بسم الله الرحمن الرحیم

خوشبختی که من میسازم یا خوشبختی که منتظرم ساخته بشه...؟؟

در مقاله ی قبلی ( خوشبختی که من میسازم یا خوشبختی که منتظرم ساخته بشه...؟ )  تا حدودی به مفاهیم خوشبختی اشاره شد و گفتیم خوشبختی از منظر افراد مختلف متفاوت خواهد بود. خوشبختی یک حس درونی و یک رضایت قلبیست که انسان در شکل گیری ان به صورت 100٪ نقش خواهد داشت.

اگر به زندگی افرادی که در اطراف ما هستند نگاه کنیم ،اولین موردی که توجه ما رو به خودش جلب خواهد کرد ،تفاوت هاییست در شرایط زندگی که از جنبه ی اقتصادی گرفته تا روابط حاکم در میان خانواده، دغدغه هایی که برای دست یابی به اونها تلاش میکنن و تا تعاریفی که از زندگی کردن و زیستن در این دنیا دارن ،اما سوال مهمی که در این جا بوجود میاد اینه که ایا جنس خوشبختی از نظر تمام این افراد یکسان خواهد بود؟؟،یا بهتره بگم ایا تمام این افراد احساس خوشبختی میکنن؟؟

من فکر میکنم در پاسخ به این سوال  باید این نکته رو در نظر داشت که  خوشبختی خریدنی نیست. خوشبختی خارج از حیطه ی اختیار ما نیست که بخوایم اون رو در دنیای  بیرون از خودمون  جستجو کنیم  بلکه این نوع نگرش، بینش و اعتقادات  ما نسبت به مسائل هست که محیط  دایره ی خوشبختی و گستردگی اون رو برای ما تعریف میکند و اگر از این منظر نگاه کنیم یک فرد لاییک و یک فرد یکتاپرست هم در این دایره تعریف خواهند شد .

در این تعریف خوشبختی در قالب دنیای مادی در نظر گرفته میشه و خود این نوع خوشبختی هم درجات مختلفی داره. تامین بودن دنیای انسان تضمین کننده خوشبختی نیست که اگر اینطور بود در کشورهای پیشرفته و صنعتی دنیا تمام مردمی که در رفاه اقتصادی هستند باید احساس خوشبختی میکردن در صورتی که اینجوری نیست و در تمام کشورهای جهان سوم باید خیلی از مردم احساس بدبختی میکردن که بازم میدونیم اینجوری نیست. (چون به نسبت کشورهای غربی در از رفاه اقتصادی کمتری برخوردار هستند )

البته باید به این نکته هم اشاره کرد که در همین خوشبختی دنیایی هم افراد با هم تفاوت دارن. برای مثال ممکنه کسی ماهانه 1 میلیون تومن درآمد داشته باشه و با همین مقدار درآمد احساس خوشبختی کنه اما کسی ماهانه 10 میلیون تومن درآمد داره اما یک حرص و آز و طمع در وجودش قرار داره که با این مقدار هم احساس رضایت نمیکنه و همیشه در حال تقلا برای به دست آوردن مقدار بیشتری خواهد بود.

احتمال داره خودتون خانواده های ثروتمندی رو دیده باشین که از زندگیشون رضایت خاصی ندارن یا اینکه افراد ثروتمندی که در زندگی شخصی موفق نبودن و مشکلات زیادی داشتن و آرامش در زندگی اونها وجود نداشته و از طرف دیگه دیدین افرادی رو که زندگی های ساده ای دارن اما همیشه خوش و خرم هستند و انسان از بودن با اونها و هم صحبتی با اون ها احساس خوبی بهش دست میده.

پس بدون شک خوشبختی (به معنای واقعی اون که انسان با داشتنش احساس آرامش و رضایت قلبی داره) رابطه مستقیمی با مادیات نداره و چه بسا در برخی موارد رابطه عکس داره...!!

آیا علم میتونه مسیر خوشبختی انسان رو ترسیم کنه...؟؟ جواب این سوال منفیه. چه طور میشه از علمی که هنوز به ثبات در نظریه  های قبلی خودش نرسیده و هر روز با نظر دانشمندای مختلف در حال تغییر هست و یا حتی به ثبات در مسائل مربوط به جسم انسان دست پیدا نکرده انتظار داشت که بتونه به راحتی درباره ی مسائل انسانی بشر تعیین تکلیف کنه و نظر صحیح و درستی ارائه کنه که ما بتونیم اون رو شالوده و زیر بنای زندگی خودمون قرار بدیم ؟؟!!

پس با این تفاسیر این خوشبختی واقعی که صحبت ازش میشه چیه و چجوری باید به دستش آورد...؟؟

در بخش قبلی سخن از زندگی حضرت زهرا و حضرت علی علیهما السلام کردم و گفتم با این دید دنیایی نسبت به خوشبختی اگر به زندگی اون بزرگواران نگاه کنیم بدون شک باید بگیم تا خوشبختی فاصله بسیار زیادی داشتن...!!

اما آیا این حقیقت داره...؟؟ در منفی بودن جواب هیچ شکی نیست...!! پس بیاین خوشبختی رو در زندگی این دو بزرگوار جستجو کنیم و ببینین چجوری تونستن در عین سادگی اما خوشبخترین افراد دنیا باشن.

علی علیه السلام به خانه پیغمبر رفته و زهرا سلام الله علیها را خواستگاری میکند. به امر پروردگار این وصلت در ساده ترین حالت ممکن شکل میگیره. داماد زره خود را میفروشد و مبلغ آن را مهریه عروس قرار میدهد. پیامبر گرامی اسلام از مبلغ مهریه جهاز دختر خود را مهیا میکند. جهازی که وقتی آماده گشت از سادگی آن پیغمبر گریست و گفت «خدایا این عروسى را براى کسانى که ظرف‎هایشان گلى است مبارک گردان.»

