سلام

من زیر 25 سال سن دارم در دوران عقد هستم 13 سال اختلاف سنی هم با همسرم دارم . الان مشکل ما اینه که نزدیک 2 سال و خورده ای هست عقد هستیم .

همسرم عذاب وجدان داره برای عروسی گرفتن و جدا شدن از خانوادش خیلی سختشه با اینکه خانوادش از لحاظ مالی اوکی هستن ایشون از لحاظ احساسی عروسیمون رو هی عقب میندازه .

چون مامان ایشون خیلی تحریکش میکنه که تو بری ما تنها میشیم چه کنیم و از این حرفها با اینکه فرزندان دیگه ای دارن ولی به این وابستن و دوس ندارن ما بریم سر زندگیمون .

این یک طرف قضیس یک طرف دیگه هم اینه که همسرم میگه اونا هم باید بیان تو ساختمونی که ما قراره زندگی کنیم و من هم تن تن برم بهشون سر بزنم احساس تنهایی نکنن .

ولی من همچین دختری نیستم اینکارارو انجام بدم و دوس ندارم کنار خانواده شوهر زندگی کنم چون تو این مدت خیلی ازارم دادن . منظورم مادرشه خیلی چیز ها هست که نمیخوام بازگو کنم فقط میخوام راهنماییم کنید چجوری به همسرم بگم با اونا تو یه ساختمون زندگی نکنیم؟

ممنون میشم راهنماییم کنید چون خیلی گیرم


موضوعات مرتبط :
مشورت در شوهرداری زندگی با خانواده شوهر

مطالب مرتبط :