خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی





۱۰ مطلب با موضوع «مطالب کاربران :: مطالب محمد علوی» ثبت شده است

فقط از قرآن برایم اثبات کن

سلام

گاهی اوقات برخی از مردم وقتی بحثی دینی می‌کنند و از متخصص امر دین طلب سند و مدرک می‌کنند می‌گویند فقط از قرآن برایم اثبات کن فلان مطلب را. من کاری به روایات ندارم.

👈👈در نقد این این طرز تفکر باید گفت:👇👇👇

1- 👈اولاً شیعه کتاب و سنت را هر دو به عنوان منبع دین دارد نه فقط قرآن. سنت یعنی روایات صادره از رسول‌الله(ص) و اهل‌البیت(ع) نیز به مانند قرآن جزء منبع دین است و حجت است. آن فرد دیگری بود که گفت  حسبنا کتاب الله

2- 👈ثانیاً خود قرآن دستور به رجوع به رسول‌الله (ص) و اهل‌ البیت (ع) داده است. پس حتی اگر برای کسی فقط قرآن سند و مدرک باشد؛ طبق دستور خود همین قرآن باید به سنت نیز رجوع کند.

3️- 👈ثالثاً آن افرادی که این انتظار را دارند که فقط از قرآن مطالب دینی برای‌شان اثبات شود؛ این انتظار هم دارند که تمامی مطالب به شکل کاملاً واضح و شفاف و صریح در قرآن آمده باشد به شکلی که هر بی‌سواد و باسوادی بتواند هر مطلبی می‌خواهد بی هیچ‌ زحمتی از قرآن استخراج کند. در صورتی که خود همین قرآن نیز خیلی مسائلی که بیان کرده است؛ به شکلی بیان نکرده که بی‌نیاز از هر گونه دقت و استدلال و استنباطی باشد و واضح و شفاف و صریح آمده باشد.

موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مطالب محمد علوی ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۷۶
    • جمعه ۴ فروردين ۹۶ - ۲۱:۱۰

    دلیل وجود مشکلات و ناملایمت ها در زندگی چیست ؟

    سلام
    گاهی اوقات دیده میشود برخی مردم بخاطر وجود ناملایماتی که در زندگی‌ها وجود دارد عدل الهی را زیر سوال می‌برند؛ مثلاً میگویند چرا خدا فلانی را ناقص الخلقة خلق کرد است؟ چرا خدا فلان خانم را اینقدر فقیر قرار داده است که برای گذران زندگی‌اش مجبور به تن فروشی است؟ چرا فلان دختر اینقدر زشت است که هیچ پسری حاضر به ازدواج با او نیست؟ چرا فلان پسری همه صفات خوب و پسندیده را دارد فقط بخاطر اینکه پدرش معتاد است کسی حاضر به ازدواج با او نیست؟ و سوالات مشابه. و با این سوالات در واقع عدل الهی را زیر سوال می‌برند و میگویند این مسائل خلاف عدل است. در صورتی که این ناشی از جهان‌بینی غلطی است که ما داریم.

    ضمن اینکه دوستان را مجدداً به مطالعه‌ی پست بلا دیدن مومن در پست شماره 7501 در این لینک ( http://khbartar.blog.ir/post/7501 ) دعوت می‌کنم نکات زیر قابل بیان است.

    اولاً در تعریف عدل گفته شده است: « اعطاء کل ذی حق حقه» یعنی عدل این است که هر کسی هر حقی دارد به او داده شود. حال آیا ما مخلوقین حقی به گردن خداوند داریم که بگوییم ما فلان حق را داشتیم و خدا به ما نداده لذا خلاف عدل رفتار کرده ؟ خیر. احدی از مخلوقین هیچ حقی بر خداوند ندارد. اگر بدهد لطف کرده. اگر ندهد ظلمی نکرده.

    در ابتدای خطبه‌ی 216 نهج‌البلاغة نیز امیرالمومنین(ع) می‌فرمایند:
    «فَالْحَقُّ أَوْسَعُ الْأَشْیَاءِ فِی‏ التَّوَاصُفِ وَ أَضْیَقُهَا فِی التَّنَاصُفِ لَا یَجْرِی لِأَحَدٍ إِلَّا جَرَى عَلَیْهِ وَ لَا یَجْرِی عَلَیْهِ إِلَّا جَرَى لَهُ وَ لَوْ کَانَ لِأَحَدٍ أَنْ یَجْرِیَ لَهُ وَ لَا یَجْرِیَ عَلَیْهِ لَکَانَ ذَلِکَ خَالِصاً لِلَّهِ سُبْحَانَهُ دُونَ خَلْقِهِ لِقُدْرَتِهِ عَلَى عِبَادِهِ وَ لِعَدْلِهِ فِی کُلِّ مَا جَرَتْ عَلَیْهِ صُرُوفُ قَضَائِه‏»
    ترجمه: حقّ در عرصه وصف وسیع‏ترین اشیاء، و در مرحله انصاف تنگترین چیزهاست. کسى را بر دیگرى حقّى نیست جز اینکه آن دیگرى را بر او حقّى است. و حقّى از دیگرى بر عهده کسى نیست جز اینکه براى او بر گردن وى حقّى است. و اگر کسى را بر دیگرى حقّى ثابت است و آن کس را بر وى حقّى نباشد این حق فقط براى خداى سبحان است نه غیر او، به خاطر احاطه قدرتش بر بندگان، و عدالتش در تمام آنچه که فرمانش در آنها جارى است.

    پس می‌بینیم که خداوند نسبت به همه حق دارد اما احدی نسبت به خداوند حقی ندارد. پس نباید اعتراض کرد که خدایا چرا فلانی فقیر است؟ چرا فلانی همسر بدی نصیبش شده؟ چرا فلانی ناقص‌الخلقة است و ...
    این یک بعد از قضیه.

