سلام دوستای گل، امشب شب اول محرمه برای حال دل همه آدما دعا کنید .

بیست و اندی سالمه، واقعیت رو بگم نقاظ ضعفی دارم که خیلیاش مربوط به خودم نیست و توش قرار گرفتم اما به لطف خدا ظاهر خوبی دارم محجبه هستم و فعالیت اجتماعی دارم و رفتار و حرکاتم کاملا به جا و مناسبه (طبق نظرت بقیه)

یه آقایی از همکارانم بعد دو سال زیر نظر داشتن بنده خواستگاری کردن و همه شرایط ( یا همون نقاظ ضعف ) منو قبول کردن، اما چیزی که چند روزه ناراحتم کرده یه اتفاق عجیبه ( از نظر من شاید )

من برای کارم یه چند باری دوست ایشون رو دیدم ( دوست ایشون هم یه جورایی همکار بنده هستن ) این دوستشون میدونن که ایشون از من خواستگاری کردن و برای تحقیق هم مزاحمشون شدن اقوام.

نکته بد ماجرا اینه همین دوست خواستگارم چند روز پیش کسی رو واسطه کردن که برای خواستگاری با من صحبت کنه، اون واسطه خیلی راحت میگفت شرایط  ایشون از هر نظر مناسب تره ( مالی، معیشتی، خانوادگی)  خیلی شوکه شدم خیلی ناراحت شدم چرا یه دوستی که ده سال از رفاقتشون میگذره اینقدر باید نامردی کنه ؟ به نظر شما اسمش نامردی نیست؟

حالا من خودمم میدونم این آقا شرایطش خیلی بهتره ولی دلم اصلا نلرزیده و همون آقای خواستگار اولی مدنظرمه چون خیلی صادق و صاف و ساده ست. اما موندم بعدا چیکار کنم!

حتما با این سابقه رفاقت با همسر آیندم ( ان شاء الله ) باید مدام چشم تو چشم این آدم مثلا مذهبی و فرهنگی بشم... از طرفی دلم نمیخواد دیگه این دو نفر  با هم دوست باشن . از طرفی هم دلم نمیخواد با گفتن این موضوع به خواستگارم ناراحتی پیش بیاد...

شما بگید من چیکار کنم؟

آقایون من چیکار کنم که نه سیخ بسوزه نه کباب؟


موضوعات مرتبط :
مشورت در ازدواج خانم ها