بدون مقدمه...

40 و چند سالمه ! خانمم 5 سال ازم کوچکتره . تو دانشگاه دیدمش و سنتی رفتم خواستگاریش. دوران نامزدی هم بیشتر به درس دادن و درس پرسیدن گذشت تا عشق و عاشقی! هر بار که رفتم سمتش، خیلی خشک و جدی خودش رو پس میکشید...حداکثر در حد دیده بوسی! منم مدارا میکردم چون نمیخواستم ناراحت بشه. 

در طول 17 سال ازدواجمون ، غیر از 2-3 ماه اول ( که روزی یک بار اونم با اعصاب کشی و گریه و ... ) کمتر از 20 - 30 بار در سال اونم در حد معاشقه رابطه داشتیم نه همبستری و نزدیکی! نصف این دفعات رو خودش لذتی نمیبره یا میگه نمیخوام! بخاطر وسواس و عصبیت از یکسو و سردی خانمم از سوی دیگر. بندرت برای من آرایش کرده! فوقش وقتی عروسی میریم، یک آرایشگاه که میره، میگه: بیا ببین خوب شدم؟! میگه: اکثر زنها همینطورین. واسه عروسی که میرن آرایشگاه، همون رو برای شوهرشون هم استفاده میکنن. اینطوری نیست که هفته یا ماهی یبار واسه دل شوهر برن آرایشگاه! اون زنهایی که همش جلوی آینه دارن قر و فر میان برای شوهراشون، بیکارن! 

منم باش راه اومدم و عملا الان طوری شده که دیگه من باید کوتاه بیام. ایده اش اینه: روابط جنسی مثل غذا خوردنه. آدم باید فقط برای زنده موندن غذا بخوره. با نون خشک هم آدم سیر میشه. غذاهای رنگارنگ یا روزی دو سه وعده خوردن با انسانیت سازگار نیست! زنها همشون همینطورین. اینکار خیلی خوشایندشون نیست. واسه همین خدا بهشون تکلیف کرده تمکین کنن. وگرنه تمکین لازم نبود. خودشون پا پیش میذاشتن!!!!

بهش میگم: آخه روابط زن و شوهری با غذا خوردن قابل قیاس نیست. آدم در غذا خوردن میتونه ریاضت بکشه خیلی هم طوریش نمیشه. اما در روابط بین زن و شوهر دستوره که با هم تا میتونید صمیمی بشید و حیا رو کنار بذارید. تمکین رو هم خدا برای عموم زنها نذاشته همونطوری که قوانین خانواده برای همه خانواده ها نیست.

اونها رو برای وقتی گذاشتن که به دعوا کشیده میشه و هر کسی مطالبه حق میکنه نه اینکه عمومی باشه. بهش میگم: روابط جنسی شارژ زن و شوهره برای زمان پیری! باعث میشه که آنقدر عاشق هم بشن که در زمان پیری بدون این غریزه هم عاشق هم بمونن اما میگه: من بدون این رابطه هم شما رو دوست دارم!

دو سه باری که خیلی روراست بهش گفتم که من نیاز دارم، تحت فشارم، ناراحت شده و عصبی و گفته: من هر وقتی برات میذارم، هر کاری برات میکنم از سر محبته اما تو هیچ وقت راضی نمیشی! توانم همینقدره!!! حالیش نیست که بابا. وقتی یک بار مثلا وقت گذاشتی، خوب یک هفته دیگه همین وقت رو لازمه بذاری. با اون یکبار من سرشار از محبت نمیشم که!!! 

خلاصه واقعا در فشارم. نمیخوام بگناه بیافتم. آرزو بدل شدم یکبار همونطوری که بچه امون رو میبوسه، من رو هم ببوسه! تمام وقتش رو با کلاس و جلسه و درس پر کرده و همیشه یا خواب آلوده یا تو راهه و یا درگیر این کلاس و اون جلسه! شبا کلا بیهوشه. روزها هم که همش درگیر کار خونه، یا کلاس و درس و ....

وقتی 2-3 ماه سمتش نمیرم عصبی میشه و خونه رو بهم میریزه. چون احساس میکنه تمکین نکرده و مغضوب خداست. وقتی هم که سراغش میرم، خوب بالاخره آدم در ماه 2-3 بار نیازش میشه، میگه توانم در همین حده. بیشتر نمیتونم! منم از اینهمه تحقیری که میبینم در جواب نیاز من، عصبی میشم و سکوت میکنم و 1-2 ماه سراغش نمیرم.

دوباره با عصبیت و جنجال ایشون، من مجبورم کوتاه بیام و فقط برای دوام زندگی، برم سراغش و بدون کمترین عشقی، در حد یک کار مکانیکی خودم و تخلیه کنم که دلش آروم بشه که داره به تکلیفش عمل میکنه! و بدهی بمن نداره! تا مدتی حالش خوبه و باز بمحض اینکه ازش درخواستی کنم (که مثلا ماهی 1-2 بار کمه یا اینطوری هیچ تنوعی نداره و یکنواخته، یا یک تکونی بخودت بده ابنطوری مثل متکا دراز نکش)، باز بهم میریزه و میگه: شما تنوع طلبی. هوس رانی!!!