    ثانیاً از بعد دیگر ما باید بدانیم در این دنیا خداوند هیچ چیزی به هیچ کسی نداده است. هر چه هست فقط اسباب ابتلاء و امتحان بندگان است و بس. اما نحوه‌ی امتحان‌ها متفاوت است.

    یکی با فقر و نداری امتحان می‌شود؛ دیگری با ثروت بیش از اندازه امتحان می‌شود. یکی با پدر و مادر مومن و خوب و مهربان و ... امتحان می‌شود دیگری با پدر و مادر بی‌ایمان و بد اخلاق. یکی با سلامت امتحان می‌شود دیگری با بیماری. یکی با جسم سالم امتحان می‌شود یکی با جسم ناقص. امتحان یکی به این است که همسری ایده‌آل و از هر جهت شایسته و باب میلش نصیبش شود؛
    امتحان دیگری به این است که اراذل و اوباش یا عفریته‌ای نصیبش شود. امتحان یکی به این است که در عنفوان جوانی همسری نصیبش شود باب میلش و امتحان دیگری به این است که تا 40 سالگی فرضاً مجرد بماند و سپس همسری نصیبش شود و امتحان دیگری به این است که تا آخر عمر مجرد بماند. امتحان یکی به این است که در اولین خواستگاری‌ای که رفت موفق به ازدواج شود و امتحان دیگری به این است که در 20امین خواستگاری. و سایر مثالها. کلاً هر چه در این دنیا داریم و نداریم از خوب و بد همه و همه اسباب امتحان و ابتلاء بندگان است.

    پس نباید کسی اعتراض بکند چرا من فقیرم؟ نخیر امتحان تو به فقر است. یا نباید کسی اعتراض بکند که چرا فرزند من ناقص‌الخلقة هست فرضاً. خیر این امتحان تو و آن فرزند است که ناقص‌الخلقة باشد و مثالهای دیگری که می‌شود زد.

    24 اسفند 95 :

    دوستان عزیز ظاهراً پست بنده برخی ابهامات رو بوجود آورده که میخوام در این تکمله رفعش کنم.

    ابتدا عرض کرده بودم پست شماره 7501 در این لینک ( http://khbartar.blog.ir/post/7501 ) مجدداً مطالعه بشه چون برخی نکات هم اونجا بیان شده بود که به فهم بیشتر این مطلب کمک میکرد.

    اما عرایض بنده در این پست نافی تلاش افراد جهت بهبود اوضاع زندگی و حل مشکلات نبود. بله انسان در عین صبر کردن باید تلاش هم بکنه در جهت رفع مشکلات و موانع زندگی ش اصلاً دستور دین هست. افراد باید به همدیگه کمک بکنن و ... . اما در عین حال برخی مسائل حل شدنی نیست. فرضاً کسی که فلج مادرزاد هست خب هست دیگه ممکنه درمان هم نشه کردش. خب این باید صبر بکنه. و ... .
    همچنین دوستانی که گفتند این مطلب یعنی جبر گرایی این مطلب به معنی جبرگرایی نبود اما خب ما هم در تمام ابعاد و زوایا و مسائل زندگیمون اختیار نداریم دیگه. برخی مسائل جبر عالم خلقت هست.

    اما برخی عزیزانی که میگن معلومه نویسند نفسش از جای گرم بلند میشه و ... . اولاً به هر حال ما هم بی مشکل نبودیم هر چند شاید مشکلاتمون از برخیا کمتر باشه اما بی مشکل هم نبوده و نیستیم. ثانیاً حرف درست و استدلالی اینه که اینجا بیان شده. اگه فرضاً من نویسنده متن هم وقتی به مشکل بزرگی مبتلاء شدم این حرفا رو دیگه منکر بشم و شروع کنم به زمین و زمان فحش دادن اینجا منم مشکل دارم و معلومه این حرفا رو فقط بلد بودم بگم و علمشو داشتم اما به ایمان و باور قلبی برام نرسیده بود. این مطلب مهمیه که مطالب باید به ایمان و باور قلبی برامون برسه.


    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مطالب محمد علوی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۵۰
    • يكشنبه ۲۲ اسفند ۹۵ - ۲۱:۰۵

    توضیحاتی در مورد تعبد

    سلام به همه دوستان!

    پیرو پست 10024 که خانمی پرسیده بود علت حجاب موها رو درک نمیکنم تصمیم گرفتم این پست رو بنویسم تحت عنوان تعبد. اگه این بحث برای دوستان خوب و دقیق جا بیفته خیلی از مسائل و مشکلات و سوالاتی که برامون بوجود میاد حل میشه. البته خب بحث طولانیه که از دوستان تقاضا دارم حوصله کنن و کلش رو مطالعه کنند.

    احتمالاً برای دوستان تا حالا امثال این سوالات زیاد پیش اومده: چرا نماز باید بخونیم؟ چرا باید روزه بگیریم؟ چرا تو نماز خانم ها باید عقب تر از آقایون باشن؟ چرا حجاب بر خانم ها واجبه اما بر آقایون نه؟ چرا ارث زن نصف مرده؟ چرا مرد میتونه چند تا زن داشته باشه اما زن نمیتونه چند تا شوهر داشته باشه و ... جواب همه این سوالات در کلید واژه «تعبد» نهفته هست.

    اما حالا این تعبد چیه؟
    در مورد تعبد از زوایای مختلف میشه به قضیه نگاه بکنیم:

    از یه زاویه اینکه وقتی ثابت شد خدا خالق جهان و مالک کل جهان و قادر مطلق هست از طرف دیگه ثابت شده علم مطلق و حکیم مطلق هست و از طرف دیگه ثابت شد که هیچ کار خدا بی حکمت نیست که این مسائل رو باید در اصول اعتقادی حل بکنیم با استدلال و دلیل

    اون وقت میفهمیم احکام و دستورات خدا هم بی حکمت نیست و اگر به چیزی ما رو امر کرده یا از چیزی ما رو نهی کرده قطعا حکمت و مصلحتی درش بوده ولو اینکه ما اون حکمت و مصلحت رو ندونیم.

