سلام

این پست جمع‌ بندی درباره دو سوال من در خانواده برتر هست ؛

مشکل پیدا کردن دختر چادری واقعی و مذهبی و شروط ازدواجش

مقدمه:
از همه دوستانی که زحمت کشیدن و محبت کردن به سوالتم در دو پست زیر پاسخ دادند متشکرم. این دو پس مکمل یکدیگر هستند. اولی درباره روش پیدا کردن دختر مذهبی و چادری واقعی و دومی درباره شرایط ازدواجش.

پیدا کردن دختر چادری واقعی و مناسب برای ازدواج

سوال حیاتی از دختران چادری و مذهبی واقعی

درباره سوال اول:
از اون جایی که دختران مذهبی و چادری کمتر یا اصلا ( اون هایی که واقعا معتقد هستن) علاقه ای به دوست شدن و رابطه خارج از ازدواج ندارن و من هم که یک پسر مذهبی هستم این موارد رو دوست ندارم ( البته پیشتر توضیح دادم که مذهبی هستم ولی صورتم رو تیغ میزنم و هر هفته نماز جمعه نمیرم و هر روز مسجد نیستم بلکه واجباتم رو در خانه به جای میارم و نماز و روزه و حرام و حلال و ... خلاصه کاملا رعایت میکنم اما خشک نیستم) .

فکر میکنم که بهترین راه برای پیدا کردن یک دختر چادر و مذهبی واقعی برای من فقط واسطه هست. چون در اطرافم که چنین گزینه ای وجود نداره. در فامیل نیست. خاله، دایی، عمو ندارم و مادرم هم که محبت کردن و من رو در سن حدود 5 سالگی رها کردن و رفتند دنبال کارشون و الان تشریف ندارن و براشون اهمیتی نداره که سر ما چی اومد.

ایشون الان ازدواج کردن و میدونم این رو اما در این 20 سال و خرده ای که من رو رها کردن حتی یک تماس تلفنی هم نگرفتن که جویای احوال ما شوند. ایشون با شوهر جدید جان و بچه جدید جان دارن زندگی میکنن و به این نتیجه میرسیم که بهشت حتما و قطعا زیر پای مادران است!

تنها راهی که میمونه اینه که به واسطه مراجعه کنم. چون در مساجد و محرم و کلاس قرآن و ... هم که دختر مذهبی و چادری دیده میشه ولی در خیابان نمیشه پیشنهاد داد.

سعی میکنم این واسطه حتی اگر در فامیل دورمون باشه بهش مراجعه کنم. و بهتر از واسطه غریبه هست که فقط میخواد دو نفر رو آشنا کنه و بعضا پولی بگیره و زیاد حرص این رو نمیخوره که خوب در بیاد یا نه. بنابراین اگر از واسطه در فامیل هیچ نتیجه ای نگرفتم. میرم به یک واسطه مثل حاج آقا و ... بنا رو بر اعتماد میذارم و مراجعه میکنم و از ایشون میخوام بعدا هم خودم تحقیقات رو تکمیل میکنم که ان شاء الله یک نتیجه ای حاصل شد.

و اما من تاکنون معتقد بودم که دختران مذهبی دیده نمیشن و ... دختران مذهبی دیده میشن. ولی در بین این 70 هشتاد درصد دختران امروزی مانتویی با حجاب یا بی حجاب و ... که مانند عروسک خودشون رو درست میکنن، اینها کمتر دیده میشن. و باز مشکلی در دیده شدن نیست. دیده میشن اما چون راه رو برای اینکه پسر بهشون پیشنهاد بده باز نمیذارن و پسرهای این تیپی هم که نمیرن سراغ این کار پس فکر کنم همون واسطه بهتر باشه.

