خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۱۲ مطلب با موضوع «مطالب کاربران :: مطالب محمد علوی» ثبت شده است

حدیث انتخاباتی نداریم

سلام
هم در اسفند 94 که مقارن انتخابات مجلسین شورای اسلامی و خبرگان رهبری بود هم الان که مقارن انتخابات ریاست‌ جمهوری است به وفور و کرات متنی به عنوان حدیث انتخاباتی در گروه‌ها دست به دست می‌چرخد که همچین حدیثی  صحت ندارد.
در حقیقت این متن  ترجمه‌ی بسیار ناشیانه‌ای از روایتی در باب اختلاف حدیث هست که در نزد علما و فقهاء به  مقبوله‌ی عمر بن حنظلة شهرت دارد که اصالتاً در باب قضاوت و شرایط قاضی کاربرد دارد؛ اما برخی از علما از این روایت به عنوان یکی از دلایل اثبات ولایت فقیه نیز بهره‌ می‌برند. متنی که در سایت‌ها و گروه‌ها به وفور مشاهده می‌شود به قرار زیر است:
✅ حدیث انتخاباتی
🔹شخصی از امام صادق(ع) پرسید:بین دو حاکم درتردیدم چه کنم؟
◀️امام فرمود:
- عادل ، صادق ، فقیه و با تقواترین را انتخاب کن
- اگر به تشخیص نرسیدی؟ ببین افراد متدین به کدام متمایلند؟
- اگر نفهمیدی؟
- بنگر مخالفان آیین ما کدام را بیشتر می پسندد او را کنار بگذار و ببین کدام بیشتر خشمگینشان میکند او را برگزین.
متن کامل این حدیث نسبتاً مفصل به همراه ترجمه‌ی آن در سایت‌های زیادی قابل دسترسی است.
اما  اشکالات این متن:

موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مطالب محمد علوی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۶۵
    • پنجشنبه ۷ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۲۵

    فرق ازدواج موقت مشروط با دوستی های دختر و پسر چیه؟

    سلام

    هممون میدونیم امروزه پدیده دوستی های دختر و پسر خیلی رایجه. اگه یه زمانی مثلاً این امر فقط تو دانشگاه ها بود امروزه به دبیرستان و حتی راهنمایی کشیده شده. اگه یه زمانی مخصوص شهرای بزرگ بود امروزه در کل کشور حتی روستاها احتمالاً این پدیده کشیده شده و کاملاً رایج شده.

    در خیلی از اینطور موارد هم خانواده ها مطلعن و نه تنها مخالفتی با این امر ندارن بلکه در خیلی از موارد افتخار هم میکنن که بله دخترمون اجتماعیه ،  پسرمون اجتماعیه دوست داره روابط عمومی بالایی داره و ... .

    حالا اصل سوال من اینه که خب شما دختر خانم و آقا پسری که میخواید با هم باشید ، برید بیرون ، گردش ، تفریح ، سینما برید ، پارک برید با هم حرفای عاشقانه بزنید دست همو بگیرید احتمالاً همدیگرو بغل بکنید به همدیگه ماچ بدید و ... .

    خب خدا هم به این امر راضیه که این کارا رو بکنید و تنها راضیه که تشویقتون هم میکنه که این کارا رو بکنید و به نیاز طبیعی تون پاسخ بدید. خب همین کارا رو در قالب شرعی چرا انجام نمیدید؟ منظورم ازدواج موقت هست.

    یعنی چرا شما آقا پسر و دختر خانم هر کدوم یه جمله نمیخونید که به هم محرم بشید تا تمام این کارهایی که میکنید بیرون رفتن ها، سینما رفتن ها، رستوران رفتن ها، دست همدیگرو گرفتن ها، حرفای عاشقانه زدن ها، همدیگرو بغل کردن ها و ... همه ی اینها نه تنها حلال بشه که براتون ثواب هم بنویسند.

    واقعاً چه فرقی هست بین ازدواج موقت و این نوع دوستی که همه از ازدواج موقت فراری هستند اما مخالفتی با این دوستی ها ندارند؟!

    موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه , مطالب محمد علوی ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۶۱۸
    • شنبه ۱۹ فروردين ۹۶ - ۲۱:۴۵

    فقط از قرآن برایم اثبات کن

    سلام

    گاهی اوقات برخی از مردم وقتی بحثی دینی می‌کنند و از متخصص امر دین طلب سند و مدرک می‌کنند می‌گویند فقط از قرآن برایم اثبات کن فلان مطلب را. من کاری به روایات ندارم.