    از طرف دیگه خودمون هم وقتی به عقل خودمون رجوع میکنیم میفهمیم که برخی مسائل رو نمیدونیم. یعنی خود عقل میفهمه که برخی مسائل رو نمیفهمه.

    بذارید چند تا مثال برا شما بزنم:

    مثلا الان یکی از مسائل بسیار چالشی در دنیای غرب از حدود نیم قرن پیش به این طرف بحث سقط جنین هست؛ که بالاخره سقط جنین کار خوبی هست یا نه؟ و اینکه مردم حق داشته باشن سقط جنین بکنن یا نه؟

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مطالب محمد علوی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۵۲
    • دوشنبه ۴ بهمن ۹۵ - ۲۲:۴۰

    در مورد حدیث معروف خروج از ماه صفر

    سلام
    کم کم داریم به اواخر ماه صفر نزدیک می‌شویم. تا چند سال پیش به این ایام که می‌رسیدیم مذهبی‌ها و متدینین پیامکی را برای هم می‌فرستادند که محتوای پیامک حدیثی از پیامبر (ص) است که هر کسی مرا بخروج ماه صفر بشارت دهد من او را به بهشت بشارت می دهم.
    اما با مشاهده مجامع و منابع روایی خودمان متوجه می‌شویم که همچین حدیثی مطلقاً در منابع موجود نیست ولو حدیثی با سندی ضعیف. بلکه این پیامک اقتباسی ناشیانه و ناقص از یک حدیث نسبتاً مفصل بوده است که بخش مورد نظر حدیث این است: «فَمَنْ بَشَّرَنِی بِخُرُوجِ آذَارَ فَلَهُ الْجَنَّة»
    دوستان عزیز متن کامل حدیث در منابعی همچون معانی‌الأخبار ص 205 و علل‌الشرایع ج1 ص175 آمده است.
    خلاصه حدیث این است که این حدیث به اصطلاح علماء علم‌الحدیث قضیة فی الواقعة بوده است. یعنی یک حدیث موردی خاص بوده است و در شأن یک فرد خاص یعنی جناب ابوذر غفاری از صحابی جلیل‌القدر رسول‌الله(ص) ایراد شده است که رسول‌الله(ص) در قالب این بیان می‌خواستند به سایرین بفهمانند که جناب ابوذر یکی از اهل بهشت است.
    علاوه بر این بفرض هم که اینگونه نبود؛ پیامبر(ص) فرمودند بخروج آذار. آذار از ماههای رومی است و ماههای رومی نیز به لحاظ تعداد روزهای سال مانند سالهای شمسی و میلادی 365 روزه است. پس در هر سال هر ماه رومی با یکی از ماههای قمری مطابق می شود و اینگونه نیست که همیشه آذار با صفر مطابق باشد. در واقع ماه آذار از حدود یک هفته مانده به اول فروردین شروع می شود و تا یک هفته مانده به اردیبهشت ادامه دارد.
    با این مطلب هم خودمان آگاه شدیم؛ هم اینکه اگر امسال در گروه ها همچین حدیثی را مشاهده کردیم می‌توانیم دیگران را نیز آگاه کنیم.

    جهت عضویت در کانال کلیک بفرمائید:
     https://telegram.me/joinchat/A3ScEjz1VcXiflnayKJHrA
    موضوعات مرتبط: مطالب محمد علوی ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۲۱
    • يكشنبه ۷ آذر ۹۵ - ۲۲:۱۰

    حدیث جعلی در مورد نماز قضا در جمعه آخر ماه مبارک رمضان

    سلام

    متن زیر پارسال نیز نزدیک آخرین جمعه ماه مبارک رمضان در گروه ها دست به دست میشد و میچرخید. اما باید توجه کنیم که اصولاً همچین حدیثی در هیچ یک از منابع شیعه و سنی نداریم.

    حتی در فتاوای لجنه عربستان نیز استفتاء شده که در شهری در پاکستان مردم در آخرین جمعه ماه مبارک نمازی شبیه این نماز میخوانند به نیت نمازهای قضاء شده که آنها نیز پاسخ داده بودند اصولاً همچین نمازی نمیشناسیم.

    علاوه بر آن باید توجه کرد که از مسلمات دینی و شرعی هست و  فتاوای فقهاء نیز بر این امر دلالت دارد که نماز قضا تنها با خواندن و به جا آوردنش از ذمه انسان ساقط می گردد و هیچ راه و وسیله دیگری برای اسقاط این تکلیف وجود ندارد و روایات صحیح فراوانی بر این امر دلالت دارد .

    پس به فرض وجود همچین روایتی در منابع حتی چون مفادش خلاف مسلمات اسلامی است یا باید میگفتیم روایت جعلی است یا باید تأویل میکردیم مثلاً میگفتیم منظور این است که ثواب 50 سال نماز قضاء برای انسان نوشته میشود نه اینکه واقعاً این 2 رکعت نماز جای نماز فضاء باشد و کفایت از نمازهای قضاء شده باشد.