بخدا دیگه بریدم. از طرفی اهل صیغه، زن دوم یا ولگردی تو خیابون نیستم و از طرفی هم میبینم که اعصابم بهم میریزه و راه چاره ندارم. حتی چند بار ازش خواستم که به اینطور سایتها مراجعه کنه ببینه که بقیه زنها اینطوری نیستن، میگه: اینها بیکارن!!!!

اولا دعا کنید که شاید فرجی بشه. سنم بالا رفته و خودم هم یواش یواش دیگه سرد شدم بسکه عصبی شدم از این روابط احمقانه. بعد هم اینکه تا کی نیاز جنسی مرد سر جاشه؟ کی تموم میشه شرش کنده بشه . راهی هست که این نیاز رو کلا مسکوت کنم و در عین حال، چکار کنم که عصبی نشم و هی احساس کمبود و طلبکاری از ایشون نکنم. طوری که زندگی لااقل آروم بشه.

واقعا بچه ها در فشارند از این فشارهای عصبی. خودش هم داره آب میشه و برای خودش هم نگرانم. میترسم فردا پس فردا چشم باز میکنه میبینه جوونیش رفت و هیچ استفاده از این غریزه نکرده و اون موقع منم دیگه حال و حوصله اش رو ندارم. وضع اعصابش بدتر از این بشه.

--------------------

آخرین نظر سوال کننده :

من سوال کننده پست "نیاز جنسی مرد کی تموم میشه شرش کنده بشه" هستم. با توجه به تغییری که تو زندگیم رخ داده، خواستم نتیجه رو اینجا درج کنم.

بعد از آخرین نامه که به خانمم زدم، اوضاع خونه به شدت به هم ریخت. همش میگفت: تو سالها بمن دروغ گفتی که از زندگیمون راضی هستی. نگفته بودی که داری مراعاتم رو میکنی!! از این قضیه خیلی ناراحت بود که من قصد دارم ایشون رو در سن 40 سالگی عوض کنم! هر چی بهش توضیح دادم که: من نمیخوام ترو عوض کنم. همه جا خوندم که میگن باید به زندگی تنوع داد تا صمیمیت بین زوجین بادوام باشه. من میخوام به زندگی زناشوئی مون تنوع بدم. قوبل نمیکرد. میگفت: همه مردا بعد 40 سالگی فیلشون یاد هندوستان میکنه و دنبال بهانه برای زن گرفتن هستن. تو هم داری زمینه چینی میکنی واسه اینکار. چند هفته جنجال بود. تا اینکه خودش یه شب در نهایت ناباوری پیش قدم شد... پیشنهاداتی برای رابطه داد که متوجه شدم رفته رو نت تحقیق کرده و مطلب خونده. شب دلچسبی بود و بقول خانم تازه متاهل شده، به فضا رفتم :) هرچند بعدش دوباره ماجراهای وسواس کار دستش داد و دوباره روز از نو روزی از نو، ولی لااقل متوجه شد که تازه نگهداشتن رابطه امر مهمیه. جالبه خودش دیگه نقشه میکشه برای زمان رابطه. مثلا چند روز دیگه باید بریم مسافرت، امروز بهم گفت که: فرداشب منتظرتم!!!
خلاصه انگار خدا هوای منو مثل همیشه داشته. بالاخره همینکه یکم به نظراتش شک کرده و رفته خونده، امیدبخشه... گفتم دوستان نگران رو در جریان بذارم که بالاخره ما هم یه سفر فضایی دلچسب رفتیم و اگه خدا بخواد بازم میریم... انصافا صمیمیت بعد از رابطه ای که از سر عشق و محبت و ایثار باشه، خیلی دلچسبه. آدم خیلی هوائی میشه برای شریکش. یه مشکل خانمم هم همینه. میگه بعد از رابطه اخیر، خیلی دور و برم میپلکی و قربون صدقه میری! اما برام مهم نیس. فکر میکنم یواش یواش اونم گرم میشه و همراه...

انشا ءالله خدا مشکل همه رو به احسن وجه حل کنه. مخصوصا مجردا ... ضمنا مجردا از اینگونه مطالب نگران و دلسرد نشن که زندگی متاهلی دردسر داره و به ریسکش نمی ارزه. اتفاقا جذابیت زندگی متاهلی، حل مساله هاشه. وگرنه انسان مجرد خیلی هنر نمیکنه اگر زندگی رو براه و بی مشکلی داره . ضمن اینکه آدم تا متاهل نشه، بزرگ نمیشه. من بارها آدمهای مجرد سن بالا رو دیدم که رفتار بچه گانه دارن و قوام شخصیت ندارن. انشاءلله خدا برای همه بهترینها رو بخواد ...

ارادتمند همه.


مطالب مشابه :

آقایون بیشتر دنبال ارضاء نیاز جنسی هستن یا نیاز عاطفی؟

مردها نیاز جنسی شون رو چطور نشون میدن ؟

اگر مسئله رفع حلال نیاز جنسی مطرح نبود، ازدواج می کردید ؟

آپارتمان کوچک+داشتن فرزند بزرگ+نیاز جنسی زوجین

طلاق عاطفی و چگونگی رفع نیاز جنسی

دلایلتون برای ازدواج به جز رفع نیاز جنسی و عاطفی چی میتونه باشه؟

چیکار کنم شوهرم بیشتر به نیاز جنسی من توجه کنه ؟

محدودیت های پرداختن به نیاز جنسی بعد از تولد بچه ها



موضوعات مرتبط :
مسائل زناشویی آقایان