سلام

من حدود سه ساله که ازدواج کردم. از زمان ازدواج همیشه دغدغه مالی داشتیم. زندگی پدرم کارمندی بود و خودمم کارمندم اما هیچوقت تو خونه پدری دغدغه ای نداشتم. همسرم یک فرد بسیار متدینه و من نه.

فقط به اخلاقیات شدیدا پایبندم. ما حدود چهار ماهه که صاحب یک دختر شدیم. من فقط تو خونه ام. همسرم بخاطر بی پولیامون تا ۱۲ شب سر کاره. خیلی خسته ام. دوران بارداری بسیار سختی رو گذروندم و بیشتر روزاش تو بیمارستان بودم.مرتب خون بالا می آوردم. بعد از زایمانمم باز تا سه ماه نمیتونستم راه برم.

الان که حالم کمی بهتره باز شوهرم هیچ وقت خونه نیست. نمیتونه هم نره. افسردگی گرفتم. همسرم تفریحش نماز و دعا و سفرهای زیارتیه در حالی که من با یه رقص ممکنه خوشحال شم. هیچ تفریحی ندارم. چکار کنم. کسی بوده مثل من باشه ؟