    " اگر نماز قضا دارید
    حضرت رسول اکرم (ص) فرمود:
    هر که نماز قضا بر ذمه اش باشد قبل از ظهر جمعه آخر ماه مبارک رمضان چهار رکعت نماز به دو سلام      (۲تا دو رکعتی) بخواند و در هر رکعت بعد از حمد یک مرتبه آیه الکرسی و پانزده مرتبه سوره ی کوثر را تلاوت نماید که دویست سال نماز قضا را کفایت می کند و روایت دیگر از آن حضرت چهار صد سال و روایت از حضرت امیرالمومنین ششصد سال و از حضرت رسول سوال کردند مردم آخر الزمان بیش از صدسال عمر نمی کنند نماز قضاهای پدر و مادر و اقربای  او را کفایت می کند بعد از نماز این دعا را بخواند.
    بسم الله الرحمن الرحیم
    یا سامعَ الصَّوتِ یا ....
    "

    " محمد علوی "

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مطالب محمد علوی ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۰۲
    • دوشنبه ۷ تیر ۹۵ - ۱۴:۳۱

    لیلة الرغائب سند معتبری دارد ؟!

    سلام

    اولین شب جمعه ماه رجب به «لیلة الرغائب» یا «شب آروزها» معروف است و اعمال خاصی دارد بدین صورت که فرد اولین پنجشنبه را روزه میگیرد و ما بین نماز مغرب و عشاء 12 رکعت نماز با کیفیتی خاص اقامه می‌کند و سپس دعایی میخوانند و حوائج خویش را از خداوند متعال درخواست میکند.

    این اعمال که تا چند سال پیش رونق خاصی نداشت و شاید قلیلی از مردم که از این عمل مطلع بودند؛ آن را انجام میدادند؛ اما به مدد تبلیغات وسیع صدا و سیما این چند ساله این بحث «لیلة الرغائب» و بجا آوردن اعمالش رونق زیادی بین مردم علی الخصوص نسل جوان پیدا کرده است و تقریباً در تمامی مساجد و حسینیه ها و ... در شهرهای مختلف این اعمال بجا آورده میشود با شور و شوق خاصی.

    اما ببینیم این عمل به لحاظ سندیت تا چه میزان معتبر است؟

     ابتدا بخشی از صحبت‌های آیت‌الله مددی در درس خارج اصول در تاریخ 20/7/1390 را نقل می‌کنیم:

    «همین صلات لیلة الرغائب که باز هم سید بن طاووس این را نقل کرده؛ به عین این سند و متن -که اصلاً متن و سند هم مال آنها { یعنی اهل تسنّن } است- در کتاب موضوعات ابن جوزی {سنّی} آمده!!...

    اسمش را هم گذاشته‌اند شب آرزوها!! لیلة الرغائب! یک حدیثی است که آثار جعل از سر تا پای آن واضح است! خوب این چه درجه و قوت احتمالی برای آدم می‌آورد؟!...

    چون اهل سنّت که شما می‌دانید به چه وضعی نماز تراویح را می‌خوانند در ماه رمضان ! بعد از نماز تراویح، در طی سال، شب جمعه اول ماه رجب در مساجد جمع می‌شوند و این نماز لیلة الرغائب را می‌خوانند؛ یعنی لیلة الرغائب از لیالی مشهوره اهل سنّت بعد از تراویح است!! تراویح، درجه اوّل! به خاطر همین حدیث جعلی و لیلة الرغائب، درجه دوم!!...»

    سخنان آیت‌الله مددی را از اینجا دانلود کنید:

     

     

     

     

     

    اما توضیح بیشتر:

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مطالب محمد علوی ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۹۰
    • دوشنبه ۲۳ فروردين ۹۵ - ۲۱:۲۳

    شرف الشمس از آداب ابتکاری و سلیقه ای افراد خاصی است

    سلام

    احتمالاً دوستان عزیز در گروه های مذهبی در این چند روزه به این پیام زیاد برخورد کرده اند:

    ۱۹ فروردین از ۱۱ صبح تا ۱۱ شب، شرف الشمس است و خورشید در بالاترین نقطه ی آسمان قرار می گیرد که حاجت ها بر آورده می شود.

    سوره شمس را بخوانید و آخر هر آیه بگویید یا شمس الشموس و یا انیس النفوس ادرکنی به نمک یا آب فوت کنید و بخورید. به دوستانتان نیز اطلاع دهید.

    همچنین در این روز در انگشتر فروشی ها روی سنگ عقیق زرد رنگ در ساعت خاصی عبارات خاصی را حک میکنند ( معروف به شرف الشمس ) که قائل به این هستند که این عبارت اثرات و برکات خاصی را دارد.

    اما در مورد این عبارت باید دانست:

    اینکه سوره شمس را بخوانیم خیلی خوب است. در هر زمانی و به هر تعدادی که بتوانیم بخوانیم خوب است ولی این امر ربطی به ۱۹ فروردین ندارد و به ساعت خاصی از این روز هم مربوط نیست و به طور کلی آداب شرف الشمس در منابع معتبر حدیث نیامده است.

    حتى یک حدیث ضعیف السند هم در کتب قدیم حدیث نداریم که این آداب را توصیه کرده باشد اما متاسفانه در سایتهای فارسی مطالب بی سند درباره آن فراوان است.

    موضوع شرف الشمس از  آداب ابتکاری و سلیقه ای افراد خاصی است و ربطی به دین ندارد و نباید طوری قلمداد شود که مثلا خداوند یا معصومین (ع) توصیه فرموده اند که برای برآورده شدن حاجات در روز ۱۹ فروردین آداب خاصی انجام شود.

    همچنین باید بدانیم که برای برآورده شدن حاجات باید تلاش و مشورت کنیم و به وظایفمان متعهد باشیم و در کنار آن به کثرت دعا و صلوات و استغفار و صدقه مواظبت کنیم.

    در ضمن، ذکر “یا شمس الشموس” درباره خدای متعال توصیه نشده است و در ادبیات ادعیه اسلامی هیچگاه خداوند را با “شمس” قیاس نمی کنند زیرا که “لیس کمثله” شیء” است.

    در ادبیات ادعیه‌ی ما تاکید خاصی وجود دارد که خداوند متعال با خورشید که خدای آفتاب پرست ها است تشبیه نشده و ربط داده نشود.