    👈👈در نقد این این طرز تفکر باید گفت:👇👇👇

    1- 👈اولاً شیعه کتاب و سنت را هر دو به عنوان منبع دین دارد نه فقط قرآن. سنت یعنی روایات صادره از رسول‌الله(ص) و اهل‌البیت(ع) نیز به مانند قرآن جزء منبع دین است و حجت است. آن فرد دیگری بود که گفت  حسبنا کتاب الله

    2- 👈ثانیاً خود قرآن دستور به رجوع به رسول‌الله (ص) و اهل‌ البیت (ع) داده است. پس حتی اگر برای کسی فقط قرآن سند و مدرک باشد؛ طبق دستور خود همین قرآن باید به سنت نیز رجوع کند.

    3️- 👈ثالثاً آن افرادی که این انتظار را دارند که فقط از قرآن مطالب دینی برای‌شان اثبات شود؛ این انتظار هم دارند که تمامی مطالب به شکل کاملاً واضح و شفاف و صریح در قرآن آمده باشد به شکلی که هر بی‌سواد و باسوادی بتواند هر مطلبی می‌خواهد بی هیچ‌ زحمتی از قرآن استخراج کند. در صورتی که خود همین قرآن نیز خیلی مسائلی که بیان کرده است؛ به شکلی بیان نکرده که بی‌نیاز از هر گونه دقت و استدلال و استنباطی باشد و واضح و شفاف و صریح آمده باشد.

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مطالب محمد علوی ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۴۷
    • جمعه ۴ فروردين ۹۶ - ۲۱:۱۰

    دلیل وجود مشکلات و ناملایمت ها در زندگی چیست ؟

    سلام
    گاهی اوقات دیده میشود برخی مردم بخاطر وجود ناملایماتی که در زندگی‌ها وجود دارد عدل الهی را زیر سوال می‌برند؛ مثلاً میگویند چرا خدا فلانی را ناقص الخلقة خلق کرد است؟ چرا خدا فلان خانم را اینقدر فقیر قرار داده است که برای گذران زندگی‌اش مجبور به تن فروشی است؟ چرا فلان دختر اینقدر زشت است که هیچ پسری حاضر به ازدواج با او نیست؟ چرا فلان پسری همه صفات خوب و پسندیده را دارد فقط بخاطر اینکه پدرش معتاد است کسی حاضر به ازدواج با او نیست؟ و سوالات مشابه. و با این سوالات در واقع عدل الهی را زیر سوال می‌برند و میگویند این مسائل خلاف عدل است. در صورتی که این ناشی از جهان‌بینی غلطی است که ما داریم.

    ضمن اینکه دوستان را مجدداً به مطالعه‌ی پست بلا دیدن مومن در پست شماره 7501 در این لینک ( http://khbartar.blog.ir/post/7501 ) دعوت می‌کنم نکات زیر قابل بیان است.

    اولاً در تعریف عدل گفته شده است: « اعطاء کل ذی حق حقه» یعنی عدل این است که هر کسی هر حقی دارد به او داده شود. حال آیا ما مخلوقین حقی به گردن خداوند داریم که بگوییم ما فلان حق را داشتیم و خدا به ما نداده لذا خلاف عدل رفتار کرده ؟ خیر. احدی از مخلوقین هیچ حقی بر خداوند ندارد. اگر بدهد لطف کرده. اگر ندهد ظلمی نکرده.

