سلام

من توی زندگیم به بن بست رسیدم نمیخوام بگم چی شده و چطوری و چرا فقط میتونم بگم مدت زیادی نماز خوندم و دعا کردم حالا میدونم چرا دعام مستجاب نشد به خاطر اینکه دل شکوندم ( در حد اینکه اشک طرف در اومده ) و یا خ.ا. کردم ولی نمیدونم چرا موقع دعا و نماز این چیزا یادم نمیاد؟ و برای حاجتم خیلی وقت کمی دارم و چیزی شبیه معجزه میتونه کمکم کنه .

الان به حدی پشیمون شدم که روزی هزار بار به خدا میگم غلط کردم از دل اون هم در اوردم و قول دادم اگه حاجتم خدا بده بیشتر از این هم جبران میکنم یعنی توبه هم کردم .

اما جایی دیدم یکی داشت میگفت کسی که گناه میکنه بعد مشکلی براش پیش میاد و تازه یاد خدا و گناهش میفته و اون موقع توبه میکنه خدا هم ببخشتش حاجتش خیلی دیر براورده میشه یا اصلا نمیشه .

منظورش اینه یه عمر گناه کردی حالا که به بن بست رسیدی میری در خونش ؟ یه جا هم خوندم بار گناهانتان باعث میشه صداتون به خدا نرسه .

اما واقعا پشیمونم میگم ای کاش برمیشگتم به گذشته و جبران میکردم و این حرفایی که بالا زدم خیلی روم تاثیر گذاشته و میگم خدا از من خوشش نمیاد و شاید حقمه ؟ و یه جا هم خوندم میگن خدا وقتی یه تصیمیم میگره کسی نمیتونه نظرش عوص کنه !
با همه این چیزا حتی سر سوزنی هم شده امید دارم . میخواستم راهنماییم کنید من چه دعایی کنم یا چه کاری کنم که خدا حاجت منو بده ؟ از تجربیات خودتون بگید
 آخه نمیدونم به چه شکل و یا کیفتی عمل کنم که نظرش عوض بشه اخه موضوع مرگ و زندگیه .. درسته دست خداس اما دارم نابود میشم همین الان هم دارم اینو مینوسم دارم گریه میکنم به حد جنون رسیدم طوری که دلم میخواد اسمون باز بشه و برم پیش خدا اول بگم غلط کردم به خاطر اشتباهاتم و حاحتم رو به زور هم که شده و با چنگ و دندون هم که شده ازش بگیرم یعنی تا این حد برام مهمه .

من دیگه به حدی رسیدم که کسی جز خدا نمیتونه کمکم کنه اما بعضی جا اینجور مطالبی که گفتم میخونم و یا میبینم بعضی ها نوشتن ما هر چی دعا کردیم خدا جوابمون رو نداد بدجور داغون میشم ..


موضوعات مرتبط :
مسائل اعتقادی