    احتمالا ریشه اصلی آداب “شرف الشمس”  از ستاره پرستان و خورشید پرستانی که در بین النهرین و غیره زندکی می کردند اخذ شده است و بعدها افراد باسلیقه ای آن را با سوره “شمس” ربط داده اند و با ظاهری اسلامی نشر کرده اند تا به ما رسیده است.

    " محمد علوی "

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مطالب محمد علوی ,

  • ۵ موافق ۱ مخالف
  • ۱۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۳۰
    • جمعه ۲۰ فروردين ۹۵ - ۱۶:۲۰

    چرا هر چی مشکله باید برا ما باشه ؟

    سلام به همه دوستان

    تا حالا در پستا و کامنتای این وبلاگ و همچنین سایر جاها زیاد دیده شده که برخی افراد از اینکه خیلی مشکلات دارند اعم از مالی، مشکلات جسمی و مریضی، پدر و مادر و همسر بد و ... گله مند بودند و این گلایه ها حتی بعد اعتقادی هم بعضاً پیدا میکرد که مثلاً این چه خدایی که ما رو غرق در انواع و اقسام مشکلات خلق کرده یا چرا هر چی مشکله باید برا ما باشه و ظاهراً خدا اصلاً ما رو یادش رفته و ... .

    اما وقتی انسان وارد ادبیات دین بشه و نگاهی به آیات و روایات بندازه کاملاً دیدگاهش فرق میکنه. در آموزه های دینی ما و روایات ما مومن باید بلا ببینه و هر چی شخص مومن تر باشه بلاهاش هم بیشتره. پس اتفاقاً در خیلی از موارد چون خدا فلان بندشو دوس داره و به فکرشه براش هی بلا نازل میکنه.

    در روایات اینقدر بر بلا دیدن مومن تأکید شده که در روایتی داریم ملعون است کسی که 40 روز برش بگذره و هیچ مشکل و بلایی برش نازل نشه.

    البته ممکنه شما هم اینجا مثل روای این روایت تعجب کنید که خب یعنی چی؟ ممکنه ماها خیلی بیشتر از 40 روز هم بگذره بلا و مشکلی برامون نیاد. که خب در ادامه معصوم ع توضیح میدن اینکه آدم مثلاً دستش به درختی بخوره و یه خورده خراش برداه هم مصداق بلا هست یا همینکه انسان داره راه میره یه خورده پاش بلغزه و ممکنه مختصر دردی براش ایجاد بشه هم بلا هست یا حتی در این حد که انسان داره پولی رو میشماره می بینه کمه برای لحظاتی یه ناراحتی مختصری برش غلبه میکنه و دوباره میمشماره می بینه درسته همین ناراحتی مختصر چند لحظه ای هم بلا هست و دهها و صدها و هزاران مصداق دیگه.

    که خب در واقع اینجا معصوم ع میفرمان اگه کسی 40 روز برش بگذره و حتی در این حدود مختصر و کم هم بلا و مشکل و ناراحتی ای براش پیش نیاد واقعاً ملعونه.

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مطالب محمد علوی ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۲۴
    • سه شنبه ۳ فروردين ۹۵ - ۲۰:۳۳

    خواجه که پاک بودنش هنری نیست

    25 / 12 / 94 :

    یه سری نکات تکمیلی رو جهت فهم بیشتر مطلب قبلی اضافه می کنم:

    1- نمیدونم چطور برخی دوستان عزیز از مطلب من اینو برداشت کردند که من میخوام قبح گناهو بریزم یا فسادهای جنسی رو عادی جلوه بدم یا ...؟ نخیر من هم قبول دارم گناه گناهه. بله فسادهای جنسی هم گناهه و همه موظفیم از این گناهان نیز مانند سایر گناهان اجتناب بکنیم. این مطلبی هست که باید باشه و همه باید اینطور باشیم.

    از اون طرف با توجه به واقعیت موجود در جامعه و سایر شرایط میدونیم این باید در خیلی از مواقع محقق نمیشه و خیلیا خصوصاً در این شرایط جامعه که بین بلوغ تا ازدواج حتی تا 10 سال و بلکه بیشتر فاصله افتاده و از طرفی خیلی از لوازم و اسباب گناه در جامعه فراهمه و انسان رو به سمت گناه سوق میده؛ خیلیا حتی خیلی از افراد ظاهرالصلاح هم با شدت و ضعفش آلوده میشن.

    و البته بازم میگم اگه غیر از این بود جای تعجب داشت. این حالت هر چند نباید باشه و واقعیت تلخی هست که بر جامعه حاکمه و همه دوست داریم اینطوری نباشه و جامعه جامعه سالم باشه؛ در عین حال این حالت بوجود اومدنش دور از انتظار نیست.

    یعنی تو هر جامعه ای شرایط جامعه ما پدید بیاد توقع ازش میره که فسادهای جنسی در اون جامعه زیاد بشه.

    در واقع اینجا تفکیک بین مقام هست و باید هست.

    2- در مورد جایگاه اخروی افراد فقط خدا عالمه که کی چی کارس و کی در چه جایگاهی هست. بعید نیست(دقت بفرمائید میگم بعید نیست نمیگم قطعاً اینطوره و همچین مواردی در قیامت اتفاق میفته) فلان فردی که عمرش رو در معصیت و عیش و نوش و لهویات سپری کرده فردای قیامت جایگاهش از فلان فردی که نماز شب و دعا کمیلش ترک نشده و عمرش رو در روزه و نماز و مساجد و حسینیه ها و هیئات و حرم های ائمه ع سپری کرده بهتر و بالاتر باشه. دلیلش اینه که حسابرسی قیامت خیلی خیلی پیچیده است و هزاران عالم در حسابرسی قیامت دخیله که ما درصدری از این هزاران عامل رو هم خبر نداریم. حیف که مطلب مفصل میشه وگرنه اینو تا حدودی براتون باز میکردم که جا بیفته برا دوستان چرا میگم ممکنه همچین اتفاقی بیفته.