    در ابتدای خطبه‌ی 216 نهج‌البلاغة نیز امیرالمومنین(ع) می‌فرمایند:
    «فَالْحَقُّ أَوْسَعُ الْأَشْیَاءِ فِی‏ التَّوَاصُفِ وَ أَضْیَقُهَا فِی التَّنَاصُفِ لَا یَجْرِی لِأَحَدٍ إِلَّا جَرَى عَلَیْهِ وَ لَا یَجْرِی عَلَیْهِ إِلَّا جَرَى لَهُ وَ لَوْ کَانَ لِأَحَدٍ أَنْ یَجْرِیَ لَهُ وَ لَا یَجْرِیَ عَلَیْهِ لَکَانَ ذَلِکَ خَالِصاً لِلَّهِ سُبْحَانَهُ دُونَ خَلْقِهِ لِقُدْرَتِهِ عَلَى عِبَادِهِ وَ لِعَدْلِهِ فِی کُلِّ مَا جَرَتْ عَلَیْهِ صُرُوفُ قَضَائِه‏»
    ترجمه: حقّ در عرصه وصف وسیع‏ترین اشیاء، و در مرحله انصاف تنگترین چیزهاست. کسى را بر دیگرى حقّى نیست جز اینکه آن دیگرى را بر او حقّى است. و حقّى از دیگرى بر عهده کسى نیست جز اینکه براى او بر گردن وى حقّى است. و اگر کسى را بر دیگرى حقّى ثابت است و آن کس را بر وى حقّى نباشد این حق فقط براى خداى سبحان است نه غیر او، به خاطر احاطه قدرتش بر بندگان، و عدالتش در تمام آنچه که فرمانش در آنها جارى است.

    پس می‌بینیم که خداوند نسبت به همه حق دارد اما احدی نسبت به خداوند حقی ندارد. پس نباید اعتراض کرد که خدایا چرا فلانی فقیر است؟ چرا فلانی همسر بدی نصیبش شده؟ چرا فلانی ناقص‌الخلقة است و ...
    این یک بعد از قضیه.

    ثانیاً از بعد دیگر ما باید بدانیم در این دنیا خداوند هیچ چیزی به هیچ کسی نداده است. هر چه هست فقط اسباب ابتلاء و امتحان بندگان است و بس. اما نحوه‌ی امتحان‌ها متفاوت است.

    یکی با فقر و نداری امتحان می‌شود؛ دیگری با ثروت بیش از اندازه امتحان می‌شود. یکی با پدر و مادر مومن و خوب و مهربان و ... امتحان می‌شود دیگری با پدر و مادر بی‌ایمان و بد اخلاق. یکی با سلامت امتحان می‌شود دیگری با بیماری. یکی با جسم سالم امتحان می‌شود یکی با جسم ناقص. امتحان یکی به این است که همسری ایده‌آل و از هر جهت شایسته و باب میلش نصیبش شود؛
    امتحان دیگری به این است که اراذل و اوباش یا عفریته‌ای نصیبش شود. امتحان یکی به این است که در عنفوان جوانی همسری نصیبش شود باب میلش و امتحان دیگری به این است که تا 40 سالگی فرضاً مجرد بماند و سپس همسری نصیبش شود و امتحان دیگری به این است که تا آخر عمر مجرد بماند. امتحان یکی به این است که در اولین خواستگاری‌ای که رفت موفق به ازدواج شود و امتحان دیگری به این است که در 20امین خواستگاری. و سایر مثالها. کلاً هر چه در این دنیا داریم و نداریم از خوب و بد همه و همه اسباب امتحان و ابتلاء بندگان است.

    پس نباید کسی اعتراض بکند چرا من فقیرم؟ نخیر امتحان تو به فقر است. یا نباید کسی اعتراض بکند که چرا فرزند من ناقص‌الخلقة هست فرضاً. خیر این امتحان تو و آن فرزند است که ناقص‌الخلقة باشد و مثالهای دیگری که می‌شود زد.

    24 اسفند 95 :

    دوستان عزیز ظاهراً پست بنده برخی ابهامات رو بوجود آورده که میخوام در این تکمله رفعش کنم.

    ابتدا عرض کرده بودم پست شماره 7501 در این لینک ( http://khbartar.blog.ir/post/7501 ) مجدداً مطالعه بشه چون برخی نکات هم اونجا بیان شده بود که به فهم بیشتر این مطلب کمک میکرد.

    اما عرایض بنده در این پست نافی تلاش افراد جهت بهبود اوضاع زندگی و حل مشکلات نبود. بله انسان در عین صبر کردن باید تلاش هم بکنه در جهت رفع مشکلات و موانع زندگی ش اصلاً دستور دین هست. افراد باید به همدیگه کمک بکنن و ... . اما در عین حال برخی مسائل حل شدنی نیست. فرضاً کسی که فلج مادرزاد هست خب هست دیگه ممکنه درمان هم نشه کردش. خب این باید صبر بکنه. و ... .
    همچنین دوستانی که گفتند این مطلب یعنی جبر گرایی این مطلب به معنی جبرگرایی نبود اما خب ما هم در تمام ابعاد و زوایا و مسائل زندگیمون اختیار نداریم دیگه. برخی مسائل جبر عالم خلقت هست.

