سلام

دختری 25 ساله هستم و دانشجو و محجبه، چند وقتیه متوجه شدم به خانوادم به شدت وابسته هستم، جوری که وقت هایی که خونه م همه ش اشک میریزم از عشق و علاقه به مادرم، مثل اینکه دوست دارم وجودش رو درک کنم ولی وقتی نمیتونم گریه میکنم، ولی وقتی دانشگاهم خیلی احساسی نمیشم.

مشکلی که الان هست من تو سن ازدواجم، خواستگار هم کم ندارم ولی همه شون رو یه جوری رد میکنم چون اصلا نمیتونم از خانوادم جدا شم، نیاز ج... هم خیلی خیلی کم دارم شاید 1 درصد، ولی خب یه جورایی الان سربار خانواده خودم رو میبینم، و از طرفی خانوادم دوست دارن من ازدواج کنم.


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
تعامل با خانواده (۴۱۰ مطلب مشابه)