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مطالب محمد علوی ,

  • ۱ موافق ۳ مخالف
  • ۶۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۲۱
    • سه شنبه ۲۵ اسفند ۹۴ - ۱۹:۴۱

    رفع اشکال در مورد آیه ی الْخَبیثاتُ لِلْخَبیثینَ وَ الْخَبیثُونَ لِلْخَبیثاتِ و ...

    سلام

    هر چند طولانی هست اما از همگی عزیزان خواهش دارم اینو بخونن.

    دوستان تا بحال چندین بار در مورد آیه «الْخَبیثاتُ لِلْخَبیثینَ وَ الْخَبیثُونَ لِلْخَبیثاتِ وَ الطَّیِّباتُ لِلطَّیِّبینَ وَ الطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّباتِ أُولئِکَ مُبَرَّؤُنَ مِمَّا یَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ کَریمٌ» براشون سوال شده که اگه آیه اینه پس چرا مثلاً فلان پسری که فساد از سر و روش میباره یه دختر آفتاب مهتاب ندیده اصطلاحاً نصیبش شده و از اینطور اشکالا که آخرینش همین چند روز پیش بود در پست 4692.

    بنده اینجا میخوام توضیحاتی رو حول این آیه و تحلیل و بررسی‌اش عرض بکنم که اگه دوستان کامل و دقیق بخونن إن شاء الله اشکالاتشون در مورد این آیه حل میشه.

     

    دلیل پدید اومدن این سوال اینه که اولاً آیه رو به معنای قطعی ای که تو ذهن افراد هست تصور کردند ثانیاً این آیه رو ناظر به یک سنت تکوینی حاکم بر عالم خلقت گرفتند. ثالثاً طیب و خبیث رو صرفاً در ناحیه مسائل جنسی می بینند. و رابعاً اینو یک سنت لایتخلف الهی میدونند. که در همگی موارد مناقشه وجود داره.

    اما توضیح بیشتر مطلب:

     

    1- معنای آیه واضح نیست. در واقع آیه از متشابهات قرآنی هست نه محکمات و میدونیم که متشابهات معانی متعددی براشون احتمال میره بر خلاف محکمات که معنی و مفهومشون واضح و قطعی و مسلم هست. در واقع ظاهراً در روایات و بین مفسرین 3 تا معنی برای این آیه بیان شده طبق مطالعاتی که بنده داشتم:

     

    الف- کلام خبیث از آن مردمان خبیث و مردمان خبیث از آن کلام خبیث و کلام طیب از آن مردمان طیب و مردمان طیب از آن کلام طیب. یعنی چی؟ یعنی اقوال و کلمات زشت و رکیک و بد رو افراد خبیث به زبون میارن و افراد خبیث و بدطینت حرف زدنشون هم بد هست. بر عکس مردمان نیکوسرشت و نیکوخصال کلمات و اقوال نیکو بر زبان جاری میکنند و کلمات نیک و طیب نیز از دهان مردمان خوب خارج میشه. به همین خاطر اگه ببینیم یه روز یه آدم خیلی خوب و اخلاقی و به قول معروف بچه مثبت یه حرف زشت و رکیکی بزنه میگیم اینطور حرف زدن و این کلام به تو نمیاد.

     

    ب- مثل مورد الف اما اینبار در مورد افعال هست. یعنی آدم های خوب کاراشون هم خوبه و آدمای بد کاراشون هم بد. به همین خاطر می بینیم اگه یه زمانی یه آدم بد ارازل لاتی مثلاً یه کار خوبی بکنه تعجب میکنیم که فلانی این کار خوب و مثبت رو کرده؟ و بالعکس در مورد کار بدی که آدم خوبی بکنه که میگیم شما که آدم خوبی بودی شما دیگه چرا؟!

     

    ج- آخرین معنی همین معنی‌ای هست که تو ذهن مردم هست که مردان خوب برای زنان خوب و زنان خوب برای مردان خوب و مردان بد برای زنان بد و زنان بد برای مردان بد.

     

    2- اگر بپذیریم معنای آیه همون مورد ج هست یعنی در مورد زن و مرد هست حال نوبت به این میرسه که بررسی بشه که آیه ناظر به سنت تکوینی حاکم بر عالم خلقت هست یا حکم تشریعی هست؟

    یعنی چی؟ یعنی باید دید اینجا خدا داره دستور میده که آی شما آقا پسر یا دختر خانمی که آدم خوبی هستی آدم مومن و مقیدی هستی یه وقت نری با یه آدم هرزه لات بی سر و پا ازدواج بکنی ها. نه شما باید با یکی مثل خودت ازدواج بکنی.

    اگه به معنی دستوری باشه خب ممکنه کسی بدلیل غفلت خودش یا بدلیل کم تحقیق کردن خودش یا بدلیل یه سری مصالح دیگه ای از این حکم تخلف بکنه یا حتی خودش هم مقصر نباشه اون تحقیقشو به اندازه کافی کرده اما خب طرف مقابلش آدم زرنگی بوده دم به تله نداده و لو نرفته چطور آدمی هست.

     

    یه وقت نه میگیم این آیه داره یه سنت تکوینی رو بیان میکنه که اگه بگیم تکوینی هست خودش دوباره به دو طریق میشه معنی کرد:

    یه وقت اینه که بگیم خدا یه سری ساز و کارهایی در عالم خلقت قرار داده که اصولاً اجازه نمیده یه دختر بد به پسر خوب برسه یا یه پسر بد به دختر خوب برسه. نه دختر بد برای پسر بد و دختر خوب برای پسر خوب.

    که ظاهراً خیلی از دوستان همچین معنی‌ای تو ذهنشون هست.