    اما برخی عزیزانی که میگن معلومه نویسند نفسش از جای گرم بلند میشه و ... . اولاً به هر حال ما هم بی مشکل نبودیم هر چند شاید مشکلاتمون از برخیا کمتر باشه اما بی مشکل هم نبوده و نیستیم. ثانیاً حرف درست و استدلالی اینه که اینجا بیان شده. اگه فرضاً من نویسنده متن هم وقتی به مشکل بزرگی مبتلاء شدم این حرفا رو دیگه منکر بشم و شروع کنم به زمین و زمان فحش دادن اینجا منم مشکل دارم و معلومه این حرفا رو فقط بلد بودم بگم و علمشو داشتم اما به ایمان و باور قلبی برام نرسیده بود. این مطلب مهمیه که مطالب باید به ایمان و باور قلبی برامون برسه.


    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مطالب محمد علوی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۷۵
    • يكشنبه ۲۲ اسفند ۹۵ - ۲۱:۰۵

    توضیحاتی در مورد تعبد

    سلام به همه دوستان!

    پیرو پست 10024 که خانمی پرسیده بود علت حجاب موها رو درک نمیکنم تصمیم گرفتم این پست رو بنویسم تحت عنوان تعبد. اگه این بحث برای دوستان خوب و دقیق جا بیفته خیلی از مسائل و مشکلات و سوالاتی که برامون بوجود میاد حل میشه. البته خب بحث طولانیه که از دوستان تقاضا دارم حوصله کنن و کلش رو مطالعه کنند.

    احتمالاً برای دوستان تا حالا امثال این سوالات زیاد پیش اومده: چرا نماز باید بخونیم؟ چرا باید روزه بگیریم؟ چرا تو نماز خانم ها باید عقب تر از آقایون باشن؟ چرا حجاب بر خانم ها واجبه اما بر آقایون نه؟ چرا ارث زن نصف مرده؟ چرا مرد میتونه چند تا زن داشته باشه اما زن نمیتونه چند تا شوهر داشته باشه و ... جواب همه این سوالات در کلید واژه «تعبد» نهفته هست.

    اما حالا این تعبد چیه؟
    در مورد تعبد از زوایای مختلف میشه به قضیه نگاه بکنیم:

    از یه زاویه اینکه وقتی ثابت شد خدا خالق جهان و مالک کل جهان و قادر مطلق هست از طرف دیگه ثابت شده علم مطلق و حکیم مطلق هست و از طرف دیگه ثابت شد که هیچ کار خدا بی حکمت نیست که این مسائل رو باید در اصول اعتقادی حل بکنیم با استدلال و دلیل

    اون وقت میفهمیم احکام و دستورات خدا هم بی حکمت نیست و اگر به چیزی ما رو امر کرده یا از چیزی ما رو نهی کرده قطعا حکمت و مصلحتی درش بوده ولو اینکه ما اون حکمت و مصلحت رو ندونیم.

    از طرف دیگه خودمون هم وقتی به عقل خودمون رجوع میکنیم میفهمیم که برخی مسائل رو نمیدونیم. یعنی خود عقل میفهمه که برخی مسائل رو نمیفهمه.

    بذارید چند تا مثال برا شما بزنم:

    مثلا الان یکی از مسائل بسیار چالشی در دنیای غرب از حدود نیم قرن پیش به این طرف بحث سقط جنین هست؛ که بالاخره سقط جنین کار خوبی هست یا نه؟ و اینکه مردم حق داشته باشن سقط جنین بکنن یا نه؟

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مطالب محمد علوی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۸۲
    • دوشنبه ۴ بهمن ۹۵ - ۲۲:۴۰

