سلام

فرض کنیم عوامل زیستی-تکاملی وجود نداره! یعنی در مراحل فرگشت بشر نقش انتخاب طبیعی و این دست مسائل علمی رو نادیده بگیریم. فرض کنیم فطرت خدادادی هم در کار نیست به گونه‌ای که مرد ذاتاً قبل از هر چیز جذب زیبایی یک زن بشه. فرض کنیم عوامل تربیتی خانواده هم نقش پررنگی ندارند:

مثلاً در خانواده هیچ وقت از زیبایی‌های ظاهری دختران و زنان تعریف نمی‌شه و ... حتی فرض کنیم که ( الکی مثلا ) دختران و بانوان جامعه ایرانی همه با پوشش کامل و ساده و سرسنگین در اجتماع ظاهر می شوند و دلبری های جنسی انجام نمی‌دهند. آیا در این شرایط، باز هم اکثریت پسران ظاهربین خواهند بود و ملاک اول‌شان در انتخاب یک دختر زیبایی ظاهری و اولیه اوست ؟ پاسخ در ادامه شرح داده می‌شود:

یک آقا پسر ایرونی سالم و گل گلاب چه طور زندگی می‌کند؟ در این دوره زمانی، او حتماً یک گوشی موبایل، یک تلویزیون، احتمالا گیرنده ماهواره، یک لپ تاپ یا سیستم کامپیوتر، وسیله پخش فیلم مثل دی وی دی یا غیره و کتاب‌هایی رنگارنگ دارد. فرض کنیم او به هیچ عنوان اهل دیدن پورن نیست.

این پسر گل محجوب ما گوشی خود را بدست می‌گیرد؛

در اینستاگرام، با صفحات بی شماری شامل عکس های بازیگران ایرانی و خارجی، مدل ها، مانکن ها، خواننده های زن ترگل ورگل، و حتی زن های کم پوشش عادی در سر تا سر جهان دوست داشتنی ما رو به رو می‌شود؛

یکی از یکی زیباتر و جیگرتر.

در تلگرامش؛

مدام پروفایل‌هایی با تصاویر زن هایی با زیبایی اساطیری با ژست‌هایی هنرمندانه در اوج ظرافت زنانگی چشمانش را می‌نوازند. تبلیغات کانال‌هایی برایش چشمک می‌زنند که از تصاویر زنان دلربا نهایت استفاده برده شده است.

در سایر شبکه‌های اجتماعی نیز وضع به همین ترتیب! این آقا پسر گل تصمیم می‌گیرد گوشی اش را پرت کند در سطل آشغال! می‌رود سراغ تلویزیون. اول کمی ماهواره تماشا می‌کند اما ای داد بیداد! وضعیت پوشش و حالات زنان اسفناک است! اووه چه اندامی. چه چهره‌هایی... استغفرالله! ماهواره را می‌بندد و دیشش را از پشت بام پرت می‌کند! زنده باد صدا و سیمای جمهوری اسلامی!

خب، از مجری برنامه‌های مذهبی گرفته تا گوینده اخبار و بازیگران کودک و نوجوان و بزرگسال، با گریم‌هایی سنگین، چهره‌هایی بی عیب و کاست، لبخندهایی نمکی و فانتزی و همه جذابیت‌های بصری در حال نمایش هستند. ای بابا! این هم که نشد. تلویزیون را از طبقه سوم پرت می‌کند به کوچه. خلاص!

می‌رود سراغ لپ تاپش. چون بچه مثبت است در اینترنت فقط در خبرگزاری‌های داخلی چرخی می‌زند، اوه اوه. عجب تیترهای خفنی!عکس متفاوتی از سحر قریشی با آرایش جدید، تیپ جدید الناز شاکر دوست در لندن، سلفی ترانه علیدوستی پشت صحنه شهرزاد، مدل موی جدید سحر دولت‌شاهی. دور همی بهنوش بختیاری و نرگس محمدی و لیلا اوتادی و ...

ای بابا اینجا هم که زنان خوشگل خوش استایل دست از سر ما بر نمی‌دارند. لعنت! لپ تاپش را هم می‌بندد و از پنجره اتاق پرت می کند داخل باغچه. خب حالا چه کنم؟ حوصله‌ام سر رفت بروم کمی فیلم ببینم. شازده می ‌رود و احیاناً فیلم هالیوودی، بالیوودی یا ایرانی انتخاب می‌کند. لا فرق بینهم! کلهم نور واحد! باز هم زنان قد بلند جذاب خوش سیمای خوش‌ بر‌ و‌‌‌ رو ...

اصلاً  این قرتی بازی‌ها به ما نیامده! بریم کمی حافظ بخوانیم عرفان خونمان بالا بیاید؛

دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود              تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود

دل که از ناوک مژگان تو در خون می‌گشت       باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود!

ای دل غافل! حافظ هم بعله!؟

حالا این پسر بخت‌ برگشته بیگناه هر دیوان و دفتر شعری از هر عصر و زمونه‌ای می‌خواهد دست بگیرد، باز هم طوماری از اشعار گران در وصف پری رویان، سیمین تنان، غزال چشمان، طنازان و عشوه‌گران و عشاق مجنون شان در پیش چشمانش می‌رقصند و او را به رویا می‌برند.

هر چه کتاب و رمان ادبی هم هست پرت می‌کند گوشه انباری. غم عالم هم دلش را می‌گیرد که خواستیم چشم‌پاک و ذهن‌پاک و محجوب بمانیم، ظاهراً چاره ای جز مردن نیست. آماده می‌شود که برود خودش را هم از بالای برج پرتاب کند که مادرش سر می‌رسد. پسر گلم عزیزم نور چشمم مادرت به قربانت،  برو لباس بپوش آماده شو دختر برایت پیدا کرده‌ام پنجه آفتاب!

خب این شهزاده  سوار بر اسب خیال، هفتاد هشتاد جا خواستگاری می‌رود اما خودش هم نمی‌داند چرا هیچ کدام از این پنجه‌های طلایی آفتاب به دلش نمی‌نشینند. شاید باید دنبال پنجه نقره گون مهتاب بگردد! می رود و می‌رود و آخر سر ناامید و خسته و افسرده می‌آید وبلاگ خانواده برتر پیام می‌گذارد که کو دختر ؟ ازدواج خیلی خیلی سخت شده....

و هنوز هم که هنوز دارد در فانتزی‌های خود شبح خوشگلانی چون اسکارلت و جنیفر و آنجلینا و آیشواریا و کارداشیان‌ها و لیلاها و النازها را می‌بیند و حسرت می‌خورد و از زندگی خسته تر می‌شود...

خسته نباشی دلاور! خدا قوت پهلوان!!!