اما پیشنهادم به این خانم ها هم این هست که کمی نرمش نشون داده و اگر یک بار یک پسر واقعا موجه و محترم به اونها مراجعه کرد. دست و پای خودشون رو گم نکن یا نگن در خیابان هست و فلان. حداقل کاری که بکنن این هست که بهش فحش ندن یا رفتاری نکنن که طرف بیخیال بشه یا کلا دلش شکسته بشه. حداقل یک پاسخ محترمانه بدن. ترس هم نداشته باشن. وایسن. پاسخ محترمانه. و خداحافظ و شب بخیر.

پس ان شاء الله میرم سراغ واسطه و دختر مورد نظر پیدا میشه (حداقل از بحث ظاهر حجاب در درجه اول)

و اما بعد از اینکه دختر رو پیدا کردم. حالا میرسیم به سوال دومم:

سوال دوم این بود که من که یک پسر مذهبی هستم. اهل ورزش. خوش اندام و خوش تیپ اما ساده پوش (لباس های نوشته دار و گردنبند ندارم) اما ساعت گرانقیمت. کمربند شخصیتی و گرانفیمت و شلوار کتان ساده و تیشرت یا پیراهن. لباس های رنگ شاد اما ساده و زیبا. اصلاح صورت با تیغ. (همیشه). موهای گوش و بینی و ... همه تراشیده و مرتب و تمیز. عطر و ادکلن و ... که از نوجوانی کار کردم و درآمد داشتم و تن پرور و بیخیال نبودم و فقط به فکر جیب بابا و کمک های ماورایی نبودم.

خودم دوست داشتم کار کنم و درآمد کسب کنم اما هیچ پس اندازی تا حالا نداشتم چون نیازی نمیدیدم که پس انداز کنم چون به فکر ازدواج نبودم و همه پولهام رو خرج خرید وسایل لاکچپری و گرانقیمت و خرید و فروش ها و تنوع در خرید لوازم و هزینه برای سفر کوه نوردی و تفریحات کاملا سالم خرج میکردم. هرگز حتی در یک جشن تولد هم شرکت نکردم. چه برسه به پارتی. حالم از مشروب بهم میخوره و هرگز حتی یک قطره هم نخوردم و اهل سیگار و دود و دم نیستم و با اینکه بچه طلاق بودم و کلی مشکلات روحی فشار عصبی داشتم هرگز به سمت اعتماد حتی یک بار و یک پک هم نرفتم و ...

اگر یک دختر رو ببینم سرم رو نمیندازم پایین. ولی نگاه خیره و پایین بالایی ندارم و چشم چران نیستم. اما اگر حرف بزنم هم راحت و با اعتماد به نفس و سینه سپر و سر بالا حرف میزنم. دارم توضیح میدم که من رو تصویرسازی کنید در ذهن که فکر کنید همچین کسی اومده خواستگاری شما. دارم از خودم تعریف نمیکنم. :-)

اما اصلا با دخترهای جلف نمیتونم درست سلام و علیک کنم و ببینم اگه دارن شیطنت میکنن و بخوان راحت و خنده های آنچنانی کنن. من نمیگم چنین آدمهایی بد هستن. من باهشون راحت نیستم و از چهارچوب خارج نمیشم. البته چندین سال هست که به دلیل کار خانگی و همچنین شرکتی مردانه ام اصلا با دختران همین رابطه عادی و برخوردهای اجتماعی رایج در اجتماع برای خرید و فروش و ... هم ندارم که اصلا بخواد چنین اتفاقی بیوفته.

دوست دختر نداشتم و ندارم و نخواهم داشت و هرگز این مورد رو نمیپسندم و ... اما فقط میخوام زمانی که میرم خواستگاری یک دختر فرشته چادری واقعی و مذهبی. میخوام صادقانه به ایشون بگم که منِ پسر اگه مثلا یک کالا بودم و میخواستم خودم رو به شما دختر خانم بفروشم و قرار بود که مزیت های خودم رو بهت بگم.

