سلام خدا بر شما دوستان

مثل همیشه اومدم که بهترین راهکارهارو ازتون بگیرم و شدیداً به کمکتون احتیاج دارم . من یه دختر بین 20-25 ساله هستم و مجرد ( دیپلمه ) .

میخوام در مورد پسری 20-25 ساله و مجرد ( دانشجوی کالج ) صحبت کنم که با هم فامیل هستیم و هم بازی بچگی هم بودیم و البته تا نوجوانی صمیمی .

اگر بخوام خیلی خــــــــلاصـه بگم قضیه چیه؟

میشه این:

چندین ساله تو دلم عاشق پسری هستم حالا انگار اون پسر هم با رفتارایی مث نگاه های خیره و طولانی همراه با لبخند احساساتشو بروز میده . میخوام بدونم اگر منو برا ازدواج میخواد من چه بکنم که قدم بعدی رو برای ازدواج برداره ؟ تا به حال اینجور مواقع واکنش خاصی نشون ندادم و عادی برخورد کردم چون نمیدونستم چیکار کنم و یه جوری رفتار کردم که الکی مثلا من متوجه نگاهت نیستم ولی حالا میخوام یه کاری کنم که این نگاها فقط و فقط به ازدواج ختم بشه چه واکنشی مناسبه؟

دنبال دوستی و ... نیستم دنبال یه راهیم که بهش بفهمونم اگر ازدواجیه بیاد جلو چون قبلا هم دوست بودیم من دوستی رو نمیخوام البته فکر کنم خودشم اینو میدونه .

حالا مفصل ترش میشه این :

برای مقدمه از خودمون یکم میگم براتون :

از دید خودم هیچ حرفی نمیزنم ، ولی چیزی که از بیرون دیده میشه اینه:

از نظر اخلاق: شیرین زبان، مودب، خنده رو، شوخ، پر انرژی، یکمی شلوغ، خیلی مهربان، خیلی راحت و صمیمی و البته مومن و مقیّد ( البته از دید دیگران ) در کل در نگاه اول به دل خیلیا میشینم

از نظر ظاهر :

قد بلند، درشت و چارشونه ، خوش تیپ، تمیز ، آراسته، مرتب و از نظر قیافه هم متوسط بعضیا میگن خوشگلی خیلیا هم نظری ندارن ولی همه روی زیبایی چشمام تاکید دارن

حالا ایشون:

از نظر اخلاق چیزی که دیده میشه اینه :

جدی، خوش قلب، مهربان، کمک حال، آرام، تمیز، مودب، منطقی، سر به زیر، فوق العاده چشم پاک، سالم، چندان مذهبی نیست ولی بی اعتقاد هم نیست.

از نظر ظاهر:

قد متوسط و درشت اندام، پوست روشن (سرخ و سفید)، چشمای درشت و ... در کل ترکیب بندی خوبی داره و از نظر جذابیت فک میکنم خیلیا رو جذب خودش میکنه

حالا موضوع چیه؟

موضوع اینه که از همون نوجوونی که سعی کردم فاصلمو باهاش حفظ کنم و چارچوب هارو رعایت کنم همیشه در عین سر به زیری همیشگیش یه موقعا به من خیره میشد اونم چه خیره شدنی!!!(البته فقط به صورت و چشمام)
الان هم که از اولین نگاهاش چندین سال میگذره هنوز همونطوره فقط قبلا تا میدیدمش حسابی هل میکرد و دستپاچه میشد و ادامه نمیداد و دوست نداشت من ببینمش ولی الان آرامش خودشو کاملا حفظ میکنه و با لبخند به نگاهاش ادامه میده در صورتی که من امسال برای اولین بار لبخند زدنشو دیدم!!!!
حالا چرا این موضوع انقد برام مهم شده که اینجا میگم؟
چون اگر واقعا دوسم داشته باشه ینی دل به دل راه داره چون من از همون موقعی که فسقل بچه بودم آرزوم این بوده که تا ابد پیش هم باشیم و از نظر من مرد رویاها ینی اون: ( 

خیلی هم طرز فکرمون شبیه به همدیگه ست ینی از کل ملاکام فقط مذهبی بودنو نداره چون اصلا ایران به دنیا نیومده و ایران بزرگ نشده فقط یک بار در سال میان و میرن ولی با این حال در کنار یه پسر ایرانی متفاوت بنظر نمیاد بلکن تو بعضی موارد ایرانی تره!!!به بعضی چیزا هم پایبندی شدید داره مثل احترام به بزرگتر و رعایت ادب و...
در کنار نگاهاش یه سری رفتارای شک برانگیز دیگه هم داره مثل سلام علیک گرم و دقت به حرفام و سعی در کمک کردن به من و خندیدن به هر چیز کوچیک خنده داری که من میگم و... که من اونارو میذارم به حساب همبازی بچگی بودن و فامیل بودن چون اگر خیلی مشکوک بود همه میفهمیدن دیگه
 البته یه سری چیزا از زمان نوجوونی بین خودمون هست(مثلا اینکه یه مادربزرگش و بچه هاش تو یه آپارتمان بودن که یه واحدش مال عموی مجرد ایشون بود که معمولا خالی بود بعد خودش مدام اونجا بود منم با خودش میبرد و هیچکسم به جز من راه نمیداد مگر با وساطت من خودش هم مدام ساکت با کامپیوتر بازی میکرد نهایت یه آهنگ میذاشت برام و فقط دلش میخواست من کنارش باشم اگرم من حوصلم سر میرفت و میرفتم دنبالم میومد)ولی من اونارم میذارم به حساب صمیمیت اون موقعمون نه منظور خاص
اینم بگم که کلا زیاد با دختر و خانما کاری نداره و با هیچ کدومشون نه حرفی داره نه صمیمیتی خانما هم معمولا بخاطر اخلاقش نزدیکش نمیشن ولی با مادرم رابطه ی خیلی صمیمی دارن و خودش به مادرم گفته که خیلی دوسش داره(البته محرمن) با من هم بیشتر محترمانه برخورد میکنه تا صمیمانه

پیشاپیش از کمک های شما سپاسگزارم


موضوعات مرتبط :
جذب خواستگار دلخواه