سلام به همه ی شما دوستان

من یه دختر بیست ساله هستم . از اول عمرم تا به الان اصلا نه دنبال دوستی با نامحرم بودم نه بهش اعتقاد داشتم . برا ازدواج میگفتم شرط مهم اینه که طرف آدم باشه و شرایطش ایده آل باشه و عشق بعد از ازدواج بوجود میاد و رو همین موضوع متمرکز بودم .

یه خواستگار خوب و ایده آل برام پیدا شد . من خودم دانشجوی رشته ی پیرا پزشکی هستم دانشگاه آزاد ، خواستگارم رشته ی ریاضی و رتبه ی صد !! و  از نظر خانوادگی و همه چی بمن میخورد . کلا اوکیه اوکی بود .

فقط بهش هیچ حسی نداشتم که گفتم با خودم، چون این اولین مردی هست که وارد زندگیم میشه حتما عاشقش میشم و همین میشه عشق زندگیم . یه نامزدی ساده مثل خواستگاری و از اون روز به بعد همون حس باقی موند . نامزدم هیچ تلاشی نکرد تا یخ بینمون آب شه .

حتی چند وقت قبل خودم تلاش کردم دیگه‌ جمع خطابش نکردم ولی اون بازم به من‌ میگفت  شما و‌ خوبید و از این چیزا که واقعا یه حس بد بهم دست میده . هم رو شما و سوم شخص جمع خطاب میکنیم بعد از هفت هشت ماه ...

بخدا بیست سال با هیچ پسری نبودم حالا تنها تر شدم با نامزد کردنم . اینم بگم واقعا خوشگلم . یه بار ازم تعریف نکرده یباااار حتی . یعنی با بقال سر کوچمون راحت تر حرف میزنم تا با اون .

کاربران محترم خانواده برتر در مورد پست (با بقال سر کوچمون راحت تر حرف میزنم تا با نامزدم) ، (۳۶) نظر داده اند، برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا (کلیک-لمس) کنید.
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل رفتاری دوران عقد (۴۵۳ مطلب مشابه) روابط عاطفی در دوران عقد (۵۷ مطلب مشابه)
↓ موضوعات پربیننده و منتخب ↓ :
ابراز علاقه دختر به پسر نیاز جنسی دختران نیاز عاطفی دختران دختران مجرد 30+ سال پسران مجرد 30+ سال آموزش های شوهرداری آموزش های زن داری دوستی به قصد ازدواج مشورت در ازدواج خانم ها ازدواج موفق دکتر فرهنگ دوران عقد مسائل زناشویی پرده بکارت درد دل های پسران تناسب اندام آموزش ترک خودارضایی آموزش کنترل فشار جنسی مسائل خانم های چادری فشار جنسی قبل از ازدواج عشق