    در مورد حدیث معروف خروج از ماه صفر

    سلام
    کم کم داریم به اواخر ماه صفر نزدیک می‌شویم. تا چند سال پیش به این ایام که می‌رسیدیم مذهبی‌ها و متدینین پیامکی را برای هم می‌فرستادند که محتوای پیامک حدیثی از پیامبر (ص) است که هر کسی مرا بخروج ماه صفر بشارت دهد من او را به بهشت بشارت می دهم.
    اما با مشاهده مجامع و منابع روایی خودمان متوجه می‌شویم که همچین حدیثی مطلقاً در منابع موجود نیست ولو حدیثی با سندی ضعیف. بلکه این پیامک اقتباسی ناشیانه و ناقص از یک حدیث نسبتاً مفصل بوده است که بخش مورد نظر حدیث این است: «فَمَنْ بَشَّرَنِی بِخُرُوجِ آذَارَ فَلَهُ الْجَنَّة»
    دوستان عزیز متن کامل حدیث در منابعی همچون معانی‌الأخبار ص 205 و علل‌الشرایع ج1 ص175 آمده است.
    خلاصه حدیث این است که این حدیث به اصطلاح علماء علم‌الحدیث قضیة فی الواقعة بوده است. یعنی یک حدیث موردی خاص بوده است و در شأن یک فرد خاص یعنی جناب ابوذر غفاری از صحابی جلیل‌القدر رسول‌الله(ص) ایراد شده است که رسول‌الله(ص) در قالب این بیان می‌خواستند به سایرین بفهمانند که جناب ابوذر یکی از اهل بهشت است.
    علاوه بر این بفرض هم که اینگونه نبود؛ پیامبر(ص) فرمودند بخروج آذار. آذار از ماههای رومی است و ماههای رومی نیز به لحاظ تعداد روزهای سال مانند سالهای شمسی و میلادی 365 روزه است. پس در هر سال هر ماه رومی با یکی از ماههای قمری مطابق می شود و اینگونه نیست که همیشه آذار با صفر مطابق باشد. در واقع ماه آذار از حدود یک هفته مانده به اول فروردین شروع می شود و تا یک هفته مانده به اردیبهشت ادامه دارد.
    با این مطلب هم خودمان آگاه شدیم؛ هم اینکه اگر امسال در گروه ها همچین حدیثی را مشاهده کردیم می‌توانیم دیگران را نیز آگاه کنیم.

    جهت عضویت در کانال کلیک بفرمائید:
     https://telegram.me/joinchat/A3ScEjz1VcXiflnayKJHrA
    موضوعات مرتبط: مطالب محمد علوی ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۳۸
    • يكشنبه ۷ آذر ۹۵ - ۲۲:۱۰

    حدیث جعلی در مورد نماز قضا در جمعه آخر ماه مبارک رمضان

    سلام

    متن زیر پارسال نیز نزدیک آخرین جمعه ماه مبارک رمضان در گروه ها دست به دست میشد و میچرخید. اما باید توجه کنیم که اصولاً همچین حدیثی در هیچ یک از منابع شیعه و سنی نداریم.

    حتی در فتاوای لجنه عربستان نیز استفتاء شده که در شهری در پاکستان مردم در آخرین جمعه ماه مبارک نمازی شبیه این نماز میخوانند به نیت نمازهای قضاء شده که آنها نیز پاسخ داده بودند اصولاً همچین نمازی نمیشناسیم.

    علاوه بر آن باید توجه کرد که از مسلمات دینی و شرعی هست و  فتاوای فقهاء نیز بر این امر دلالت دارد که نماز قضا تنها با خواندن و به جا آوردنش از ذمه انسان ساقط می گردد و هیچ راه و وسیله دیگری برای اسقاط این تکلیف وجود ندارد و روایات صحیح فراوانی بر این امر دلالت دارد .

    پس به فرض وجود همچین روایتی در منابع حتی چون مفادش خلاف مسلمات اسلامی است یا باید میگفتیم روایت جعلی است یا باید تأویل میکردیم مثلاً میگفتیم منظور این است که ثواب 50 سال نماز قضاء برای انسان نوشته میشود نه اینکه واقعاً این 2 رکعت نماز جای نماز فضاء باشد و کفایت از نمازهای قضاء شده باشد.

    " اگر نماز قضا دارید
    حضرت رسول اکرم (ص) فرمود:
    هر که نماز قضا بر ذمه اش باشد قبل از ظهر جمعه آخر ماه مبارک رمضان چهار رکعت نماز به دو سلام      (۲تا دو رکعتی) بخواند و در هر رکعت بعد از حمد یک مرتبه آیه الکرسی و پانزده مرتبه سوره ی کوثر را تلاوت نماید که دویست سال نماز قضا را کفایت می کند و روایت دیگر از آن حضرت چهار صد سال و روایت از حضرت امیرالمومنین ششصد سال و از حضرت رسول سوال کردند مردم آخر الزمان بیش از صدسال عمر نمی کنند نماز قضاهای پدر و مادر و اقربای  او را کفایت می کند بعد از نماز این دعا را بخواند.
    بسم الله الرحمن الرحیم
    یا سامعَ الصَّوتِ یا ....
    "

    " محمد علوی "

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مطالب محمد علوی ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۱۸
    • دوشنبه ۷ تیر ۹۵ - ۱۴:۳۱

    لیلة الرغائب سند معتبری دارد ؟!