     

    یه وقت نه میگیم منظور از این سنت تکوینی اینه که آدما خودشون تمایل دارن برن طرف یکی مثل خودشون که ربطی به اجازه دادن خدا هم نداره. نه من پسری که آدم باز و اپنی بودم مثلاً تو بحث جنسی و حدود ارتباطات با نامحرم خب میرم دنبال یکی مثل خودم هیچ وقت من نمیرم دنبال یکی که اصولاً اسم پسر تا حالا به گوشش نخورده حتی با پسرخالش هم مثلاً تا حالا 2 کلمه حرف نزده. نه میرم دنبال کسی مثل خودم که باز و اپن باشه.

    به قول همون ضرب‌المثل معروف " نوریان مر نوریان را طالبند" و" ناریان مر ناریان را جاذبند" و ضرب المثل معروف" کند همجنس با همجنس پرواز" و همچنین ضرب المثلى که در عربى معروف است:" السنخیة علة الانضمام" همه اشاره به یک سنت تکوینى است که" ذره ذره موجوداتى را که در ارض و سما است در بر مى‏گیرد که جنس خود را همچو کاه و کهرباء جذب مى‏کنند".

    که ظاهر آیه باز مبهم هست و با قطعیت نمیشه گفت کدوم یک از این 3 معنی مد نظره.

     

    3- اگه بپذیریم مورد ج در بند 1 مد نظره نوبت به بررسی این مطلب میرسه که آیا طیب و خبیثی که تو آیه گفته شده فقط ناظر به مسأله جنسی و ارتباطات با نامحرم هست یا همگی مصادیق طیب و خبیث ملاکه؟!

    ممکنه مثلاً یه دختری باشه که تو بحث جنسی و ارتباطات با نامحرم خیلی خیلی رعایت کرده و به قول معروف آفتاب مهتاب ندیده هست اما مثلاً فوق‌العاده آدم بداخلاقی هست یا اصلاً نمیتونه جلوی زبونشو بگیره و فحش میده، غیبت میکنه، تهمت میزنه و ... . خب این آدم درسته از بعد جنسی آدم طیبی هست اما تو بعد زبان و اخلاق خیلی هم آدم خبیثی هست. پس ممکنه گیر یه آدمی بیفته که اخلاقش خوبه زبونشم به اختیارشه اما تو بحث جنسی خیلی طیب نبوده. خب اینجا نمیشه اشکال گرفت که چرا این دختره که آفتاب مهتاب ندیده بوده گیر آدمی افتاده که 10 تا دوست دختر داشته و با نصف دوست دختراش رابطه جنسی هم برقرار کرده مثلاً. نه چون هر کدوموشون از یه بعدی خبیث هستند و از یه بعد طیب.

    البته با در نظر گرفتن سیاق آیات و آیات قبلش به نظر میاد منظور همون طیب و خبیث صرفاً در مسائل جنسی و ارتباطات با نامحرم هست.

     

    4- حالا اگه پذیرفتیم که معنای آیه مورد ج هست یعنی در مورد زن و مرد داره صحبت میکنه و همچنین پذیرفتیم که این آیه ناظر به سنت تکوینی حاکم بر عالم خلقت هست به اون معنی اولی یعنی خدا نمیزاره.... اون وقت جای بررسی این مطلب هست که این سنت یه سنت لایتخلف هست یا خیر؟ یعنی سنتی هست که قطعی و برای تمامی موارد هست یا نه اینطور نیست؟

     

    توضیح اینکه ما در امور شرعی که اعتباری هستند گاهی اوقات بحث تزاحم پیش میاد که باید به اهم عمل کنیم و مهم رو فدا کنیم.

    یعنی چی؟

    یعنی مثلاً از یه طرف لمس بدن نامحرم حرامه. از طرف دیگه نجات کسی که در حال مردن هست هم واجبه. خب حالا من پسر می‌بینم یه خانم نامحرمی افتاده تو یه حوض یا استخر بزرگی در حال غرق شدنه.

    از طرفی اگه بخوام نجاتش بدم باید بدنشو لمس کنم که خب این کار حرامه.

    از طرفی اگه ولش کنم می‌میره که اینم حرامه چون من باید نجاتش بدم اگه می‌تونم.

    خب اینجا چه کنیم؟

    اینجا الان بین 2 تا حکم شرعی تزاحم هست یعنی نمی‌تونم به هر دو تا حکم عمل کنم. باید یکی رو فدای اون یکی دیگه بکنم.

    اینجا بحث قواعد تزاحم پیش میاد که در این مورد خاص نجات جون مهم‌تر از بحث لمس بدن هست. پس من میرم اون خانم رو نجات میدم هر چند مجبور میشم بدنشو لمس کنم. که البته تو این حالت دیگه اگه من میتونم فقط با گرفتن بخشی از دستش نجاتش بدم دیگه حق ندارم بغلش کنم مثلاً. نه در اون حدی که نیاز و ضرورت هست.

    یا مثلاً از طرفی اگه مسجد نجس شده باشه باید فی‌الفور تطهیر بشه، از طرف دیگه نماز اول وقت هم در دین خیلی توصیه شده. حالا همینکه اذون گفتند مسجد نجس شد.

    حالا چی کار کنیم؟ اگه بخوام اول تطهیر کنم مسجد رو نماز اول وقت میگذره. اگه بخوام اول نماز بخونم خب تطهیر یه مقدار به تعویق میفته که اینم حرامه.

    حالا چه کنم؟ اینجا میگن اگه اول وقت هست و وقت نماز وسعت داره شما میتونید نماز رو بشکنید و مسجد رو تطهیر کنید و بعد دوباره نماز رو از اول بخونید. اما اگه یه حالتی هست که اگه صبر کنید نماز تموم بشه دیگه نمیشه مسجد رو تطهیر کرد واجبه که نماز رو بشکنید تطهیر کنید. دقت کنید در حالت اول جایز بود اما الان واجبه. اما اگه وقت نماز تنگه اول باید نماز رو تموم کرد بعد مسجد رو تطهیر کرد.