همین چیزها رو بهت میگفتم و انصافا چیز دیگه ای برای عرضه به شما ندارم. آیا با من ازدواج میکنی؟ با این چند شرطی که میخوام بگم؟ مهریه 5 سکه. شرط تنصیف دارایی رو امضا نمیکنم و عروسی مون رو یکم کوچکتر بگیریم. فیلمبردار میاد. تالار رو میگریم. همه کارهای عروسی رو انجام میدیم. فقط شما عروس پوشیده باش و باحجاب. فقط فامیل هایی که 2000 ساله اونها رو ندیدیم و هرگز هم دیگه نخواهیم دید! رو در عروسی دعوت نکنیم.

من که هیچ فامیل زیادی ندارم و شما به جاش یه مقدار فقط از اون فامیل های خیلی دور کمتر کن. عروسی بگیریم. ولی نه به عرف کار داشته باشیم، نه به حرف مردم. یکم ارزونتر و ساده ترش کنیم. نه به خاطر پول و اینکه پولش رو نداشته باشم چون اگه من هم نخوام از درآمد خودم پرداخت بکنم. پدرم وضع والیش خوبه و به عنوان هدیه ازدواج یک عروسی رو خودش کاملا برعهده میگریه.

ولی یه مقدار تالار کوچکتر و جشن خیلی ساده و زمانش کمتر و سرعت بیشتر و فکر کردن به تجملات و چیزهای بیخودی کمتر. فقط یک جشن ساده و سریع. که اون هم اگه شما نخواید به جاش میریم مسافرت و ... اگر شما بخواید من هیچ مخالفتی ندارم جشن رو میگریم. طلا خرید بکنیم. ولی سرویس و از پایین تا بالا طلا نه. دو تا حلقه خوب مثلا در حد 2 میلیون تومن. 1 میلیون برای من 1 میلیون برای شما که گرمش کم هم نیست و خیلی حلقه های خوبی میشن و ... آیا با من ازدواج میکنید؟ من هم از شما هیچ جهیزیه ای نمیخوام چون اصلا شما نباید جهیزیه بیاری. اصلا چیزی به نام جهیزیه وجود نداره. این رسوم من درآوردی هست و همونطوری که من برای خودم مهریه بالا رو قبول ندارم. شما هم نیاز نیست جهیزیه ای بیاری. هر کاری که دوست داری در این زمینه انجام بده من نظرم فقط اینه که نه سرکوفت میزنم و نه میگم کم و زیاده و نه حتی یک بشقاب ازت میخوام.

اما پاسخی که گرفتم متاسفانه حتی از سمت برخی دختران چادری و مذهبی حاضر در اینجا. این بود که چرا شرط تنصیف دارایی رو بیشتر نمیکنید؟ چرا مهریه رو بیشتر نمیکنید؟ یعنی هم میخواستن که مهریه بیشتر باشه و هم تنصیف دارایی! بعد من پاسخ میدادم که یا مهریه بالاتر. یا تنظیف دارایی بدون مهریه یا نهایتا 5 سکه. چون اول اینکه مهریه برای خرید و فروش نیست. دوم اینکه فلسفه مهریه این نیست که پشتوانه ای باشد برای زن که حتی بعد از طلاق هم حقوق مادم العمر محسوب بشه یا اینکه باعث بشه زن خانه کرایه کنه و ... و اینکه همونقدری که امکان بد درآمد مرد بعد از ازدواج وجود داره، امکان بد در آمدن زن هم بعد از ازدواج وجود داره. پس همونطوری که زن تضمینی در این زمینه امضا نمیکنن. من هم حداقل تضمین مالی تنصیف دارایی رو از همون ابتدا امضا نمیکنم. ولی نه اینکه به ایشون بی اعتماد باشم. اساس ازدواج کمی با ریسک و با اعتماد زیاد هست.