    سلام

    اولین شب جمعه ماه رجب به «لیلة الرغائب» یا «شب آروزها» معروف است و اعمال خاصی دارد بدین صورت که فرد اولین پنجشنبه را روزه میگیرد و ما بین نماز مغرب و عشاء 12 رکعت نماز با کیفیتی خاص اقامه می‌کند و سپس دعایی میخوانند و حوائج خویش را از خداوند متعال درخواست میکند.

    این اعمال که تا چند سال پیش رونق خاصی نداشت و شاید قلیلی از مردم که از این عمل مطلع بودند؛ آن را انجام میدادند؛ اما به مدد تبلیغات وسیع صدا و سیما این چند ساله این بحث «لیلة الرغائب» و بجا آوردن اعمالش رونق زیادی بین مردم علی الخصوص نسل جوان پیدا کرده است و تقریباً در تمامی مساجد و حسینیه ها و ... در شهرهای مختلف این اعمال بجا آورده میشود با شور و شوق خاصی.

    اما ببینیم این عمل به لحاظ سندیت تا چه میزان معتبر است؟

     ابتدا بخشی از صحبت‌های آیت‌الله مددی در درس خارج اصول در تاریخ 20/7/1390 را نقل می‌کنیم:

    «همین صلات لیلة الرغائب که باز هم سید بن طاووس این را نقل کرده؛ به عین این سند و متن -که اصلاً متن و سند هم مال آنها { یعنی اهل تسنّن } است- در کتاب موضوعات ابن جوزی {سنّی} آمده!!...

    اسمش را هم گذاشته‌اند شب آرزوها!! لیلة الرغائب! یک حدیثی است که آثار جعل از سر تا پای آن واضح است! خوب این چه درجه و قوت احتمالی برای آدم می‌آورد؟!...

    چون اهل سنّت که شما می‌دانید به چه وضعی نماز تراویح را می‌خوانند در ماه رمضان ! بعد از نماز تراویح، در طی سال، شب جمعه اول ماه رجب در مساجد جمع می‌شوند و این نماز لیلة الرغائب را می‌خوانند؛ یعنی لیلة الرغائب از لیالی مشهوره اهل سنّت بعد از تراویح است!! تراویح، درجه اوّل! به خاطر همین حدیث جعلی و لیلة الرغائب، درجه دوم!!...»

    سخنان آیت‌الله مددی را از اینجا دانلود کنید:

     

     

     

     

     

    اما توضیح بیشتر:

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مطالب محمد علوی ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۸۵
    • دوشنبه ۲۳ فروردين ۹۵ - ۲۱:۲۳

    شرف الشمس از آداب ابتکاری و سلیقه ای افراد خاصی است

    سلام

    احتمالاً دوستان عزیز در گروه های مذهبی در این چند روزه به این پیام زیاد برخورد کرده اند:

    ۱۹ فروردین از ۱۱ صبح تا ۱۱ شب، شرف الشمس است و خورشید در بالاترین نقطه ی آسمان قرار می گیرد که حاجت ها بر آورده می شود.

    سوره شمس را بخوانید و آخر هر آیه بگویید یا شمس الشموس و یا انیس النفوس ادرکنی به نمک یا آب فوت کنید و بخورید. به دوستانتان نیز اطلاع دهید.

    همچنین در این روز در انگشتر فروشی ها روی سنگ عقیق زرد رنگ در ساعت خاصی عبارات خاصی را حک میکنند ( معروف به شرف الشمس ) که قائل به این هستند که این عبارت اثرات و برکات خاصی را دارد.

    اما در مورد این عبارت باید دانست:

    اینکه سوره شمس را بخوانیم خیلی خوب است. در هر زمانی و به هر تعدادی که بتوانیم بخوانیم خوب است ولی این امر ربطی به ۱۹ فروردین ندارد و به ساعت خاصی از این روز هم مربوط نیست و به طور کلی آداب شرف الشمس در منابع معتبر حدیث نیامده است.

