خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

لینک های روزانه آخرین نظرات آخرین مطالب

۳۲۰ مطلب در فروردين ۱۳۹۴ ثبت شده است

فکر کنم جنس بکارتم زبانه دار باشه

من 21 سالمه 7-8 سال پیش که بچه بودم و نادان ، انگشتمو یا هر چیزی که مثل آلت بود رو به آرومی داخل میکردم ولی خون و درد اصلا نداشت و چیزی هم مانع نمیشد .

فکر میکنم اسیبی ندیدم چون وقتی خودم نگاه میکنم می بینم که سمت چپ و راست مهبلم یه حالت گوشت مانند وجود داره حالتی مثل شکل لوزی که گوشه هاش چاک داره و اینجور که تحقیق کردم فکر کنم جنسم زبانه دار باشه آخه پایین مهبلم به وضوح یه زبانه کوچیک گوشتی زده بیرون به نظرتون من درست فکر میکنم؟؟


موضوعات مرتبط :
مسائل دختران جوان

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۳۴ نظر
    • ۶۲۸۰ بازدید
    • دوشنبه ۳۱ فروردين ۹۴ - ۲۱:۰۷

    میخواستم بدونم خواستگارم قبلا با کسی رابطه داشته یا نه ؟

    سلام دوستان عزیز

    خواستگاری دارم که حدود چهار سال که باهاشون آشنا هستم البته در محیط کاری و بطور رسمی و بعد از صحبتها و روند خواستگاری و مقدمات اولیه داریم نامزد میکنیم، من 29 و ایشون 33 سالشه.

    یه فکری خیلی ذهنمو درگیر کرده بود که میخواستم بدونم ایشون قبلا با کسی رابطه داشته یا نه، البته صرف کنجکاوی، ازشون پرسیدم و خواهش کردم صادقانه جواب بده، چون خودمم حدود پنج سال پیش نامزد داشتم ولی خوب بنا به دلایلی بهم خورد. وقتی ازش پرسیدم گفت آره با کسی بوده و فقط هم یکبار که خیلی هم بعدش پشیمون شده و دچار عذاب وجدان شده و از خودش بدش اومده، البته شش هفت سال پیش و دیگه هیچوقت تورا نکرده. گفت میدونستم ناراحت میشی ولی خواستم بدونی.

    حالا به نظرتون من واکنشم چی باشه بهتره ؟؟ چی بگم چکار کنم؟؟ 

    بحث عدم اعتماد نیست بهش اعتماد دارم و خوب میشناسمش و اون جریان هم کامل برام توضیح داد و متوجه شدم چی بوده یعنی مهم نیست. فقط راهنماییم کنین الان چکار کنم چی بگم بهتره؟؟ 

    الان باهاش سرسنگین شدم و گفتمش باید قبل نامزدی بهم میگفتی نه الان شاید جوابم منفی میشد.

    میدونید میخوام جلوی هر چیزی رو از الان بگیرم به نظرتون بهترین راه چیه ؟؟ دوستان متاهل لطفا راهنماییم کنین ممنون میشم.


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۰ نظر
    • ۱۳۳۹ بازدید
    • دوشنبه ۳۱ فروردين ۹۴ - ۲۱:۰۴

    نقش پرانتزی بودن پاهای یک دختر در ازدواج

    سلام به همه ی دوستان 

    من دختری ۲۵ ساله هستم که تا حالا خیلی از خواستگارامو به خاطر یه مشکلی که دارم رد کردم راستش من دچار پای پرانتزی درحد خفیف هستم ولی همین مشکل برام یه غصه ی بزرگ تو زندگی شده. خیلی اعتماد به نفسمو پایین اورده شاید این مشکل خیلی از دخترا باشه باچیزایی که شنیدم میگم .