صحبت هایی هم از حقوق دیگران زنان شد مانند حق اشتغال و طلاق و ... و توضیحی که من به این موارد دادم. بعد هم من از حق 4 زن گرفتن مرد گفتم. یا دست کم صیغه کردن هر تعداد زنی که بخوان. اما متاسفانه دختران اینجا به هیچ وجه چنین چیزی براشون قابل قبول نبود و اینجا نه اسلام رو قبول داشتن نه ... و میگفتند که به هیچ وجه این قابل قبول نیست. اما همونطوری که زن حقوقی دارد. مرد هم حقوقی دارد. ضمن اینکه طبق اسلام مرد میتونه 4 زن بگیره یا هر تعدادی که خواست صیغه کنه. اما زن نمیتونه و زن حق طلاق رو نداره و تنصیف دارایی در اسلام تعریف نشده و یک شرط من درآوردی هست. پس فکر نمکینم که فقط امضا نکردن یک بند تنصیف دارایی انقدر به حقوق زن توهین کرده باشه و انقدر به نفع مرد شده باشه. من که صرفا از مطرح کردن این مورد این هدفم بود که ببینم زنم من رو برای خودم انتخاب میکنه یا اینکه چون بهش تضمین حداقل مالی داده شده قبول میکنه.

و گفتم که دختر و پسر هر دو نیازهای جنسی دارن، عاطفی و روحی. من با دختر ازدواج میکنم و دختر هم با من. من به اون نیاز دارم و اون هم به من. پس چرا باید فقط دختر شرط بذارن و من اجرا و امضا کنم. ما نیازهای هم رو برطرف میکنم. پس دلیل نمیشه که شروط فقط از سمت دختر باشه. من هم میخوام شروطی داشته باشم. و این حق من هست. زندگی مشترک هست. نه زندگی جداگانه و مستقل!

به هر حال من که فکر کردم. گفتم حالا که اینطوری. حالا که دختران چادری و مذهبی هم فقط در برخی مسائل اسلام رو قبول دارن. حالا که قبول دارن باید مهریه گرفته بشه. و قبول دارن که طبق اسلام برای ازدواج اذن پدر و صیغه نیاز هست. اما قبول ندارن که الگوشون هم فاطمه زهرا باشه. اما قبول ندارن که در اسلام مهریه به عنوان سکه در نظر گرفته نشده. اما قبول ندارن که میزان مهریه باید از سمت مرد هم مشخص بشه و هدیه ای هست از جانب مرد به زن و هدیه گیرنده هرگز هدیه رو تعیین نمیکنه. بلکه یا هدیه دهنده تعیین میکنه یا اینکه به هدیه دهنده پیشنهاد میده و هدیه دهنده هم باید این رو پذیره و ... به هر جهت نمیخوام انقدر از مواضع خودم سریع کنار برم. اما اگر ببینم که شرایط به این گونه هست و به وقتی مرد اون بند رو امضا نکنه اتفاقا باید مرد رو ستایش کنن به خاطر اینکه نخونده امضا نمیکنه و خیلی با عقل هست و حقش هست که امضا کنه یا نکنه. برخلافش بهش تهمت میزنن که این شیله پیله داره. شیشه خرده داره. مشکلی تو کارش هست. چرا نمیخواد امضا کنه و ... و دیگه کاری به تمام صفات و ویژگی های خوب اون ندارن. بلکه فقط پول مهم هست. فقط! حتی برای دخترا مذهبی و چادری. حالا که اسلام راهی شده برای کاسبی کردن و هر کَسی هر چیزی که فقط دوست داره رو از اسلام برداشت و به نفع خودش استفاده میکنه. البته که دخترا چادری و مذهبی واقعی با حیا هستن و خیلی ارزشمند. اما حالا که دیدم اینطوری هست.

اگر ببینم دختری ظاهرش خوب هست و قیافه زیبایی داره. با حجاب هست و برخی از موارد مذهبی رو هم داره (میدونید چرا گفتم برخی؟) به خاطر اینکه هیچکدام تمامش رو قبول ندارن و همه پول پرست هستن و همه اون چیزی که از اسلام صرف داره برای خودشون رو قببول دارن و قبول ندارن که مهریه بالا اسلامی نیست. قبول ندارن که تنصیف دارایی در اسلام نیست. قبول ندارن که مرد 4 تا زن بگیره یا بینهایت صیغه کنه و ...