    حتى یک حدیث ضعیف السند هم در کتب قدیم حدیث نداریم که این آداب را توصیه کرده باشد اما متاسفانه در سایتهای فارسی مطالب بی سند درباره آن فراوان است.

    موضوع شرف الشمس از  آداب ابتکاری و سلیقه ای افراد خاصی است و ربطی به دین ندارد و نباید طوری قلمداد شود که مثلا خداوند یا معصومین (ع) توصیه فرموده اند که برای برآورده شدن حاجات در روز ۱۹ فروردین آداب خاصی انجام شود.

    همچنین باید بدانیم که برای برآورده شدن حاجات باید تلاش و مشورت کنیم و به وظایفمان متعهد باشیم و در کنار آن به کثرت دعا و صلوات و استغفار و صدقه مواظبت کنیم.

    در ضمن، ذکر “یا شمس الشموس” درباره خدای متعال توصیه نشده است و در ادبیات ادعیه اسلامی هیچگاه خداوند را با “شمس” قیاس نمی کنند زیرا که “لیس کمثله” شیء” است.

    در ادبیات ادعیه‌ی ما تاکید خاصی وجود دارد که خداوند متعال با خورشید که خدای آفتاب پرست ها است تشبیه نشده و ربط داده نشود.


    احتمالا ریشه اصلی آداب “شرف الشمس”  از ستاره پرستان و خورشید پرستانی که در بین النهرین و غیره زندکی می کردند اخذ شده است و بعدها افراد باسلیقه ای آن را با سوره “شمس” ربط داده اند و با ظاهری اسلامی نشر کرده اند تا به ما رسیده است.

    " محمد علوی "

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مطالب محمد علوی ,

  • ۵ موافق ۱ مخالف
  • ۱۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۵۱
    • جمعه ۲۰ فروردين ۹۵ - ۱۶:۲۰

    چرا هر چی مشکله باید برا ما باشه ؟

    سلام به همه دوستان

    تا حالا در پستا و کامنتای این وبلاگ و همچنین سایر جاها زیاد دیده شده که برخی افراد از اینکه خیلی مشکلات دارند اعم از مالی، مشکلات جسمی و مریضی، پدر و مادر و همسر بد و ... گله مند بودند و این گلایه ها حتی بعد اعتقادی هم بعضاً پیدا میکرد که مثلاً این چه خدایی که ما رو غرق در انواع و اقسام مشکلات خلق کرده یا چرا هر چی مشکله باید برا ما باشه و ظاهراً خدا اصلاً ما رو یادش رفته و ... .

    اما وقتی انسان وارد ادبیات دین بشه و نگاهی به آیات و روایات بندازه کاملاً دیدگاهش فرق میکنه. در آموزه های دینی ما و روایات ما مومن باید بلا ببینه و هر چی شخص مومن تر باشه بلاهاش هم بیشتره. پس اتفاقاً در خیلی از موارد چون خدا فلان بندشو دوس داره و به فکرشه براش هی بلا نازل میکنه.

    در روایات اینقدر بر بلا دیدن مومن تأکید شده که در روایتی داریم ملعون است کسی که 40 روز برش بگذره و هیچ مشکل و بلایی برش نازل نشه.

    البته ممکنه شما هم اینجا مثل روای این روایت تعجب کنید که خب یعنی چی؟ ممکنه ماها خیلی بیشتر از 40 روز هم بگذره بلا و مشکلی برامون نیاد. که خب در ادامه معصوم ع توضیح میدن اینکه آدم مثلاً دستش به درختی بخوره و یه خورده خراش برداه هم مصداق بلا هست یا همینکه انسان داره راه میره یه خورده پاش بلغزه و ممکنه مختصر دردی براش ایجاد بشه هم بلا هست یا حتی در این حد که انسان داره پولی رو میشماره می بینه کمه برای لحظاتی یه ناراحتی مختصری برش غلبه میکنه و دوباره میمشماره می بینه درسته همین ناراحتی مختصر چند لحظه ای هم بلا هست و دهها و صدها و هزاران مصداق دیگه.

    که خب در واقع اینجا معصوم ع میفرمان اگه کسی 40 روز برش بگذره و حتی در این حدود مختصر و کم هم بلا و مشکل و ناراحتی ای براش پیش نیاد واقعاً ملعونه.

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مطالب محمد علوی ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۴۹
    • سه شنبه ۳ فروردين ۹۵ - ۲۰:۳۳

    برو بالا