    حالا این مثالهایی بود از تزاحم 2 تا حکم شرعی.

     

    اما خب آیا در مسائل تکوینی هم ممکنه تزاحمی پیش بیاد؟ بله.

     

    ابتدا مثالی مطرح میکنم:

    ما چیزی داریم به اسم جاذبه زمین که این جاذبه مطلبی تکوینی هست حاکم بر عالم خلقت. که هر چیزی به سمت زمین جذب میشه.

    یه چیز دیگه هم داریم به اسم بحث الکترومغناطیس که اگه شیءای آهنی نزدیک آهنربا باشه جذب آهنربا میشه که اینم یه قانون تکوینی حاکم بر عالم خلقت هست.

    حالا فرض کنید یه آهنبربای خیلی خیلی قوی رو به سقف یه اتاق وصل کردید. و یه شیء آهنی هم رو زمین هست. اینو مثلاً 10 سانت از زمین بلند میکنید بازم میفته رو زمین. 20 سانت میبرید بالا بازم میخوره زمین هی ارتفاع رو بیشتر میکنید تا میرسید به یک متری زمین مثلاً اینجا وقتی بلند میکنید نمیاد زمین. میره هوا و میچسپبه به آهنربا.

    چی شد اینجا؟ در اینجا هم نیروی جاذبه داره کار میکنه هم نیروی آهنربا. تا یه جایی نیروی جاذبه غلبه میکنه بر نیروی آهنربا. اما از یه جایی به بعد این نیروی آهنربا هست که غلبه میکنه و اونو به سمت خودش میکشه.

    حالا تو سنت‌های معنوی هم همینطوره.

    مثلاً یکی از سنت‌های عالم بر خلقت اینه که مومن باید بلا ببینه هر چه شخص مومن‌تر بلاهاش و مصیبت‌هاش هم بیشتر. حالا این یه سنت هست. اما در عالم خلقت صدها و هزاران سنت دیگه هم وجود داره که ما از خیلیاش خبر نداریم. ممکنه در یه مورد خاص در مورد فلان مومن یه سنت و قانون دیگه‌ای که در عالم خلقت وجود داره بر قانون بلا دیدن غلبه پیدا بکنه و شخص علیرغم اینکه مومن هست یه مومن درست و حسابی هم هست اما بلا و سختی و مصیبت چندانی نیز نبینه. چرا؟ چون اون قانون بر قانون بلا دیدن مومن غلبه کرده. که حالا چرا غلبه کرده و ساز و کارش چیه و کجا چه قانونی غلبه میکنه رو ما در اکثریت موارد نمیدونیم.

    اینجا هم اینطوره.

    فرض بگیرید پذیرفتیم معنای آیه در مورد زن و مرد هست و فرض کنید باز پذیرفتیم این ناظر به سنت تکوینی هست نه حکم تشریعی. سنت تکوینی هم به همون معنای اول. خب این فقط یه سنته که در کنار دهها و صدها و هزاران سنت و قانون دیگه با هم دارن کار میکنن.

    حالا ممکنه در یه مورد خاص یه قانونی بر این قانون غلبه بکنه و باعث میشه یه دختر آفتاب مهتاب ندیده گیر یه پسر هرزه بی همه چیز بیفته یا بالعکس یه پسر پاک و عفیف گیر یه دختر افریته‌ای بیفته که هزاران غلط کرده تو زندگیش.

    مثلاً ممکنه از باب امتحان باشه یا از باب برخی مصالحی باشه که خود فرد هم خبر نداره و ... .

     

    نکته‌ی پایانی: برخی از دوستان دیدم که تو پستا و کامنتا می‌نویسن که بله اگه فلان پسر بتونه فلان دختر رو بگیره ما که دیگه بکل اعتقاداتمونو از دست میدیم یا بکل منکر همه چی میشیم یا دیدیم فلان دختر گیر فلان پسر اومد به عدالت خدا شک کردیم و ... .

    دوستان عزیز اگه قرار باشه با یه همچین مواردی ما اعتقادات خودمون رو از دست بدیم که هیچی دیگه. هر روز هممون دهها و صدها بار باید کافر بشیم. اصلاً دیگه مسلمونی نباید تو دنیا باشه. العیاذبالله اول از همه باید خود انبیاء ع و ائمه ع کافر بشن. چون بلایا و مصیبت‌هایی که این بزرگواران در طول زندگیشون دیدن شاید یک هزارمش هم امثال ماها ندیده باشیم.

    قرار نیست که با یه همچین مسائلی آدم دین و اعتقاداتشو از دست بده. عالم خلقت خیلی خیلی پیچیده‌تر از اونی هست که ما فکرشو می‌کنیم. خدا برای هر کسی هم یه امتحانی رقم میزنه برای هر کسی یه سری بلایا و مصیبت‌های خاص خودشو رقم میزنه.

    قرار نیست تا دیدیم یکی یه مصیبتی براش اومده یا یه ناملایمتی تو زندگیش هست سریع اعتقاداتمون متزلزل بشه یا در عدالت خدا مثلاً شک بکنیم یا ... . وانگهی شما دوست عزیزی که بخاطر دیدن همچین مطلبی این حرفا رو میزنی از کجا مطمئنی که اون دختر یا پسری که فکر میکنی پاک و عفیف هست و حالا گیر یه آدم هرزه افتاده؛ خودش از اون 7خط‌های روزگار نیست که تا حالا لو نرفته؟؟!!

    "محمد علوی"

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مطالب محمد علوی ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۵۱
    • جمعه ۲۶ تیر ۹۴ - ۲۲:۰۰

    برو بالا