    وقتی میبینم که چقدر پسرا به ظاهر دختر اهمیت میدن خیلی وقتا ناراحت میشم میگم نکنه یوقت همسراینده ی منم این چیزا براش مهم باشه وقتی پاهای من ببین بعد چند وقت ازم زده بشه به خاطر همین ازازدواج واهمه دارم لطفا کسایی که راهکاری برای این مشکل دارن به من بگن و اینکه دوست دارم بدونم پسرا خیلی براشون این قضیه مهم؟؟؟؟


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۹ نظر
    • ۸۱۳۶ بازدید
    • دوشنبه ۳۱ فروردين ۹۴ - ۲۰:۵۵

    نمی تونم بفهمم منظور یک پسر از کارهایی که می کنه چیه ؟

    سلام

    من یه دختر 20 ساله هستم که شدیدا احساساتی و مهربونم. همه رو دوست دارم و این عشقو به همه نشون میدم. ولی در برخورد با پسرا خیلی خشک و جدی هستم و بعبارتی باهاشون صمیمی نمیشم. وقتی که وارد دانشگاه شدم شدیدا برخورد سرد و خشکی با جنس مخالف داشتم حتی بهشون سلامم نمیکردم و کسی هم جرات روبه رو شدن با منو نداشت تا اینکه بعد از 3 ماه یکی از همکلاسیام از من درخواست جزوه کرد. من تا بحال تو کلاس ندیده بودمش ولی انگار واقعا همکلاسیم بود. به ظاهر پسر خیل مودب و آروم و با وقار میومد.که به مرور متوجه شدم واقعا پسر خوبیه و اهل خوش و بش و شوخی با دخترا و مسخره بازی نیس .

    بعد از یه مدت کوتاهی اون به من ایمیلشو داد و گفت هر کاری مشکلی چیزی بود بهم بگین. خلاصه کم کم از طریق ایمیل و جزوه گرفتن و این چیزا با هم ارتباط دوستانه ای برقرار کردیم. البته رابطه مون رسمی و فقط راجع به درس و دانشگاه و این چیزا بود. این ارتباط به مرور از خشکی و رسمی بودن در اومد. یعنی همچنان ارتباط ما راجع به درس بود ولی گاهی نصیحت و خنده و یا سوالاتی راجع به مسایل شخصی و این چیزا پیش میومد ولی در چارچوب ادب و احترام.

    خلاصه اینکه بعد از مدت کوتاهی من واقعا بهش علاقه مند و وابسته شدم. بطوریکه اگر یک روز دانشگاه نمیدیدمش یا ایمیلی دریافت نمیکردم عصبی و افسرده میشدم. ولی اون خیلی عادی بود. البته گاهی چنان نشون میداد که خیلی عاشقمه و با نگاهش بهم میفهموند و گاهی خیلی سرد و معمولی برخورد میکرد.

    اما من چون همون جور که ابتدا گفتم علاقه مو نشون میدم.با کارام و رفتارم بهش نشون دادم که دوسش دارم. حالا که دو سال از دوستی ما میگذره ما همچنان ارتباطمون فقط راجع به درس و محترمانه اس ولی مثل اوایل شدیدا خشک و رسمی نیست.

    خلاصه اینکه تنها چیزی که من میخوام بدونم اینه که آیا اون منو دوست داره یا رفتار و کاراش برپایه یه دوستی معمولی و ساده بوده نه عشق! من هنوزم نمیدونم باید باهاش گرم و صمیمی برخورد کنم و علاقه مو غیر مستقیم نشون بدم یا بهش توجهی نکنم و عادی برخورد کنم.

    مثلا الان که یه هفته اس خبری ازش ندارم و دانشگاه فقط یه بار اومده باید به یه بهونه ای بهش ایمیل بدم که مثلا نگرانشم یا نه کاری به کارش نداشته باشم؟ حقیقتش من هنوز نمیتونم بفهمم یه پسر کاراش از روی علاقه اس.یا دوستی کوتاه مدت و عادی.یا هوس!!!!

    در ضمن این آقا نزدیک 23 سالشه و تو دانشگاه دوست صمیمی نداره و هم کلاسیامون زیاد ارتباط برقرار نمیکنه. مخصوصا به دخترا اصلا توجه نمیکنه ولی از همون اول به من توجه کرد والانم هر سوال و جزوه و چیزی که باشه میاد سراغ من! بنظرتون عاشقه یا نه؟ و من چطور باهاش رفتار کنم؟

    ممنون میشم کمکم کنید..مخصوصا مای کامپیوتر محترم که اطلاعات بالایی در این زمینه دارند.