به هر جهت من اگر چنین دختر خوبی با این مشخصات پیدا کنم. حاضرم نهایتا 5 سکه عندالمطالبه و باقی اون تا 14 سکه رو عندالاستطاعه قرار بدم. یعنی 5 سکه عندالمطالبه. و 9 سکه هم عندالاستطاعه. و شرط تنصیف دارایی و تمام شروط ضمن عقد و سند ازدواج رو امضا میکنم همونطوری که با قوانین بی عقلی و عرف مزخرف جامعه و ترکیب غربی شرغی و غیر اسلامی هست. اون رو هم به همون صورت دم میزنم به بی عقلی و مشکلی ندارم و امضاش میکنم.

اما نمیدونم حالا که به اینجا رسیدم چرا کمی سرم درد میکنه. نمیدونم که چرا کمی حالم بد شده. نمیدونم که چرا غمگین و ناراحت شدمو. نمیدونم که چرا دلم شکسته و احساس میکنم که خوبی های من هیچ اهمیتی نداره. نمیدونم که چرا دختر حالا با این شرایط هنور نمیکنه که زن من بشه. چون حالا پشتش گرمه و این براش مهم بوده و سایر موارد من براش اهمیتی نداشته و ... نمیدونم که چرا یکم دلگیر شدم.

به هر جهت تصمیم گرفتم که این کار رو انجام بدم. چون اگر بخوام خیلی هم سختگیر باشم و کمال گرا. باید بیشتر از این مجرد بمونم. که چون دوست ندارم بیشتر از این مجرد بمونم. کمی هم انعطاف میدم. اما دختران ایجا. دقت کنید که همونطوری که من رو به هزار و یک چیز متهم کردید. همونطوری که دلم رو درد آوردید و شکوندید. من همونی هستم که به من تهمت زدید که یک گیری تو کارم هست و کارم شک بر انگیزه که نمیخوام امضا کنم. اما بلاخره من فکر کردم. من تغییر کردم. من علارغم میل باطنی خودم قانع شدم. که به خاطر یک دختری که دستش دارم و ظاهر سالم و مذهبی و چادری داره. اما شما تغییر نکردید. شما هم قانع نشدید که کمی هم باید کوتاه بیاید و سر حرف های خودتون موندید و تاکید کردید. الان احساس پیروزی کنید. الان به خودتون ببالید و خوشحال باشید. الان احساس قدرت کنید و این پیروزی رو جشن بگیرید. مبارک شما باشه.

اما بدونید همین کارهای شما باعث تمایل بیشتر پسران به مجرد ماندن شده. همین کارهای شما باعث این میشه که مرد هوایی بشه و همیشه فکر کنه که زنم هنر نکرده که من رو قبول کرده. چون شرایط مالی رو نگاه کرده. چون ازم امضا و تعهد گرفته و ... چون همه چیز رو همونطوری که اون گفته و خواسته شده. همین کارها باعث ترویج ازدواج سفید در جامعه شده. همین کارهای شما باعث شده که قطعا ضررهای ازدواج نکردن بیشتر از همه به شما دختران برسه چون مرد از روابط نامشروع آسیب خیلی کمتری میبینه چون باردار نمیشه. چون بکارت نداره. چون توقع از حیا در مردها بیشتر هست از زن ها در جامعه و ... همیشه اینطور بوده و خواهد بود. دخترها دو ویژگی دارن که در مردها هرگز دیده نمیشه. 1. دخترها به خودش ضربه میزنن و دوست دارن خودشون رو به خاطر غرور نابود کنن. 2. دخترها به هم جنس های خودشون رحم نمیکنن و به هم جنسهاشون هم ضرر میزنن.

