سلام

دوستان مسئله ای که هست توی زندگیه بنده در مورد مسائل احساسی و تاهل به شکلی اپیدمی در اومده و برای اون لازم میدونم سه بخششو بگم تا متوجه موضوع بشید که در بخش سوم نیاز به مشورت شما عزیزان دارم .

1- من در دوران لیسانس گرفتار عشق یک طرفه ای شدم که هنوز زبونزده خاص و عام هستش طوریکه از من مردی ساخت که باید حالا مسئله اینه که بعد از پس زده شدن از طرفش، بعد یه مدت که تا اعتیادم رفتم به خودم اومدم و از خودم مردی ساختم که دخترا شیفتش می شدن تا اینکه این عشق که برام واقعا دست نیافتنی بود از همه لحاظ سر تر از من بود خودش دنبالم اومد ولی حالا چرا ... و بعد از طرد شدن از من با کسی رفت ولی چشمش همش دنبال من بود .

2- بعد از اون دوران من به شدت تو کارم پیشرفت کردم همه جوره صفر بودم تصمیم گرفتم زن بگیرم دختر متینی برام انتخاب کردن خانواده ،بعد 2 جلسه جوابش منفی شد ولی بعد از اون هی پیغام به انواع مختلف که برگرد دوباره خواستگاری کن ولی به خدا دیر بود .

3- من تو خانواده بسیار ضعیفی ولی موقری بزرگ شدم توی اقواممون دختری بود بسیار زیبا . ولی همه "پدر مادرش مادر بزرگش میگفتن این دختر برای پسر خالمه که هم سنیم .

من اصلا توجهی نداشتم نه حسادتی نه چیزی چون خدا میدونه خیلی ذهن پاکی دارم تو همون عالمه بچگیم یادمه اون دختر یکی دو بار منو تو بازیامون در برابر پسر خالم دست مینداخت تا بهم بفهمونه اونو بیشتر دوس داره .

یه بارم وضع خانوادگیمونو مسخره کرد که دلم شکست  تا اینکه بزرگتر شدیم منو خدا مثل سرو بزرگ کرد و هر کی میدیدتم باورش نمیشد این همون بچه ضعیفه . خلاصه پسر خالم ازش جواب رد شنید و همین چند روز پیش عمه دختره بهم گفت چرا خواستگاریه اون نمیری میدونم منتظر تو میمونه و اینکه خواستگاراشو ( که می دونمم کمم نیستن ) به خاطر اینکه تو قدمی برداری رد میکنه چون تو رو تو مراسم ختمی چند سال پیش دیده و عاشقت شده .

حالا سوال من اینه چرا من اولش پس زده میشم بعد مسئله بر عکس میشه اگه اولی پول بود دومی که نبود اگه اولی ظاهر بود دومی که نبود .

و اینکه دارم به دختره فامیل فکر می کنم ولی یاد بچگی بدجوری داغونم میکنم میگم چرا حالا من باید خوشبختش کنم من که میتونم کس دیگه ای رو خوسبخت کنم چرا اون  ؟

اصلا خودمم متعجبم من که این همه خود ساخته ام سنم هم که کم نیس چرا نمیتونم حلش کنم ناخوداگاهم بدجوری اذیتم میکنه به نظرتون من حق دارم یا دارم انتقام میگیرم .

اصلا باید بهش فکر کنم اینم بگم دوستشم دارم و می دونم اگه یه روز باهاش ازدواج کنم انقد شعور دارم همه رو ببخشمو و بذارم از زندگی لذت ببریم ولی شاید بخشش نه فراموش.

ممنون

موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,