سلام
نزدیک به سه ساله که ازدواج کردیم و منو شوهرم هر دو فعلا قصد نداریم بچه دار شیم البته بیشتر تصمیم دست شوهرمه, یعنی من سپردم دست اون هر وقت اون خواست, خدا رو شکر روابطمونم خیلی خوبه و یجورایی زن و شوهر فانتزی هستیم و از کوچیکترین کارا تو زندگیمون لذت میبریم و اما مادر همسرم عوض اینکه خدا رو شکر کنه که روابط ما خوبه, دایم به من گیر میده بچه بیارید مادرشو دوس دارم اما هربار که این موضوعو مطرح میکنه منو ناراحت میکنه, به شوهرمم گفتم یکی دوبار گفتم,ا بهم گفت هر کسی که گفت بگو شوهرم نمیخواد اما هربار که به مادرش این جوابو دادم بهم میخندید و باحالت مسخره میگفت مگه باید پسرم بخواد
آدم کینه ای نیستم اما هربار که کله منو میبینه این موضوعو میگه و نارحتم میکنه منم آدمی ام که به حرف حساسم
دوس ندارم از مادرش متنفر بشم اما با این وضعیت که پیش میره کم کم داره ازش بدم میاد
چیکار کنم چی بگم که این قضیه تموم بشه؟


موضوعات مرتبط :
بارداری و زایمان روابط عروس و مادر شوهر

مطالب مرتبط :