خب همینجا یه ایست بزنیم و همین مسئله رو با واقعیت زندگی های امروز خودمون مقایسه کنیم. اصل زندگی مشترک برای اینه که انسان خوشبخت بشه و در کنار همسری که خداوند از جنس خودش آفریده به آٰرامش برسه. در این مسیر خداوند انسان رو تنها نمیذاره و مهر و مودتی هم از رحمت خودش بین زن و شوهر قرار میده. (روم آیه 21)

اما وقتی به شروع زندگی های امروزی نگاه میکنیم میبینیم که همین جهیزیه یکی از مواردی هست که آرامش رو از انسان میگیره. یعنی شروع زندگی مشترک به جای اینکه همراه با آرامش باشه به دست خود انسان همراه با دلهره و اضطراب میشه. پس این نکته رو در نظر داشته باشین که شروع زندگی های ما با الگو گرفتن از معصومین علیهم السلام نیست و مسیر زندگیمون رو از جایی غیر از اون نقطه ای که خداوند امر فرموده شروع میکنیم.

وقتی جهیزیه آماده شد پس از مدتی می خواهند بهترین عروس عالم یعنی حضرت زهرا سلام الله علیها را به خانه ی بهترین داماد عالم یعنی امیرالمومنین علی علیه السلام ببرند. پیامبر به امیرالمومنین میفرمایند که بدون مهمانی نمی شود. ولیمه ای تهیه می شود و در شام عروسی به مهمان ها داده می شود.

این خلاصه شروع زندگانی دو تن از برترین مخلوقات خداوند است. به همین سادگی...!! اما در همین مسئله هم وقتی نگاهی به ازدواج های امروزی میندازیم و مقایسه ای انجام میدیم میبینیم که نه تنها بر اساس الگو برداری از این عزیزان نیست بلکه به نوعی الگو برداری از دشمنان این بزرگواران مانند یزید و معاویه است...!!

بریز و بپاش هایی که در اکثر موارد ضرورت ندارند و چشم و هم چشمی هایی که هر کس سعی در این داره که به قول معروف روی دیگری رو کم کنه و خودش رو برتر نشون بده. چنین ازدواج هایی مسلما از مسیر خوشبختی در همون ابتدا منحرف شدند و اگر همین مسیر رو ادامه بدن هیچ موقع نمیتونن به اون مسیر اصلی برگردند.

در شب عروسی این بزرگواران شعر هایی خوانده شد و مردم دست زدن و پیامبر امر فرموده بود چیزی مگویید که مخالف رضای پروردگار باشد، به عبارت دیگر این چنین خانواده ای مخالف شاد زیستن نیستند اما با هر گونه شاد زیستن نیز موافق نیستند ،مفهوم شاد بودن با سخره گرفتن افراد متفاوت هست  مفهوم شادی با بیهوده سخن گفتن متفاوت هست ...

اما در عروسی های ما چه چیزهایی جریان پیدا میکنه...؟؟ زندگی هایی که بازم در ابتدا با گناه شروع میشن. عروس و داماد اینجوری زندگیشون رو شروع میکنن و وارد زندگی مشترک میشن. حال این سوال پیش میاد که این نوع زندگی آیا رنگ خوشبختی واقعی رو به خودش میبینه...؟؟ بدون شک در چنین زندگی هایی که با گناه شروع میشن مشکلات بسیار زیادی در طول زندگی به وجود خواهد اومد و معمولا افراد نمیتونن در برابر این مشکلات طاقت بیارن و اون احساس رضایت قلبی و یا همون خوشبختی رو در زندگیشون کمتر خواهند دید.

ما به امر خدا زندگی مشترک رو شروع میکنیم اما از مسیری که خدا گفته حرکت نمیکنیم و همین باعث میشه زندگی که تصور میکردیم با اونچه که در انتظار ماست تفاوت زیادی داشته باشه و وقتی با مشکلات زندگی مواجه میشیم داد و فغان از نهاد ما بلند میشه.

آیا جایی که در زندگی احساس خوشبختی نکردیم و زندگی بر ما تنگ شد به این فکر کردیم که چجوری به اینجا رسیدیم...؟؟ آیا در همون مسیر رضای الهی قدم برداشتیم و به اینجا رسیدیم یا یه جاهایی مسیر خدا رو بیخیال شدیم و قدم در مسیر لذت نفسانی خودمون گذاشتیم...؟؟

مسلئه دقیقا همینه. مسیر خوشبختی یک مسیر واحدی هست که از قبل ترسیم شده و فقط کسانی که در اون مسیر قدم برداشتن تونستند در زندگی خوشبخت بشن.

از منظر دین عوامل متعددی برای خوشبختی ذکر شده. یکی از جاهایی که میشه این قضیه رو به وضوح دید سوره مبارکه مومنون هست که خداوند ویژگی های این افراد رو برمیشماره. ویژگی هایی که در این سوره بیان میشن ویژگی افرادی هست که در زندگی به خوشبختی واقعی رسیدن و در آخرت هم در زمره خوشبختان و سعادتمندان قرار دارند. این سوره ملاک خوبی هست که خودمون و اعمالمون رو بسنجیم و ببینیم آیا ما هم در مسیر خوشبختی داریم گام برمیداریم و یا اینکه از مسیر منحرف شدیم اما خودمون متوجه این قضیه نشدیم...!!

گویند این سوره در مکه نازل شده و پیامبر فرمود «10 آیه بر من نازل شده که هر کس آن ها را برپا دارد و عمل کند وارد بهشت خواهد شد.»

ادامه دارد ...

" مجید 95 "


موضوعات مرتبط :
مسائل اعتقادی مطالب مجید 95