سلام

من الان یک سال و نیمه که نامزدم ، تو این دوران نامزدی بدترین دعواها رو کردیم باهم، بدترین فحش ها رو دادیم بهم، اون به مامان من ، من به مامان اون ، هیچ احترامی بین خودمون نمونده .

راحت میتونیم  فحش ناموسی بدیم دعوا کنیم ... ولی بعد دعوا یا رفتیم پیش یه بزرگتر که مشکلمون حل شده و آشتی کردیم . اکثرا یا اومده نازمو کشیده و آشتی کردیم ... همین الان هم که مینویسم شب گذشته یه دعوای کردیم یعنی از گریه داشتم میمردم منو هل داد سیلی محکم زد تو گوشم ، هر چی بد و بیراه بود بهم گفتیم .

علت دعوامون هم این بود که من خواهرم زایمان کرده بهش گفتم صد بده کادو بدم . نامزدم هم گفت ندارم من صد تومان ندارم از پنجاه بیشتر نمیدم منم گفتم خاله شمو همه صد تومن دادن من کم بدم زشت میشه و جر و بحثمون بالا کشید... اینم بگم نامزدم ماهی سه تومن درامد داره ولی یه کم خسیسه ...

نمیدونم چیکار کنم با این اوضاع، هر وقت دعوایی پیش اومده یا من از حال رفتم یا سر درد گرفتم اونم ناراحت شده ولی بقیه با خبر نشدن از دعواهامون، با این اوضاع موندم چیکار کنم سر هر مشکل مالی یا مشکل دیگه حرف همو نمی فهمیم دعوای اساسی پیش میاد ،از یه طرف هم من نمیتونم خودمو کنترل کنم ، همین دیشب کتری آب جوش رو بخاری بود با دست زدم افتاد یا سوییج ماشین پرت کردم بهش خورد  . الان فکر میکنم میگم اگه به چشش میخورد حتما کور میشد ...

همدیگه رو خیلی دوست داریم شاید هم نداریم ،چون با این دعواها اینکه اسمش دوست داشتن نیست....

چیکار کنم ؟ چه جوری برخورد کنم؟ مشکلم واقعا حاده ، دعواهای سطحی نکردیم هیچ وقت ، یعنی یا یه روز اون میزنه من کر میشم یا من میزنم اون کور میشه .

من به هیچ کس نگفتم که اینجور دعوا میکنیم مامانم بدونه قطعا میگه به دردت نمیخوره ... . نامزدم مدیریت نداره ،اینو خودش هم میگه ،میگه چیکار کنم بلد نیستم ،نمیدونم خودم هم که عصبانی شدنی نمیتونم خودمو کنترل کنم همش میترسم ، اصلا هم نمیخوام طلاق بگیرم چون رابطه کامل هم داشتیم، نداشتیم هم نمیخواستم جدا شم ، تو خوشی هام بهش میگم من اولین و آخرین انتخابم تویی ،اونم منو دوست داره ولی هر دومون عصبانی شدنی نمیتونیم خودمونو کنترل کنیم ...

ممنون