و اما کمی عینک بدبینی رو از صورتتون بردارید شاید بتونید کمی خوشحال تر بشید. شاید آمار مراجعه شما به مراکز روانپزشکی و آمار بالای استفاده از قرص های اعصاب و افسردگی و خودکشی در شما کمتر بشه. که فشارهای کمتری به مردان بیارید و باعث نشید که اونها اختلاس کنن و ... چون به دلیل اینکه زنها همیشه از مردها توقع مالی دارن. مردهای خوبی مثل من هم شاید کمی به خدشون نگاه کنن و کمی وسوسه شیطان در ذهنشون بیاد که بدون پول آنچانی کسی برای من ارزش قائل نیست. حتی همسرم! پس بد نیست کمی هم به نزول و اختلاس و درآمدهای حرام فکر کنم. بعد میگن مردها خلاف کارهای بیشتر دارن. آیا متوجه دلیل این قضیه شدید؟ که اگر نگیم تمام به خاطر این هست. درصد زیادی از این موضوع هست و ناشی میشه.

و این رو هم بگم که به خدا اگر مردی شما گفتید 500 سکه، اون گفت نه 2000 سکه! جنتلمن و باکلاس و دوستدار شما نیست. چه بسیارند از همین مردهایی که 10 برابر سکه به نام زن کرده تا اعتماد اون رو جلب کنن و زن رو مست کنن و عاشق خودشون. اما همین که زنشون کمی جذابیت هاش رو از دست داد و یک پچه آورد و پیرتر شد. همین مردهایی که 2000 تا مهر کردند و سند ازدواج رو تند تند امضا کردن و حتی یک سوال از زن نپرسیدن و هر چیزی که زن گفت، اونها گفتند چشم. باشه، من نوکر تو هستم. هوایی میشن. و خیلی از اوقات حتی شما خانم ها متوجه نمیشید و خیلی از اوقات هم که متوجه میشید. وقتی میبینید که مرد جواب محبت های شما رو اینطوری داده. و خوبی هایی که به اون کردید. خودتون میگید مهرم حلال. جونم آزاد و ...

و بر فرض اینکه مهریه رو هم گرفتید. آیا این مهریه و طلا و جواهر زخم های روحی شما رو درمان خواهد کرد؟ آیا شما در این حالت خوشبخت و سعادتمند هستید و خواهید شد؟

بنابراین من تصمیم تغییر کرد و امضا میکنم و صحبتی در این رابطه با زنم نمیکنم و منتی نمیذارم. اما نمیدونم که چرا احساس میکنم که اونطوری که میخواستم خودم رو فدای زنم بکنم. و اونقدری که فکر میکردم نوکریشون میکنم و خودم رو به پاش میذارم و دیوانه وار دوستش خواهم داشت و دستش رو میبوسم و مدام نوازشش میکنم که چقدر هم منت گذاشته و محبت کرده که با من ازدواج کرده. الان کمی از این احساساتم کم شده. احساس میکنم الان خیلی با احساسات کمتر ازدواج میکنم و عشق کمتر. اما نه اینکه الان هم منم برم از حقم استفاده کنم و صیغه کنم. منم برای دنبال 4 تا زن و ... نه اصلا این کار رو نمیکنم. من در جوانی و مجردی و با این همه فشار دوست دختر هم نگرفتم. به خاطر خودم این کار رو نمکینم. کاری به زنم ندارم. دیگه بسه. دلم گرفت. نمیتونم بیش از این تایپ کنم.

یک صحبت هم با شما پسرها دارم. من که این سبک زندگی رو انتخاب کردم و نمیتونم الان دیگه بعد از این همه پاکی برم سراغ دوست دختر. میخوام ازدواج کنم. کمی هم از شروطم کوتاه میام. ولی شما اگر توسنتید با وجدانتون کنار بیاید. برید حتی دنبال مال حرام. اینطوری همه شما رو قبول خواهند داشت و بهتون احترام مذارن. اگه همسر شما گفت 5 سکه. شما بگید 5000 سکه. اینطوری به اون خیلی ثابت میشه که دوستش دارید!

