سلام

من یک آدم معمولی هستم. اما پیشنهادی دارم که معمولی نیست. کاری که پیشنهاد میدم خودم انجامش داده‌ام، نتایج خوبش رو دیده‌ام و بهش ایمان دارم. فکر می‌کنم مطرح کردنش خوب و سودمنده.

 اما این پیشنهاد چیه؟ چطور به فکرم رسیده؟ چه حاصلی داره؟ به چه منظوریه؟ برای فهمیدن پاسخ سوالات تا انتها بخونید لطفاً.

زمانی صادقانه به این نتیجه رسیدم که هم دنیا رو می‌خوام و هم آخرت رو. و یک روز برگشتم به خودم گفتم: چرا معامله نمی‌کنی با خدا؟

اما من ضعیف بودم و مرتب در خوب بودن شکست می‌خوردم. برای همین معامله‌های بزرگی نمی‌تونستم انجام بدم. دستم خالی بود. بنابراین ایده‌ای به ذهنم رسید. شروع کردم به انجام معامله‌های خرد و جزیی و کوچک. اون هم با کی ؟ خودِ خودِ خدا. خدای خودم.

به این صورت که نیت می‌کردم فلان کار خوب رو که خیلی ساده و شدنی بود و از عهده‌ام بر می‌اومد، برای رضای خدا انجام بدم، با این شرط که لطف کنه و به من پاداشی بده که در دنیا قابل درک باشه! یعنی هم پاداش دنیوی داشته باشه هم اخروی. مثلاً به مدت یک ساعت خوش اخلاق باشم، و در عوض جایزه ای به من بده که محسوساً درکش کنم!

(شاید پررویی تلقی بشه. اما خب وقتی محتاج نعمت‌های دنیوی هستم، و علاقمند به مادیات؛ از اون طرف خدا غنی مطلقه و براش ساده‌ست. چه اشکالی داره؟ درسته که خلوص در حد متعالی محقق نمی‌شه، اما از شرک و ریا نیز خبری نیست. فقط پای خود آدم درمیونه و خدا. در ضمن از بد بودن و گناه کردن بهتره. فروتنانه نیز هست.)

من به این شیوه عمل کردم. و واقعاً واقعاً واقعاً اثراتش رو دیدم. نعمت‌هایی به من داده شد که مطمئناً مستحقش نبودم، و جز این نیت و این اعمال و تقاضاها و دعاها، دلیل دیگه‌ای نمی‌تونست وجود داشته باشه. لااقل من پاداش خدا و معرفتش رو "حس" کردم! این حس واقعیه. نمی‌تونم انکارش کنم.

در هر بار عمل بدین طریق، مواهبی از جمله کالای مادی، پول، حال خوش، موفقیتی شیرین، احساس مثبت، خبر خوب، و از همه مهم‌تر توفیق کار خوب‌ دیگه‌ای دریافت می‌کردم. و حس می‌کردم ثمره همین شیوه هست.

به نظرم این روش شروع خوبیه برای هر کسی که می‌خواد خوب بودن رو تمرین کنه و در عین حال حاجاتی از خدا بگیره. یک تیره و دو نشان!

شرایطش هم خیلی ساده‌ست. کافیه کاری انجام بدیم که چهار شرط داشته باشه:

1-خوب باشه. ( از لحاظ عقلی، وجدانی و دین )

2- با نیت خدایی همراه باشه. یعنی خدایا در این کار من هستم و تو . می‌خوام تو ببینی و راضی باشی.

3- با تقاضای جایزه همراه باشه. خدایا! خودت هر پاداش خوبی که می‌دونی به من بده و کمکم کن بفهمم اون پاداش چیه.

4- شدنی باشه. از پسش بربیایم. یعنی حتماً کامل انجام بشه.

به مرور زمان، اگر پیشرفت کنیم،. کم کم می‌تونیم شرط سوم رو حذف کنیم. و کارمون رو خالص خالص برای قرب خدا انجام بدیم. ولی فعلا که تو همین مبادی و مقدمات کارهای خوب موندیم‌، چه اصراریه سنگ بزرگ برداریم؟

جایزه انگیزه میده. روحیه میده. ایمان رو تقویت می‌کنه. حال آدمو خوب می‌کنه... 

چندین مثال مختلف برای شروع پیشنهاد میدم: ( هر عملی باید شرایط 4 گانه فوق را داشته باشد)

یک دقیقه هیچ کلام بدی از دهنم خارج نشه .

یک لبخند به صورت مادر

همسرم کار اشتباهی کرده، این بار غر نزنم

کسی فحش داد، این بار جوابشو ندم

این چایی که دم میکنم،

میخواهم حمام بروم پاکیزه بشم،

 این یک ساعت تمرکز میکنم روی درس خوندن،

این سوال رو تو خانواده برتر جواب میدم،

به دوستم با انرژی بیشتری سلام میدم امروز

این یک وعده ای که ظرف میشورم

این جلسه سر کلاس خوب گوش میدم به استاد

غیبت فلانی پیش اومد، اما غیبت نمی‌کنم

این کارو می‌کنم فلانی خوشحال بشه

این دروغو نمی‌گم

این راست به ضررمه اما می‌گم

امروز تو خیابون اخم نمی‌کنم

و و و و ...

نکته:

1.بهتره که بعد از مدتی، پاداشی که از خدا می‌خواهیم این باشه: بدست آوردن توفیق انجام یک کار خوب دیگه. این هم عجیب نتیجه میده. عالیه.
2.
حتی صرف داشتن چنین نیتی توفیق میخواد. در واقع کار خوبه آسونه، اما این نیت و معامله همیشه آسون نیست. غفلت و فراموشی سراغ آدم میاد. ولی حیفه واقعاً. فکر کنید اگر لحظه به لحظه در حال انجام کارهای خوب با نیت خوب باشیم! و بعد مدتی وارستگی، دیگه پاداشی نیز طلب نکنیم. و خالص خالص خالص بشیم! چرا که نه.
من ادعا نمی‌کنم که مرتب در حال انجام این کار هستم و همیشه توفیق انجامش را داشته‌ام، اما ادعا می‌کنم که هر زمان توفیق داشتم و با این نیت وارد معامله با خدا شدم، بی بروبرگرد نتیجه و اثرش رو لمس کرده‌ام.