسائل پسران جوان