ولی من نهایت چیزی که انجام میدم این هست که 14 سکه با شرایطی که گفتم و اون بند لعنتی و کثیف رو هم امضا میکنم. باقی شرایطم رو هم گفتم. اگر قبول کردند ازدواج میکنم. اگر نکردند. ازدواج نمیکنم اصلا به جهنم.

فقط در مورد خوبی خودتون هم دختران عزیز انقدر به خودتون نبالید. حتی برای یک دختر چادری و مذهبی هم امکان رابطه جنسی پیش از ازدواج وجود داره و (برخی) این کار رو هم حالا به دلیل گول خوردن و نیازها و .. تجربه کردند. همنطوری که دقیقا برای یک پسر مذهبی این امکان وجود داره. میزان خیانت، اعتیاد به موارد و ... در زنان و مردان در برخی موارد کمتر و در برخی موارد بیشتر هست. پس انقدر بر سر مرد نزنین به خاطر اینکه امکان داره که مرد بد از آب در بیاد و از اونطرف برای خودتون رسوم و توقعات جدیدتر و بزگتر و بدتر بسازید. چون ممکن هست شما دخترها هم به همون اندازه و بعضا شاید هم بیشتر بد باشید و بد از آب در بیاید. (منظورم همه نیست)

پس سخنی هم با شما مردها و پسرها دارم. فکر نکنید که دختر ها خیلی ساده هستند و زیرآبی نمیرن. خیلی خوشبین نباشید چون گفتم که هر احتمالی برای دخترها هم وجود داره. من سوالی که دارم اینه که بعضی از پسرها میگن که ما یکی از خط قرمزهامون اینه که میخوایم زنمون قبل از ازدواج هیچ رابطه ای نداشته باشه! چجوری میخواید اینو بفهمید اگر یک بار باشه اگر دو بار باشه!؟ چطوری میخواید بفهمید اگر دانشگاه راه دور باشه و اونورها این کار رو کرده باشه و از راه نامتعارف و ... که شما هم متوجه نشید در تحقیقات و ...

نه تهمت هست و نه ... دارم فقط حقیقت رو میگم. هم برای زن ممکن هست هم مرد. هم دختر و هم پسر. پس لطفا شما هم اگر دیدید که شروط مزخرف در خواستگاری برای شما گذاشته شد. همه رو نپذیرید. به خاطر خدا هم که شده چهار بار شما اخم کنید و بدون بی احترامی و حتی زدن یک کلمه حرف و بدون توجه به جمع و استرش و فشار سنگین حاکم. پاشید بیاید بیرون. کفشتون رو بپوشید و برید پشت سرتون رو هم نگاه نکنید. بذارید خانواده ها با هم صحبت و خداحافظی کنند و اگر دلیل خواستند به خاطر رفتار شما هیچ چیزی نگید. بذارید مغزشون هنگ کنه. بذارید ناراحت بشن. بذارین قبح این مزخرفات و رسوم و قوانین غلط بشکنه. بذارید که با رفتارتون هم یک درسی داده باشید. بذارید زنها همیشه بر مردها منت نذارن و مرد عاشق زن بشه و زن هم عاشق زن. بذارید الکی کلاس بیخودی و در ظاهر باقی نمونه. دخترها هم همونقدر به پسرها نیاز دارن. هر چند که نگهداری برای پسر خیلی سخت هست. اما دختر ها از 9 سالگی به پسرها نیاز دارن و این همه سال خودشون رو در فشار نگه داشتن. الکی کلاس گذاشتن ها رو نبینید و نپذیرید. بذارید که کمی برابرتر بشه.

