سلام یه دختر هستم   بنا بدلایلی بعد از تولدم پدر و مادرم از هم جدا شدند و تا 9-10  سالگی پدرم دوباره ازدواج کرد . مادر بزرگم مسئول مراقبت از من بود  مامانم ( هر جا نوشتم منطورم نامادریم هست) برای یکی از شهر های شمال کشور هست و روابط خیلی نزدیکه و سه تا خاله داره و یکی دایی که یه جورایی بزرگ خانواده هست و همه از حرفش جساب می برن .

دلیل این حساب بردن جدا از اینکه قدیم از پدر و مادر بیمارش به نحو احسن نگهداری کرده  و اون موقع که همه دنبال کشاورزی و دامداری بودن یا اگر درس میحوندن نهایتا تا دیپلم تحصیلات عالی هم داره و در کل مرد با تجربه و سرد و گرم کشیده ای هست .

دایی مامانم  به هر دلیلی دیر ازدواج کرد به هم دلیل پسر دایی مامانم که کوچیک ترین نوه هم هست  دو سه سال از من بزرگ تره .

قبل محرم بود که مادرم بهم گفت از من خواستگاری کرده حقیقتش خودم هم یه جورایی دلم راضی بود  به این اتفاق افتاد موقع خواستگاری قرار یر این شد اول آزمایش خون بدیم که اگه مشکلی پیش اومد تا ارتباط بین ما خیلی صمیمی نشد جلوش گرفته شه .

خوشبختانه آزمایش مشکلی نداشت و قرار شد یه مدت با هم زیر نظر خانواده در ارتباط باشیم که باهم اشنا بشیم  . پسر دایی مامانم هم مثل پدرش خود ساخته هست و از دوران دانشجویی تو یه شرکت خصوصی کار می کرد  و بلافاضله بعد تموتم شدن درسش اومد تهران تو یه شرکت معتبر حسابداری تو تهران کار گرفت.

الانم یه نزدیک سه ماه هست که تو یه نهاد نیمه دولتی با شرایط خوبی استخدام شده  . خودم  با خودش و خانوادش مشکلی ندارم و نظر مثبته  دایی مادرم یه  دختر هم داره که 9-10 سال از برادرش بزرگتر و متاسفانه از  عقب ماندگی ضعیف رنج میبره به همین دلیل خواستگارم یه جورایی تک فرزنده .

اونم تو جلسه سوم اشنایی به من گفت که وظیفه خودش می دونه  از اونا مراقبت کنه و در صورتی که خدایی نکرده پدر و مادرش نیاز به مراقبت داشته باشن  تهران نزدیک خودمون یه خونه واسه اینا رهن می کنه و بر حسب توان مالی یه پرستار تمام وقت یا نیمه وقت واسه شون میگیره و من باید حواسم خیلی به خانوادش باشه و  از طرفی گفت بعد 120 سال  بعد پدر و مادرش مسئولیت خواهرش با ایشونه  از من خواست موقع تصمیم گیری به این نکات خیلی توجه کنم که حقیقت درسته که این ها یه سختی هاییم داره ولی برای من  قابل مدیریته .

نگرانی دیگه خواستگارم روی این مسئله هست که درسته به گفته پزشکا مشکل خواهرش ارثی نبوده و یه جهش ژنتیکی هست  از من خواسته که در صورت بارداری حتما باید قبل و بعدش زیر نظر متخصص ژنتیک باشیم و در صورت تشحیص پزشک  بچه  رو سقط کنیم.

این مورد برای من یه خرده ترس ایجاد کرده خواهریم ندارم که دربارش باهاش صحبت کنم دحتر عمو و عمه و ... همه بچه ان . از طرفی با مامانم و مادر بزرگم ابنا رو دربایستی دارم نمی تونم از اونا تو این زمینه کمک بگیرم .

سوالی که از شما داشتم چقدر احتمال داره با اون که تو آزمایش خون مشکل نداریم  امکانش هست در آینده بچه دچار مشکل بشه ؟ اگر خدایی نکرده  نیاز به سقط باشه برای بارداری مجدد مشکل ایجاد نمیکنه؟ یا اینکه احتمال داره نتونیم بچه ای بدون مشکل متولد کنیم؟

خواهرشم از پس کارهای شحصیش بر میاد و فقط تو محیط های استرسی و تنشی نیاز یه مراقبت داره فزض کنید با یه دختر سی و چند ساله  مواجه هستید  که انگار 13 سالشه .

تو این سایت دیدم که چند نفر از چنین مشکلی رنج می بردند اما همه مثل من قبل ازدواج بود عاجزانه از اون دوستانی که تجربه دارن کمک می خوام اونایی که فرزند ،خواهر یا برادر یا تو دوست وآشنا چنین مشکلی دارن چه راهکاری دارن ؟ آیا درسته که شرط کنم در صورت لزوم خواهرشو ببره آسایشگاه معلولین ؟ منطقی نگاه کنیم شاید بین 10 تا 40 سال دیگه این اتفاق بیوفته به نظرتون چیکار کنم ؟ التماس میکنم کمک کنید این تصمیم برای ادامه زندگیم خیلی مهمه!!!!