سلام

3 ساله که با یه پسری دوستم.. هم دیگه رو خیلی دوست داشتیم. هر وقت گفتم بیا خواستگاری گفته نمیتونم هردفه یه بهانه اورده که نشون بده علی رغم اینکه خیلی دوست داره ولی نمیتونه. 

همون حرف های همیشگی همه پسرها...تا میگه یه چند روز قهر میکنم باهاش خودش منت کشی میکنه. همه چیزو میشکنه سر من. که تو دوسم نداری. اره برم گم شم. چرا جوابمو نمیدی. حتی چند بار خواستگار داشتم شب تا صبح پیام داده و حتی چند بار گریه کرده که بدون تو من چیکار کنم.من لیاقت ندارم و این حرفا. تا من دوباره برگشتم. دوباره خوب شدیم. با چنتا معذرت خواهی و یه مدت خیلی خوب میشیم. می میریم واسه هم. تا حرف ازدواج میشه میکشه عقب. این دفه میگه من میترسم نتونم. میگه یه خودم اعتماد ندارم فکر میکنم اون مردی که تو میخوای نیستم. میگه از ازدواج کردن میترسم. میگه تو بچه ای نمیفهمی. زندگی سخته. احساساتی تصمیم نگیر. با چیزایی که توی اینترنت خوندم میگم یا کلا دوست نداره یا واقعا ازون دسته پسرایی هست که ترس از مسولیت دارن و نمیتونن تصمیم بگیرن.من واقعا کلافه شدم ازین وضعیت.نه طاقت وتحمل دوری وجدایی رو دارم ونه دلم میخواد که از دستش بدم. واقعا دوسش دارم. میخواستم بپرسم چیکار کنم؟ چطوری بفهمم که می ترسه یا دوسم نداره. چه راهی به ذهنون میرسه؟


کاربران خانواده برتر در مورد پست (هر وقت گفتم بیا خواستگاریم گفته نمیتونم) ، (۲۰) نظر داده اند، برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا کلیک یا اشاره کنید
↓ مشاهده تازه ترین مطالب مرتبط ↓ :
مسائل خواستگاری (برای دختران) (۱۴۳ مطلب مرتبط)