سلام

چرا خدا ما رو از پدر و مادری متولد می کنه که یک یا دو تاشون در حق ما بدن و دنیا و آخرمونو تباه می کنن؟

برای کسی که یک پدر عصبی و زودرنج داره چه راه نجاتی هست ؟ پدری که شاید تو کل عمرش یکبار به بچه ش " دخترم " گفته باشه؟

باورتون میشه با شنیدن دخترمی که پدر همکلاسیم بهم گفته دلم لرزیده ؟ نگید بلد نیست  که خوب بلده قربون صدقه ی نوه ش بره. علت بسیاری از بیماری های روحی من پدرمه. علت بیشتر بدبختی های من پدرمه. اگه وسواس فکری دارم علتش پدرمه. از دعواهای قدیم که مقصر پدرم بود وسواس فکریم شروع شد.

اگه نرفتم رشته ی مورد علاقه م مقصر پدرم بود. این پدرم بود که منو با بالاتر از خودم مقایسه کرد .با کسایی که چندتا کلاس کنکور می رفتن و نمراتشون خوب بود. ولی به من که می رسید مدام بهم انرژی منفی میداد که تو نمی تونی هم مدرسه بری و هم کلاس کنکور. از عهده ش برنمیای.

ارتباط با فامیلمون کمه. اونوقت خواستگار تو خیابون ما رو بپسنده میگه از خواستگاری های این مدلی خوشم نمیاد!! بسیار لجوجه! اکثرا اگه بدونه انجام کاری منو خوشحال می کنه انجامش نمیده.رفتارش طوریه که دلم نمیخواد برای مادربزرگم فاتحه بدم. هر چند گهگاهی اینکارو می کنم.

هیچ وقت خوشم نمیومد اینا رو به اشتراک بذارم.هیچ وقت. ولی رفتارش داره پیرم می کنه.از دستش به یک بیمار جسمی و روحی تبدیل شدم. کارش تعریف کردن اخبارهای ناگوار و اتفاق آزاردهنده ست. از بس بچه بودیم خاطره یک تصادف رو تعریف کرد من میترسم برم مسافرت.

بچه بودم برای من تعریف می کرد که یکی بچه ش زیاد ازش چیز خواسته اونم بچه شو کشته.(اینم وقتایی تعریف می کرد که باهاش تنها بودم.).لازمه بگم  من بچه بودم با خجالت می گفتم برام خوراکی بخرن. اصلا پرتوقع نبودم که بخواد اینو برای یک دختر بچه تعریف کنه.این قصه ی پدرم برای من بوده!!! چطور من این آدم رو دوست داشته باشم؟  وقتی کارهاش رو منطق نیست؟ چطوری دنیا و اخرتمو خوب کنم؟ از بس به خواسته های ما توجه نمی کنه خجالت می کشم ی خواستگار راه بدم. کمترین کارهارو برای آسایش روح من انجام نمیده. بسیار زود رنجه و از یک کار معمولیش ایراد بگیری بدش میاد.

برنامه ها ی آموزنده ی تلویزیون رو نگاه نمی کنه فقط اخبار و فوتبال. از نظرش ما بچه ها دشمنانی هستیم که هر حرفمون گزنده ست و هیچ خواسته ی معقولی هم نباید داشته باشیم.حتی اجازه ی نظافت منزل رو به ما نمیده که مبادا آسایشش به هم بخوره..ما باید هیچی نخوایم،حرف نزنیم ،نظر ندیم ،ازمون سوال شد با روی باز جواب بدیم.ولی خودمون بسوزیم و بسازیم. ضمنا برای مردم آزاری نداره!
یه چیز مثبتی که خدا بهمون لطف کرده اینه که نونی که می خوریم حلاله. شما جای من بودین چه می کردین؟؟ با این اعصاب خراب،با این آینده ی مبهم؟

منم گهگاهی اعصابم خراب میشه و وقتی خودمون تو مضیقه ایم بذل و بخششش به مردم رو می بینم قاطی می کنم.

نکته ی پایانی اینکه دلم نمیخواد خدایی نکرده  کسی تو کامنتا به پدرم بی احترامی کنه.


بیشتر بخوانید ...

مدتی هست که احساس میکنم کاملا از پدرم متنفرم

پدرم کلا هیچ ارزشی برا ما قائل نیست

از پدرم دیگه رسما بدم میاد

شوخی های پدرم عین مته رو روانمه

با پدرم هر روز دعوا دارم، دعوای خیلی بد

حرفها و حرکات پدرم آزارم میده

به خاطر اعتیاد پدرم هر جا رفتم خواستگاری، نه شنیدم

از دست پدرم شدم یه آدم عصبی

میخوام ازدواج کنم ولی پدرم خرج جهیزیه م رو نمیده

از پدرم که خرجی نمیده شکایت کردیم

دختری هستم که پدرم منو شیطان بزرگ میدونه

برای پدرم مهم نیست که من تو چه شرایط بحرانی قرار دارم

پدرم مگه پادشاهه که سفره براش پهن کنن و جمع کنن ؟

خواستگارام به خاطر پدرم منصرف میشن

دختر 16 ساله ای هستم که پدرم حالش ازم بهم میخوره

من فقط آرامش میخوام، چیزی که تو خونه ی پدرم ندارم

پدر و مادرم منو بدبخت کردن

دخترانی که پدرشون معتاد هستند چه حسی نسبت به اونا دارن ؟

حالم از رفتارای مضخرف پدرم بهم میخوره

الان که از مادرم بدم میاد راحت ترم

دیگه تحمل زندگی با پدر و مادرم رو ندارم


کاربران خانواده برتر در مورد پست (علت بسیاری از بیماری های روحی من پدرمه) ، (۲۹) نظر داده اند، برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا (کلیک-اشاره) کنید
↓ به اطلاعات بیشتری نیاز دارید؟ پس روی عبارت یا عبارات زیر کلیک-اشاره کنید ↓ :
خودسازی در دختران (دارای ۳۶۰ مطلب مرتبط)
جهت اطلاع پدران و مادران (دارای ۱۲۰ مطلب مرتبط)