من نه خشمی نسبت به دخترها پیدا کردم و نه ازشون بدم اومده و ... بلکه من تصمیم گرفتم که برم و پشیمون نشدم از مسیرم و میخوام ازدواج بکنم. هنوز هم میخوام و معیارهام همونه. فقط الان شوق و عشقم کمتره. و کمتر احساس میکنم که دوست دارم نوکری زنم رو بکنم و براش فرش قرمز پهن کنم و الان فقط در چهارچوب چیزهایی که باید انجام بشه انجام میدم. الان دیگه نمیرم روایات پیامبر رو اجرا کنم و زنم رو لوس کنم و براش لقمه بگیرم و بذارم دهنش. هرچند که محبت میکنم و دوستش خواهم داشت. اما مگر این دخترها بنا بر روایات امامان و پیامبران از مهریه سنگین و بسیاری از موارد دیگه چشم پوشی کردن که من تماما بر مبنای روایات پیش برم.

الان میتونم کمی خشمگینتر باشم. الان همون روابطمون هست اما با عشق کمتر اما در چهارچوب قانون. اما با نازکشیدن کمتر. دیگه مانند قبل نمیخوام اونقدر ناز زنم رو بکشم و اونقدر محبت بیش از حد بکنم. دعوا هم نمیگرم و باز هم باهاش خوبم و محبت خواهم کرد. اما نه مثل سابق. بذارید اون هم محبتش رو کم کنه.

اعتراف میکنم که کمی بددل تر شدم. اعتراف میکنم که قبلا احساس قدرت میکردم. اما حالا احساس ناتوانی. دختر خانم ها اگر میخواید شوهر شما با شما مانند ملکه ها رفتار کنه. شما هم طوری با شوهرتون رفتار کنید که احساس قدرت کنه. مرد دوست نداره احساس ضعف بهش دست بده. احساس میکنم تمام انرژی ای که از ورزش بدست آورده بودم رو از دست دادم. الان احساس قدرت ندارم. الان احساس پادشاهی و احترام به خودم نمیکنم. به خاطر همین نمیتونم با زنم مثل ملکه ها رفتار کنم. عیبی نداره. باز هم حداقل با عرف جامعه فاصله زیادی دارم و به هیچ وجه باز هم حاضر نخواهم شد که با بی عقلی ها و بی منطقی های جامعه پیش برم. الان هم درسته که مهریه بیشتر میگریم و اون بند رو هم امضا میکنم. اما الان من اون مرد محبت کن و ناز کش و دیوانه همسر نیستم و الان کمی متقاوت شدم. قبل نگاه پاکتری نسبت به خانم ها داشتم و به خاطر همین دوست داشتم فداشون بشم و مثل ملکه ها باهاشون رفتار کنم. الان که میبینم دیدگاهاشون چطوری هست. یه مقدار از اون توهمات خودم بیرون اومدم.

باز هم تکرار میکنم که مادرم من رو در حدود 5 سالگی رها کرد. پس پسرها، پسرهایی که حتی بعضا با من مخالفت کردید و مثلا جو روشنفکری گرفتید و به نفع خانم ها صحبت کردید. همونطوری که احتمالش هست که شما بد از آب در بیاید و ذات تون خراب باشه. احتما داره که زن شما هم بد از اب در بیاد و ذات شون خراب باشه. پس انقدر لیلی به لالا نذارید و انقدر هر چه گفتند رو قبول نکنید و انقدر فکر نکنید که چه چیزی گیرتون اومده و سرتون منت گذاشتن. شما هم ارزشمندید و زنها هم همونقدری که شما نیاز دارید. به شما نیاز دارند. یا علی.

خدا حافظ دوستان. در آخر اگر بی احترامی ای کردم. اگر بی دقتی ای کردم. اگر خدایی نکرده حرفی زدم که شما ناراحت بشید. لطفا من رو ببخشید.


مردم در مورد این موضوع (۷۷) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید
↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۵۳ مطلب)

این مطلب برای شما مفید بود؟ بله خیر