سلام

از اینکه ایران بدنیا اومدم ناراحتم ! من توی یه خانواده بدنیا اومدم که پدرم بدلیل اخلاق و رفتار بدی که داشت  تک تکمون مشکل عصبی پیدا کردیم ..

مادرم افسردگی داره . برادرم اعتیاد داره . پیش دکتر هم رفتیم فقط قرص داد . با کسی رفت و آمد نداریم . من ۲۴ سالمه خواستگار ندارم . تمام دوستام حتی کوچکترها ازدواج کردن .

بعضی از مردم به چشم دختر تـ... نگام میکنن . تیکه و متلک بهم می ندازن . ما سن ازدواج تو شهرمون تا ۲۱ هستش . بعد اون دختر میشه بار اضافی و اخ ! اکثر دوستام ازدواج کردن.

من تو مکان های اجتماعی هم رفتم کسی نبود. الان یکساله خونه نشینم . جاهایی که رفتم تحقیر شدم خواهش میکنم بازم نگید برو. الان که دارم مینویسم برای اون رفتارها گریم گرفت.

تو وبلاگ دیدم بعضی از پسرا دختر سن پایین میخوان . اونم چون تازه تره بهتره ال بله ... از ایران از این مردم نگاه ها ، فرهنگشون متنفرم . از خدا گله دارم خیلی ... درسته خیلیا از من بدبخت ترن اما خیلیا هم از من خوشبخت ترن..

من تو باطن زندگی مردم نیستم ولی قطعا وقتی بدبخت تر ازمن هست خوشبخت تر هم هست... 

پیش هر چی خانواده برتریه میگم از خدا گله دارم. منم آدمم احساس دارم . فقط به این دلیل که محکومم هر چی خدا میگه بگم چشم باید انقدر حس ناراحتی از زنده بودنم داشته باشم؟ یه عده غرق خوشبختی اند یه عده بدبخت . بعد خدا انتظار داره کفر شو نگم ؟ گله نکنم ؟  خیلی ناراحتم ...

خیلی از اینکه ایرانیم احساس تأسف دارم از این کشور و مردمش متنفرم از هر چیزی که دو نفرست متنفرم .. تا الان به بعد خودمو حفظ کردم . فقط غم و بدبختی نصیبم شد . هیچ نمیخوام خدا اون دنیا بهم پاداش بده . این همه ادم هست خدا هواشونو داره .

ازدواج تو زندگیم نیست باشه . قبول! ولی با تیکه متلک ها با احساس های قلب شکستم با خیلی از فشارها چکار کنم؟ من مزاجم گرمه. شب نیست گریه نکنم. حتی دکتر هم رفتم گفت واجبه ازدواج کنی . از سر قبرم خواستگار بیارم ؟  از خدا گله دارم خیلی زیاد ... ناراضی ام


موضوعات مرتبط :
مشورت در ازدواج خانم ها