سلام

٦ساله ازدواج کردم و دختر ٤ ساله دارم . تو خونه بابام تک دختر و عزیز دردونه بودم . از وقتی ازدواج کردم تنبلم  . کارای خونه چند روز میمونه  و اگه مهمون نیاد خونه مون تمیز نمیشه.

چند بار رفتم مشاوره حتی کارم به خوردن قرصهای اعصاب کشید ولی فایده نداشت . و هر روز بدتر از دیروز. شوهر بی نظیری دارم. مؤمن مهربون زیبا خوش اخلاق، کاری و خلاصه همه چی تمومه دیوونه شم.

ولی اونم دیگه ازم خسته شده. بارها بهش گفتم طلاقم بده و یه زن کارى بگیره، آخه اون توی خونواده اى بزرک شده که خیلی با کلاس و تمیزن . ولی قبول نمیکنه میگه بدون من میمیره. خیلى ازش خجالت میکشم.

لطفا کمکم کنید؟

موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,