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۹ نظر
    • ۱۹۷۸ بازدید
    • دوشنبه ۳۱ فروردين ۹۴ - ۲۰:۵۲

    متاسفانه یا خوشبختانه الان باردارم

    سلام دوستان

    من 30 سالمه . شوهرم هم همینظور. 4 ساله که ازدواح کردیم. سه سال اول زندگیمون تو یه شهر دیگه دور از خانواده بودیم. 1 ساله که برگشتیم تهران. از روزی که برگشتیم. ازین رو به اون رو شدن یه نفرو که قبلا میشنیدم رو با چشمام  دیدم. شوهرم واقعا عوض شد. خیلی بحث و دعوا کردیم. وقتی علت کاراشو میپرسیدم میگفت من اونجا تحمل میکردم. من متاسفانه یه اشتباهی که کردم این بود که بخاطر خانوادش سرزنشش میگردم .همیشه نه ولی خوب گفتم .اونا رو همه رو جمع کرد اینجا تحویلم داد.

    اولش گفت میخوام برم خارج از ایران. میخوای بیا میخوای نیا . بعد یه مدت گفت بچه نمیخوام . تقرییا 6 ماه بود که دیگه از بارداری چلوگیری نمیکردیم .همش بهش میگفتم اگه بچه نمیخوای بگو.

    نمیدونم بگم متاسفانه یا خوشبختانه .الان باردارم. سه هفتمه . وقتی شنید از ناراحتی داشت میمرد. اصلا اصلا خوشحال نشد. الانم  میگه من شرایطشو ندارم. الان نمیخوام بریم بندازیم .

    بهش گفتم مگه الکیه ؟ من چند بار بهت گفتم نمیخوای جلوگیری کنیم. میگه بخاطر تو بود. نمیدونستم انقد زود میشه

    الان نمیدونم باید چیگار کنم. این وسط من گیر کردم. نه راه پس دارم نه پیش . تو رو خدا بهم بگید چه غلطی بکنم. دارم دیونه میشم . دلم نمیخواد این کار و بکنم. از طرفیم نمیخوام به زور قبول کنه بچه رو .بعدش بگه خودت کردی.


    موضوعات مرتبط :
    بارداری و زایمان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • ۱۴۲۵ بازدید
    • دوشنبه ۳۱ فروردين ۹۴ - ۲۰:۴۵

    مگه نمیشه هم درس خوند هم ازدواج کرد ؟

    سلام خدمت همه دوستان

    امیدوارم که حال همتون خوب باشه و همیشه خوش باشین. من یه مشکلی داشتم که یه چهار سالی میشه باهاش درگیرم و نمیدونم چطوری باهاش کنار بیاییم ممنون میشم راهنماییم کنین

    من یه دختر 22 ساله هستم که دانشجوی سال آخرم . از یه خانواده ی متوسط مشکلی که دارم اینکه از چندین سال پیش احساس کمبود و تنهایی میکردم و تو این یه سال شدید تر شده .

    اوایل نمیدونستم این مشکل چیه ولی بعدش متوجه شدم که طغیان احساساتو و نیازم منو به این روز انداخته و به ازدواج نیاز دارم .

    از وقتی قهمیدم و احساس خطر کردم که اگه ازدواج نکنم ممکنه تو گناه بیفتم چون در مقابل حس و خواسته های دلم بعضی وقت ها کم میارم سعی کردم این موضوع رو به مادرم به طور غیر مستقیم بفهمونم.

    راستیش خانواده ی من علی الخصوص مادرم با ازدواج من شدیدا مخالفن هستن و میگن باید درستو بخونی و بعد اینکه سرکار رفتی و به ثبات رسیدی میتونی ازدواج کنی .

    مامانم حتی نمیذاره خواستگارام از در خونه بیان تو خونه با اینکه خیلیاشون وضعیتشون عالی بود و تحصیلات دانشگاهی و اصالت خانوادگی خوبی داشتن ولی اصلا راضی نمیشه.


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۵ نظر
    • ۱۳۴۰ بازدید
    • دوشنبه ۳۱ فروردين ۹۴ - ۲۰:۳۹

    برو بالا